پويا بادكوبه، قائم مقام آژانس تبلیغاتی تمامخدمت بادکوبه، سازندۀ ده ها آگهی تبلیغاتی و فرهنگی که برای دو سال متوالی برندۀ بهترین آگهی تلویزیونی الجی در جهان شده است.
مقدمه:
همانطور که «ژان بودریار» جامعهشناس معاصر فرانسوی در کتاب جامعهی مصرفی خود گفته است، عطش مصرف در یک جامعهی مصرفی با کالاهایی برطرف میشود که فرد نیاز ضروری به آن ندارد. جامعه امروزی صحنه رقابتی پرهیاهو و بیدلیل شده است که در آن پر شدن سبد کالا در فروشگاههای بزرگ و مصرف بیرویه، خود دالِ بر یک اعتبار اجتماعی است. اگرچه این نکته به نوعی حکایت از یک فراوانی میکند اما این فراوانی رضایتی را برای فرد به دنبال ندارد. طبقات اجتماعی با مصرف کالاهای مخصوص بهخود مشخص میشوند و افراد هویت خود را در مصرف بیچون و چرای چنین کالاهایی پیدا میکنند. این دور باطل، برای رسیدن به یک هدف باطل منجر به سلب آسایش از فرد میشود.
رسانههای تبلیغاتی با شبیهسازی واقعیتها به تشویق این مصرفگرایی میپردازند و این چیزی بیشتر از بازتفسیر آن واقعیتها است. به عقیدهی بودریار، تبلیغات فراتر از درست و غلط را هدف قرار داده است. حرفهی تبلیغات مانند پیشگویی است، زیرا تبلیغات نه برای درک است و نه برای یادگیری، بلکه برای امیدواری است. اثربخشی تبلیغات هم در همین است. به عبارتی تبلیغات مروج زیبایی است و با استفاده از موئلفههای زیبایی اقدام به تولید امید میکند و چه بهتر که این زیبایی از حقیقتی نشات گرفته باشد که درون بشر باشد، چه این حقیقت در برند و خالق آن باشد، وچه در بطنِ فرد مصرفکننده.
برای درک بهتر رویکردهای تبلیغاتی و نقش تاثیرگذار آژانسهای تبلیغاتی در جامعه، مصاحبهای را با پویا بادکوبه (قائم مقام آژانس تبلیغاتی تمامخدمت بادکوبه) ترتیب دادیم. شما را به خواندن این مصاحبه دعوت میکنیم:
[divider]
قبل از اینکه مصاحبه را شروع کنیم، شما این نکته را مطرح کردید که تبلیغات میتواند سبک زندگی مردم را تغییر دهد. کمی این موضوع را باز میکنید؟
منظورم این بود که بستری که در آن کار میکنم، اینگونه است. ما در بستر «Context» از حوزهی تبلیغات مشغول به کار هستیم که برآن است تا با خلق نوعی نگاه و دیدگاه نسبت به زندگی، آسودگی خاطر و آرامش بیشتری را برای بشر عصر حاضر رقم بزند و بدینترتیب کیفیت زندگی افراد را ارتقا میدهد. این روزها، وقتی در بازار قدم میزنید دائماً با رنگها و سبکهای مختلف مواجه میشوید که به خیلی از آنها نیاز ندارید. نکته در این است که مایحتاج اساسی ما جای خود را با چیزهای غیرضروری تغییر داده است. از آن جالبتر این است که بدانید، تولید هم دارد به همین سمت میرود. افراد مجبور شدهاند با این جریان همراه و هماهنگ بشوند. این چیز خوبی نیست و آسودگی را از انسان میگیرد. مصرفگرایی صرف و تغییر نگرشها به سوی مصرف، چیزی است که متاسفانه این روزها تبلیغات به دنبال آن است. از طرفی دیگر امروزه در تبلیغات، افراد را با آنچه که نیستند مواجه میکنند و با این کار فرد را ترغیب میکنند تا به دنبال چیزی برود که حتی نمیداند چیست. این خوب نیست، بستری که ما در آن مشغول کار هستیم در مسیری است که چنین نکند.
پویا بادکوبه: وقتی تبلیغی را با اغراق درست میکنیم، هم حق مصرفکننده را پایمال میکنیم و هم برند را نابود میکنیم.
همیشه یک دیدگاه انتقادی نسبت به تبلیغات وجود دارد که تبلیغات را متهم میکند به جانبداری از انتخاب تولید کننده و برند تا مصرف کننده، با توجه به دیدگاهی که دارید، چگونه به این نقد پاسخ میدهید.
روش ما در تبلیغات دقیقاً بدین صورت است که تبلیغی کنیم تا برند از بین نرفته و ساخته شود، مردم به آن اطمینان کرده و رفاقتی بین مردم و برند حاصل شود. همانطور که در اول سخن خود گفتم، معتقدیم که خیلی اوقات، تبلیغات مصرفکننده را مورد هجوم خود قرار میدهد و دقیقاً حق مصرفکننده را از بین میبرد.
ما در بادکوبه، به مصرفکننده از یک طرف حقیقتی را در مورد برند میگوییم و ازطرف دیگر حقیقتی را در مورد نیاز وی میگوییم تا حق و حقوقش پایمال نشود. ما به مصرفکننده دروغ نمیگوییم و تبلیغی نمی کنیم یا از بیانی استفاده نمیکنیم که در آن دروغ باشد. وقتی ما تبلیغی را با اغراق درست میکنیم، هم حق مصرفکننده را پایمال میکنیم و هم برند را نابود میکنیم. این کاری است که ما نمیخواهیم انجام دهیم.
با این اوصاف چه گامهایی باید برداشته شود تا این تبلیغاتِ اثربخش و مفید برای جامعه تولید شود؟
شناخت دقیق از فاصلهی نزدیک از برند و خالقش، به صورتی که بعضیاوقات با برند یکی شویم. از اینکه دقیقا بدانیم چیست و چرا هست و چرا دارد این کالا را تولید میکند و با چه هدفی تولید میکند و میخواهد با تولید این کالا چه نیازی را برطرف کند. «با فهم و درک دقیق از برند وخالقش و خاستگاه تولیدِ کالای آن شروع میکنیم.»
در ادامه باید کشف کنیم که این کالا یا خدمت برای برطرف کردن چه نیازی از مخاطب بهوجود آمده و کدام دسته از مخاطبان به این کالا برای برآورده کردن نیاز خود احتیاج دارند. «باید در مورد مخاطب و اینکه کالا، کدام بخش از نیاز وی را پوشش میدهد، بررسی انجام شود.»
وصل کردن این دو بینش نسبت به برند و کالا و نسبت به مخاطب توسط ما تبلیغاتیها در مرحلهی تفکر استراتژیک (Strategic Thinking) انجام میشود. هر اندازه این کشف از دوسمت درست انجام شود ما میتوانیم خیلی مبتکرانه و الهامبخش آن دو را به هم وصل کنیم. ما فهمیدیدم که خلاقیت و خلق آثار تبلیغاتی اگر بر پایه این موضوع اتفاق بیفتد، میتواند اثربخش باشد. در غیر اینصورت تبلیغات مفهومی و غیراثربخش است، که اگر افراد هنرمند انجامش داده باشند میگوییم چه هنر زیبا وقشنگی. اگر در حالت بدتر آنها این کار را انجام نداده باشند، میگوییم عجب تبلیغ بدی، یعنی دیگر قشنگی هم ندارد.
[box type=”success” align=”aligncenter” ]ما می خواهیم دربارهی برندها حرفی بزنیم که در ذاتشان نهفته و در کالا و خدمتی که ارائه میدهند، دیده میشود، نه حرفی که در کالا یا خدمتشان نیست. این همان برندینگ روراست «Authentic branding» است. [/box]
آیا نمونههایی از این تبلیغات در جهان یا در کارهای خودتان برای مثال دارید؟
بله در هر دو نمونههایی را سراغ دارم. البته در کارهای داخلی نسبت به کارهایی که در دنیا انجام میشود این موضوع کمتر دیده میشود و این به خاطر یک سری ضعفها است. برای نمونه میتوانم تبلیغات ال جی یا تبلیغ ماکارونی مک در زمان جامجهانی را مثال بزنم، یا به تبلیغاتی که برای مرکز دیجیتال تهیه شده است اشاره کنم. مثلا در آگهی کبودی دقیقاً نکتۀ کوری را که مردم در مورد رسانههای دیجیتال در نظر نمیگیرند کشف کردیم. متخصصان و جامعهشناسانی که در حوزهی رسانههای دیجیتال کار میکردند، مستنداتی را فراهم کرده بودند. همه را خواندیم و این نکته را متوجه شدیم که بچهها از بعضی بازیها آسیب میبینند. همین حقیقت درونمایهی اصلی کار ما قرار گرفت.
پویا بادکوبه در حال کارگردانی آگهی تلویزیونی «کبودی» به سفارش مرکز توسعه فناوری اطلاعات و رسانههای دیجیتال. برای مشاهۀ این آگهی، روی تصویر کلیک کنید.
در آخر اگر نکتهای مانده است که مایلید بگویید، لطفاً بیان کنید.
در آخر میخواهم بگویم که ما این نکاتی که گفتیم، نیستیم. بلکه ما در چنین مسیری در حال حرکت و مشغول به زندگی و کار هستیم. یک جملۀ معروف هست که میگوید «یادگیری یک فرآیند دائمیست». ما هم در بستر کاریمان دائماً میآموزیم و با این رویه زندگی میکنیم.
این کمپین با طرحهای تبلیغاتی شاد، سعی داشت تا طرح خدماتی دوچرخهسواری 24 ساعته شبانهروز، 7 روز هفته را ترویج کند.
کمپین اجتماعی برای سیستم عمومی دوچرخهسواری در شهر بوینسآیرس برندهی جایزهی گرندپریکس در بخش مطبوعات شد.
[divider]
امروزه بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا به سیستم دوچرخهسواری عمومی خود میبالند و آن را به رخ میکشند. بوینسآیرس هم از این قاعده مستثنی نیست. برخلاف دیگر شهرداریهای بزرگ، برنامهی دوچرخهسواری پایتخت کشور آرژانتین تا همین اواخر از ساعت 8 صبح شروع می شد و در ساعت 8 شب پایان میپذیرفت. اما امسال، شهرداری بوینسآیرس، این خدمات را به صورت 24 ساعته شبانهروز و در 7 روز هفته ارائه کرد. بنابراین برای ترویج خبر میان ساکنان این شهر، انجمنی (سابقاً بهنام انجمن LA شناخته میشدند) از این نکته استفاده کردند و با استفاده از به نمایش گذاشتن نسخههای چاپی و کمپین تبلیغاتی خارج از خانهی (OOH) با شعار “همیشه در حال سواری، توقف ممنوع”، سعی کردند تا طبیعت دائم و بیوقفهی این خدمات را به نمایش بگذارند. در این کمپین با شخصیت دادن به چرخهای دوچرخه، به صورت ترکیبهای مفهومی مرتبط با یکدیگر به صورت سگ و دمش، سنجاب و فندق و …طرحهای جالبی ایجاد شد.
بنا به گفتهی رئیس هیئت داوران بخش مطبوعاتی جشنواره شیرهای کن، درحین برگزاری این بخش از جشنواره، به سختی میتوان ایدههای تحولی را به صورت چاپ شده مشاهده کرد. همچنین وی ابراز داشت که: این طرح بسیار شجاعانهای بوده و نظر ما این بود که چنین طرحی بسیار چالشبرانگیز است.
در سالیان اخیر، استفاده از محتوای تولید شده توسط مخاطبان، در تبلیغات رواج پیدا کرده است. استفاده از ابزارهای چندرسانهای و شبکههای اجتماعی تعاملی باعث شد تا تعامل میان برند و مصرفکننده دستخوش تغییر شود و مصرفکنندهی محصول در جایگاه بالاتری نسبت به گذشته قرار بگیرد. امروزه چشمپوشی از این فرصت در ایدهپردازی تبلیغاتی، ناممکن است. در این مقاله یکی از کمپینهای موفق جشنواره کن که توانسته با استفاده از این قابلیت، جایزه گرندپریکس را نیز دریافت کند، بررسی کردیم.
این مقاله ترجمهای است از مطلبی به همین نام منتشر شده در سایت creativity-online.com
[divider]
اینروزها بسیاری از جوایز جشنواره کن به کمپینهایی داده میشود که فناوری را در کار خود دخیل کردهاند، تبلیغات محیطی هم از این قاعده مستثنی نبودند. بااینوجود اپل در کاری مشترک با TBWA/Media Arts Lab درحالی برندهی جایزه گرندپریکس برای تبلیغات محیطی شد که در کل اجرای آن از مقدار کمی فناوری استفاده شده بود. کمپین گالری جهانی اپل شامل تصاویری بود که کاربران با استفاده از گوشیهای آیفون 6 خود تهیه کرده بودند. اپل عکسهای مورد نظر خود را از میان 162 کاربر گوشیهای خود در گوشهوکنار جهان پیدا کرد و توسط آنها بیلبوردهای خود را ایجاد کرد. بیلبوردها ساده و همراه با یک توضیح بودند: “تصاویر از دریچهی آیفون 6”. مضمون بیلبوردها این بود که چگونه گوشی آیفون 6 میتواند چنین عکسهای باکیفیتی بگیرد. در این کمپین بیش از ده هزار بیلبورد در 73 شهر و در 25 کشور نصب شد.
رئیس هیئتداوران و مدیراجرایی شرکتDDB شعبه لاتین، «خوان کارلوس اورتیز» Juan Carlos Ortiz بیان کرد: باتوجه بهاین که گسترهای از فناوریها و ایدههای متنوع در بخش تبلیغات محیطی، ارائه شده بود، کار اپل به این دلیل برنده شد که بهرغم سادگی آن، درکمپین اپل بخش بسیار مهمی وجود داشت و آن خود محصول است. تبلیغ نهتنها نشان میداد که گوشی آیفون چگونه میتواند تصاویری با تفکیکپذیری بالا بگیرد، بلکه کمپین قدرت به اشتراکگذاری فناوری را هم نشان میداد.
اپل در سال 2013 نیز برندهی جایزه گرندپریکس برای کمپین مینیآیپد خود شده بود.
بیان کردن اینکه چگونه یک ایده خلاق و تاثیرگذار به موفقیت میرسد، زمانی میطلبد به اندازهی تاریخچه صنعت تبلیغات. یکی از نکات مهم در پروژههای تبلیغاتی، تولید یک ایده خلاق و برتر است. اینکه چگونه پس از خلق شدن ایدهها در اتاقهای فکر، آنها سر از بیلبوردها، تیزرهای تلویزیونی و همچنین تبلیغات اینترنتی در میآورد و چگونه مخاطبان اثر نهایی را دیده و درک میکنند و از همه مهتر به آن واکنش نشان میدهند. به همین منظور یکی از پروژههای موفق تبلیغاتی را بررسی کردیم و در این بین چه کسی بهتر از مدیر ایدهپردازی آن پروژه که در متن همه چیز قرار داشته است.
نوشتار زیر بخشی از گفتگوی ما با کیانوش هاتفی (مدیر ایدهپردازی آژانس تبلیغاتی بادکوبه) است که در آن به بررسی کمپین تبریک نوروزی بانک ملت از ایده تا اجرا میپردازیم.
[divider]
چالش برند در این پروژه چه بوده است؟ به عبارتی، دغدغهی مشتری چه بود؟
اولین و مهمترین درخواست برند (بانک ملت) یک پیام تبریک صمیمانه و خالصانه نوروز به تمام ایرانیان بود به صورتی که در آن هیچگونه اشارهای به خدمات و محصولات بانک نشود. به عبارتی بانک میخواست تا مفهوم اصلی پیام (تبریک سال نو) متعلق به مردم باشد و بیشتر، مردم از آن لذت ببرند. تمرکز این پیام تبریک بر عوض شدن سال جدید و تغییر کردن بود.
ایدهپردازی به چه صورت انجام شد؟ به عبارت دیگر چگونه به ایده رسیدید؟
در اوایل اسفند ماه 93 بود که از طرف برند در مورد این پروژه توجیح (Brief) شدیم. همانطور که گفتم فضا مشخص بود، یک پیام تبریک به مناسبت فرارسیدن سال جدید. وقتی که آغاز به کار کردیم، اولین مساله این بود که برای سال جدید چه پیامی میتوانیم داشته باشیم تا خوشایند مردم باشد. از طرفی ما المانهای فضای عید را هم داشتیم. از منظری دیگر این نکته را هم میدانستیم که این پیام تبریک از طرف یک بانک ارائه میشود. چالش ما این بود که مردم این پیام تبریک را از بانک بشنوند و از آن قبول کنند. بنابراین اول سراغ عید رفتیم و فضای عید را بررسی کردیم. در ادامه سراغ پیام رفتیم، و به دنبال پیامی بودیم که خیلی دور از بانک نباشد، و همچنین تبلیغ بانک هم نباشد. در آخر به دنبال این بودیم که چگونه پیام را بیان کنیم تا مردم آن را قبول کنند.
در همین راستا به یک کلید رسیدیم و آن امنیت بود. مردم به امنیت نیاز دارند، امنیت کهنه نمیشود و همچنین امنیت یکی از عنصرهای اصلی بانکداری در کل جهان است، بهعلاوه امنیت از دغدغههای مهم هر فرد است. در ادامه ما میخواستیم بفهمیم که چگونه مفهوم امنیت را میتوان ارائه داد که تبلیغ بانک نشود و همچنین مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. بنابراین ایدهپردازیهای خود را از امنیت شروع کردیم و به چیدمان عناصر مختلف مربوط به امنیت که میتوانیم برای سالنو بیان کنیم، پرداختیم. بهترین ایده همین شمارههای رمز (Combination Code) بود، چون همهی ویژگیهای لازم و موردنیاز ما را درخود داشت. شمارههای رمز دارای ویژگی حرکت، تغییر و همچنین پیام امنیت برای افراد است.
ایده را چگونه بصری کردید؟
این شمارهها عوض میشوند و عوض شدن آن میتواند ورود به سال جدید را خبر دهد، همچنین تصویر طلایی آن میتواند نمادی از لوکس و شیک بودن و همچنین ثروت را در ذهن تداعی کند و به مردم احساس پولدار شدن و رونق را بدهد که یک حس خوب بانکی است. با توجه به شعاری که بانک ملت روی آن کار می کرد (تغییر را احساس کنیم) تصویر ما باید تغییر را نشان میداد. به این صورت که هم سال جدید در آن باشد و نمادی از نو شدن را دارا باشد و هم تغییری اتفاق میافتاد. بهطورکلی دنبال تغییری بودیم که هم به شعار بانک ملت بخورد و هم تجلیکننده امنیت باشد که صحبت آن را در بالا کردیم. از آنجا که کل پروژه فقط یک پیام تبریک است، ما روی فضاهای مختلف کار کردیم. ما لحنهای مختلف را برای آنکه صحبت کنیم انتخاب کردیم. براساس شخصیت برند (Brand Identity) تصمیم گرفتیم که لحن پیام تبریک، رسمی و شیک باشد، به صورتیکه شخصیت برند را حفظ کرده ولی کمی با مردم راحتتر صحبت کنیم.
ما سعی کردیم تمامی پیامها را بصری کنیم تا تصویر از خلاقیت بالاتری بهرهمند شود. برای به نتیجه رسیدن، ما هرگونه شعار تبلیغاتی که برای امنیت مدنظر داشتیم را حذف کردیم بهعلاوه سعی کردیم تا تصویر بهگونهای باشد که خود گویا باشد و حرف خود را به هرکس بزند. نکته جالب این بود که هرکسی برداشت خود را از کدهای بصری موجود در تبلیغ خواهد داشت.
بیلبورد کمپین تبریک نوروزی بانک ملت
این موضوع که روی بیلبوردها خبری از شعار تبلیغاتی نبود نکتهی جالبی بود، لطفاً کمی بیشتر در این مورد توضیح بدهید.
بله، برای آنکه تصویر بدون شعار یا به اصطلاح (No-Copy Advertising) باشد، ما با خود بانک حسابی جنگیدیم. در این حالت تصویر باید آنقدر خلاق باشد که وقتی فرد تصویر و نمادهای آن را نظاره میکند و با خود میگوید این نماد (Code) چیست یا چه معنی میدهد؟ در عین حال جواب خود را با نمادهای دیگر در همان تصویر و با تحلیل نمادهای دیگر موجود درآن (Decode) رمزگشایی کرده و پیدا کند. این روش، در کل دنیا یک ایده جسورانه است.
فیدبک و بازخوردهای مشتری چگونه بود؟
در نوروز نودوچهار این تصویر روی تمامی بیلبوردهای بانک ملت در کل ایران منتشر شد. بانک به قدری از این پروژه راضی بود که آن را جزو برترین و موفقترین کمپینهای خود ثبت کرد.
[divider]
یک پیام ساده بدون هیچگونه شعار، نشان از محرک و خلاق بودن آن ایده میدهد. چیزی که کمپین تبریک نوروزی بانک ملت از آن بهرهمند بود. در این مصاحبه سعی شد تا با روند شکلگیری ایده در قالب یک خروجی بصری تبلیغاتی آشنا شویم.
اسامی نهایی نامزدهای هفتمین جشنواره وب ایران اعلام شد. در جشنواره هفتم، نزدیک به دوازده هزار شرکت کننده وجود دارد که در هر یک از گروه های ۴۴ گانه جشنواره، پنج نامزد برای انتخاب نهایی معرفی شدند.
بر اساس اعلام دبیرخانه جشنواره، سایت بادکوبه در بین پنج سایت برتر تبلیغات آنلاین ایران قرار گرفته است.
سایت بادکوبه به صورت Responsive یا همان واکنشگرا طراحی شده تا بهترین نمایش را در انواع گوشیهای موبایل، تبلت، نمایشگرهای معمولی و عریض داشته باشد. همچنین در این سایت به مقوله محتوا اهمیت ویژهای داده شده است.
از شما عزیزان دعوت میشود تا با رای دادن به وبسایت بادکوبه، ما را در بخش رایگیری مردمی نیز همراهی کنید. برای این منظور ابتدا روی لینک زیر کلیک کنید تا وارد سایت جشنواره وب شوید:
سپس مانند تصویر زیر در قسمت شماره یک آدرس ایمیل خود را وارد کنید. در قسمت شماره دو گزینه رای مثبت را انتخاب کنید و در قسمت شماره سه روی دکمه ثبت رای کلیک کنید:
پس از انجام این کار، یک ایمیل از طرف سایت جشنواره وب به آدرس ایمیل شما فرستاده میشود. این ایمیل را باز کنید و روی لینک تایید رای کلیک کنید تا رای شما ثبت شود. همانند تصویر زیر:
افراد موفق، در مورد چشماندازشان شفافیت دارند؛ چراکه شفافیت، قدرت است.
تهران روز پنجشنبه گذشته در مرکز همایشهای صداوسیما مهمانی ویژه داشت. جک کنفیلد یکی از ۲ نویسندهی کتاب فوق پرفروش «سوپ جوجه برای روح» توسط شرکت همایش فرازان به ایران دعوت شده بود. رویداد یادشده همسوی با رویکرد و استراتژی کلیِ آژانس تبلیغاتی بادکوبه در راستای پیشبرد، اعتلا، و ارتقای برندها و ایجاد تغییرات در برندها بود، از همین رو آژانس بادکوبه حامی این همایش شد.
مدیران ارشد و میانی بادکوبه در این همایش شرکت کردند تا در وهلهی اول، با سرمایهگذاری در رویدادهای آموزشی اینچنینی بستر علمی و تخصصی لازم برای تبلیغات و برندسازی و نیز رشد و توسعهی کسبوکارهای ایرانی را فراهم آورند. و افزون بر این رویکرد، زمینهی پیشروی صنایع و برندهای ملی را به آیندهای فراتر از تصورشان ایجاد کنند.
جک کنفیلد ۶۹ ساله به ایراد سخنرانی در این همایش یکروزه پرداخت، جک کنفیلد بر ترک منطقهی راحتی خود برای رسیدن به آرزوها اشاره کرد. او در ادامه افزود: افراد موفق، در مورد چشماندازشان شفافیت دارند؛ چراکه شفافیت، قدرت است.
او از «ترس» به عنوان علامت هشدار نام برد و نه توقف؛ کنفیلد گفت: «امتناع دیگران، فقط در ذهن شماست، پس تا میتوانید آنچه را که میخواهید، درخواست کنید.» او از حاضران خواست که برای کارهایشان خواهان بازخورد باشند تا از آن برای بهبود عملکردشان استفاده کنند.
او در ادامه به این نکته اشاره کرد که «انرژی، موضوعی واقعی است و باید انرژی را هدایت کرد.» او بارها تأکید کرد که: «باید مثبت فکر کنید و اگر اینگونه نباشید، هزینهی زیادی باید در زندگی خود بدهید.» او معتقد است که کلمهی «نمیتوانم» قدرت را از شما میگیرد؛ چون زبان شماست که شمارا کنترل میکند. در اختتامیه این همایش از آژانس بادکوبه به دلیل حمایت مالی و معنوی چندساله، در برگزاری همایشهای اینچنینی تقدیر و تشکر شد.
یکی از بایدهای هر حرفه به روز بودن در آن است. حرفهی تبلیغات نیز از این قاعده مستثنا نیست. تبلیغات دنیای بزرگ و بیپایانی است و اشتهای ما برای کسب علم و تازههای آن سیریناپذیر. مباحثی چون برندیگ و مدیریت، مدام با تغییرات جهان بهروز میشود و اگر دوست داریم یاد بگیریم، آموختههایمان را به عرصه عمل بگذاریم و پیشرفت خود و برندهایمان را ببینیم از هر فرصتی برای یادگیری جدیدترینها غافل نمیشویم. از همین رو در اولین روزهای سال نو میلادی مدیران آژانس بادکوبه برای شرکت در یک دوره فوق تخصصی مدیریت به مدت ده روز عازم سفری به خارج از کشور شدند.
تلاش برندهای ایرانی برای پخش تبلیغات خود در کوران مسابقات جامجهانی فوتبال ، مسئلهای است که در حین برگزاری این رقابتها و حتی پسازآن نیز نقل محافل مختلف بوده و هست. دراینبین، تیزر «ماکارونی مک» تولید آژانس تبلیغاتی بادکوبه و استودیو ترنج ، مورد نقد و بررسی نشریه همشهری قرارگرفته است. شما را ابتدا به تماشای این تیزر و سپس مطالعه نقد آن دعوت میکنیم:
[aparat]http://www.aparat.com/v/vqZHr[/aparat]
“حالا اما در این پکیج عظیم تبلیغاتی بازیهای جام جهانی، تیزر یک برند ماکارونی (مک) تااندازهای سنتشکنی کرده. البته خب شخصیت زن حاضر در آگهی هنوز از نقش کلاسیک و ازلی – ابدیاش در آشپزخانه بیرون نیامده و زحمت طبخ و تهیه ماکارونی فلان با سس بهمان را شخصاً کشیده است. ولی در کنار آن، همراه شوهرش توی هال مینشیند و بازیهای جامجهانی را تماشا میکند. خیلی جدی و مسلط و حرفهای، بیتفاوت به ظرف غذای روی میز به صفحه مقابلش زل زده، از حاضران و غایبان هر دو تیم بهخوبی آگاه است و وقتی آقای همسر ازش میپرسد: «ترکیب چیه؟» ابتدابهساکن ذهنش سمت «بوفون، پیرلو، بالوتلی، کیهلینی و تیلگوموتا» میرود و ناخودآگاه ارنج تیم را توضیح میدهد. وقتی هم آقاشون که متعجب دوباره سؤالش را درباره غذا تکرار میکند، لحن بیتفاوت جواب خانم، حالت شبیه «ول کن بابا؛ تو هم وقت گیر آوردی وسط این هیروویر!» دارد.
اگر وجه تبلیغاتی آگهی را هم مدنظر داشته باشیم، اتفاقاً چنین تیزری بیشتر توی ذهن مخاطب میماند. احتمال اینکه آدمها بعداً راجع بهش باهم حرف بزنند و بگویند: «اون تبلیغ باحاله … رو دیدی؟ زنه توش خیلی خوب بازی میکنه، اصن حالت صورت و حرف زدنش عالیه!» خیلی بیشتر از آگهیهای مرسوم برنج و روغن و پودر لکهبر و ماکارونی است. تصویری که کلیشه رایج رسانهای را میشکند و چهرهای نو از زن ایرانی را نشان میدهد.
چهرهای که هرچند هنوز از واقعیتش بسیار فاصله دارد، اما باز جلوتر از همه آن الگوهای منقضی شده است. یعنی میشود امیدوار باشیم این آگهی بین مردم بگیرد و از این به بعد، خانمها را در تیزرهای تلویزیونی، پشت میز کار، در حال ورزش، در حین نوشتن یا فیلم دیدن، در کارگاه و کارخانه، در دادگاه و اداره و یا هرجای دیگری ببینیم؟”
کسی نیست که اسم جشنوارهی فیلم کن به گوشش نخورده باشد. به ویژه از زمانی که پای فیلمها و کارگردانان ایرانی به این رویداد بزرگ و باشکوه سینمایی باز شد. دیگر نام ایران برای جشنوارهی سالانهی فیلم کن غریبه نیست ، از سال 1977 که عباس کیارستمی با فیلم طعم گیلاس جایزهی نخل طلایی کن، بزرگترین و پر افتخارترین جایزهی این جشنواره، را از آن خود کرد تا امسال که در هیئت داوران نام لیلا حاتمی به چشم میخورد.
پس از اولین بار که جشنواره در شهری در جنوب فرانسه در سپتامبر 93 برگزار شد، برگزاری آن تا پایان جنگ جهانی دوم متوقف شد.. رقابت فیلمها از تمامی ژانرها از جمله مستند در این جشنواره در دو بخش اصلی و فرعی است. این جشنوارهی خصوصی میعادگاه تمام سینماگران و تهیهکنندگان است. در روزهای برگزاری، همهی چشمها به نخلهای بلند شهر کن خیره و منتظر است تا درخشش طلایی نخلهای جشنواره را در دستان سینماگران در رشتههای مختلف نظاره گر باشد.
کن، شهر نخلها و جشنوارههاست. اواخر دههی چهل بود که دستاندرکاران صنعت تبلیغات به فکر جشنواره و مسابقهی مشابهی افتادند. جشنواره در سال 1954 در شهر ونیز برگزار شد و جایزهاش یک شیر طلایی بود ؛ ملهم از مجسمهی شیر میدان پیازای سنت مارکوس. از میان 187 اثر از 41 کشور ، شیر طلایی به تبلیغ 3 دقیقهای یک خمیردندان ساختهشده برای سینما تعلق گرفت. جشنواره در سالهای آتی در یکی از سه شهر کن ، موناکو یا ونیز برگزار شد تا در سال 1984 محل دائمی آن شهر کن تعیین گردید و نامش شد جشنوارهی بینالمللی فیلمهای تبلیغاتی شیرهای کن.
برندگان رقابت نفسگیر امسال، هفتهی آینده اعلام میشوند. شاید این بار شیر طلایی کن در ایران بغرد !
از آن زمان تا به امروز به فراخور رسانههای مختلفی که مورد استفادهی صنعت تبلیغات قرار گرفت. بخشهای تخصصی گوناگونی به جشنواره اضافه شد و نام آن در نهایت به فستیوال بینالمللی تبلیغات تغییر یافت. گرچه جشنوارهی بینالمللی خلاقیت نام متداولتری است که این جشنواره به آن شناخته و خوانده میشود و اشاره دارد به جوانترین بخش این مهمترین و بزرگترین رویداد حوزهی خلاقیت و تبلیغات که شیرهای موثر خلاق نام دارد و اشاره دارد به پیوند ناگسستنی و معنی بخش تبلیغات و خلاقیت.
رقابت جهانی ، شرکتکنندهی ایرانی!
شیر طلایی انگیزهی تلاش سالانهی همهی آژانسهای بینالمللی است. آژانس تبلیغاتی بادکوبه هم مستثنا نیست. اولین حضور این موسسه در سال 2007 با تیزری تلویزیونی برای ضبطصوت LG به کارگردانی پویا بادکوبه ، بوده است. امسال هم آژانس بادکوبه در دو بخش موبایل وب و تبلیغات تلویزیونی با 3 تیزر کبودی ، جرم و زندگی مجازی به کارگردانی پویا بادکوبه، شرکت کرده است. نام آژانس بادکوبه در میان آژانسهای بینالمللی در این جشنوارهی جهانی به چشم میخورد. آثار شرکتکننده در بخش رقابتی جشنواره پس از کسب استاندارد تعریفشده در این بخش پذیرفته میشوند. برندگان این رقابت نفسگیر هفتهی آینده اعلام میشوند. شاید این بار شیر طلایی کن در ایران بغرد !
حتما نباید یه پرنده باشی تا بتونی از این چشمانداز لذت ببری.
اگر یک هنرمند متخصص در زمینهی تبلیغات هستی، اینجا میتونه چشمانداز محل کار تو باشه.
کارت رو زندگی کن، از زندگیت لذت ببر
رو به این چشمانداز، جمعی یک دست از کسانی که دغدغهی پرداختن به هنر دارند، در تمام بسترهای موجود در عرصهی تبلیغات، جلوتر از دیگران، هر روز به اوج نزدیکتر میشوند.
در هرکدام از زمینههای زیر مدعی و متخصص هستید، جایی برای شما در جمع ما خالیست :
مدیر اجرایی / مدیر ترافیک حرفهای / مدیر خدمات توسعه بازار / استاد برندسازی / استراتژیست / مدیر روابط عمومی / مدیر پروژه / پروپوزال نویس – کمپین نویس / بازاریاب / دستیار مدیر ارتباط با مشتریان / کپیرایتر / نویسنده محتوای وب و کپی رایتر دیجیتال / کارشناس شبکههای اجتماعی / طراح و گرافیست وب / برنامه نویس موبایل / Front-End Developer / Back-End Developer
برای اطلاع از جزییات در مورد هر کدام از فرصتهای شغلی ، به لینک زیر مراجعه کنید: