پادکستی که میشنوید، از مجموعه پادکستهای بادکوبه است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات میپردازیم.
امروز در این قسمت از پادکست بادکوبه، میخواهیم دربارهی نقش روابط عمومی در برندسازی صحبت کنیم. ما برای تهیه این قسمت از منابعی مانند پارس نمودار، ایران اصناف، خویه دات کام و تجارت الکترونیک سپنتا کمک گرفتهایم.
امروزه دورهی بازارهای انحصاری به سر آمده و اکنون بازاریابی رقابتی جایگزین بازارهای انحصاری شده است. امروزه در بازارها، مردمسالاری مصرفکننده حاکم است و مصرفکنندگان انتخابهای متعددی دارند. در این بازار، مشتری بیش از تولیدکننده اهمیت دارد. اوست که انتخاب میکند کدام کالا و خدمات را از چه کسی بخرد.کافیست مشتری، کالایی را انتخاب نکند. آنگاه چرخه تولید با تمام دستگاهها و نیروهای انسانی آن از گردونه خارج میشوند.
اینجاست که روابط عمومی بهعنوان یک عامل تاثیرگذار نمایان میشود. از لحاظ علمی میتوان گفت: روابط عمومی، مجموعه فعالیتهاییست که با هدف حفظ و توسعه خوشنامی سازمان انجام میشود. با چنین نگاهی میتوان گفت :مدیریت خوشنامی همان مدیریت برند است.
بدین ترتیب میتوان تعریفی تازه از روابط عمومی ارایه داد. روابط عمومی مترادف است با حفظ و توسعه خوشنامی و این برایندی است از آنچه شما میگویید، عمل میکنید و دیگران دربارهی شما میگویند.
در مقایسه با سالهای گذشته که بر اهمیت تبلیغات در برندسازی تأکید میشد، امروزه بر نقش نحوهی برقراری رابطه با مشتریان و مخاطبان به عنوان عامل اصلی در برندسازی اشاره میشود. نوع رفتاری که صاحبان برندها و شرکتها با مشتریان و مخاطبان خود دارند، بهترین معرف و تبلیغات هر برند است که علاوه بر اینکه میتواند ارتباط با مشتریان کنونی را حفظ و پایدار کند؛ همچنین میتواند در جذب مشتریان جدید نیز بسیار مؤثر باشد.
بنابراین میتوانیم بگوییم بخش روابط عمومی هر سازمان یا شرکتی مهمترین و اصلیترین عنصر در برندسازی است. تبلیغات با اینکه میتواند نقش مهمی در شناساندن و معرفی یک کالا و شرکت داشته باشد ولی تنها از طریق برقراری رابطه مناسب با مشتریان و مخاطبان است که یک شرکت یا یک نام تجاری میتواند مشتریان دائمی برای خود کسب کند و در نتیجه تبدیل به یک برند شود. امروزه نحوه پاسخگویی به نیازها و تقاضاهای مشتریان اصلیترین راه شناسایی و خوشنامی یک نام تجاری است.
برندینگ یا برندآفرینی فرآیند تغییر یا تسخیر قلبها و ایجاد جایگاه در ذهن مردم است. به نوعی برندینگ نسخه تکامل یافته مارکتینگ یا بازاریابی است.
نقشی که روابط عمومی در سازمان ایفا میکند، استحکامبخشی به اصول جاری، تقویت چشمانداز و اهداف استراتژیک سازمان است. روابط عمومی سازمان بایستی بر خروجیها و تولیدات تمرکز کرده، پیام و شعارهای استراتژیک سازمان را هم خلق کند.
یادمان نرود که در بسیاری از موارد میتوانیم بگوییم کیفیت در محصول نیست بلکه در ذهن مشتریان و ارزش ویژه برند است و روابطعمومیها میتوانند نقش کلیدی در برندآفرینی و در آفرینش ذهن برند داشته باشند. ابتدا باید این ذهنیت را در درون سازمان پیادهسازی و سپس آن را در خارج سازمان و اذهان عمومی مفهومسازی کنند. این نقش میتواند به طور گسترده در قالب کمپین برندینگ پیاده شود.
اجرا و ارزیابی مداوم و اصلاح الگو های رفتاری، بررسی بازخوردها و کمک به قوام و ماندگاری برند توسط واحد ارتباطات و روابط عمومی قابل اجرا و مدیریت است.
نقش روابط عمومی در روند آفرینش برند به دو بخش تقسیم میشود:
آفرینشهویت برند
وقتی در یک سازمان فرآیند برندسازی انجام میشود مخاطبان برند با جوهر اصلی سازمان آشنا میشوند و این آشنایی توسط یک داستان از محصولات و خدمات از طریق رسانههای تبلیغاتی و اجتماعی گوناگون و به صورت دهان به دهان در میان مخاطبان میچرخد.
ارتباط با رسانههای گروهی
اکنون مردم زمان طولانی و ارتباطات متنوعی با شبکههای اجتماعی دارند. بنابراین تعامل و نزدیک شدن به آنان در شبکههای اجتماعی و تعامل با آنها آسان شده و این شبکهها امکان ارتباط دوسویه را فراهم کرده است.
نقش روابط عمومی در رسانههای اجتماعی باید پررنگتر باشد و قطعا مدیریت رسانههای اجتماعی، به اشتراکگذاری مطالب، تلطیف و تنویر افکارعمومی به عهده این واحد است.
روابط عمومی باید ارتباط دوطرفه میان سازمان و مخاطبان را فراهم کند و کارشناسان این حوزه با استفاده از رسانههای اجتماعی و دانش روز، امکان شناساندن سازمان، اطلاعرسانی و تبلیغات غیرمستقیم و گستردهای به مخاطبان را دارند و میتوانند در جهت ترویج برند سازمان گام بردارند.
بخش روابط عمومی هر شرکت است که میتواند با مشتریان به نحو مناسبی ارتباط برقرار کرده و با اطلاعاتی که از طریق این ارتباط از تقاضاهای مشتریان و نیازها و سلایق آنها کسب میکند بتواند ارتباط میان مشتریان و برند را قویتر کرده و به تداوم ارتباط آنها کمک کند.
هر چقدر قسمت روابط عمومی شرکتی بتواند وظایف خود را بهدرستی انجام دهد و در انتقال اطلاعات از مشتریان به صاحبان برندها و از برندها به مشتریان موفق عمل کند و یک ارتباط پویا و دائمی بین آنها ایجاد کند میتواند به حفظ یک برند، خوشنامی آن و موفقیت در عرصه رقابت با دیگر برندها کمک بسزایی کند.
روابطعمومیها برای کسب موفقیت باید به چند نکته توجه کنند.
1-بدانند برند یک موجود زنده و نیازمند به توجه روزانه است.
2-روابط عمومی باید محیط شناسی و آگاهی از خصوصیات و ویژگیهای برند و آیندهپژوهی را در برنامهی کاری خود قرار دهد.
3-روابط عمومی باید بداند که ارزیابی برند و سازمان همواره توسط مخاطبان در جریان است.
4-متخصصان روابط عمومی باید با چشم و گوش باز و به صورت لحظهای و در «زمان واقعی» مخاطبان را پایش و پاسخ مناسب به انتظارات آنان را فراهم کنند.
5-روابط عمومی باید برنامه بلندمدت و سالانه که قابلیت ارزشسنجی، تعهد برند، درک مخاطبان اصلی، ارتباطات مستمر با مشتری، نوآوری در بازار، خدمات و ارزیابی مسئولیت سازمانی داشته باشد را تعیین کند.
از طرفی نباید فراموش کنیم که روابط عمومي به عنوان نقش آغازين در يك سازمان، در موارد زيادي به حمايت از بازاريابي سازمان برميخيزد.
بنابراین میتوان بهبود آگاهی مخاطب، هدايت فروش، تقويت تاثير بهبود فروش و تبليغات، ایجاد انگیزه در نيروي فروش، توجه به عوامل توزيع، ارتباط صحیح با سهامداران و خردهفروشها، کمک به معرفي كالا و خدمات جديد و ایجاد وفاداري به نام و نشان تجاري در مخاطب را از دیگر وظایف روابط عمومی برشماریم.
در یک کلام روابط عمومی علم و هنر به دست آوردن اعتماد مخاطبان به سازمان و استفاده صحیح از آن است.
بوش در سال 1886 تحت عنوان نام آلمانی «کارگاه مکانیک دقیق و مهندسی برق» در یک حیاط خلوت در بخش غربی اشتوتگارت آلمان توسط رابرت بوش شروع به کار کرد.
در سال 1901 اولین کارخانه شرکت لوازم خانگی بوش افتتاح شد.
اجاق گاز، یخچال، ماشین لباسشویی، ماشین ظرفشویی، جاروبرقی، غذاسازها، قهوهسازها و دیگر لوازم آشپزخانه و مراقبت از پوست و مو (سشوار و اتو) از جمله تولیدات لوازم خانگی بوش هستند.
در سال 1913 بوش چراغ خودرو تولید کرد.
تا سال 1929 شرکت سهامی بوش بیش از 10 هزار کارمند داشت.
در سال 1932 اولین دریل برقی و رادیو پخش توسط شرکت لوازم خانگی بوش به بازار عرضه شد.
در سال 1933 بوش نخستین لوازم خانگی خود در آلمان را عرضه کرد. یخچال برقی کوچکی با گنجایش 60 لیتر که به شکل مدور بود.
اولین سری ماشینهای لباسشویی بوش در سال 1958 تولید شدند.
در سال 1987 بوش شرکت سیستمهای امنیتی تلنورما را خریداری کرد.
در سال 1989 فناوری جدید «خنک کننده» در یخچالهای بوش عرضه شد که موجب میشد میوهها و سبزیجات برای مدت زمان طولانیتری در یخچال تازه و با طراوت بمانند.
در دهه 1990بوش استانداردهای تازهای در خصوص محیط زیست وضع کرد و یخچالهای تولید خود در آلمان، یونان و اسپانیا را کاملا به محصولات فاقد گاز CFC و FC تبدیل کرد.
پس از جنگجهانی دوم بوش با شرکت خودروسازی ژاپنی دنسو وارد شراکت شد.
بیشتر لوازم خانگی بوش دارای برچسب انرژی (A++) و (A+++) هستند.
با استفاده از Home Connect بر روی گوشیهای موبایل، بوش به کاربران خود این امکان را میدهد تا لوازم خانگی خود را حتی بیرون از خانه کنترل کنند.
حدود 40 درصد از تولیدات ثبتشدهی بوش مربوط به محافظت از محیط زیست و استفادهی صحیح از منابع طبیعی است.
بوش از سال 1990 توانسته مصرف آب در محصولات خود را به بیش از نصف کاهش دهد.
پسماند تولیدات در کارخانههای بوش جمعآوری و جداسازی میشود و اکنون 92 درصد آن بازیافت میشود.
بوش میگوید: «ما نمیتوانیم فعالیتهای روزانه زندگیتان را تغییر دهیم اما میتوانیم آنها را برای شما آسانتر و کوتاهتر کنیم.»
پادکستی که میشنوید، از مجموعه پادکستهای بادکوبه است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات میپردازیم.
امروز در این قسمت از پادکست بادکوبه، میخواهیم دربارهی پنج اصل مؤثر درمذاکره صحبت کنیم. ما برای تهیه این قسمت از منابعی مانند وبسایت آسانپِن کمک گرفتهایم.
بسیاری از مردم با نزدیک شدن به زمان مذاکره بر سر یک قرارداد احساس نگرانی میکنند. شاید به خاطر عدم اعتماد به نفس، ترس از ناکامی یا نداشتن مهارتهای سادهی مذاکره باشد که بیشتر صاحبان کسبوکار، هنگام شکل دادن به یک همکاری به کمتر از آنچه میخواستند رضایت میدهند.
نداشتن مهارتهای کسبوکار و تواناییهای لازم شما را وادار میکند آنچه را که به دنبال آن هستید رها کنید. این کار باعث میشود سرمایهگذاری شما در یک رابطهی تجاری بیش از منفعتی باشد که احتمالا کسب میکنید.
از سوی دیگر توانایی مذاکره بر سر موضوعات مناقشهبرانگیز و توافقهای تجاری به شما این امکان را میدهد که بیشترین سود را از رابطههایی که ایجاد میکنید بهدست بیاورید و از ظرفیتها به بهترین شکل استفاده کنید. با قرار دادن خود یا سازمانتان در موقعیتی که همیشه بتوانید بهترین گامهای رو به جلو را بردارید میتوانید پیشرفت خوبی در صنعتتان داشته باشید.
بهعنوان یک کارآفرین همواره در موقعیتی قرار دارید که باید بر سر منافع کسبوکارتان مذاکره کنید. این مسئله بهویژه برای کسبوکارهایی که بهتازگی راهاندازی شدهاند یا مواردی که حاشیهی سود بسیار کمی وجود دارد از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
بهبود مهارتهای مذاکره حتی به کارمندان نیز کمک میکند تا بهتر بتوانند منافعشان را دنبال کنند. برای مثال ممکن است شما سعی کنید بر سر افزایش حقوق یا حتی ساعات کاری انعطافپذیرتر در هنگام تجدید یک قرارداد مذاکره کنید.
به همین دلیل امروز ما به سراغ پنج اصل مؤثر درمذاکره میرویم.
1-از ارزش و اهمیت خود آگاه باشید.
پیش از اینکه به فکر ملاقات با یک کارفرما یا همکار کسبوکار بیفتید لازم است نسبت به دو موضوع تصور روشنی داشته باشید:
1-با توجه به وضعیت خودتان استاندارهای صنعتتان چه هستند.
2-در مقایسه با کارمندان یا شرکتهای متوسط جایگاه شما چگونه است.
شما بهعنوان شرکتی که برای همکاری در یک کسبوکار وارد مذاکره شده است، باید قادر باشید بهطور دقیق توضیح بدهید که چرا دیگران باید خواهان کار کردن با شما باشند.
اگر افراد آن سوی میز به این نتیجه نرسند که شما در مقایسه با دیگران چیزهای بیشتری برای ارائه کردن دارید، احتمالا کسبوکارشان را با افراد دیگری دنبال میکنند.
بهطورکلی شما هنگام مذاکره میتوانید به سه شیوه شرکت خودتان را از دیگران متمایز کنید:
1-وعدهی سازگاری؛
2-وعدهی رابطهی طولانیمدت؛
3-وعدهی رشد
مذاکره کردن بر سر یک معاملهی بهتر به معنی «دستیابی به آنچه سزاوار آن هستید» نیست. بلکه به چیزی مربوط میشود که شما میتوانید برای طرف مقابل فراهم کنید تا باری از دوش آنها بردارد و در مقابل آنها نیز نیازهای شما را برآورده کنند. به بیان دیگر مذاکره فقط به معنای متقاعد کردن دیگران نیست تا چیزی را که میخواهید به شما بدهند بلکه فرایندی است که در طی آن منافع مشترک پیدا میکنید.
2-جایگاه طرف مقابل را بهدرستی درک کنید.
اکنون که بهطور واضح میدانید در مذاکره به دنبال چه چیزی هستید و برای تضمین خروجی باید چه چیزی را پیشنهاد بدهید، لازم است بدانید که طرف مقابل قادر است چه چیزی به شما بدهد.
در هرصورت شما میخواهید دو عامل اصلی را مشخص کنید: بالاترین جایگاه ممکن برای طرف مقابل و محدودهی توافق احتمالی آنها.
بالاترین جایگاه ممکن به بیشترین سود خروجی مربوط میشود که هریک از طرفین بهطور معقول میتواند با مذاکره بهدست بیاورد. اگر شما مشغول فروش یک محصول یا ارائهی خدمات هستید، تولید نهاییتان بالاترین نرخی است که میتوانید برعهده بگیرید و اگر در مذاکره در سمت خریدار قرار دارید تولید نهایی کمترین قیمتی است که پرداخت میکنید.
در میان تولید نهایی شما و تولید نهایی طرف مقابل، محدودهی توافق احتمالی وجود دارد. احتمالا شما و طرف مقابل قادر خواهید بود بر سر این موارد به توافق برسید.
فایدهی دیگر دانستن جایگاه طرف مقابل این است که میتوانید مواردی را که واقعا برایتان اهمیتی ندارند وارد معامله کنید و اجازه بدهید که طرف مقابل پیروزیهای آسانی داشته باشد.
شما با درک جایگاه طرف مقابل میتوانید خود را در وضعیتی قرار بدهید که بیشترین سود را از معامله کسب کنید و در عین حال مطمئن میشوید که طرف مقابل احساس احترام کرده است و مشتاق است که با شما وارد مذاکره شود.
3-اولویتهای خود را بهطور صریح بیان کنید.
اکنون شما میدانید که باید چه چیزی پیشنهاد بدهید و طرف مقابل ممکن است چه چیزی به شما پیشنهاد بدهد. پس اکنون وقت آن است که موضع خود را بهدرستی مشخص کنید. به بیان دیگر لازم است مشخص کنید که دقیقا میخواهید در جلسهی مذاکره به چه چیز دست پیدا کنید و حاضرید از چه چیزهایی چشمپوشی کنید.
فرقی نمیکند شما فردی باشید که برای یک قرارداد کاری مذاکره میکند یا رئیس شرکتی که وارد توافقی برای کسبوکار شده است؛ به هر حال لازم است دو چیز را بدانید: «بهترین جایگزین برای توافق تحت مذاکره» و نیز «بدترین جایگزین برای توافق تحت مذاکره».
پیش از اینکه وارد مذاکره شوید همهی متغیرهای ممکن را در نظر بگیرید و سپس آنها را اولویتبندی کنید. اهمیتی که برای هر متغیر قائل میشوید به شما کمک میکند مشخص کنید آیا مواردی که طرف مقابل پیشنهاد میدهد با خواستههای شما هماهنگ است یا بهتر است به دنبال معاملهی بهتری باشید.
4-معقول باشید و خود را برای اتفاقاتی که پیش میآیند آماده کنید.
سعی کنید اقدامات احتمالی طرف مقابل در طی بحث را پیشبینی کنید. استدلالهای مخالف، پرسشها و نگرانیهایی را که ممکن است در بخشهای مختلف مذاکره بیان کنند پیشبینی کنید. این کار نهتنها به شما کمک میکند مواضع طرف مقابل را رد کنید و اهداف خود را پیش ببرید بلکه کمک میکند نقاط ضعف استدلالهای خود را که باعث برتری طرف مقابل میشود نیز مشخص کنید.
5-به اصول خود پایبند باشید.
زمانی که به مذاکره نزدیک میشوید لازم است دو چیز را بهخاطر داشته باشید:
همیشه به دنبال راهحلهای برد-برد باشید؛
احساسات و خودپسندی را وارد مذاکره نکنید.
این اصل را به اینصورت نیز میتوان بیان کرد که «متقلب نباشید».
بهجای اینکه سعی کنید افراد آن سوی میز را به سمت خودتان بکشید به دنبال نقطهای باشید که به حد وسط نزدیک باشد. بهجای اینکه به فکر پیروزی سریع باشید، به دنبال منافع مشترک طولانیمدت باشید. بهجای اینکه تلاش کنید با کمترین تلاش بیشترین سود را از طرف مقابل بهدست بیاورید، سهم خود را بهشکل منصفانه ادا کنید تا هردو طرف سود ببرید.
و در نهایت فراموش نکنید که اگر به آنچه از معامله انتظار داشتید بهطور کامل دست پیدا نکردید، آن را شکست قلمداد نکنید.
پادکستی که میشنوید، از مجموعه پادکستهای بادکوبه است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات میپردازیم.
امروز در این قسمت از پادکست بادکوبه، میخواهیم دربارهی روند تولید محتوا در وب صحبت کنیم. ما برای تهیه این قسمت از منابعی مانند وبسایت آسانپِن کمک گرفتهایم.
اگر شما در زمینهی تولید محتوا در صفحات وب فعالیت میکنید؛ حتما تا به حال به این فکر کردهاید که چه پارامترهایی میتوانند محتوای شما را جذابتر کنند یا مخاطب را بیشتر از پیش با موضوع آن درگیر کنند. از طرفی تولید محتوا در دنیای اینترنت در بسیاری از موارد یک کار بیهدف یا صرفا از روی علاقه نیست بلکه بخشی از روند بازاریابی یک برند یا کسب و کار به حساب میآید. بنابراین باید در نهایت منجر به جذب مخاطب یا همان مشتری شود.
تولید محتوا از انواع دیگر نگارشها متفاوت است. در اصل هنری است که برای انجام آن به بهترین نحو باید ممارست و پشتکار داشته باشید. این کار جزء علاقهمندیهای شما باشد و البته موضوع، کسب و کار یا محصولی که موردنظرتان هست را باید به خوبی بشناسید. این مدل از نوشتن باید برای مخاطب خیلی ملموس باشد و البته مبتنی بر واقعیت. شبیه داستاننویسی نیست که نویسنده بتواند از قوهی تخیل خود به هر ترتیبی که بخواهد بهره ببرد. شما باید در زمینهی الفبای نوشتن برای صفحات وب آموزش دیده باشید و این فضا را بشناسید.
برای نوشتن مطلبی مناسب صفحات وب، بهتر است به چند نکته توجه کنید.
1)در گام نخست هدف شما از تولید محتوا و تبلیغات بیتردید تغییر نرخ تبدیل بازدیدکنندگان به مشتریان بالفعل است. در نظر داشته باشید این شمایید که باید بیش از هر فرد دیگری از کسب و کار موردنظر آگاهی داشته باشید. این آگاهی سبب میشود بدون ابهام یا نگرانی صحبت کنید. اولین پیشنهاد ما این است که برای خود و برندتان یک لحن بیان منحصربفرد، متناسب با ویژگیهای کسبوکارتان و مخاطبانتان انتخاب کرده و همواره به همان صورت خوانندگان خود را مورد خطاب قرار دهید.
2)انتخاب ایده و عنوانهای ناب میتواند در میزان جذب مخاطب مطلب شما و همچنین جذابیت آن بسیار تاثیرگذار باشد. عنوانی که برمیگزینید باید سه ویژگی مهم را در خود داشته باشد:
1- مخاطب را متقاعد کند که مطالعه این مطلب خالی از لطف نیست.
2- ضرورت و سودمندی محتوا را به مخاطب القا کند.
3- کوتاه و در عین حال منحصربفرد باشد.
دقت کنید که تیترهای اولیه بسیار مهم و ضروری هستند چراکه اولین چیزیاند که توسط کاربر دیده میشوند و آنجاست که تصمیم به خواندن یا رها کردن آن گرفته می شود. بنابراین تاثیر شگرفی در میزان جذب مخاطب دارند.
شما باید بتوانید در پاراگراف اول مخاطب را علاقمند به خواندن کل مطلب کنید. پاراگراف اول جایی است که قلاب شما باید به ذهن خواننده گیر کند. یک شروع جذاب، ایجاد پرسش در ذهن مخاطب و وسوسه کردن او یا ایجاد احساس نیاز در او به خواندن ادامهی مطلب کاری است که در این قسمت باید بکنید.
3)محتوایی می تواند لقب جذاب و مفید بودن را به خود اختصاص دهد که کاربردی باشد. یعنی در آن مطلب راهحلهایی قابل استناد به کاربر پیشنهاد شود و به سوالهایی که در ذهن مخاطب است پاسخی مختصر و مفید داده شود. اصولا مخاطب تمایل دارد که در کمترین زمان بتواند پاسخ آن چیزی را که به دنبالش آمده، بیابد. نوشتن پاراگراف های کوتاه و در عین حال کاربردی میتواند شما را در این امر کمک کند.
4)اگر موضوع انتخابی شما طولانی و گسترده است؛ تا حد امکان آن را اختصاصی کرده و هر بخش را با تیتری مرتبط و متفاوت مشخص کنید.
5)استفادهی متعادل از کلمات کلیدی و لینکهای داخلی در مطلب و عنوانهای اصلی و فرعی نیز میتواند جذابیت محتوا را بیشتر کنند.
6)تصاویر مرتبط با مطلب بیان شده، ویدئو و اینفوگرافیک نیز از موارد دیگری هستند که در بحث جذاب کردن محتوا موثرند به شرطی که در جای مناسب و شرایط خاص خودش مورد استفاده قرار گیرند.
7)در نظر داشته باشید شما در صورتی میتوانید به اهدافتان دست یابید که برای رسیدن به آنها زمان و هزینه کافی صرف کنید. از آنجا که بحث ما در ارتباط با محتوا و جذابیت آن است در این راستا شما بایستی با صرف وقت و هزینه کافی دانش خود را افزون کرده تا بتوانید مطالبی منحصربهفرد تولید کنید. اهداف تیم تولید محتوای شما باید روشن باشد و با اهداف بازاریابی فروشتان در تعامل مستقیم؛ بنابراین دقت بالای شما را میطلبد چراکه محتوای تولید شده شما بازتاب فعالیتها و شخصیت برند تجاری شماست.
8)شما باید طی بررسیهای خود به این آگاهی دست یابید که مخاطبانتان عموما چه نوع مطالبی را میپسندند و بهترین زمان ارسال آنها چه زمانی از روز است.
9)شما با گسترش توانایی خود در ارتباط با تبدیل ایجاد علاقه به ایجاد تمایل و فراخوانی در مخاطب، قطعا به تولید محتوای جذاب دسترسی می یابید. زمانیکه فرد علاقمند به یک مبحث میشود بایستی اثرگذاری بر وی به نوعی باشد که بر پیگیری و دریافت اطلاعات بیشتر راجع به آن متمرکز شود و بعد از آن زمانی را صرف این موضوع کند. برای ایجاد تمایل در افراد، کمک گرفتن از نقلقولها، bold کردن نکات مهم، استفاده از عناوین فرعی و مواردی از این دست میتواند راهگشا باشد.
10)به روز بودن وبسایت شما از مهمترین و کلیدیترین نکات است. در هر حیطه کاری که هستید به طور حتم متوجه هستید که محصولات و خدمات جدیدی هر روزه به بازار معرفی میشوند. شما باید بتوانید از این چالش به نفع خود و شرکتتان استفاده کنید.
توجه به این نکات ساده و در عین حال مهم میتواند شما را در مدیریت بهتر عملکرد تولید محتوا و استراتژیهای کاربردیتان یاری دهد.
در انتها تاکید میکنیم که بهتر است یک برنامهریزی منظم برای تولید و انتشار محتوا در وبسایت خود داشته باشید و همیشه قبل از انتشار هر مطلبی آن را بازنگری کرده تا مطمئن شوید ایراد و اشکال نگارشی و املایی ندارد. سپس نسبت به انتشار آن اقدام کنید. در ضمن یادتان باشد هر مطلبی که در وبسایتتان قرار میدهید گزیدهای از آن را در شبکههای مجازی قرار دهید و از مخاطبانتان دعوت کنید تا کل مطلب را در سایت شما بخوانند.
پادکستی که میشنوید، از مجموعه پادکستهای بادکوبه است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات میپردازیم.
امروز در این قسمت از پادکست بادکوبه، ابتدا از نام تجاری یا برند میگوییم؛ سپس با شما درباره تعیین نام برند صحبت میکنیم و در انتها به سراغ چند تکنیک در این خصوص میرویم. ما برای تهیه این شماره از پادکست بادکوبه از منابعی مانند باشگاه خبرنگاران جوان، برنداکسین و ویترین نت استفاده کردهایم.
نام تجاری یا برند علاوه بر یک نام، همیشه جلوهای تصویری و بصری همچون یک لوگو یا نشانه را نیز از خود ارائه میدهد. به عبارتی برند دارای یک نماد (لوگو)، طرح و علامت تجاری منحصر به فرد و متمایز است، بنابراین میتوان تعریف استاندارد نام تجاری یا برند را به این صورت بیان کرد: نام تجاری یا برند، نام یا نمادی است که با هدف فروش محصولات یا خدمات به کار برده میشود. یکی از بهترین تعاریف نام تجاری از سوی grander & levy در سال 1955 ارائه شد:
نام تجاری یا برند نماد پیچیدهای است که دامنه متنوعی از ایدهها و ویژگیها را در بر میگیرد. نام تجاری یا برند نه تنها با استفاده از آهنگ خود و معنی و مفهوم لغوی، بلکه مهمتر از آن استفاده از هرعاملی که در طول زمان به نحوی با آن در آمیخته و در جامعه بهصورت هویتی اجتماعی و شناخته شده درآمده، با مشتری سخن میگوید.
استفان کینگ میگوید: محصول چیزی است که در کارخانه تولید میشود و نام تجاری یا برند آن چیزی است که مشتری خریداری میکند. به عبارت دیگر، برند چیزی نیست که شما میگویید، بلکه چیزی است که آنها یعنی مشتریان میگویند.
تعیین نام برند
به طور کلی برند هایی که ساده تر و با حروف کمتر ارائه میشوند، بیشتر به ذهن میمانند و بهتر موفق میشوند. به عنوان مثال نایک و بیک دو نمونه از این نامهای موفق هستند پس باید در هنگام ارائه و انتخاب نام، به کوتاه بودن و خوش تلفظ بودن آن دقت شود.
از طرفی جذاب بودن و شفاف و ساده بودن برند نیز اهمیت دارد. برخی برندها به دلیل معنی یا مواردی از این دست، امکان ثبتشان وجود ندارد بنابراین توجه به پیشینهی فرهنگی و معنای نامها دقت کنید. آوای ترکیبی حروف برند باید ارائهدهنده نوای خاصی گوشنوازی باشد تا به ذهن بماند.
هنگامیکه نامی انتخاب میکنید نباید از برندهای دیگر که عموما موفق هم هستند تقلید کنید چرا که امکان شکایت صاحب برند اصلی نیز وجود دارد.
برند باید تک آوا باشد و نتوان آن را به شکلهای مختلف تلفظ کرد و در سایر زبانها هم قابل نگارش باشد.
معنی و نحوهی بیان برند نباید توهین به شخص، گروه یا قوم خاصی را مستتر داشته باشد.
هر چه برند تصور لذتبخشی در ذهن مردم برجای گذارد موفقتر است.
تکنیکهای انتخاب نام برند
در خصوص اهمیت نام خوب برای شروع یک کسب وکار یا استارت آپ همین بس که برندهای بزرگ امروز، نامهایی دارند که زمانی با هوشمندی انتخاب یا خلق شدهاند.
اگر در حال راهاندازی یک استارت آپ کوچک هستید برای انتخاب یک نام قدرتمند میتوانید به تکنیکهای زیر مراجعه کنید.
گام اول شناخت خود
گام اول و مهمترین گام این است که خود را بشناسیم یعنی تعریفی صریح، صادقانه و دقیق از استارت آپ خود داشته باشیم. برای این کار یک تکنیک ساده وجود دارد. استارت آپ خود را در ۱۰۰ کلمه توضیح دهید. از این ۱۰۰ کلمه ۲۰ واژه اصلی استارت آپ را انتخاب کنید. 15 واژه که فاصله بیشتری با کارتان دارند را حذف کنید. حال 5 کلیدواژه داریم که عصاره استارت آپ ما هستند.
گام دوم تحقیقات است
بهترین گزینه برای خلق یا انتخاب یک نام تجاری فووق العاده این است که ابتدا یک تحقیق اساسی انجام شود. یعنی تا آنجا که دسترسی داریم بدانیم که در این صنعت چه گذشته و اکنون چگونه است؟
با رصد کردن پیرامون خود میفهمید چه نامهایی تکراریاند، چه نامهایی همگون هستند و چه نامهایی اشباع شدهاند. برای تحقیق، آسانترین راه اینترنت است یا اینکه به بازار برویم و از نزدیک با نامهای موجود در بازار آینده خود آشنا شویم.
توجه کنید که ممکن است بعضی از نامها بسیار عام باشند و قابلیت برند شدن را نداشته باشند.
نامهای ترکیبی که از ترکیب دو یا چند نام یا صفت به دست میاید
مانند: نیک کالا، پاکسان، آبسال، فراسو، برنداکسین
این نامها اگر هوشمندانه ترکیب شوند قابلیت بالایی برای برندینگ خواهند داشت
نام شخصیتهای معروف
مانند: علی بابا، نیوآ
ممکن است بعضی از نامها بسیار عام باشد و قابلیت برند شدن نداشته باشند.
نامهای خلاقانه ساختگی
مانند: کداک، زیراکس ، ژاهو
این نامها به دلیل یونیک و خاص بودن پتانسیل بالایی برای برند شدن دارند چون
در اینترنت مشابه ندارند و با سرچ، اولین گزینه موتورهای جستجوگرند.
به این دلیل که جدیدند و بهتر در ذهن مخاطب نفوذ میکنند
میتوان بر اساس نوع مخاطب برند، آن را خلق کرد.
نامهای استعارهای
نامهای استعارهای به خاطر طنز، شبهه یا داستانهایی که در پسزمینهی خود دارند میتوانند پتانسیل خوبی برای برندینگ داشته باشند. مانند: دیوار، شیپور، بقچه.
نامهای اختصاری – سرواژه ای
این نامها قدرتشان را از سادگیشان میگیرند٬ هرچه سادهتر بهتر.
مانند: IBM، ناجا، سما، گاج، NIKON
نام علمی، فرمولاسیون و مواد اولیه
مانند: Nescafe ،کوکاکولا، Pantene
نامهای ترکیب حروف و اعداد
نامهایی که اعداد ستون اصلیشان هست
مانند: سون آپ٬ همبرگر ۲۰۲ ٬ پژو ۲۰۶
نامهای جغرافیایی
مانند: آب معدنی دماوند، دوغ آبعلی، استیل البرز، amazon.com
نامهای تجانس آوایی
این اسامیمانند موسیقی هستند٬ ریتم دارند و از گفتنش لذت میبرید
مانند: بلک بری، سامسونگ
نامهای تکرار
نامهایی که با تکرار یک بخش بوجود میآیند٬ قسمت سخت آن پیدا کردن بخش اول است.
مانند: زمزم، مزمز، لپ لپ
نامهای تاریخی
این نامها برای کسب و کارهای بومیمناسبتر است زیرا داستان آن را همه میدانند.
مانند: بانک پاسارگاد، بانک پارسیان، اهورا
نامهایاشباعشده
این نامها شانس بسیار کمیبرای برند شدن دارند و بهتر است از آنها دوری کنید.
مانند نامهایی که به گستر، پارسیان، آریا، پرداز و سرا ختم میشوند.
پادکستی که میشنوید، از مجموعه جدیدی از پادکستهای بادکوبه است. ما دوباره در کنار شما هستیم تا به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات بپردازیم.
امروز و در اولین قسمت از مجموعه جدید پادکست بادکوبه به بازاریابی و تبلیغات در دوران بحران و رکود اقتصادی میپردازیم.
در فضای اقتصادی هر کشوری دورانی پیش میآید به عنوان دوران بحران و حتی رکود اقتصادی. دورانی که کمابیش بسیاری از ما آن را تجربه کردهایم. این دوران را معمولا از نقطهنظرهای متعددی مورد بررسی قرار میدهند اما تبلیغات و بازاریابی چطور؟ در دوران رکود اقتصادی یا به وجود آمدن بحران، صاحبین کسب و کار باید چه موضعی در خصوص تبلیغات و بازاریابی بگیرند و برای تخصیص بودجه و انتخاب سیاست اجرایی متناسب چگونه فکر کنند و تصمیم بگیرند؟
با اینکه اکثر شرکتها در چنین دورانی بودجههای بازاریابی خود را کاهش میدهند اما شرکتهایی هم هستند که در دوران رکود، کار و کاسبیشان رونق پیدا میکند و در نتیجه برنامههای بازاریابی خود را گسترش میدهند. در ادامه به چند مورد مهم که باید در این دوران مورد توجه قرار بگیرند اشاره میکنیم.
1)یکی از استراتژیهای پیشنهادی در ارتباط با محصول در دوران بحران اقتصادی اتخاذ سیاستهای خروج محصولات ضعیف از بازار است. از آنجا که مصرفکنندگان در این زمان تمایل به استفاده از کالاهای بادوام دارند؛ شرکتها میبایست بر روی توسعه محصولات بادوام تمرکز کنند.
2)تحقیقات نشان میدهد در دوران رکود اقتصادی استراتژی قیمتگذاری محصولات به طور معناداری به خصوص در جهت کاهش تغییر میکند. این امر به خاطر تحقق حجم فروش در کوتاهمدت است اما این استراتژی ممکن است آسیب جدی به سود شرکتها در بلندمدت وارد کند. این امر همچنین به تصویر برند آسیب میرساند و مشتریان ممکن است نسبت به قبول قیمت سابق پس از رفع بحران مقاومت کنند. تحقیقات نشان میدهد حفظ قیمتهای قبلی با همان کیفیت قبلی یا ارتقاء کیفیت در صورت افزایش قیمتها منجر به بهبود عملکرد شرکتها در دوران بحران اقتصادی میشود.
3)تغییر استراتژیهای تشویقی فروش و تبلیغات در دوران بحران نیز یکی از موارد حائز اهمیت است. تحقیقات بسیاری نشان میدهد که افزایش یا حفظ هزینههای بازاریابی و تبلیغات منجر به افزایش فروش، درآمد و سهم بازار پس از عبور از بحران میشود.
4)دوران رکود اقتصادی بهترین زمان برای هرس کردن برندها یا محصولات با دورنمای ضعیف است. به عنوان مثال بعد از رکود اقتصادی حاصل از ۱۱ سپتامبر، پروکتر اند گمبل بسیاری از برندهای ضعیف خود مثل مواد شوینده کامت، قهوههای فولجر، کره بادام زمینی جیف و روغن مایع کریسکو را فروخت تا تمرکزش بر برندهای قوی و در حال رشد را افزایش دهد.
5)بارها ثابت شده شرکتهایی که در زمان بحران نیروهای فروش و هزینههای بازاریابی خود را کاهش دادهاند نتیجه بدتری نسبت به شرکتهایی پیدا میکنند که فعالیتهای تبلیغاتی گستردهای در این دوران انجام میدهند. در این دوران با توجه به کاهش قدرت خرید مشتریان، باید تبلیغات بر روی دوام و کیفیت کالا متمرکز شود تا بتواند اعتماد مشتریان را به خود جلب کند. همچنین یکی از بهترین راهکارها برگزاری دورههای آموزشی برای کارکنان فروش در جهت آشنایی آنها نسبت به تغییرات رفتار خرید مصرفکنندگان است. صرف هزینه در جهت استفاده از راهکارهای تشویقی فروش بهطوریکه خریدار منفعت آن را سریع کسب کند از راهکارهای دیگر افزایش فروش است.
6)نحوه تخصیص بودجه در شرکتهای مختلف معمولا انعطاف زیادی ندارد و تغییر آن با در نظر گرفتن شرایط محیط بازاریابی، کار بسیار سختی است. بحران اقتصادی فرصت مناسبی را برای بازبینی و نحوه هزینهکرد بودجههای بازاریابی به وجود میآورد. بازتخصیص بودجههای بازاریابی در این دوران راهکارهای جدید و امیدبخشی را پیش روی بازاریابها قرار میدهد. در این بین بررسی بودجه برنامههای ارتباطی بسیار حیاتی و مهم است. به عنوان مثال شرکت تی-موبایل جنرالالکتریک بخش عظیمی از بودجه تبلیغات سنتیاش را به تبلیغات مدرن و تعاملی به نام «وقتی برای به اشتراک گذاشتن» اختصاص داد. این برنامه با تمرکز بر ابزارهای جدید ارتباطی، هزینههای تبلیغاتی شرکت را به شدت کاهش و اثربخشی آنها را به شدت افزایش داد. به طور مثال یکی از فیلمهای تبلیغاتی این شرکت که در یوتیوب به نمایش گذاشته شد را میلیونها نفر مشاهده کردند.
و اما چند نمونه از فعالیت برندهای مختلف در دوران رکود اقتصادی
1)پروکتر اند گمبل – یک نمونه ناب از این دست از برندها است. این برند که در اواخر سال 1837 راهاندازی شده چندین و چند بحران اقتصادی را در طی تاریخ فعالیت خود پشت سر گذاشته است. در طی دوران بحران اقتصادی آمریکا و در زمانی که تمامی رقبای وی از بازار عقبنشینی کرده بودند با افزایش بودجه تبلیغاتی خود بازار بیشتری به دست آورد. این برند با استفاده از رسانههایی از قبیل رادیو حتی دست به تولید برنامههای رادیویی و نمایشی و سپس تبلیغات محصولات خود در آنها کرد و این سیاست را تا به امروز ادامه داده است.
2)فدکس – که کسبوکار خود را در سال 1973 و در طی رکود اقتصادی ناشی از بحران گاز شروع کرده بود. برخلاف متکی بودن به کامیون و کامیونتهای گازوئیلی و هواپیما برای انتقال بستهها در نقاط مختلف اما باز هم موفق شد و رشد کرد. دلیل آن هم نه تنها توانایی وی برای انتقال محموله در شب بود بلکه این موضوع را بخوبی به اطلاع مصرفکننده رساند و آنها را قانع کرد که این گزینه مطلوبتری است.
3)شرکت مایکروسافت – نیز بطور مشابه در سال 1975 تأسیس شد. ترکیب زیرکی و دانایی بیل گیتس و سرمایهگذاری در بازاریابی به آنها اجازه ادامه فعالیت و رشد کردن و حتی کنار زدن رقبا از قبیل IBM را داد. در عمل هیچکس نمیتواند ادعا کند که مایکروسافت در دوران خوب یا بد بازار از میزان فعالیت تبلیغات و بازاریابی خود دست کشیده است – حتی اگر بخشی از بازار را بطور کامل ازدستداده باشد.
1-گروه صنعتی بوتان در زمینه تولید لوازم گرمایشی از جمله آبگرمکن، پکیج شوفاژ دیواری و رادیاتور فعالیت دارد.
2-شرکت بوتان در سال ۱۳۳۲ به وسیلهی محمود خلیلی و فرزندش محسن خلیلی با هدف توزیع گاز مایع شکل گرفت.
3-بوتان در سال 1338 اولین مرکز تماس مشتریان مجهز به بیسیم را در کشور ایجاد کرد.
4-اولین آبگرمکن دیواری گازی در ایران را بوتان در سال 1367 تولید کرد.
5-بوتان اولین پکیج شوفاژ دیواری در ایران را در سال 1372 تولید کرد.
6-شرکت صنعتی بوتان توانست در سال 1374 میزان تولید آبگرمکنهای دیواری گازی را به ده برابر افزایش دهد.
7-وزارت صنایع در سال 1381 لوح «پیشکسوت صنعتی» را به بوتان اهدا کرد.
8-از سال 1387 بوتان شروع به صادرات آبگرمکن به اروپا کرد.
9-برند بوتان در سال ۱۳۹۲ در دهمین جشنواره ملی قهرمانان صنعت ایران به عنوان یکی از ۱۰۰ برند برتر ایران شناخته شد.
10-اجاق گاز، سیلندرگاز، سیلندر گاز پیکنیکی، کبابپز، مینیفر، مایکروفر، کولر گازی، آبگرمکن دیواری گازی، شوفاژ دیواری گازی و رادیاتور آلومینیومی از محصولات بوتان هستند.
11-بوتان سومین تولیدکننده بزرگ آبگرمکن در جهان و اولین در خاورمیانه است.
12-شرکت بوتان دارای گواهینامه واحد نمونه صنعتی از مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران است.
13-بوتان موفق به دریافت لوح صنعت سبز از سازمان محیط زیست شده است.
14-بیش از ۱۱ میلیون خانواده ایرانی از محصولات بوتان استفاده میکنند.