سلام، وقت بخیر
پادکستی که میشنوید، از مجموعه پادکستهای بادکوبه است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات میپردازیم.
امروز در این قسمت از پادکست بادکوبه در این مورد صحبت میکنیم که قدرتمندترین تکنیک های ایده پردازی کدام هستند. مطلبی که برای ارائهی آن از سایت ذهنولوژی کمک گرفتهایم.
دانستن تکنیک های ایده پردازی در قرن ۲۱ و با رشد پرسرعت تکنولوژی یکی از واجبات موفقیت به شمار میرود. این روزها انسانها سریعتر از قبل فکر میکنند و صبر کمتری برای یافتن جواب خود دارند. گوگل کار را برای همه آسان کرده زیرا میتوان با یک جستجو ساده به کاملترین پاسخها رسید.
بنابراین تعداد ایدههایی که به ذهن هریک از ما میرسند بیشتر از پیش خواهند بود و همچنین انتظار عملی شدن بیشتری هم از آنها میرود.
احتمالا تا به حال احساس یک کشف تازه را تجربه کردهاید که با فکر به آن چنان هیجان زده میشوید که در پوست خود نمیگنجید. اما چه میشود که نهایتا در هفته آینده همه آن هیجانات و احساسات تازه فراموش میشوند و تنها تصویری دور از آن ایده در ذهن میماند؟
معمولا هم بعد از مدتی میبینید که توسط شخص دیگری به خوبی اجرا شده و تنها حسرت عمل نکردن به آن برایتان میماند. بهتر از است بدانید که در ایده پردازی تنها قسمت کوچکی از آن مربوط به یافتن ایده است و بخش عمده آن توانایی اجرا توسط شماست. چرا؟
در واقع شما هرچه بیشتر عملگرا باشید ایده های تازه را هم بیشتر کشف میکنید و حتی برخی ایده هایی که جرات فکر به آن را ندارید در این صورت بیش از پیش عملی به نظر میرسند.
بنابرین قبل از معرفی تکنیک های ایده پردازی بهتر است کمی بر عملگرایی خود تمرکز کرده و سپس ایده پردازی را شروع کنیم. به یاد داشته باشید که تنوع تکنیک های ایده پردازی بسیار زیاد است اما در این مقاله به کاربردیترین آنها اشاره و توضیح مختصری درباره هرکدام ارائه میکنم.
مهمترین تکنیک های ایده پردازی:
توجه داشته باشید که در هنگام استفاده از تکنیک های ایده پردازی به خودتان فرصت دهید و کمی انعطافپذیرتر رفتار کنید زیرا ایده پردازی به خلاقیت و خودآگاهی شما نیاز دارد و در غیر این صورت به صورت خودکار توسط ذهنتان رد میشوند… و اما مهمترین تکنیکهای ایده پردازی.
۱. طوفان فکری:
یکی از نام آشناترین تکنیک ها برای ایده پردازی طوفان فکری است. معمولا اگر عزت نفس بالایی داشته باشید در کارهایی که ماهر هستید به سرعت درگیر طوفان فکری میشوید. ایده ها یکی پس از دیگری میآیند و یکدیگر را کامل می کنند.
معمولا در معرفی این تکنیک، تاکید بر کار گروهی است. به این صورت که حداقل ۵ نفر از افراد بدون در نظر گرفتن موانع موجود و حتی موانع ذهنی نظر خود را بیان میکنند. به گونهای که در اکثر مواقع ایده های بزرگ و به ظاهر دست نیافتنی بهتر نتیجه می دهند.
در جلسات طوفان فکری به جای تمرکز بر انتقاد از ایده دیگران، بر راه حل بهتر تمرکز میشوند. به همین دلیل کسی از رد شدن ایده خود نمیترسد و هرچقدر که میتواند آن را بزرگ و رویایی بیان میکند.
در دل همین ایدههای دست نیافتنی معمولا راه حلی یافت میشود که میتواند تبدیل به یک ایده ناب شود. نقطه قوت استفاده از تکنیک طوفان فکری در مواقع بروز مشکل است و معمولا جلسات طوفان فکری زمانی برگزار میشود که هیچ راه حلی به صورت انفرادی به ذهن افراد نمی رسد.
اما همه اینها باعث نمی شوند که شما نتوانید از آن به صورت انفرادی و در هر زمانی استفاده کنید. در کاری که مهارت کافی دارید مشکلی را بیابید و سعی کنید به دست نیافتنی ترین راه حل فکر کنید.
قانون استفاده از طوفان فکری محدوده زمانی است. به این معنی که شما باید به خود زمان مشخصی بدهید و تنها در آن زمان وقت دارید که به راه حل فکر کنید. به عنوان مثال ۱۰ دقیقه برای یافتن یک راه حل به خود زمان بدهید و در آن زمان مشغول به هیچ کار دیگری به جز فکر کردن نباشید.
فوت کوزهگری: معمولا چند دقیقه آخر را بیشتر جدی بگیرید زیرا انسان به خاطر قانون پارکینسون به لحظات آخر بیشتر توجه میکند و ذهن در آن لحظه بیشترین فعالیت خود را خواهد داشت.
۲. نقشه ذهنی:
نقشه ذهنی یا mind map بسیار قدرتمند و تاثیرگذار است. می توان گفت استفاده از این تکنیک ایده پردازی، رویارویی شما با خودتان است. زیرا مواردی در ذهنتان وجود دارند که خودتان از آن بیخبر هستید و تنها در دو صورت میتوانید به آنها درسترسی داشته باشید:
- اول: در مواقع خطر که ذهن تشخیص دهد یکی از این موارد میتواند راه حل باشد
- دوم: استفاده از نقشه ذهنی
در واقع میتوان گفت بهترین راه برای طبقهبندی اطلاعات درون ذهن شما استفاده از نقشه ذهنی است. همچنین مکمل فوقالعادهای برای طوفان فکری به شمار میرود.
روش استفاده از آن هم بدین صورت است که هر ایده و عوامل اجرایی آن که ذهنتان میرسد را روی کاغذ مینویسید و با استفاده از خطوط هرکدام که مربوط به یکدیگر هستند را به هم متصل میکنید.
روش ساده تر این است که هرچه به ذهنتان رسید را در غالب یک جمله روی کاغذ نوشته و در مرحله بعد هرچه که در رابطه با آن جمله به ذهنتان رسید را در کنار آن جمله مینویسید و با خط به هم متصل میکنید.
این فرایند را آنقدر ادامه دهید تا دیگر چیزی به ذهنتان نرسد. سپس همه نوشته ها را ببینید، تبریک میگویم شما بخشی از اطلاعات ذهن خود را به صورت طبقه بندی شده روی کاغذ دارید که پر از ایدههای جدید و کاربردی هستند.
۳. تفکر انتقادی:
اگر بخواهیم از تفکر انتقادی در حوزه تکنیک های ایده پردازی صحبت کنیم شاید کمی بحث و جدال ( البته از نوع خوبش ) با خودمان و دیگران را در پیش داشته باشد.
آداب و رسومی وجود دارند که معمولا اکثر ما آنها را به صورت چشم بسته پذیرفتهایم و حتی بدون در نظر گرفتن تغییر شرایط اقدام به انجام آن میکنیم. معمولا این آداب و رسوم و یا افکار از جنس آنها تکیهگاههای روانی خوبی به شمار میروند و جایگاه خوبی برای تنبلی و فکر نکردن را برای ما فراه میکنند.
حال تنها کافیست یکی از این عادات را در نظر بگیریم و حسابی آن را زیر سوال ببریم. اگر بدون هیچ تعصبی این فرایند انجام شود قطعا به ایدههای جالبی دست میابید که تعجب شما را برمیانگیزاند.
معمولا ایدههایی که با این تکنیک میابید دقیقا جلوی چشمت بودهاند و تنها کافی بوده است که بتوانید آن را از جوانب دیگر هم در نظر بگیرید که تکنیک تفکر انتقادی برای شما این کار را انجام می دهد.
در استفاده از این تکنیک شما گاهی نیاز دارید تا با دیگران به بحث بپردازید و اجازه دهید آنها عقاید و عادات شما را نقض کنند تا دریچهای جدید به سمت ایدههای نو برایتان باز شود.
دقت کنید که اگر افرادی را برای بحث کردن انتخاب کنید که موافق شما هستند ایدههای جدیدی را کشف نخواهید کرد. بنابراین شجاع باشید و افراد مخالفتان را اینگونه به خدمت بگیرید.
۴. تکینک S.C.A.M.P.E.R :
تقریبا هرکسی که آقای باب ابرلی Bob Eberle را میشناسد از او با تکنیک S.C.A.M.P.E.R یاد میکند. البته در واقع او تکنیک طوفان فکری را گسترش داد و تکنیک s.c.a.m.p.e.r حاصل سوالات زیادی بود که در هنگام طوفان فکری برای همه پیش می آمد. وی در سال ۱۹۷۱ کتابی منتشر کرد به توضیح این تکنیک میپرداخت.
این تکنیک شدیدا بر خلاقیت تمرکز دارد و در مقایسه با دیگر تکنیکها سادهتر نیز به حساب میآید.
تکنیک s.c.a.m.p.e.r شامل چک لیستی است که میتوانید همیشه آن را به کار ببرید و نتیجههای خلاقانه زیادی را بدست آورید. این چک لیست در ادامه برای شما معرفی میشود:
نکته: هر کدام از حروف کلمه s.c.a.m.p.e.r از یک کلمه جدا گرفته شده است که چک لیست را تشکیل میدهد. جایگزینی، ادغام کردن، تطابق دادن، تغییر حالت، بهکارگیری در موارد دیگر، چیدن شاخ و برگ اضافه و مهندسی معکوس برای هر ایده لازم است تا تک تک این کارها انجام شود و بعد از آن چیزی که باقی میماند یک ایده بکر و فوقالعاده است.
میتوانید این پادکست را از اینجا بشنوید.
سلام، وقت بخیر
پادکستی که میشنوید، از مجموعه پادکستهای بادکوبه است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات میپردازیم.
امروز در این قسمت از پادکست بادکوبه به معرفی چند روش ایدهپردازی میپردازیم. ما برای گردآوری این قسمت از پادکست به سراغ سایت گویا آی تی رفتهایم.
ایدهپردازی یکی از اولین و مهمترین مراحل نه تنها یک کمپین که هر فعالیت تبلیغاتی است. در یک آژانس تبلیغاتی برای انجام هرگونه پروژه تبلیغاتی فارغ از نوع محتوایی که میخواهیم تولید کنیم به ایدهپردازی نیاز است. برای ایدهپردازی روشهای محک خورده و جواب دادهی متعددی وجود دارد که امروز ما به تعدادی از آنها اشاره میکنیم.
1-بارش مغزی یا طوفان فکری (Brainstorming)
بارش مغزی، رایجترین و محبوبترین روش ایدهپردازی در همهی زمینههاست. به علاوه این روش یکی از بهترین تکنیکهای گروهی است که نتایج بسیار بهتری از ایدهپردازی یک نفره دارد.
چیزی که در روش بارش مغزی اهمیت دارد، کمّیت ایدههاست و نه کیفیت آنها. هدف از جلسات بارش مغزی، تفکر گروهی و جمعی است. هر یک از افراد گروه باید بخش مولد مغز خود را فعال و بخش ارزیاب آن را محدود کند. شرکتکنندگان در جلسه باید با هم تعامل داشته باشند، گوش کنند و ایدهها را پرورش بدهند.
به منظور کسب اطمینان از کارآمدی جلسات بارش مغزی، به نکات زیر توجه کنید:
- یک محدوده زمانی برای بارش مغزی تعیین کنید. در طول این مدت زمان هدف این است که تا جایی که امکان دارد ایده تولید شود. قضاوت ایدهها در این مرحله کاملاً ممنوع است.
- جلسه را با طرح یک مسأله، برنامه، هدف، دیدگاه یا سوال «چطور میتوانیم…» شروع کنید. کاملاً روی همان موضوعی که انتخاب میکنید تمرکز کنید. مبتکر بارش مغزی،الکس آزبورن روی ناکارآمدی جلسات بارش مغزی که روی چندین سوال تمرکز میکنند تاکید دارد.
- هیچ ایدهای را –حتی از طریق رفتارهای غیرکلامی– قضاوت، ارزیابی یا نقد نکنید. به عنوان مدیر جلسهی بارش مغزی، باید فضای مثبتی را بر جلسه حکمفرما کنید که باعث افزایش اطمینان و اعتماد به نفس شرکتکنندگان شود.
- از ایدههای غیرمنطقی، جنونآمیز یا حتی عجیب و غریب استقبال کنید. هر چه فرآیند ایدهپردازی خلاقانهتر باشد، ایدههای بهتری تولید خواهد شد.
2-بازی بار (Gamestorming)
معمولاً استفاده از روشهای مفرّح یا بازی محور باعث افزایش قابل توجه خلاقیت میشود. بازی بار، ترکیبی از بارش مغزی و بازی وار سازی (gamification) است.
از جمله نمونههای جلسات بازی بار میتوان به این موارد اشاره کرد:
- داستانپردازی: در این روش قالبی ارائه میشود که شرکتکندگان بر مبنای آن داستانی را پردازش میکنند که حاوی همه مولفههای داستانپردازی است. از آنجایی که در این روش از ویژگیهای اصلی یک موضوع گسترده برای ایجاد یک تصویر منسجم استفاده میکنیم، این تکنیک برای جلساتی که با هدف گسترش بینش و چشمانداز نسبت به موضوع موردنظر برگزار میشوند بسیار مناسب است.
تکنیک تُنگ ماهی: در این روش ایدهپردازی، شرکتکنندگان دو حلقهی کوچک و بزرگ تشکیل میدهند که حلقهی بزرگتر دور حلقهی کوچکتر قرار میگیرد. شرکتکنندگان در یک حلقه به ایدهپردازی از طریق روش بارش مغزی مشغول میشوند و اعضای حلقه دیگر بدون اینکه حرفی بزنند فقط گوش میکنند و یادداشت بر میدارند. این روش به همه فرصت میدهد تا نقشی در جلسه بارش مغزی داشته باشند.
3-تکنیک اسکَمپر (SCAMPER)
حروف تشکیل دهنده نام این تکنیک ایدهپردازی هر کدام اولین حرف یک فعل حرکتیاند که محرک ایدههای خلاقانه است. این حروف به این افعال اشاره دارند: جایگزین کردن، ترکیب کردن، اقتباس کردن یا وفق دادن، اصلاح کردن، پیدا کردن یک کاربرد دیگر، حذف کردن و وارونه کردن.
این روش توسط الکس آزبورن ارائه شد و به وسیله باب اِبِرلی به بلوغ رسید. روش کار به این ترتیب است که ابتدا مسئله موردنظر را انتخاب میکنیم و سپس با توجه به موضوعات بالا سوال میپرسیم. پرسیدن این سوالها ایدههای جدیدی را به ذهن متبادر خواهد کرد.
4-زیر سوال بردن پیش فرضها
معمولاً بخش زیادی از فضای ذهنی ما توسط افکار و پیشفرضهای معمول و پذیرفته شده اشغال میشود. خلاص شدن از این تفکرات و فرضیات پذیرفته شده باعث تسهیل خلق ایدههای جدید میشود. برای استفاده از این روش، ابتدا ۲۰ تا ۳۰ فرضیه جدید تولید کنید. این فرضیات میتوانند درست یا نادرست باشند. تعدادی از فرضیات تولید شده را انتخاب کنید و از آنها به عنوان مولد ایدههای جدید استفاده کنید. ضمناً زوایای مختلف را هم در نظر بگیرید. مثلاً در زمینه کسب و کار، در هنگام تولید فرضیه به همه ابعاد کسب و کار خود توجه داشته باشید، از جمله باورهای مصرفکنندگان، نحوه ارائه محصول، مواد اولیه، تولید، توزیع و قیمتگذاری.
5-تکنیک نقشهبرداری ذهنی (Mind mapping)
این یک تکنیک گرافیکی یا نموداری است که باعث میشود شرکتکنندگان بتوانند ارتباطات بین مجموعههای مختلفی از ایدهها یا اطلاعات را درک یا تصور کنند. در روش نقشه برداری ذهنی، ایدهها را مینویسیم و سپس با رسم خطوطی هر یک از آنها را به اطلاعات یا ایدههای مرتبط با آنها وصل میکنیم. در نتیجه، شبکهای از روابط ترسیم میشود. مخترع این تکنیک، محقق بریتانیایی، تونی بوزان است که به تفصیل در کتاب «از مغزتان استفاده کنید » به شرح آن پرداخته است.
برای استفاده از روش نقشهبرداری ذهنی، از شرکتکنندگان بخواهید که در وسط بورد یا یک صفحه کاغذ یک کلمه یا عبارت کلیدی بنویسند. سپس از آنها بخواهید که هر چه که به ذهنشان میآید را در همان صفحه بنویسند. در نهایت از آنها بخواهید که مطابق آنچه که گفته شد مواردی که نوشتهاند را به هم وصل کنند.
6-بازتعریف فرصتها
این تکنیک با تمام سادگی خود بسیار کارآمد است. در این روش ابتدا گزارهای تولید میکنید که هدف شما را مشخص میکند. این «گزارهی فرصت» شماست. در مرحله بعد، سه کلمه از گزاره فرصت خود را انتخاب میکنید و با سوالات چه کسی، چه چیزی، چه وقت، کجا، چرا و چطور برای آنها جایگزینهای خلاقانه ای پیدا میکنید.
در اینجا سه فهرست دارید که باید در جدولی که در ردیف بالایی آن کلمات اصلی نوشته شدهاند لیست شوند. سرانجام از هر ستون یک کلمه را به صورت اتفاقی انتخاب میکنید، آن را در گزاره فرصتتان قرار میدهید و گزارههای متنوعی تولید میکنید. این ترکیبات میتواند بعضاً بیمعنی از آب در بیاید و لذا لزوماً این بخش آخرین مرحله ایدهپردازی شما نخواهد بود. با این حال، از آنجایی که احتمالات و گزینههایی در پیش روی شما قرار میگیرد که احتمالاً قبلاً مدنظر قرار نداده بودید، میتواند محرک خوبی برای خلق ایدههای جدید باشد.
7-تکنیک خواسته اندیشی (Wishful thinking)
یکی دیگر از روشهای ایدهپردازی، تکنیک خواستهاندیشی است. در این روش، خواسته غیرممکنی را در نظر میگیرید و سپس به کمک بارش مغزی به دنبال راههایی برای تحقق آن میگردید.
8-فکر نویسی (Brainwriting)
تکنیک فکرنویسی روش منعطفی است که میتوان در سایر تکنیکها نیز از آن استفاده کرد. این روش فرصت ارائه افکار و ایدهها را برای همه اعضای گروه فراهم میکند. در روش فکرنویسی، شرکتکنندگان ایدههای خود را روی تکههای کاغذ مینویسند و آنها را در کنار نوشتههای مدیر گروه میچسبانند. این برگهها عوض شده یا با تکیه بر ایدههای دیگر، به بلوغ رسیده و بیشتر میشوند. به علاوه، با تشکیل یک حلقه توسط اعضای گروه و رد و بدل کردن برگهها بین شرکت کنندگان پس از چند دقیقه بارش مغزی هم میتوان این تکنیک را پیاده کرد.
9-تکنیک بدترین ایده ممکن
کاری که باید انجام بدهید دقیقاً همان عنوان این تکنیک است. هنگامیکه ایده به درد بخوری به ذهنتان نمیرسد، بدترین ایدههای ممکن را فهرست میکنید. از این طریق نه تنها کمی خوش میگذرانید و ذهنتان باز میشود بلکه فشار از دوش ایدهپردازان برداشته میشود و میتوانند ایدهپردازی ماجراجویانه تر و توأم با خلاقیت بیشتری داشته باشند.
میتوانید این پادکست را از اینجا بشنوید.

[highlight][/highlight]کمپین ریپوزیشنینگ بانک سپه از زبان مدیر ایدهپردازی آن
[divider]
– آلیس: پیشیِ چِشایری… ممکن است به من بگویی از کدام طرف باید بروم؟
– گربه: کاملاً بستگی دارد کجا بخواهی بروی.
(بخشی از کتاب آلیس در سرزمین عجایب)
اگر هدف به درستی تعیین شود، مسیر نیز خود، مشخص میشود. نکتهای که گربه خندان داستان آلیس در سرزمین عجایب نیز به آن اشاره دارد. یک کسبوکار سالم در طول حیات خود به صورت دائم در معرض تغییر است. هیچ چیز در دنیای کسبوکار ثابت نمیماند و این شما هستید که باید تغییر کنید تا قادر باشید طلوع دلانگیز فردا را ببینید. تغییر یک راهحل کلیدی است. اما هر تغییری اندازه و سمت و سویی دارد. چگونه باید تغییر کرد، چقدر باید تغییر کرد؟
یافتن مقصد و هدف در این شرایط کار سختی است. برای آنکه در محیط بازاریابی تغییر کرد ترفندهایی وجود دارد، یکی از ترفندهای بازاریابی که همیشه از تغییر استقبال میکند بازسازی جایگاه برند (Brand Repositioning) است. ریپوزیشنینگ یک فرآیند بازاریابی است که در آن به بررسی مجدد مشکلات و فرصتهای یک برند پرداخته میشود. همینجاست که راهحلها شکل میگیرد. راهحلی برای استفاده از فرصتها و غلبه بر مشکلات.
در ادامه برای آنکه با پروژههای تبلیغاتی بازسازی جایگاه برند بیشتر آشنا شویم، یکی از آخرین و بهترین این پروژهها که توسط آژانس تبلیغاتی تمام خدمت بادکوبه انجام شده است را در نظر گرفتیم. متن زیر، مصاحبه با کیانوش هاتفی (مدیر ایدهپردازی آژانس تبلیغاتی بادکوبه) در مورد پروژه ریپوزیشنینگ بانک سپه است.
[divider]
- درخواست مشتری دقیقاً چه بود؟
همانطور که میدونید بانک سپه یک چهره قدیمی و شناخته شده در امر بانکداری است. آنها برای آنکه در رقابت با دیگر بانکها باقی بمانند مجبور بودن تا جایگاه خود را بهبود دهند. بانک سپه نیاز داشت تا هم جوانتر و هم مدرنتر دیده شود.

بیلبورد ریپوزیشنینگ بانک سپه
ما به نیازها و درخواستهای بانک گوش دادیم. در این جلسات آنها را محک زدیم. همچنین روی چند طرح کار کردیم. چیزی که توجه ما را به خود جلب کرد این بود که مشتری ذهنِ بازی داشت و به ما اختیار عمل فراوانی داده بود. ما یک کمپین با درجهی بالا را برای آنها در نظر گرفتیم که در آن پیشنهادهای متنوعی مانند تبلیغات محیطی، چاپی، آگهی تلویزیونی، تبلیغات اینترنتی و … وجود داشت.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]مشتری ذهنِ بازی داشت و به ما اختیار عمل فراوانی داده بود.[/box]
- کمی از ایدهپردازیتان در این پروژه (بازسازی مجدد جایگاه برند بانک سپه) صحبت کنید.
در دغدغه بانکی مردم متوجه جای خالی اطمینانخاطر به بانکی که با آن کار میکنند شدیم. بهعبارتدیگر وقتی مردم با بانک خود کار میکنند باید به آن اطمینان داشته باشند. این اطمینان از جایی تامین میشود و آن تجربه و عقبهی بانک است. در این مورد مشتری (بانکسپه) به عنوان اولین بانک ایرانی یک ویژگی منحصربهفرد داشت و آن اعتبار در بانکداری بود.
یکی دیگر از مسائلی که با آن مواجه بودیم این بود که ما از آدمهای جدیدی میخواستیم تا بانک خود را عوض کرده و به بانک سپه بیایند. اینجا مسئله تغییر برای ما پررنگ شد. عوض کردن بانک کار عجیبی نیست، ما میخواستیم یک حرکت ساده کاری کند که باعث افتخار شود. درنهایت به این پارادوکس رسیدیم که کار ساده است اما اعتبار بزرگی بهدست میآید. در آخر به این شعار رسیدیم که گاهی حرکتی کوچک اعتباری بزرگ میبخشد. از همینجا ایدهی اصلی ما شکل گرفت.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]عوض کردن بانک کار عجیبی نیست، ما میخواستیم یک حرکت ساده کاری کند که باعث افتخار شود. [/box]
[aparat]http://www.aparat.com/v/iHoUN[/aparat]
- خروجی بصری چگونه پدید آمد؟
ما برای آنکه به کدتصویری مناسبی برسیم. روی مدلهای زیادی کار کردیم. و از میان آنها تکنیک مقایسه را انتخاب کردیم. درنظر داشتهباشید وقتیکه ما میگوییم بانک خود را تغییر دهید، ناخودآگاه نقش مقایسه در این فرآیند تغییر پررنگ میشود. این تکنیک در ریپوزیشنینگ بسیار سودمند است. در اینجا تکنیک مقایسه به ما کمک میکرد تا پیام خود را درستتر به مخاطبانمان بدهیم. ما میخواستیم ایدهی اصلی خود را به سادهترین و خلاقانهترین حالت نشان دهیم.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]ما میخواستیم ایدهی اصلی خود را به سادهترین و خلاقانهترین حالت نشان دهیم.[/box]
در ادامهی ایدهپردازیهای خود، نماد بهعلاوه (+) را که به سودآوری اشاره دارد یافتیم. از همین فضا (سودآوری) به زیاد شدن پول و اعتبار رسیدیم. در ادامه حرکت کوچک ما را به علامت (*) رساند.

تبلیغات روزنامه و مجله ریپوزیشنینگ بانک سپه
این تبلیغ روی بانک خیلی تاثیر گذاشت، بانک میخواست همهچیز را بهصورت بهعلاوه و ضربدر نشان دهد، بهصورتی که حتی میخواستند خدمات الکترونیک خود را با این دو نماد نشاندهند. سایتهای مختلفی مانند امبیاینیوز و فرصتامروز در مورد آن مطالب خوبی نوشتند. البته همکاران من هم در دیگر آژانسهای تبلیغاتی از آن راضی بودند.