آگهی تلویزیونی فامیلا با نام «خودشو نمیگیره» توانست در دومین دوره جشنواره برترینهای تبلیغات ایران برنده شاهین طلایی در بخش آگهیهای تلویزیونی شود.
دومین دوره جشنواره برترینهای تبلیغات ایران 25 و 26 بهمن ماه برگزار شد. در این دوره، آژانس تبلیغاتی بادکوبه توانست در 6 بخش مختلف برنده شاهینهای رنگارنگ جشنواره شود. یکی از شاهینهای طلایی بادکوبه نیز به آگهی تلویزیونی «فامیلا» رسید. در این مطلب به معرفی این آگهی میپردازیم.
درباره فامیلا
از ابتدای سال 1384، برند فامیلا با تولید انواع ماکارونی وارد عرصه مواد غذایی ایران شد و توانست به تدریج محصولاتی مانند رب گوجهفرنگی، تنماهی، سسکچاپ، روغنزیتون، سرکه سیب و دانه زیتون را هم به سبد غذایی خود اضافه کند.
سال 1388 بود که فامیلا در جهت تکمیل سبد غذایی خود، چهار روغن خوراکی (آفتابگردان، سرخکردنی،کانولا و ذرت) و دانههای زیتون همراه با انواع مغزهای فلفل، سیر و بادام را وارد بازار کرد.
آغاز همکاری برند فامیلا با آژانس تبلیغاتی بادکوبه نیز به فرودرین سال 1394 میرسد. یعنی همان وقتی که تولید انواع روغن خوراکی در فامیلا کلید زده شد. در این مدت بادکوبه عهدهدار فعالیتهای ارتباطی مربوط به روغنهای فامیلا و همچنین تن ماهی فامیلا بوده است. در اینجا میتوانید آگهیهای تلویزیونی روغن فامیلا را مشاهده کنید.
خودشو نمیگیره
آگهی تلویزیونی «خودشو نمیگیره» نمونهای از آگهیهای موزیکال مبتنی بر استراتژی ارتباطی است.
پس از مطالعه و تحقیق در مورد کالا مشخص شد که این روغن دارای ویتامین E و امگا 6 بوده و برای پیشگیری از سرطان، کنترل قند خون و درمان بیماریهای پوستی مناسب است. همچنین روغن ذرت در شرایط محیطی مختلف مانند سرما، حالت مایع خود را از دست نمیدهد و اصطلاحاً «نمیبندد» یا «نمیماسد»؛ برخلاف خیلی از روغنهای دیگر که حتی در طبقههای فروشگاهها هم حالت مایع خود را از دست میدهند. این «بسته شدن» بر روی غذای پختهشده نیز مشهود است.
بنابراین ایدۀ اصلی کمپین فامیلا متوجه کلسترول شد. رسوب کلسترول (روغن) باعث بسته شدن رگها میشود. از سوی دیگر روغنهای ذرت نهتنها فاقد کلسترول بوده بلکه کاهندۀ آن هستند. پس بادکوبه از رابطه میان بسته شدن روغن در محیط بیرون و مشکلات عروقی ناشی از مصرف کلسترول استفاده کرد.
با توجه به این موضوع که روغن جزء گروه محصولات FMCG است و نیاز به انتقال یک پیام بهداشتی دارد؛ نتیجه ایدهپردازی آژانس تبلیغاتی بادکوبه، ساخت آگهی با تم موزیکالی بود که هم جذابیت و اثربخشی بیشتری دارد و هم موضوع سلامتی را با لحن صمیمانه مطرح میکند.
در ادامه میتوانید آگهی تلویزیونی روغن ذرت فامیلا را مشاهده کنید.
[aparat]http://www.aparat.com/v/1pjXW[/aparat]
فضای قالب آگهی مبتنی بر جلوههای ویژه است و بخش زیادی از آن پس از تصویر برداری روبهروی پرده سبز ساخته شده است. در ادامه میتوانید پشت صحنه تولید آگهی را نیز مشاهده کنید.
[aparat]http://www.aparat.com/v/uiMtN[/aparat]
در ویدئوی زیر هم میتوانید نسخه مربوط به جلوههای ویژه این آگهی را مشاهده کنید.
اتاق خواب، شخصیترین اتاق خانه است. حضور در اتاق خواب یک فرد تجربه جالبی ایجاد میکند و شما را از نظر احساسی و ذهنی در همان حال و هوای مالک اتاق قرار میدهد. اگر این امکان برای شما فراهم شود که بتوانید یک شب اقامت در اتاق شخص مشهوری را تجربه کنید، آن فرد چه کسی است؟ صرفنظر از پاسخ شما به این سوال، در حال حاضر امکان اقامت در اتاقی فراهم شده که پیش از این فقط دیدنش به شکل تابلوی نقاشی قابل تجربه بود.
کمپین تبلیغاتی VAN GOGH BNB که توسط آزانس تبلیغاتی لئوبرنت شیکاگو طراحی و اجرا شده، موفق به دریافت شیر طلای جشنواره خلاقیت کن در بخش روابط عمومی شد.
برای اینکه مردم بتوانند با ونگوگ ارتباط بهتری برقرار کنند، آنها در یک کمپین تبلیغاتی جالب به اتاق خواب ونگوگ دعوت شدند. برای اولین بار مردم به جای دیدن یک نقاشی میتوانستند مدت زمانی را در آن سپری کنند.
ساخت اتاق در نمایشگاه ونگوگ، که در موسسه هنری شیکاگو برگزار میشد هزینهای معادل 31 هزار دلار دربرداشت. چند هزار دلار هم صرف عکاسی و هزینههای جانبی دیگر شد. اما در نهایت این اتاق بیش 6 میلیون دلار فقط از طریق مطرح شدن در رسانهها بدست آورد.
اجرای این کمپین به چه شکل بود؟
برای اینکه مردم بتوانند به شکل عمیقتری با زندگی و هنر ونگوگ ارتباط برقرار کنند، اتاقی دقیقا شبیه به نقاشیای که او در سال 1888 از اتاقش کشیده بود، ساخته شد. سپس با همکاری وبسایت Airbnb – سرویس آنلاین که به مردم اجازه میدهد اقامتگاهی را برای تعطیلات پیدا و اجاره کنند- مردم میتوانستند اتاق را برای یک شب رزرو و اجاره کنند. کمپین با قرار گرفتن اتاق در لیست Airbnb شروع شد. روز بعد Airbnb تصاویر و توضیحات اتاق را در بلاگ و شبکههای اجتماعی خود قرار داد. اینجا بود که رسانههای تلویزیونی، وبلاگها و روزنامهها دست بهکار شدند، خبر را شاخوبرگ داده و به سرعت منتشر کردند. پس از مدت کوتاهی خبر در تمام جهان پخش شد و تعداد زیادی از مخاطبین از وجود نمایشگاه و اتاق ونگوگ آگاه شدند. اتاق از ابتدا تا انتهای نمایشگاه در دسترس عموم قرار گرفت.
نتایج شگفتانگیز کمپین و شکستن رکورد هدف تعیین شده
بهدلیل تقاضاهای زیاد، اقامت مهمانان در این اتاق به یک شب محدود شد. هربار اتاق برای بازههای زمانی 3 یا 4 هفتهای در دسترس قرار میگرفت. بعد از اعلام این موضوع همه زمانهای موجود برای رزرو طی فقط چند دقیقه پر میشد. با استفاده از امکانات Airbnb، نفوذ از طریق از طریق رسانهها به 950 درصد رسید. خبرهای مربوط به اتاق ونگوگ در بیش از صد کشور پوشش داده شد و بیش از 623 میلیون impression از طریق رسانههایی کسب شد که برایشان هیچ هزینهای پرداخت نشده بود. فروش آنلاین بلیطهای نمایشگاه تا 250 درصد افزایش یافت. در شش هفته اول، به طور متوسط چهار هزار و هفتصد نفر در روز از نمایشگاه بازدید کردند. در مجموع در کل روزهای برگزاری نمایشگاه، حضور بیش از دویست هزار نفری افراد برای بازدید توانست رکورد هدف تعیین شده کسب و کار را 73 درصد افزایش دهد. «اتاق خواب ونگوگ» عنوان پربازدیدترین نمایشگاه موسسه هنری شیکاگو در پانزده سال اخیر را هم کسب کرد.
تقریبا بدون صرف هیچ بودجهای برای رسانه، صدها میلیون نفر از نمایشگاه ونگوگ در موسسه هنری شیکاگو آگاه و به آنجا کشیده شدند. سروصدای زیادی که این کمپین در رسانههای جهانی به پا کرد، اعتبار سازمانی این موسسه را -به عنوان یک نهاد مدرن در سطح جهانی- تا حد زیادی افزایش داد.
ویدیو زیر کمپین و نتایج جالبتوجه آن را نشان میدهد:
نخستین گردهمایی متخصصین ایرانی عضو سازمان جهانی تبلیغات با حضور نمایندگان بزرگترین مجموعههای بازاریابی و تحقیقات و تبلیغات تجاری ایران از جمله آژانس تبلیغاتی تمامخدمت بادکوبه برگزار شد.
سازمان جهانی تبلیغات، از سازمانهای زیرمجموعۀ سازمان ملل، به عنوان بزرگترین سازمان بینالمللی مارکتینگ و تبلیغات تجاری، همکاری خود با جمهوری اسلامی ایران را آغاز کرده است. رسالت این سازمان، استانداردسازی، سازماندهی و ارتقای سطح کمی و کیفی تبلیغات و موضوعات مرتبط با آن در سطح جهان است. این سازمان با بیش از ٧٦ سابقه، اصلیترین مرجع تنظیم استانداردهای بازاریابی و رفتار با جامعه مخاطب تجاری به شمار میرود.
در دهههای اخیر، IAA با استاندارسازی و تنظیم مقررات در حوزۀ تبلیغات و مارکتینگ به مرجعی مهم و تأثیرگذار در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه تبدیل شده است و هماکنون بسیاری از مجموعههای اقتصادی عظیم جهان مانند گوگل، مایکروسافت و… از خدماتIAA در توسعه بازار بهره میبرند و با عضویت در آن از استانداردهای حمایتی آن استفاده میکنند.
سازمان جهانی تبلیغات، با پایان مذاکرات هستهای در ایران تحت نظارت هیات امنایی متشکل از مهرنوش شفیعی شهربابکی، سید محمدصادق خرازی، مهدی رحمانیان، رسول صدرعاملی، برنارد عزراییلیان و محمد ماجد فعالیت میکند و قصد دارد با آموزش متخصصان ایرانی و فراهم سازی امکان همکاریهای متقابل بینالمللی ایران را در مسیر باروری اقتصادی همراهی کند.
در نخستین گردهمایی متخصصین ایرانی عضو سازمان جهانی تبلیغات با اجماع آرای حاضرین، هیئت عالی اجرایی سازمان جهانی تبلیغات در ایران انتخاب شدند. در این جلسه که به هماندیشی درباره فعالیتهای آینده اختصاص داشت، کمیتههایی تخصصی برای اجرای برنامهها و اهداف تشکیل شد و اعضای آنها منسوب شدند.
در این جلسه، بابک بادکوبه، مدیرعامل آژانس تبلیغاتی تمامخدمت بادکوبه، با اجماع آرای حاضرین به عنوان سرپرست کمیتۀ برنامهریزی و مدیریت، محسن رهگذر مدیر کسبوکارهای دیجیتال آژانس بادکوبه به عنوان سرپرست کمیتۀ اینترنت و رسانههای دیجیتال و علیرضا صفاری مدیر کلینیک برند آژانس بادکوبه به عنوان سرپرست کمیتۀ مدیریت پروژه انتخاب شدند.
بادکوبه برای سومین سال متوالی موفق به کسب جایزه از جشنواره وب و موبایل ایران شد.
واحد توسعه کسب و کار دیجیتال آژانس تبلیغاتی تمامخدمت بادکوبه، بعد از کسب جایزه بهترین موبایل وب در سال 92، دریافت تندیس وب سایت منتخب مردمی در سال 93 ، امسال نیز موفق شد در بخش بهترین وب سایتهای گروه صنایع غذایی، برنده تندیس سایت برتر جشنواره وب شود تا سیر موفقیتهای خود را ادامه دهد.
هشتمین جشنواره وب و موبایل ایران امسال با حضور بیش از صد هزار شرکتکننده برگزار شد. در این دوره بیش از سیزده هزار وب سایت و سه هزار اپلیکیشن موبایل در 4 گروه اصلی و 77 زیرشاخه با هم به رقابت پرداختند.
در گروه صنایع غذایی، وب سایت مک پاستا که در آژانس تبلیغاتی تمامخدمت بادکوبه طراحی شده، به مرحله نهایی راه یافت. در نهایت هم مک پاستا موفق شد به اتفاق آرا، جایزه بهترین وب سایت این گروه را از آن خود کند. طی دو سال گذشته کلیه فعالیتهای بازاریابی محتوایی مک پاستا توسط آژانس تبلیغاتی بادکوبه انجام شده است.
در این گروه یک کاندیدای دیگر هم داشتیم که در لیست نهایی قرار گرفت: وب سایت صنایع غذایی برتر.
بابک بادکوبه به عنوان کارشناس ویژه نامه کسب و کار سرنخ توصیههای تبلیغاتی را به قلم خودش قسمت به قسمت با زبانی ساده برای خوانندگان بیان میکند. با ما همراه باشید و از این مباحث استفاده کنید.
[divider]
تبليغات چيست؟
فردي كه وارد حوزه كسب و كار ميشود، قبل از هر چيزي بايد معناي تبليغات را بداند؛ «هرگونه ارسال پيام مستقيم به گيرنده پيام كه بابت آن هزينه پرداخت شود را تبليغات ميگويند.» تبليغات در دو رسانه منتشر ميشود يكي رسانههايي كه مخاطب انبوه دارند و ديگري رسانههايي كه مخاطبشان محدود است. براي اين كه به درك بهتري از رسانهها برسيم، به شكل موردي مثال مي زنم. تلويزيون، راديو، روزنامه، مجله و تابلوهاي شهري جزو رســانههايي با مخاطب انبوه هســتند، در حاليكه پخش كاتالــوگ، برگزاري همايــش و نمايش محصولات در دســته رســانههايي با مخاطب محدود قرار ميگيرند. رسانهها اين روزها خيلي بيشتر از گذشته گسترده شدهاند و بايد به اين دو دستهبندي، رسانههاي ديجيتال در كامپيوتر و موبايل را هم اضافه كرد.
تبليغات از كجا شروع شد؟
اولين رسانه تبليغاتي در دنيا و البته كشور ما «داغي زدن» يا «مهر زدن» بود. افراد با داغي كه روي محصولاتشان ميزدند آن را از محصولات ديگر متمايز ميكردنــد. بعد از مهر و داغي، نصب تابلوي اسامي و بعد تبليغات نوشتاري به وجود آمدند. مدتي گذشت كه اينها جاي خود را به ترتيب به تبليغات چاپي، راديويي، تلويزيوني، تلويزيون كابلي و تبليغات اينترنتي دادند، البته از تبليغات موبايلي هم نميتوان چشمپوشي كرد. با توجه به سبك زندگي بشر هر روز رسانه جديدي خلق ميشود و قدرت ميگيرد و رسانههاي قديمي، ضعيفتر ميشوند اما به ندرت پيش ميآيد رسانهاي به شكل كامل از بين برود.
در حافظه بلندمدت مخاطب بنشينيد
ميزان قدرت هر رســانه به چند معيار بستگي دارد. اول «ميزان مخاطب» كــه گيرنده پيام اســت، دوم «ميــزان توجهي» كه مخاطب به رسانه معطوف ميكند، سوم «مدت زماني» است كه مخاطب براي رسانه صرف ميكند و در نهايت چهارمين معيار «ميزان درگيركردن» تعداد حسهاي شش گانه مخاطب توسط رسانه است. مثلاً وقتي پيام تبليغاتي به يك مجله ارسال شود، حس بينايي و لامسه مخاطب (گيرنده پيام) را درگير ميكند در حالي كه وقتي پيام تبليغاتي شما از تلويزيون به بيننده مي رسد، حس بينايي، شنوايي و حس ششم مخاطب تحريك ميشود. براي همين اســت كه اين روزها، شــركتها براي تبليغ مواد خوراكيشان دكههاي كوچكي را در سطح شهر مستقر ميكنند تا ويزيتورهايشــان با خوراكيهايي كه به افراد ميدهند، تمام شش حس او را تحريك كنند و اين فرصت را به مشتري بدهند كه محصول را لمس، بــو و مزه كند و حتــي بتواند محتويات خوراكياي كه مينوشد را حدس بزند. اين روش جزو عميقترين روشهاي تبليغ است و دليلش هم همان درگير كردن تمام حواس گيرنده پيام است. بديهي است وقتي شما از اين روش براي ارسال پيام استفاده ميكنيد، بيشــتر از هر حالت ديگري، شانس نشستن پيام خود در حافظه بلندمدت مخاطب را داريد، اما اين كار، يك مشــكل مهم دارد؛ اين كه برند، شانس در معرض ديد مخاطب انبوه قرار گرفتن را از دست مي دهد.
رابطه بودجه با تبليغات
فرقي نميكند كسب و كار شما انفرادي، كوچك، متوسط يا بزرگ باشد. مهم اين است كه براي آن تبليغ كنيد. بودجه تبليغات كسب و كار شما بر چهار مبنا مشخص مي شود:
بر مبناي اهداف كسب و كاري كه داريد
در اين روش، شــما به آژانس تبليغاتي خود اعلام ميكنيد اهداف فروش و بازار كسب و كارتان به چه ميزان است و بر مبناي اهداف شــما، آژانس تبليغاتي، بودجه لازم را اعلام مي كند. معمولاً اين روش تعيين بودجه تبليغاتي، براي وقتي مناسب است كه شما به تازگي استارت شــروع كار را زدهايد و هنوز مجموعهتان شناخته شده نيست.
بر مبناي ميزان بودجه تبليغات رقيب
در حالت دوم، آژانس تبليغاتياي كه شما با آن كار ميكنيد، بودجــه رقيباني كه داريد را محاسبه كرده و برحسب كسب و كار شما، بودجهاي را اعلام ميكند. اين روش زماني مورد اســتفاده قرار ميگيرد كه كسب و كار شما رقباي جدي و نزديك داشته باشد.
بر مبنای 2 تا 5 درصد کل فروش
در حالت ســوم آژانــس تبليغاتي ميزان كل فروش و سود شما را بررسي مي كند و بر اساس آن ضريبي از مبلغ كل فروش سال را برای بودجه تبلیغاتی کسب و کار شما در نظر میگیرد.
بر مبنای 20 تا 40 درصد سود
در حالت چهارم آژانس تبليغاتــي كل ميزان فروش، گردش مالي و زمان برگشــت سرمايه در گردش شما را محاســبه كرده و با در نظر گرفتن ضريبي از كل فروش، بودجه تبليغات شــما را اعلام ميكند، البته علاوه بر اين چهار مبنا، شما يك مبناي ديگر هم داريد؛ اين كه به شكل كاملاً دلخواهي براي كارتان تبليغ كنيد و خيلي حواستان به بودجه، روش و معيار و ميزان نباشد.
در اين روش كه اتفاقاً در كشــور ما هم خيلي مورد استفاده قرار ميگيرد اينطور است كه معمولاً مدير كسب و كار اعلام میکند دوست دارم X تومان برای من تبليغ كنيد و تبليغات بر اســاس نظر او و بودجهاي كه اعلام كرده اســت انجام مي شود.
كدام آژانس تبليغاتي را انتخاب كنيم؟
اگر شما بخواهيد از روشهاي ديگري هم براي تبليغات استفاده كنيد، ايرادي ندارد اما بايد به اين نكته توجه داشته باشید که اگر کسب و کار شما، بودجه تبلیغاتی داشته باشد در آينده شغلي شما بسيار موثر است، در اين زمينه بهتر است كه يك آژانس تبليغاتي را براي انجام تبليغات كسب و كار خودتان انتخاب کنید. در اين زمينه، تخصصي انتخاب كردن آژانس تبليغاتي، اهميت بسيار زيادي دارد، اگر كسب و كار شما رستوران است بهتر است به سراغ آژانس تبليغاتياي برويد كه ابزار، تخصص، ايده و تجربه تبليغات رستوران را در مجموعه اش دارد. به خاطر داشته باشيد آژانس تبليغاتياي كه شما براي كارتان انتخاب ميكنيد مسئول طراحي پيام تبليغاتي شماست. تيم تبليغاتي بايد پيام مورد نظرتان را بعداً از مطالعه روي كسب و كار، محصول يا خدمت شما، رقبايي كه داريد، پيامي كه رقبايتان مي خواهند بدهند و در نهايت مخاطب شما (كسي كه پيام را دريافت مي كند) طراحي كند.
هر چه طراحي پيام علميتر، خلاقانهتر و هوشمندانهتر باشد و ميزان درگيري شش حس را بيشتر كند تاثيرگذارتر خواهد بود. «ميزان درگيري» روي تاثيرگذار بودن يا نبودن پيام، تاثير زيادي دارد، اگر بخواهم به صورتي ساده توضيح بدهم بايد بگويم كه شما حتماً در طول روز پيامكهاي تبليغاتي زيادي دريافت ميكنيد. بعد از دريافت پيامكها ممكن است بعضي را نخوانده پاك كنيد، بعضي را تا نصفه بخوانيد و بعضي را چند بار تا انتها بخوانيد، يا اصلا از پيامكها بگذريم و مثال ملموستري بزنيم. بعضي از بيلبوردهايي كه در سراسر شهر نصب ميشوند بسيار تاثيرگذار هستند، تا حدي كه مخاطب را به فكر وا ميدارند و بعضي حتي نگاه عابران را هم به سمت خودش نميكشد و اين فرق بين تبليغات خوب و تخصصي با تبليغات بد است.
هیچ چیز به یادماندنیتر از یک داستان خوب نیست. از ادیسه هومر گرفته تا سوپرمن و هری پاتر، همه با این قهرمانان ارتباط برقرار میکنند چون آنها از ذکاوت، استعداد و منابع خود برای مقابله با چالشها بهره میبرند و در نهایت پیروز میشوند. همواره از از داستانگویی برای اطلاعرسانی به ما، سرگرم کردن ما و برقراری ارتباط بین ما با چیزی یا کسی بهره گرفته شده است.
قدرت داستانگویی و ساختار روایی، طرفدارانی وفادار و مشتاق ایجاد میکند که مایلند داستان ما را در شبکههای خود به اشتراک بگذارند. بیایید روراست باشیم و با موضوع مواجه شویم: به احتمال خیلی زیاد شرکت دیگری وجود دارد که کارش مشابه شما یا خیلی شبیه به شماست. آنها همان نیازهای مشتریان را برطرف میکنند که شما هم مشغول تامینشان هستید، منابع مشابهی دارند و حتی ممکن است شما را در بازار واقعی کار شکست داده باشند.
داستان خوبی بگویید و به مزیت و برتری مناسبی نسبت به سایر برندها و شرکتها دست پیدا کنید.
در نهایت، تنها یک برند در ذهن مشتری هدف، پیروز میدان خواهد شد. برندهایی که بر پایه داستانگویی منسجم شکل گرفتهاند، جایگاه بسیار بهتری نسبت به برندهایی دارند که قصدشان فقط فروش کالاست. برای ایجاد وفاداری مشتری و توسعه دادن کسب و کار خود، میتوانید از عناصر داستانگویی استفاده کنید: فرضیه و ایده کلی، قهرمان اصلی، ضدقهرمان، و یک پایانبندی خوب.
[divider]
از فرضیه و ایده کلی برای انتقال هدف کسب و کار خود استفاده کنید
حالا که پذیرفتهاید رقیبی وجود دارد که دقیقاً محصول و خدمات شما را به مشتریان میفروشد، چالش بزرگ شما نمایش تمایز برند خود به مشتری است، به شکلی که متقاعد شود انتخاب شرکت شما بین همه شرکتهای دیگر برای وی سودمند خواهد بود. همه چیز به ایجاد یک رابطه احساسی با آنچه انجام میدهید، جایی که به آن میرسید و هدف شما ختم میشود. هدف شما از ایجاد شرکتتان چه بوده؟ آنچه شما انجام میدهید به چه شکلی از روش کار دیگران بهتر است؟ دلیل تعریف داستان برند شما این است که مجموعه منسجمی برای ایده و فرضیه اول خود ارائه دهید، که در واقع همان هدف برند شماست. وقتی روایت خود را تدوین میکنید، طوری عمل کنید که مشتریان مفهوم کسب و کار شما را به درستی درک کنند.
مثلاً فروشگاه TOMS را در نظر بگیرید. آنها فقط کفش، قهوه و عینک آفتابی نمیفروشند. آنها اقدامات مفیدی به نفع عموم مردم انجام میدهند و در همین راستا موضعگیری میکنند. مشتریان آنها موضوع و موقعیت دقیق آنها را میدانند، چون همه عناصر برندینگاین فروشگاه، ماموریت آنها را به مشتریان یادآوری میکنند. TOMS ار هر فرصتی برای برای پیریزی و نشر داستان خود استفاده میکند. فقط کافیست به یکی از کاتالوگهای آنها نگاهی بیاندازید- داستانهای مربوط به اعمال خیرخواهانه اجتماعی در صفحات محصولات در کنار آخرین تولیداتشان در صنعت مد قرار گرفتهاند.
مشتری، قهرمان داستان است
تعیین موقعیت شفاف به مشتریان میگوید که شما چه کار میکنید و این کار را برای چه کسی انجام میدهید. برندینگشما باید نشان دهد که مشتری خود را به خوبی میشناسید، او را درک میکنید و در مسیر چالشی که قهرمان داستانتان با آن مواجه است، همراهش میمانید. نشان دهید که در کنار آنها هستید و شما میتوانید مشکلشان را حل کنید.
Mailchimp این کار را خیلی خوب انجام میدهد. آنها احساس و تجربه کاربران حین کار با اپلیکیشن خود را در نظر گرفتهاند. برای مثال، وقتی یک کمپین ایمیلی آماده ارسال میشود، Mailchimp در سیستم پیامرسانی خود به شکلی مجازی به کاربرانش روحیه میدهد و از آنها تقدیر میکند. مسئولان Mailchimp میدانند که کاربر احتمالاً خوشحال و آسوده است، به همین خاطر پیامی که به آنها میدهد، همین احساسات را به رسمیت میشناسد. مثلاً پیام «چه کار فوقالعادهای! شما لیافت ارتقای درجه دارید»، به خوبی این حس را منتقل میکند.
شرح دهید که به چه شکلی به قهرمان کمک میکنید تا چالشهای دشوار را از بین ببرد یا بر ضدقهرمان چیره شود
موقعیتی که برای خودتان مشخص میکنید باید به قهرمان نشان دهد که چطور در کشتن اژدها یا یافتن گنج به کمکش میآیید. این نقطه عطف ماجراست؛ شما چطور مشکل قهرمان را بهتر از سایر رقبا حل میکنید؟
ایر بیانبی (Airbnb)، وب سایت مخصوص کرایه مکانهای اقامتی، نمونه خوبی است. تصاویر و متنهای وب سایت به شکلی مناسب به نیاز کاربران به آرامش پاسخ میدهد: مثلاً نمایش داده شدن عباراتی مثل «به خانه خوش آمدید» روی ویدیوهایی که افراد را در حال غذا خوردن، خندیدن و استراحت کردن نشان میدهد. این اقدامات و برجسته کردن مکانهای خاص و منحصر به فرد برای اقامت در سراسر دنیا، حس ماجراجویی مشتریان را هم تحریک میکند. در نهایت، ویدیوی بخش «درباره میزبانان Airbnb» نوعی حس تعلق در کاربران ایجاد میکند. کپی، میکرو کپی و عناصر بصری را به گونهای در کنار هم قرار دهید که به مشتریانتان نشان دهد چطور برای رسیدن به نتیجه دلخواهشان، به آنها کمک میکنید.
با پایانبندی مشتریان خود را راضی کنید
پایانبندی به احتمال زیاد راضیکنندهترین بخش یک داستان خوب است. پایانبندی رویدادی است که همهچیز و همهکس را تغییر میدهد. اینجا همان جاییست که تبهکار بد ذات و قدرتمند، ضعیف میشود یا کارمندان بخش اداری، به مدیران شرکت تبدیل میشوند. مشکل حل شده و نتیجه این است.
TOMS با نشان دادن تغییر مثبتی که مامورت آنها در پی دارد، این حس رضایت را در مشتری ایجاد کرده است. آنها سهم خود از داستان را با تصاویر و قصههایی از کودکان در حال خنده نشان میدهند، داستانهایی درباره تعداد زیادی از مردم که دیدگاهشان به کمک آنها احیا شده و همه و همه هم به دلیل خریدهایی که قهرمان انجام داده اتفاق افتاده است. این روایت به خرید مجدد منجر میشود.
مشتریان با هیچگونه محدودیت و کمبودی در گزینهها و انتخابها مواجه نیستند و تنها راه برای اینکه به فرمانروای ذهن آنها تبدیل شوید این است که برای برند خود داستان مناسب و صحیحی بسازید. از یاد نبرید که هدف شما باید روشن، موقعیتتان ترغیبکننده و قهرمانتان (مشتری شما) یک ستاره باشد و این شما هستید که در نهایت با ارائه راه حل خود، یک تغییر قاطع و تعیینکننده ایجاد میکنید.
واقعیت دنیای پیوند اعضا و افرادی که به پیوند عضو نیاز دارند، واقعیت بسیار تلخی است زیرا بسیاری از آنهایی که میتوانند اهداکننده عضو باشند، تصمیم میگیرند این کار را انجام ندهند. درست همین جاست که داستان بازار سیاه و قاچاق اعضا وارد کار میشود. روایت این که چطور انسانها بیدار میشوند و میبینند یکی از کلیههایشان به سرقت رفته است. با گذشت زمان، تبدیل شدن به اهداکننده عضو به رسم معمولتری تبدیل شده. شما میتوانید در داروخانهها هم فرم مخصوص اهدای اعضا را تکمیل کنید و عضو موسسات و نهادهای قابل اعتماد اهدا اعضا شوید.
اما کشورهای اروپای شرقی مشکلات خاص خودشان را دارند. در این کشورها همیشه گمانهزنیها و تردیدهایی در مورد اعضای اهدا شده وجود دارد، بنابراین باید به خوبی به افراد اطلاعرسانی کرد که اهدا اعضا به باند قاچاق ختم نمیشود و کلاهبرداری نیست و انسانهای واقعی از اعضای اهدایی واقعی استفاده خواهند کرد و در این میان فقط نفع فرد نیازمند به عضو در نظر گرفته شده است.
[aparat]http://www.aparat.com/v/txPUI[/aparat]
یک نیت خوب
در این ویدیو موضوع اهدای عضو در کشور لهستان مطرح شده و اهدای قلب در مرکز توجه قرار گرفته است؛ عضو ارزشمندی که فقط بعد از مرگ مغزی فرد و بعد از طی روندهای پیچیده و حساس قابل اهدا است. این کمپین به زبان لهستانی و برای مخاطبان لهستانی اجرا شده، بنابراین کسانی که به خوبی به این زبان مسلط نیستند، کاملاً متوجه کمپین نخواهند شد. ولی از آنجا که اطلاعرسانی برای اهدای عضو در لهستان و برای لهستانیها انجام میشود، مشکلی پیش نخواهد آمد.
چیزی که میبینیم در ابتدا شاید به نظر گیجکننده باشد اما با گذشت زمان، منظور ویدیو واضحتر میشود: #GiveAHeart (قلبی اهدا کنید). این کمپین شما را تشویق میکند تا اگر قصد دارید اهداکننده عضو باشید، از خودتان عکس بگیرید و آن را با این هشتگ در اینستاگرام منتشر کنید تا دیگران بدانند شما در آینده قلب خود را اهدا خواهید کرد. تنها مورد مبهمی که وجود دارد، نحوه سنجش میزان واکنش مخاطبان به این کمپین است. آیا افرادی که این عکسها را لایک میکنند، خودشان اهدا کننده عضو خواهند شد؟ به هر حال، اینستاگرام پلتفرم فوقالعادهای برای اطلاعرسانی و افزایش آگاهی است. ایده عکاسی در حالی که دست فردی غایب به سمت سوژه عکس دراز شده و منتظر دریافت قلب است، به خوبی نشاندهنده مفهوم اهدا و بخشش است و از آنجا که ما عکس گرفتن را دوست داریم، به خوبی درگیر این کمپین میشویم.
لایک کردن عکس
لایک کردن عکس در اینستاگرام (با نماد قلب)، روش بسیار جذابی است که نشان میدهد شما هم دوست دارید در آینده قلب خود را به فرد نیازمندی اهدا کنید. این کمپین بدون نظر گرفتن موانع زبانی، به شکلی مناسب اجرا شده و بر خلاف اکثر تبلیغات مربوط به اهدای عضو، دید و فضای مثبتی دارد چون در نهایت شما با اهدای قلبتان، زندگی یک نفر را نجات میدهید. افراد اهداکننده عضو به عنوان قهرمانان اصلی داستان در مرکز توجه هستند.
داشتن محتوای باکیفیت در وب سایت، پیشنیازی حیاتی برای بالا بردن رتبه در موتور جستجوی گوگل، هدایت ترافیک، ایجاد مشتریهای بالقوه و افزایش فروش به حساب میآید. الگوهای اخیر نشان دادهاند که داشتن یک وبلاگ با محتوای اصیل و اختصاصی، بهترین روش برای شناخته شدن نام کسب و کار شما و ایجاد اعتبار برای برندتان است.
اما مطالب وبلاگ باید درباره چه موضوعی باشند؟ مدیران وبسایتها و بلاگرها میخواهند بدانند که چگونه باید ترافیک را هدایت کنند و از این طریق آمار فروش را بالا ببرند. چند نکته جامع و عمومی برای این کار وجود دارد که توصیه میکنم با هم بخوانیم.
[divider]
اخبار اخبار مربوط به صنعت شما اهمیت دارند زیرا نه تنها باعث میشوند افراد علاقهمند به صورت عام به سمت وبلاگ شما کشیده شوند، بلکه توجه «خودیهای صنعت» هم به شما و فعالیتهایتان جلب خواهد شد. افراد مرتبط با صنعت شما دوست دارند که مطالبی در زمینه رویدادهای تازه بخوانند و دربارهاش با شما بحث کنند. برای اینکه رنگ و بوی خاصی به وبلاگ خود ببخشید و مطالبتان را اختصاصی کنید، باید چیزی بیشتر از فقط گزارشهای عادی در آن منتشر کنید. مثلاً گرایشهای آینده بازار را پیشبینی کنید، نظرتان را درباره موضوعات مربوط به صنعت اعلام نمایید، بازدیدکنندگان را به سایر صفحات و منابع مفید در وب ارجاع دهید تا بتوانند اطلاعات بیشتری کسب کنند. این کار به شما کمک میکند تا آغازگر بحثهای جالب و دنبالهدار باشید و اسم و برند خود را سر زبانها بیاندازید. یکی از مهمترین نکاتی که متخصصان آن را توصیه میکنند این است که برای برند خود تمایز ایجاد کنید و جایگاهی متفاوت نسبت به سایر رقبا برای خودتان بسازید.
چگونهها یکی از مهمترین ویژگیهای لازم برای هر وبلاگ این است که باید چیزی به افراد بیاموزد که بتوانند به صورت کاربردی از آن استفاده کنند. در این حالت، افراد به وب سایت و وبلاگ شما مراجعه میکنند تا مطالب جدیدی یاد بگیرند. اگر سرآشپز هستید، به بازدیدکنندگان وبلاگتان بگویید که چطور پای سیب درست کنند. به یک متخصص در صنعت مربوط به خود تبدیل شوید و مردم شما را خواهند شناخت و در گوگل شما را جستجو خواهند کرد. مقالههای «چگونه» روش مناسبی برای جلب توجه مخاطبانیست که میخواهند مطالب جدید بیاموزند.
چراها با اینکه خیلیها تصور میکنند این مورد چیزی شبیه به همان «چگونهها» است و حتی میتواند دقیقاً جایگزین آنها شود، باید بدانید که «چراها» بسیار متفاوت هستند. همه این تفاوت از چیزی که افراد در موتورهای جستجو وارد میکنند سرچشمه میگیرد. نوشتن سوال به عنوان عبارت مورد جستجو، یکی از رایجترین شیوهها برای استفاده از موتورهای جستجوگر است. مخاطبانی که از این طریق به دست میآورید، به صورت خاص مشتاق هستند ببینند مطلب شما چه چیزی برای ارائه به آنها دارد. به نسل جوانتری فکر کنید که به خوبی به اینترنت و خدمات آن تسلط دارند و آن را درک میکنند، این نسل کمکم به دوران بزرگسالی میرسد و فکر کنید که آنها چطور در آینده برای یافتن پاسخ همه سوالات خود به اینترنت روی خواهند آورد. البته ممکن است کمی ترسناک باشد، اما قطعاً برای وبلاگ شما خبر خوبی خواهد بود.
نکته آخر گوگل دوست شماست. توصیه میکنم پیش از ایجاد وبلاگ، به خوبی از کلید واژههای رایج در صنعت خود مطلع شوید و آنها را به دقت و با برنامه انتخاب کنید. مطمئن شوید مخاطبانتان واقعاً دوست دارند چیزی که دربارهاش مینویسید را بخوانند. در آخر، اکثر کسب و کارها به این دلیل به وبلاگنویسی روی میآورند که میخواهند نام و شهرت خوبی برای خودشان بسازند، به افراد کمک کنند، محتوای تازه و اختصاصی منتشر کنند و خودشان را به ردههای نخست در صفحات نمایش نتایج جستجو (SERPS) برسانند. استفاده از این سه اصل پیشنهادی باعث میشود وبلاگ شما به جایی تبدیل شود که مردم میخواهند مدام به آن سر بزنند، و همچنین جایی که به راحتی در موتورهای جستجو پیدایش میکنند.
Saatchi&Saatchi یک شبکه ارتباط جهانی و یک آژانس تبلیغاتی با 140 دفتر در 76 کشور است و بیش از 6500 پرسنل دارد.
دفتر ساچی اند ساچی در بانکوک (تایلند)
این آژانس در سال 1970 ابتدا در لندن تاسیس شد اما دفتر اصلی آژانس حالا در شهر نیویورک امریکا است.
شرکت اصلی و اولیه این گروه از سال 1976 تا 1994 با نام Saatchi & Saatchi PLC شناخته میشد و تا سال 2000 در لیست بورس اوراق بهادار نیویورک بود و از سال 2005 خصوصی شد.
Saatchi&Saatchi توسط برادران ساچی، Maurice و Charles تاسیس شد. هرچند برادران ساچی پیش از این کار خود را شروع کرده بودند. چارلز به عنوان کپی رایتر در دفتر Benton & Bowles در نیویورک کار میکرد و آنجا با یک مدیر هنری به نام Ross Cramer آشنا شد . این دو در سال 1967 در لندن تیمی با عنوان مشاوره خلاق CramerSaatchi تشکیل دادند که بعدها باعث پیدایش آژانس Saatchi&Saatchi شد. این دفتر مشاوره شروع به استخدام کارمندان کرد و به شکل مستقیم با مشتریان در ارتباط بود. تبلیغ آموزشی “Pregnant Man” برای شورای آموزش بهداشت برای اولین بار توجهها را به سمت این آژانس جلب کرد.
برادران ساچی (موریس و چارلز) موئسسان آژانس ساچی اند ساچی
اعتقاد این آژانس جهانی این است که : ما فقط یک ماموریت برای انجام دادن نداریم، ما یک هدف داریم. بیشتر شرکتها برای خودشان ماموریتهایی تعیین میکنند تا آن را به سرانجام برسانند، ما به جای ماموریت هدف تعیین میکنیم.
نمایی از یکی از دفاتر ساچی اند ساچی
رویای الهامبخش ما این است که برای ایدههای خلاقانه که قادر هستند جهان را تغییر دهند و کسب و کار مشتریان، برندها و شهرت آنها را دگرگون کنند احترام قائل باشیم.
شعار این آژانس این است که : یک تیم، یک آرزو – هیچ چیز غیرممکن نیست.
Kevin Roberts مدیر اجرایی ساچی اند ساچی جهانی، یک کتاب به نام “حداکثر کارایی” نوشته و در آن توضیح میدهد که چطور یک کسب و کار و تجارت باید خودش را سازماندهی کند تا بتواند با حداکثر پتانسیل در مدت طولانی کارایی خود را حفظ کند.
کوین رابرتز مدیر اجرایی کنونی آژانس ساچی اند ساچی
آژانس Saatchi&Saatchi تنها در پنج سال اخیر برنده 4 هزار جایزه شده است . این آژانس در جشنواره شیرهای کن سال 2014 برنده مجموعاً 32 شیر از جمله 6 شیرطلایی، 12 شیر نقرهای و 14 برنز شده است.
این آژانس از ابتدا تا کنون با مشتریان بزرگی کار کرده است که از میان آنها میتوان Lenovo، TOYOTA ،Lexus و بانک HSBC و … را نام برد.
«در صنعت تبلیغات، سرمایه و ماشینهای صنعتی کار نمیکنند، این آدمها هستند که نقش اصلی را بازی میکنند.» این جمله را کاوه بادافره، در مصاحبۀ خود با بلاگ آژانس تبلیغاتی تمامخدمت بادکوبه میگوید. او که معاون مالی و تعالی سازمانی در این آژانس است، معتقد است که مجموعۀ تحت مدیریتش، جایی نیست که آدمها در آن انرژی خود را بگذارند و دستخالی و بدون پیشرفت به خانه برگردند.
از شما دعوت میکنیم تا شرح کامل این مصاحبه را بخوانید.
[divider]
معمولاً افراد واحد تعالی سازمانی را با مدیریت منابع انسانی یکسان در نظر میگیرند، به همین دلیل در ابتدا مایلیم برایمان این نکته را روشن کنید که واحد تعالی سازمانی چیست؟
به عنوان تعریف، تعالی سازمانی یعنی مدیریت ارتقاء کیفیت و بهروری منابع به صورت مستمر و ایجاد سیستم خودارزیابی در یک سازمان. درواقع هر اتفاقی که از دید پشتیبانی و تقویت منابع، باعث رشد در سازمان شود را تعالی سازمانی میگویند. تعالی سازمانی خودش را در مواردی مانند این نشان میدهد: رشد منابع انسانی، جذب نیروهای حرفهای، ارزیابی عملکرد کارکنان، فناوری اطلاعات و بهروز بودن سیستمها، استفاده از تکنولوژیهای جدید و شفافیت در مباحث مالی. تمامی موارد گفته شده، سرجمع می تواند به تعالی سازمانی یک مجموعه کمک کند.
در چارت سازمانی بادکوبه معاونتی بهنام معاونت مالی و تعالی سازمانی دیده شده است. ماموریت این واحد، فراهم کردن امکانات و منابع و تجهیزات و ارزیابی و تحلیل فرآیندها برای بهرهوری بیشتر تیمهای اجرایی است که میخواهند به مشتریان خدمات بدهند.
کاوه بادافره، مدیر مالی و تعالی سازمانی آژانس تبلیغاتی بادکوبه
شما وضعیت تعالی سازمانی را در مجموعۀ تحت مدیریتتان چگونه میبینید؟
نکتۀ مهم این است که در صنعت تبلیغات، سرمایه و ماشینهای صنعتی کار نمیکنند، این آدمها هستند که نقش اصلی را بازی میکنند. ما به تشکیل و تقویت واحد منابع انسانی اقدام کردهایم و دائماً به این نکته فکر میکنیم که چطور میتوان در مدیریت منابع انسانی بهتر بود؟ به همین منظور چشماندازی را خلق کردیم. در این چشمانداز ما منابع انسانی حرفهایتری دیدهایم که با استفاده از ابزاری مثل جذب هوشمندانه، ارزیابی، مربیگری، آموزش و غیره محقق میشود. همچنین در این چشمانداز، مجموعهای از امکانات رفاهی را فراهم کردیم تا منابع انسانی خوشحالتری داشته باشیم. در بحث پشتیبانی نیز امکانات کاری مثل تجیهزات کاری یا فضای کاری که برایشان میتوانیم آماده کنیم را درنظر گرفتیم. در بحث مالی ، تلاش کردهایم روز به روز شفافتر و آنالیز محور گزارش دهیم. همانطور که میدانید امور مالی به دو منبع گزارش میدهد؛ گزارشات درونسازمانی که برای سرمایهگذاران و تصمیمگیری خرد و کلان سازمان استفاده می شود و جنبۀ دیگر، گزارش برونسازمانی است که مربوط به گزارش به مشتریان و سازمان های دولتی است. این شفافیت در گزارشات مالی میتواند به توانمند شدن منابع مالی کمک کند و به صورت غیرمستقیم در صنعت تبلیغات تاثیر گذار باشد. اگر یک پروژه تبلیغاتی تحلیل مالی صحیحی نشود، ممکن است زیانده شود. امروزه، دیگر اسمی از شرکتهایی که بدون شفافیت مالی عمل کردند در صنعت تبلیغات نیست. ما امیدوار هستیم که این موارد بتواند به بهرهوری سازمانی کمک کرده و سازمان ما را به تعالی برساند.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]در صنعت تبلیغات، سرمایه و ماشینهای صنعتی کار نمیکنند، این آدمها هستند که نقش اصلی را بازی میکنند.[/box]
وضعیت آژانس تبلیغاتی بادکوبه را در صنعت تبلیغات ایران، چگونه میبینید؟
جایگاه آژانس بادکوبه در تبلیغات ایران برای هیچکس پوشیده نیست . ما هر روز و هر ساعت در حال بهتر شدن هستیم. یکی از دیدگاههای کلان ما غنی سازی و تقویت هر چه بیشتر نیروهای انسانی است. آژانس بادکوبه به این نتیجه رسیده که باید آدمهای مستعد، توانا و بهرهور در آن حضور داشته باشند. ما سقفی برای پیشرفت کسی در نظر نگرفتیم. راه برای پیشرفت نیروهای انسانی از هر لحاظ باز است. در حال حاضر تیم خوب و حرفه ای داریم و بچهها در بستر کارتیمی به حرکت رو به جلو سازمان کمک می کنند و در مجموع این روال بسیار رضایتبخش است. به سیستم ها، فرآیندها، تقویت منابع و تجهیزات نگاه پر قدرت داریم و هر لحظه بهتر و بهتر میشویم.
ما در بادکوبه، سقفی برای پیشرفت کسی در نظر نگرفتیم. راه برای پیشرفت نیروهای انسانی از هر لحاظ باز است.
بعد از چندین سال حضور در صنعت تبلیغات و دیدن سازمان های مختلف، چه نکته متمایزی در بادکوبه دیدهاید؟
یک چیزی که بادکوبه را متمایز کرده، وجود یک روحیه روبه جلو است. در اینجا فکر میکنی که میخواهی به سوی جلو حرکت کنید. ما در بادکوبه به سمت آینده پر قدرت حرکت می کنیم. ما پارسال چیزهایی را روی کاغذ نوشتیم که امسال به آنها دست پیدا کرده ایم. یکی دیگر از چیزهایی که در بادکوبه هست، سرعت تغییر است. ما در بادکوبه به سرعت تغییر میکنیم. من خودم در سازمانهایی که ایستا باشند، کار نمیکنم. نوع دیدگاه هیات مدیره را نیز دوست دارم. آنها بچهها را در آیندهای که برای سازمان بادکوبه میبینند، سهیم دانسته و همچنین میخواهند تا بچهها هم آینده خود را در بادکوبه بسازند. صمیمت، همدلی، فضای دلچسب کاری و پایبندی به اصول و قواعد انسانیت، بستری است که در بادکوبه مهیاست. شخصاً معتقدم بادکوبه یک فرصت است.
از صمیمیت و همدلی در آژانس بادکوبه صحبت کردید. در اینباره نمونهای هم به چشم دیدهاید؟
اتفاقاً در روزهای گذشته یک اتفاق جالب افتاد. ما در محل شرکت یک جلسه رسمی خیلی مهم داشتیم. به خاطر افت ولتاژی که در برق منطقه افتاد، مشکل قطعی برق داشتیم. در این شرایط، بچههای آژانس با تحمل گرما، کولر اتاقها را خاموش کردند تا برق کمتری مصرف و جلسه بدون نقص برگزار شود. این خود یک همدلی تیمی بود که اتفاق افتاد. فضای کاری آژانس، آنقدر تاثیرگذار است که در خیلی از مواقع، حتی مشتریها هم با ما صمیمی میشوند. جلسۀ دیگری بود که مهمانان بعد از تمام شدن جلسه، با بچههای آژانس پینگپنگ بازی کردند!
در آخر اگر حرفی هست که مایلید بیان کنید، بفرمایید.
ما در فرآیند آموزش نیروی انسانی در کل ایران خیلی ضعف داریم. ما باید به نیروی انسانی اهمیت بدهیم تا کشورمان رشد کند. در مبحث فرهنگ سازی و فرهنگ سازمانی نیز در کل کشور ضعیف هستیم. امیدوارم روز به روز سازمانی قوی تر، شهری زیبا تر، و کشوری موفق تر داشته باشیم.