ترجمه: ما پرسیدیم، مدیران بازاریابی و تبلیغات پاسخ دادند!
خلق کمپینهای بازاریابی یا تبلیغاتی موفق نیازمند روشی ماهرانه است که در دنیای چند پلت فرمی امروز، مستلزم بهکارگیری خلاقیت، قدرت ریسکپذیری و اقبالی خوب میباشد. بررسیهای ما در مرکز شناخت آیندهی تبلیغات در هاروارد حاکی از آن است که امروزه تصمیمگیرندگان با هزاران گزینه مواجه هستند.
برای روشن شدن این مطلب که چطور میتوان چنین فرآیندی را مدیریت نمود، ما از گروهی از مدیران ارشد بازاریابی و مدیران تبلیغاتی کمپانیهای بزرگی چون Xerox ، Leo Burnett USA ، Cleveland Clinic ، Adobe و Nike این سؤال را پرسیدیم: ” اگر شما بتوانید یکی از چالشهای صنعت تبلیغات را حل کنید، آن چالش چه چیز خواهد بود؟”
پاسخ آنان پیش روی شماست:
[divider]
کریستا کارون، مدیر ارشد بازاریابی کمپانی Xerox : چالشی که ما با آن مواجه هستیم این است که دیگر پرداخت کردن در ترکیب بازاریابی امروزه حرف اول را نمی زند. بلکه به دست آوردن و دارا بودن نقش پررنگ تری نسبت به قبل ایفا میکنند. برای وارد مذاکره شدن با سهامداران، برندها در فکر تولید و بهبود کیفیت محتوایی هستند که در میان این آشفتهبازار راه خود را پیدا کند. تار و پودهای داستان شما وقتی خوب به هم بافته میشود که روایتی یکپارچه و جاری درباره برند را بیان کنند.
بیتردید، آژانسهای تبلیغاتی میتوانند زیرکانهترین خلاقیتها را ایجاد کنند اما کار آنها مناسب پارامترهای سرعت و هزینه مورد نیاز برای یک بازاریابی محتوایِ همیشه در جریان ساخته نشده است. برندهایی مثل ما به محتوایِ خلاقانه بالا نیاز دارند، خیلی زیاد! آژانسهای تبلیغاتی افراد بسیار خلاقی دارند، خیلی زیاد. اما آیا مدل تجاری Madison Avenue میتواند نیازهای مشتریان خود را از نظر محتوایی، به میزان مورد تقاضا و به شیوهای ماهرانهتر و موثرتر برآورده کند؟
Madison Avenue : خیابان مدیسون یک خیابان شمال به جنوب در محله منهتن در شهر نیویورک است. از سال ۱۹۲۰ نام این خیابان نماد صنعت تبلیغات آمریکایی شدهاست.
سوزان کردل، مدیر ارشد خلاقیت کمپانی Leo Burnett USA : بگذارید روند فروشنده شدن آژانسهای تبلیغاتی را برعکس کنیم و به مقوله شرکایی قابل احترام و اعتماد بازگردیم. ما فکری درخشان ارائه میدهیم چون هزینه گزافی ندارد. شما چطور میتوانید برای مجموعهای از لغات که برند یا شرکتی را توصیف میکند قیمت تعیین کنید؟ ایدههای خلاقانه معمولاً ارزان و حتی شاید رایگان پدید میآیند، با وجود این نمیتوان برایشان قیمتی تعیین نمود. در واقع مشکل همین جاست.
برخلاف وکیلی که بر مبنای زمان پول دریافت میکند یا یک FTE ( کلمهای مخفف و غمانگیز به معنای کارمند تمام وقت که به دنیای امروز ما راه یافته است) یک ایده خوب اغلب در چشم به هم زدنی به وجود میآید. زمان ِصرف شده برای حل یک مسئله نمیتواند ارزش آن راه حل را تعریف کند.
قراردادهایی که بر مبنای پروژهها شکل میگیرند، آژانسها را ملزم به نوعی فروشندگی تجاری میکنند. اما شراکتی باارزش است که از روند تفکر و رشد طولانی مدت برخوردار باشد. شراکت یک معادله ریاضی نیست. شراکت فقط معاملهای بین دو شرکت نیست. بلکه شراکت یک تعامل دو جانبه بر مبنای حمایت و موفقیت میباشد. نه تنها اقتصاد جهانی بلکه تبلیغات نیز، بهتر است کنار گذاشته شود اگر شراکتهای واقعی ما بر مبنای موفقیت دوجانبه نباشد.
پائول ماتسن، مدیر ارشد ارتباطات و بازاریابی Cleveland Clinic: از آنجا که امروزه دنیای موبایل و دیجیتال، یکی از شیوههای اصلی ارتباط با مشتریان شده است، دنیای تبلیغات نیز اساساً در حال تغییر میباشد. بازاریابی محتوایی که از طریق رسانههای جمعی، اپلیکیشنها یا برنامههای کاربردی، جستجو در اینترنت یا بازاریابی از طریق ایمیل انجام میشد، بایستی با پلتفرمهای کامل تری مانند نشریات، تلویزیون و نمایشگرهای تبلیغاتی دیجیتال آمیخته شود. چالشی که صنعت تبلیغات و بازاریابها امروزه با آن مواجه هستند این است که چگونه به شیوهای موثر و کارآمد، این حوزه جدید و هوشمندانه برای خلق محتوا را مدیریت کنند.
الگوهای سنتی تبلیغات اغلب فاقد عمق دانش تجاری و مهارتهای چند پلت فرمی برای دستیابی به چنین نیازی هستند. دپارتمانهای ارتباطات و بازاریابی داخلی نیز اغلب درزمینه امکانات مناسب برای هم راستا شدن با سرعت و کارگروهی مورد نیاز در این حوزه دچار ضعف میباشند. برای موفق شدن در حوزه دیجیتال، بازاریابی محتوایی، تیمهای تبلیغاتی و بازاریابی به اعضایی نیاز دارند که بتوانند خلاق باشند و روایتی را شکل دهند که بخشی از یک تیم چند پلت فرمی چابک باشند که بتوانند در زمان واقعی به خوبی عمل کنند. اگرچه این امر، چالشی سخت به نظر میرسد اما ما در Super Bowl عیناً مشاهده کردیم بازاریابهای زیرک چطور میتوانند در زمانهای واقعی ، پاسخی مناسب به اتفاقات دهند و برندهای خود را بسازند.
super bowl : مسابقه سوپربال را صدها میلیون نفر در آمریکا و بیش از یک میلیارد نفر در سراسر جهان به طور زنده مشاهده میکنند. به همین دلیل، تبلیغات در این مسابقه همواره مورد توجه برندهای آمریکایی و بینالمللی است.
آن لونس، مدیر ارشد بازاریابی شرکت Adobe : مقوله مسئولیت در تبلیغات ید طولایی دارد. یک ضربالمثل قدیمی میگوید: “من میدانم نیمی از تبلیغاتم کار میکند، فقط نمیدانم کدام نیمه!” این جمله کلیشهای دیگر منسوخ شده است یا حداقل باید منسوخ بشود. پاسخ این است: دیجیتال. از آنجا که بیشتر ِتبلیغات به سمت دیجیتال روانه شده است، و با ابزارها و تکنولوژی که در اختیار داریم، تبلیغاتچیها در موقعیت مناسبی برای مقابله با این چالش قرار دارند. اکنون اطلاعات مهم و رویکردهای چگونگی عملکرد کمپینهایمان در دست ماست و بیش از گذشته درباره مشتریان خود میدانیم.
این امر فقط زمانی محقق میشود که بازاریابها به تغییر به سمت دیجیتال، سرعت بیشتری ببخشند. گارتنر تخمین میزند اغلب بازاریابها به طور متوسط بیست و پنج درصد از بودجه خود را صرف دیجیتال میکنند. اما ما در Adobe هفتادوپنج درصد بودجه خود را صرف آن میکنیم. ما سرمایه هنگفتی در تکنولوژی بازاریابی دیجیتال انجام دادیم. این امر ما را قادر میسازد بتوانیم درباره بودجه لازم برای رسیدن به اهدافمان و ترکیب ایده آل رسانهای مان تصمیمگیری کنیم. در طول یک کمپین، میزان تأثیر هر عنصری از ترکیب را میسنجیم و کمپین را بر اساس آنچه فراگرفتیم، بهینه میسازیم. دیگر هیچ بهانهای برای اینکه ندانید چرا تبلیغات شما درست کار نمیکند، وجود ندارد.
دیوید گراسو، نائب رئیس بازاریابی جهانی کمپانی Nike: ساخت روایت و داستان برند، هم کاری است هنری و هم علمی. به عنوان بازاریاب، ما باید همه چیز را هم سادهتر کنیم و هم به یاد داشته باشیم داستان را به شیوهای مناسب پردازش کنیم.
وقتی داستان یک برند را میگوئیم مهم است که داستان را با اضافه کردن برخوردها و اختلاف نظرها در سطوح غیرضروری، پیچیده نکنیم. برای اجتناب از این امر باید از خود بپرسیم: بهترین روش برای ارائه ایدههایی قوی و دخیل ساختن مشتریان در داستانِ خود با تجربهای قابلاعتماد و مرتبط چه چیز میباشد؟ و اصلاً آنها چرا باید توجه کنند؟ اگر شما خود صادقانه از پاسخ به این سؤالها احساس رضایت نمودید، داستان شما همانی میشود که مردم دوست دارند و مهمتر از آن، در یاد نگه میدارند.
[divider]
این مطلب ترجمهای از مقاله منتشر شده در Harvard Business Review است. این نشریه متعلق به انتشارات دانشگاه هاروارد است.
در گیرودار برگزاری مهمترین رویداد ورزشی جهان (جام جهانی فوتبال 2014 در برزیل) به طور همزمان در تهران نیز رویدادی در عرصهی تجارت و بازاریابی، به همان پایه پراهمیت، روزهای پنجشنبه و جمعهی گذشته در مرکز همایشهای صداوسیما برگزار شد. رویداد یادشده همسوی با رویکرد واستراتژی کلیِ آژانس تبلیغاتی بادکوبه در راستای پیشبرد، اعتلا، و ارتقای برندها و مقولهی برندسازی در بازرگانی ایران بوده و از همین رو آژانس بادکوبه حامی این همایش شد.
مدیران ارشد و میانی بادکوبه در این همایش شرکت کردند تا در وهلهی اول، با سرمایهگذاری در رویدادهای آموزشی اینچنینی بستر علمی و تخصصی لازم برای تبلیغات و برندسازی و نیز رشد و توسعهی کسبوکارهای ایرانی را فراهم آورند. و افزون بر این رویکرد، زمینهی پیشروی صنایع و برندهای ملی را به آیندهای فراتر از تصورشان ایجاد کنند. سخنرانان این همایش همگی از متخصصان و چهرههای جهانی حوزهی بازاریابی و فروش هستند که ضمن ارائهی درسگفتارهایی طی این دو روز، تصویری نوین و جهانی از مقولهی برندسازی به نمایش درآوردند. این نگاه و طرز تلقی در صورت پذیرفته شدن توسط مدیران ایرانی به سکوی پرشی برای جهانیسازی و موفقیت روزافزونِ برندهای ایرانی تبدیل خواهد شد.
آژانس تبلیغاتی بادکوبه، در چهارمین همایش بین المللی مدیریت فروش و بازاریابی در دوره رکود، به عنوان یکی از حامیان برگزاری حضور خواهد یافت.
چهارمین همایش بینالمللی مدیریت فروش و بازاریابی با حضور مدیران سازمانها، صاحبان کسبوکار و سخنرانان برجستهی بینالمللی، روزهای ۵ و ٦ تیرماه و در سالن همایشهای بینالمللی صدا و سیما برگزار خواهد شد.
اساتید خارجی حاضر در چهارمین همایش بین المللی مدیریت فروش و بازاریابی در دوره رکود
محورهای همایش:
نوسانات و تحولات اقتصادی بهترین و تنها فرصت تولید ثروت (راهبُردهای تولید ثروت در بحرانهای اقتصادی)
غلبه بر موانع و دنبال کردن رویاهایی غیرممکن، الهام درون بهترین نیروی محرکه (نیک هالیک)
افزایش سودآوری و فروش استثنائی فراتر از تصور
نهایی سازی سریع و فوری فروش و خلق مشتریان مشعوف و تبدیل آنها به سفیران شرکت شما جهت جذب مشتریان بیشتر
یادگیری راهبُردها و تکنیکهای استادانه در مذاکرات فروش از ابتدا تا انتها
یادگیری “سیستم فروش سریع با تمرکز بر خریدار” و محاسبه (R.O.T.I) بازده زمان سرمایه گزاری شد.
چگونگی ایجاد نگرش میلیاردی و یادگیری روشهای تولید و افزایش
آشنایی با سیکل و فرآیند خرید در مشتریان و اقدامات مورد نیاز در جهت تأثیرگذاری در هر قسمت از فرآیند
چگونگی ایجاد تمایز با استفاده از خلاقیت و نوآوری و تبدیل شدن به شماره “١” در بازار
من عادت دارم هر چیزی که بهترین باشد را جار بزنم. این که تنها در مورد بهترین کمپین تمام زمانها صحبت کنم برای من کمی مشکل بود. به همین دلیل با ده کمپین آمدم!
چرا این ده کمپین برترینهای تمام زمانها هستند؟ به دلیل تاثیری که روی توسعه برندهایشان داشتند و به دلیل تاثیر جهانی آنها که به ما اجازه میدهد این کمپینها را همواره به یاد آوریم، حتی پس از گذشت چندین سال از اکران آنها. در حقیقت بسیاری از ما (از جمله خود من) ممکن است هنگامی که این کمپینها برای نخستین بار اکران شدهاند هنوز متولد نشده بودیم! به هر حال این کمپینها و بدون هیچ ترتیبی اینجا هستند. بهترینهای بازاریابی و تبلیغات در تمام زمانها و درسهایی که ما میتوانیم از آنها کسب کنیم. آسوده باشید، اگر دوست دارید کمپین مورد علاقه خود را کاندید لیست برترینها کنید آن را در کامنت قرار دهید. (Lauren Sorenson از نشریهی hubspot)
[divider]
فولکس واگن: Think Small (کوچک بیاندیشید)
بسیاری متخصصین تبلیغات و بازاریابی این کمپین را استاندارد طلایی میخوانند.این کمپین که در سال 1960 توسط گروه تبلیغاتی دویل دین و برنباخ (Doyle Dane & Bernbach) ایجاد شد، به یک سوال عمده پاسخ میدهد: چگونه میتوان درک مردم را نه تنها نسبت به یک محصول بلکه در مورد گروهی از افراد تغییر داد؟ آمریکائیان همواره به سمت خرید ماشینهایی بزرگ گرایش داشتهاند اما حتی 15 سال پس از جنگ جهانی دوم آنان تمایلی به خرید ماشینهای کوچک آلمانی نشان ندادند. پس این تبلیغ فولکس واگن چه کرد؟
کاری که کرد دقیقا توقعات مخاطب را هدف قرار داد. شما فکر میکنید من کوچک هستم؟ بله هستم. آنها هرگز تلاشی برای تبدیل به آنچه نبودند نکردند، و این بزرگترین درسی است که میتوان از این کمپین آموخت. سعی نکنید برای فروش شرکت، محصول یا خدمات آن را خلاف آنچه هست نشان دهید. مشتریان صداقت را درست به اندازه زیبارویان تبلیغات آبجو دوست دارند.
میلر لایت: Great Taste, Less Filling (طعم عالی، سنگینی کمتر)
حرف از تبلیغات آبجو شد، نظرتان راجع به ایجاد بازاری جدید برای محصولاتتان و تسلط بر این بازار چیست؟ هدف این کمپین میلر لایت (Miller Lite) واداشتن “مردان واقعی” به نوشیدن آبجوهای سبک بود. تفکر عوام بر این پایه بود که آبجوهای سبک طعم خوبی ندارند. بنابراین شرکت میلر لایت مناظراتی برپا کرد و در هر تبلیغی از دو مرد معروف قدرتمند خواست تا اعلام کنند کدامیک بهتر است: «طعم عالی» یا «سنگینی کمتر».
و با میلر لایت شما از هر دو برخوردار خواهید بود. تا دهها سال بعد از این کمپین شرکت میلر لایت بر بازار آبجوی سبکی که ایجاد کرد مسلط بود. ما بازاریابان از این مطلب چه درسی میگیریم؟ تلاش و تکاپو برای متفاوت بودن. اگر مردم میگویند که بازاری برای یک محصول وجود ندارد، آن محصول را ازآن خود کنید و دستهبندی خاصی برای آن ارائه دهید تا سردمدار آن گروه محصولات شوید.
نایک: Just Do It (پس انجامش دهید)
آیا میدانستید زمانی محصولات نایک تنها مخصوص دوندگان ماراتن بود؟ اما پس از مدتی این شرکت با ظهور تمایل گسترده مردم به تناسب اندام مواجه شده و دریافت که باید خود را به رقیب اصلی خود یعنی ریباک برساند. و بله زمانی فروش کفشهای ریباک (Reebok) بیش از کفشهای نایک (Nike) بود. اما برای رسیدن به موفقیت آنها به کمپینی جدید نیازمند بودند آنها نیازمند شعار (Just Do It) بودند.
این کمپین در نوع خود بینظیر بود. در سال 1988 فروش نایک حدود 800 میلیون دلار بود اما این میزان تا سال 1998 9.2 میلیون افزایش یافت. شعار Just Do It کوتاه و جالب بوده و دربرگیرنده هر آنچه مردم به هنگام ورزش حس میکردند بود و این احساس امروز نیز همین حس را دارد. دلتان میخواهد 5 مایل بدوید؟ پس انجامش دهید. میخواهید چهار طبقه از پلهها بالا بروید؟ پس انجامش دهید. پس هرگاه قصد دارید بهترین راه را برای معرفی محصول خود بیابید از خود بپرسید که با این محصول کدام مشکل مشتریان خود را حل میکنید؟ خدمات یا محصولات شما چه راه حلهایی را ارائه میدهند؟ با در نظر گرفتن این مساله اساسی در تمامی پیامهای تبلیغاتی خود با مشتریان ارتباطی عاطفی برقرار میکنید که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
De Beers : الماس تا ابد ماندنیست (A Diamond is Forever)
کمپین A Diamond is Forever موفقیتی بزرگ محسوب میشود و در سال 1999 گروه AdAge آن را بهیادماندنیترین شعار قرن بیستم قلمداد کرد ــ این کمپین در بردارنده این ایده بود که هیچ ازدواجی بدون حلقه الماسی که عقد را تحکیم بخشد کامل نمیشود.
آنها این تفکر را که حلقه الماس تجملی اجباریست نهادینه کردند. درسی که از اینجا میتوان آموخت آنست که مشتری خود را متقاعد کنیم که زندگی بدون محصول ما کامل نمیشود.
ودکای ابسولوت : The Absolut Bottle (شیشه کامل)
شرکت ابسولت شیشه تکراری و معمولی خود را به با هویتترین شیشه جهان تبدیل کرد. این شعار به حدی موفق بود که 25 سال مورد استفاده قرار گرفته و بلندترین و پیوستهترین کمپین جهان بوده و مشتمل بر 1500 تبلیغ است. به نظر من اگر تا به حال جواب داده نباید آن را تغییر داد.
زمانیکه این کمپیش شروع شد شرکت ابسولت تنها 2.5 درصد بازار ودکا را به خود اختصاص میداد اما زمانیکه این کمپین در اواخر دهه نخست 2000 پایان یافت به گفته شرکت طراحی d.drew در آمریکا 4.5 میلیون بطری یا به عبارتی نیمی از ودکای وارداتی را به خود اختصاص میداد. پس درس بازاریابی که از این مورد میگیریم: مهم نیست که محصول شما تا چه اندازه تکراری باشد شما داستان خود را جذاب تعریف کنید. تکرار میکنم: ابسولت برای یک شیشه 1500 تبلیغ ایجاد کرد. مصمم باشید و محصول خود را به همین شکل متمایز کنید.
مارلبرو: Marlboro Man (مرد مارلبرویی)
تبلیغ مرد مارلبرویی خلاصهای از سبک زندگی است که یک محصول حول خود ایجاد میکند. شما میخواهید که یک مرد باشید. میخواهید قهرمان فیلم وسترن باشید. همه اینها در مرد مارلبرویی خلاصه میشود. این تبلیغ تاثیرگذار است زیرا از سبک زندگی سخن میگوید که همه ما دوست داریم روزی آنگونه زندگی کنیم.
چه درسی میگیریم؟ مساله این نیست که محصولی اعتیاد آور ایجاد کنیم. اما وقتی محتوای محصول خود را خلق میکنید به خاطر داشته باشید که باید در سبک زندگی بگنجد حتی اگر آن سبک خیالی باشد. همانطور که سیگارها حکایت میکنند ایجاد سبک زندگی راحتتر از تغییر آن است.
گروه صنایع شیر کالیفرنیا:?Got Milk (شیر گرفتی؟)
تنها با این کمپین فروش شیر کالیفرنیا در عرض یک سال 7 درصد افزایش یافت و تا به امروز میلیونها طنز در مورد مبحث “گرفتن” ایجاد شده است. مساله اینجاست که تاکید G,S&P بر مردمی که شیر نمینوشیدند نبود بلکه بر روی مشتریان شیر بود.
گاهی اوقات نیازی نیست که افراد جدید را تشویق به استفاده از محصولات خود کنید بلکه باید مشتریان خود را به قدردانی و استفاده بیشتر از محصولتان وادارید. از بخش بازاریابی و ارتباطات خود برای اعلام اینکه چرا مردم باید از محصولات و خدمات شما قدردانی کنند بهره جویید.
وندیز: ?Where’s the Beef (گوشت کجاست؟)
این کمپین به این دلیل موفق بود که از نان همبرگری بزرگ و چند پیزن بانمک استفاده میکرد! نه؟ من اینطور فکر نمیکنم. شرکت وندیز (Wendy’s) از جملهای ساده برای اینکه نشان دهد در همبرگر رقبا گوشت وجود ندارد استفاده کرد و خیلی زود به تکیه کلامی بدل شد که دال بر کمبودهای زندگی مشتریان بود. در حالیکه پیشبینی اینکه عبارتی تکیه کلام میشود یا نه کار مشکلی است. شرکت وندیز بیش از حد از این کمپین استفاده نکرد و این کار عاقلانه بود. آنها این کمپین را تنها یک سال برپا کرده و اجازه دادند راه خود را ادامه دهد.
درسی که از شعار «گوشت کجاست» میتوان آموخت آنست که بازاریابان باید نسبت به شکست و موفقیت کمپین خود دقت کافی داشته باشند. تنها یافتن اینکه مسالهای کاربرد دارد به این معنا نیست که میتوانید بارها و بارها از آن استفاده کنید تا جاییکه لُوس شود. به شرکتتان اجازه رشد و تغییر بدهید و خواهید دید که در آینده با استفاده از مواردی جدیدتر موفقیتهای بهتری کسب خواهید کرد.
اپل: Get a Mac (مک بخرید)
در حالیکه اپل دارای کمپینهای موفق بسیاری است این یک مورد بالاتر از بقیه قرار میگیرد زیرا هیچ کمپینی شخصیت گروهی از افراد را همچون «من یک مک هستم» دربرنگرفته است. شما این افراد را میشناسید، دقیقا میدانید وقتی روی صحنه بیایند در چه مورد صحبت میکنند؛ شما هم میخواهید (عضو خانواده ) مک باشید.
کمپین Mac/PC یکی از موفقترین کمپینهای شرکت اپل بود و به گفته نشریه Softpedia آنها 42 درصد از رشد بازار خود را در سال نخست تجربه کردند. این کمپین به طور غیرمستقیم به شما هر آنچه که باید در مورد محصولات بدانید میگوید. به بیان دیگر اینکه محصول شما کارهای خارق العادهای انجام میشود بدین معنا نیست که آن را دائم بر سر مخاطب خود بکوبید. بلکه از فواید محصولات خود به نحوی مرتبط صحبت کنید که مشتریان خود را در حال استفاده از آنها ببینند.
کلایرول: ?Does She or Doesn’t She (هست یا نه؟)
شرکت کلایرول این سوال را در سال 1957 پرسید و از هر 15 مورد جواب یکی مثبت بود. درست است در آن سال تنها یک زن در میان هر 15 نفر از رنگ موی مصنوعی استفاده میکرد. اما 11 سال بعد به گفته نشریه تایم این میزان به یک نفر از دو نفر رسید. ظاهراً این کمپین به حدی موفق بود که در برخی از ایالات از زنان خواسته شد که رنگ موی خود را در گواهینامه رانندگی خود اعلام کنند. معلوم است وقتی کمپین شما اوضاع را در اداره راهنمایی و رانندگی تغییر دهد ، حتما به جایی رسیدهاید.
شرکت کلایرول (Clairol) خلاف آنچه را که بیشتر بازاریابان انجام میدهند انجام داد. آنها نمیخواستند هر زنی که در خیابان راه میرود اذعان کند که از محصولات ایشان استفاده میکند. آنها میخواستند نشان دهند که محصولاتشان به حدی مرغوب است که نمیتوان حدس زد فرد از رنگ مصنوعی ایشان استفاده کرده یا طبیعی است. گاهی اوقات رساندن این پیغام که چرا و چگونه محصول شما مثمر ثمر است برای مشتریان کافیست و نشان دادن این موضوع موثرتر از گفتن آن است.
[divider]
این مطلب ترجمهای از مقاله منتشر شده در hubspot است. hubspot برترین شرکت دنیا در حوزه Inbound Marketing است.
“تبلیغات را تخصصی کنید تا اثرگذار باشد.” این عنوان گفت و گویی است که وبسایت امبیای نیوز، پایگاه تخصصی حوزه تبلیغات، بازاریابی و توسعه کسبوکار، با بابک بادکوبه مدیرعامل آژانس تبلیغات خلاق بادکوبه انجام داده است. گفت و گویی که با موضوع نیاز صنعت تبلیغات به سازماندهی بر مبنای تخصصی کردن امور و کارها، در تاریخ ٢ بهمن ١٣٩٢ منتشر شد. شما را به مطالعه این گفت و گو دعوت میکنیم:
[divider]
امبیاینیوز: تخصص گرایی یکی از موضوعاتی است که در اغلب کشورهای توسعهیافته مورد نظر برنامهریزان در بخشهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و … قرار دارد. در واقع به اعتقاد کارشناسان، تخصص گرایی علاوه بر کاهش هزینهها، بینظمی و هرجومرج در امور مختلف را به شکل مؤثری کاهش میدهد. صنعت تبلیغات نیز به عنوان یکی از زیرمجموعههای بزرگ حامی تولید فروش و توسعه، به اعتقاد صاحبان تبلیغ و کارشناسان نیازمند سازماندهی بر مبنای تخصصی کردن امور و کارها است.
بابک بادکوبه مدیرعامل آژانس تبلیغاتی بادکوبه(از شرکتهای زیرمجموعه مؤسسه فرهنگی هنری روزگار طرفه)، با اشاره به اینکه تبلیغات محیطی در ایران دوران گذار خود را سپری میکند معتقد است: پس از سپری شدن این دوران هر چیز سر جای خود قرار خواهد گرفت و مسیر درست و اصولی خود را پیدا میکند. او با تاکید به اینکه تبلیغات یکی از ارکان اصلی توسعه و رشد صنعت و تولید کشورها محسوب میشود اظهار داشت: در کشور ما نیز با توجه به طیف گسترده مخاطبانی که پای برنامهها و سریالهای تلویزیونی هستند و یا تردد از کنار تابلوهای محیطی که به خاطر مخاطبان انبوهی که دارد هنوز یکی از بهترین رسانههای جهان به شمار میآید، توجه به ابعاد این صنعت بسترساز شرایط مناسب تولید و تجارت در داخل و خارج است.
وی در زمینه عملکرد تبلیغات محیطی در کشور ما معتقد است: باید کار رسانه داری و آژانسی که مشاوره و طراحی میکند کاملاً تفکیک شده باشد که البته در همه جای دنیا به همین شکل است. که در این صورت بخش مشاوره دهنده به شکل حرفهای در زمینه تحقیق و تحلیل بازار و شرایط آن و مخاطبانی که هدف تبلیغات قرار میگیرند و همچنین تولید محتوای مناسب و اثرگذار مشغول میشود و صاحبان کالا و خدمات که تبلیغ موثر و بر مبنای الگوهای علمی را خواستار هستند نیز از هنر و علم این آژانسها بهرهمند میشوند.
بادکوبه میگوید: گاهی با تبلیغاتی مواجه میشویم که ٨٠ کلمه یا بیشتر را که مناسب آگهیهای مطبوعاتی یا درج در کاتالوگ است را روی بیلبورد نمایش میدهند. درحالیکه از دیدگاه علمی در ٥ ثانیه توقفی که مخاطب میتواند در نگاه اول از این بیلبوردها موضوعی را برداشت نماید، فقط ٧ یا ٨ کلمه استاندارد برای ارائه یک پیام است. البته به شرط آنکه اصل تأثیرگذاری مورد نظر سفارشدهندگان قرار داشته باشد. وی اثرگذاری تابلوهایی که به روش علمی و استراتژیک در خلق و اکران کمپینها دخیل هستند را تا ٥٠ برابر بیشتر میداند و میگوید: مدیران و صاحبان تولید و خدمت باید اول بدانند چه میخواهند بگویند و چگونه و در نهایت با چه روشی؟ که متأسفانه فقط به این بخش که چگونه بگوییم توجه نشان داده میشود و نتیجه همان آشفتهبازاری است که ملاحظه میشود. این در حالی است که شرکتهای خارجی در ایران فقط با نمودارها، آمار و ارقام سروکار دارند. به این معنی که حتی گاهی یک شرکت ممکن است تبلیغ محیطی هم نداشته باشد. چون سیاستهای برنامهریزان و مشاوران را در نحوه ارائه یک کمپین پذیرفته و به آن اعتماد کرده و نتیجه این اعتماد خود را نیز میبیند. درحالیکه در کشور ما اغلب مدیران در اغلب اموری که تخصص ندارند، به خصوص تبلیغات، اظهار و اعمال نظر میکنند و در نتیجه کار حرفهای و مبتنی بر استراتژی تبلیغ کمتر دیده میشود و اگر از مخاطبان تحقیق به عمل آید بسیاری از موارد تبلیغات محیطی را حتی به یاد ندارند.
او نسبت به برخی اقدامات که منجر به افزایش بیرویه قیمتها در زمینه تبلیغات محیطی به خصوص بیلبوردها شده است معترض بوده و میگوید: این اقدام در بلندمدت به خاطر کاهش توان شرکتهای تولیدی در رقابت و تبلیغات منجر به ایجاد رکود اقتصادی میشود و به شکلی در همه ابعاد زندگی شهروندان تأثیرگذار خواهد بود. وی همچنین تنزل شأن برخی شرکتهای تبلیغاتی و رسانه دارها را ناشی از همین افزایش بیرویه قیمتهای رسانه محیطی عنوان کرده و افزود: برخی شرکتهایی که نامهای بزرگی در صنعت تبلیغات ایران هستند اقداماتی غیرحرفهای در برابر برخی سفارشدهندگان تبلیغ انجام میدهند. نظیر برگرداندن ٢٥ درصد از محل کارمزد خودشان به صاحبان تبلیغ و اقداماتی از این قبیل. درحالیکه برخی شرکتها مثل آژانس بادکوبه برای هر ساعت مشاورهای که به مشتری ارائه میدهند ٥٠٠ هزار تومان دستمزد دریافت میکنند و این دلیل بر عملکرد قابل دفاعی است که عرضه میشود.
وی با بیان اینکه انجام کار حرفهای باعث میشود تا سفارشدهندگان که برخی برندها هستند نیز رشد قابلملاحظهای داشته باشند، اظهار داشت: طی ١٥ سال که سابقه فعالیت در حوزه مشاوره و طراحی کمپینهای مختلف داشتیم به خاطر تاکید بر همین ویژگی حدود ٩٠ درصد از مشتریانمان طیفهایی را شامل میشوند که قبلاً از مشاورههای ما استفاده کرده بودند و از نتیجه آن نیز رضایتمند هستند. او اصلاح وضعیت ایجادشده را در گرو قدرتمند شدن انجمنهای صنفی و اتحادیهها میداند که با سیستم نظارتی امکان اعمال قانون در موارد مختلف را داشته باشند.
در راستای شناسایی و معرفی منابع با ارزش برای مطالعه در موضوعات مرتبط با تبلیغات، برندینگ، خلاقیت، و بازاریابی، قصد داریم تا هر ماه به معرفی یک کتاب در یکی از این حوزهها بپردازیم. تا کنون، دو کتاب نسخه سوم بازاریابی و سهراب، مرغ مهاجر معرفی شدند. در این نوشته سری میزنیم به کتاب «جعبه ابزار تبلیغاتِ ایران» نوشتهی «مجتبی محمدیان» و «پویا ایراندوست». مجتبی محمدیان، فارغ التحصیل رشته مدیریت بازاریابی از دانشگاه علامه طبابایی و رشته ایرانشناسی از دانشگاه شهید بهشتی، و پویا ایراندوست، فارغ التحصیل رشته مدیریت بازرگانی از دانشگاه تهران است. هر دو نفر در کارنامه اجرایی خود سابقه مشاوره برندینگ، تبلیغات و بازاریابی در موسسات و سازمانهای مختلف را دارند.
[divider]
خودروی خود را مقابل شرکت تبلیغاتی که از قبل انتخاب کردهاید، پارک میکنید و وارد شرکت تبلیغاتی میشوید. جلسهای با دستاندرکاران آن شرکت تبلیغاتی دارید که قرار است فعالیتهای تبلیغاتی شما را در ماههای آتی هدایت کنند.
تصویر روی جلد کتاب «جعبه ابزار تبلیغاتِ ایران»
جلسه شروع میشود و مدیر شرکت تبلیغاتی، ضمن خیرمقدم به شما و معرفی خود، در گام نخست شروع به معرفی اعضای شرکت میکند. «آقای توکلی مدیر کریتیو گروپ ما هستند و کانسپتهای نابی رو معمولاً از این جلسات بیرون میکشند، آقای جاوید سناریست و کارگردان خوب شرکت هستند. خانم مژدهی اکانت منیجر ما هستند و تمام امور شرکت شما رو پیگیری میکنند. ان شاءا… کلیه امور مربوط به پروژه تبلیغاتیتان را از ایشان پیگیری خواهید کرد و در نهایت خانم صداقت گرافیست هستند و عمده استوری بوردهای تبلیغاتی ما را نیز ایشان تهیه میکنند. البته نفرات دیگری هم هستند که فعلاً در خدمت این دوستان هستیم.»
در گام دوم از امکانات و رزومه شرکت برای شما صحبت میکند و خود را برای شما معرفی میکند. «ما در این شرکت از پیشرفتهترین امکانات ساخت تیزر، اعم از دوربینهای اچ دی و استدی کم، تجهیزات فیلمبرداری و حرفهای ترین سیستمهای نور برخورداریم و قادر هستیم یک تیزر تبلیغاتی را با بهترین امکانات برای شما بسازیم. علاوه بر رادیو و تلویزیون ، در حوزه تبلیغات محیطی نیز امتیاز تابلوهای تبلیغاتی خوب تهران را در دست داریم. همچنین در شهرستانها نیز میتوانیم بنا به موضوع تبلیغی، تابلوهای اصلی میادین شهر رو نیز براتون قرارداد ببندیم. لازم به ذکر است که امتیاز انحصاری تبلیغ در لمپ پست بنرهای خیابان قائممقام تهران نیز صرفاً در اختیار شرکت تبلیغاتی ما میباشد. در کل آنچه که باید به آن اشاره کنم این است که ما قادر خواهیم بود تا بر اساس رزومه کاری و امکاناتی که داریم یک کمپین تبلیغاتی خوب، با توجه به تارگت مارکت شما طراحی کنیم تا ان شاء ا… بتواند در این شرایط رقابتی شما را به هدفتان برساند.»
در گام سوم به نمایش برخی از نمونه کارهای تبلیغات تلویزیونی شرکت میپردازیم «ما در زمینه ساخت تبلیغات انیمیشن، کامپوزیت، رئال و از همه مهمتر در زمینه تبلیغات تو دی و تری دی نیز از تواناییهای لازم برخوردار هستیم و این توانایی را داریم تا در ژانرهای متفاوت با توجه به نیاز بازار شما برایتان کار تبلیغاتی بسازیم.»
تصویر پشت جلد کتاب «جعبه ابزار تبلیغاتِ ایران»
جلسه با بیان توضیحاتی دیگر و بررسی روند مالی، تمام میشود و شما جلسه را ترک میکنید و مشغول رانندگی به سمت شرکت خود هستید تا نتیجه جلسه را برای همکارانتان مطرح کنید. اما چیزی ذهن شما را سخت به خود مشغول کرده است و آن چیزی نیست جز اینکه آیا شرکت تبلیغاتی خوبی را پیدا کردهاید یا نه؟ این احساس در شما به وجود میآید که چرا با این همه مطالعه در زمینه تبلیغات، بخشی از اصطلاحات جلسه برای شما مبهم بود و تسلطی بر معنای آن نداشتید. با خود تصمیم میگیرید کمی از معنای کاربردی و واقعی این اصلاحات سر دربیاورید و بعد نتیجه جلسه را با همکارانتان در میان بگذارید.
داستانی که خواندید هر روز در بسیاری از شرکتها اتفاق میافتد. داستان حاکی از ادبیات حاکم بر روابط بین سازنده تبلیغ و سفارش دهنده تبلیغ است که با پیشرفت کار تبلیغات در ایران، بر پیچیدگی آن نیز افزوده میشود و در این ارتباط، حجم اصطلاحات تخصصی که معمولاً در یک مذاکره تبلیغاتی رد و بدل میشود روزبهروز بیشتر میشود.
[divider]
متنی که خواندید قسمتی بود از مقدمه کتاب «جعبه ابزار تبلیغاتِ ایران» نوشتهی «مجتبی محمدیان» و «پویا ایراندوست».
این کتاب آن طور که روی جلد آن نوشته شده، با هدف کالبد شکافی اصطلاحات رایج تبلیغات که فعالان این حوزه باید از آنها آگاهی یابند، تالیف و منتشر شده است. کتابی که به گفتهی نویسندگانش در برگیرندهی اکثر اصطلاحات رایجی است که در عالم تبلیغاتِ ایران به کار میرود. آنها همچنین متذکر میشوند که این کتاب صرفا یک فرهنگ لغت نیست و ماحصل چندین سال فعالیت اجرایی وکسب تجربه در حوزه تبلیغات است. تجربیاتی که بر ترجمهی محض تجربیات خارجی ترجیح داده شده است.
مخاطب اصلی این کتاب تمام کسانی هستند که با مباحث تبلیغاتی سروکار دارند. اما چیزی که بیش از همه مورد تاکید واقع شده است تسلط سفارش دهندگان آگهی بر اصطلاحات رایج این صنعت است. این کتاب کمک خواهد کرد تا بین سفارشدهنده، سازنده و قانونگذار، همزبانی بیشتری به وجود آید.
کتاب «جعبه ابزار تبلیغاتِ ایران» در سال ١٣٩١ توسط «موسسه کتاب مهربان نشر» و در هزار نسخه منتشر شده است.
دنیا در حال گذر از یک دورهی تغییرات سریع و پیچیده است. بحران مالی اخیر، متأسفانه میزان فقر و بیکاری را در اغلب کشورهای دنیا افزایش داده است. از دستاوردهایی که برخی دولتها با کمک بستههای تشویقی اقتصادی در سراسر دنیا به مبارزه با آنها میپردازند، انتظار می رود تا بتوانند اعتماد و رشد اقتصادی را به جوامع مختلف بازگردانند.
بحران مالی عامل اصلی افزایش فقر و بیکاری
همچنین، تغییرات آب و هوایی و افزایش آلودگیها باعث شده کشورها با تحمیل هزینههای بیشتر بر صنایع مختلف، انتشار دی اکسید کربن و گازهای گلخانهای به اتمسفر را تا حد امکان محدود نمایند. همچنین کشورهای ثروتمند غربی ، اکنون در حال تجربهی نرخ رشد اقتصادی بسیار کندتری میباشند و قدرت اقتصادی در حال حرکت به سمت کشورهای شرقی است که نرخ رشد بالاتری را تجربه میکنند و در نهایت، تکنولوژی از سمت دنیای مکانیکی به سمت دنیای دیجیتال – شامل فضای وب و اینترنت، کامپیوتر، موبایل و رسانههای اجتماعی – در حرکت میباشد که اثری عمیق بر رفتار تولیدکنندگان و مصرفکنندگان دارد.
قدرت اقتصادی در حال حرکت به سمت دنیای دیجیتال است
این تغییرات و دیگر تغییرات، نیاز به بازبینی فکری مجدد در خصوص بازاریابی را ضروری میکنند. مفهوم و ایده بازاریابی را میتوان به عنوان مفهوم موازنه کننده برای اقتصاد کلان دانست. هر زمان که محیط اقتصاد کلان تغییر میکند، رفتار مصرفکننده نیز تغییر میکند و این مسئله تغییر بازاریابی را در پی دارد. در طول ٦٠ سال گذشته، بازاریابی از سمت محصول محوری (نسخه اول بازاریابی)، به سمت مشتری محوری (نسخه دوم بازاریابی) حرکت نموده است. امروزه شاهد این هستیم که بازاریابی در پاسخ به پویاییهای جدید در محیط، دوباره در حال تغییر است. میبینیم که شرکتها تأکید و تمرکز خود بر روی محصولات را به سمت مصرفکنندگان و مسائل نوع بشر گسترش دادهاند. نسخهی سوم بازاریابی مرحلهای است که در آن، سوددهی با مسئولیت اجتماعی شرکت، تعدیل میگردد.
نسخهی سوم بازاریابی مرحلهای است که در آن، سوددهی با مسئولیت اجتماعی شرکت، تعدیل میگردد.
در یک دنیای رقابتی، یک شرکت را تنها به عنوان یک عامل و عملگر صرف و متکی به خود در یک دنیای رقابتی در نظر نمیگیریم. بلکه به عنوان یک شرکت در نظر میگیریم که با شبکهی وفاداری از شرکا شامل کارکنان، مصرفکنندگان، فروشندگان و تأمینکنندگان عمل مینماید. اگر شرکت، شرکای شبکه خود را با دقت انتخاب نماید و اهدافشان در یک راستا باشند و پاداشها منصفانه و انگیزهبخش باشند، شرکت و شرکای آن باهم به رقیبی قدرتمند تبدیل میشوند. به منظور دستیابی به این هدف، شرکت باید رسالت، دیدگاه و ارزشهای خود را با اعضای تیم به اشتراک بگذارد. به طوری که همگی به صورت متحد و هماهنگ عمل نمایند تا به اهداف خود دست یابند.
همهی کارکنان شرکت باید به صورت متحد و هماهنگ عمل نمایند تا به اهداف خود دست یابند.
[divider]
برگرفته از مقدمهی کتاب «نسخه سوم بازاریابی»، نویسنده: فیلیپ کاتلر – مترجم: دکتر کامبیز حیدرزاده
تبليغات يک علم است. در دانشگاههای مختلف تدريس میشود. در سبک زندگی بشر تأثیرگذار است و كارشناسانش هم درآمد خوبی دارند.
چند روز پيش، اخبار تلويزيون از دستگیری شخصی خبر میداد كه با مدرک ديپلم خودش را جای دكتر قلب در يک درمانگاه جا زده بود. میگفت سرش حسابی شلوغ بوده و اتفاقاً كلی هم مريض داشته! درآمدش خوب بوده و البته چند نفری را هم تا پای مرگ برده بوده است.
با دیدن این گزارش خبری ياد صنعت تبليغات افتادم!
اكنون كه در حال نوشتن اين متن هستم، سه برند محترم و معتبر كه با خیلی از مردم اين سرزمين ارتباط دارند طرح تبليغاتی خود را در سطح شهر و روی انواع تابلوهای تبليغاتی به اكران عمومی در آوردهاند؛ «رايتل»، «ال جی» و «بيمه مركزی ايران».
هر سه طرح از يک شعار مشترک استفاده كردهاند: «زندگی در دستان شما(ما) »
تابلوی تبلیغاتی «ال جی» با شعار تبلیغاتی «کنترل زندگی در دستان شما»
این سه شركت هم مشاور تبليغاتی دارند و هم درون سازمان خود واحد روابط عمومی و تبليغات.
اما اين خروجی يكسان برای سه كالا يا خدمت کاملاً متفاوت، نشاندهندهی این است که در اين ميان يكی كار خود را درست انجام نمیدهد.
تابلوی تبلیغاتی «سیم کارت رایتل» با شعار «زندگی در دستان شما»
شأن مخاطب را در حدی میبینیم كه در دست گرفتن یک سیمکارت، يک كنترل تلويزيون و یا بيمه کردن خود، معادلِ در دست داشتن زندگی است!!!
تابلو تبلیغاتی «بیمه مرکزی» با شعار «با بیمه زندگی در دستان ماست»
اين شعار اگرچه میتواند در مورد رانندگی صحیح، استفاده از كمربند ايمنی و نکشیدن سيگار توجیهپذیر باشد، اما در مورد سه طرح تبلیغاتی مورد بحث و آن هم به طور همزمان، کاملاً غیرقابلقبول و نابجاست.
در نتيجهی این تبليغات اشتباه و غيرعلمی، سیمکارت و تلویزیون نمیفروشيم و یا فرهنگ استفاده از بيمه درست نهادينه نخواهد شد. دست آخر هم احتمالاً خواهیم گفت که تبليغات جواب نمیدهد! از قضا يكی از مريضهای دكتر قلابی هم فكر میكرده داروهای ايرانی بیکیفیت است. فارغ از اینکه اصلاً داروهای اشتباه و بیربطی را مصرف میکرده است.
يک روز خيلی نزديک، نفس محو فطرت میشود.
يک روز خيلی نزديک هر شغلی توسط متخصصين آن انجام میشود، تا سطح فرهنگ و سبک زندگی بشر ارتقا یابد.
مهم نيست چه كسی مقصراست؛ سفارش دهند يا سفارشگیرنده، طراح يا فلان مدير. مهم اين است همه باهم هرروز اين تبليغات را پشت هم میبينيم؛ و مدام به ما يادآوری میشود که:
زندگی = سیمکارت
زندگی = كنترل تلويزيون
زندگی = بيمه
آژانس تبلیغاتی بادکوبه درسومین همایش بینالمللی بازاریابی و برندینگ اینترنتی ، به عنوان یکی از حامیان برگزاری حضور یافت.
سومین همایش بازاریابی و برندینگ اینترنتی ایران با حضور مدیران سازمان ها، صاحبان کسب و کار، کارشناسان بازاریابی و مدیران شرکتهای بزرگ بازاریابی، اساتید و سخنرانان برجستهای از داخل و خارج کشور، روزهای 24ام و 25 ام مرداد و در سالن همایشهای بینالمللی صدا و سیما برگزار شد.
در جریان این همایش موضوعاتی نظیر بازاریابی در محیط وب و رسانه های اجتماعی، برندهایی که با بکارگیری این رسانه های اجتماعی در محیط وب به شهرت رسیدند، تجزیه و تحلیل وب، بررسی نمونه ها و شرکتهای موفق بین المللی، بومی سازی استراتژیهای بازاریابی اینترنتی، بهینهسازی موتورهای جستجو، بهینه سازی محتوا و مدلهای درآمدزایی در محیط وب، مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
همچنین از کشورمان «دکتر احمد روستا» عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، «دکتر محمود محمدیان» عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، «دکتر شهریار شفیعی» عضو هیئت علمی سازمان مدیریت صنعتی، «دکتر علی اکبر جلالی» عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت ایران، و «حکیم جوادی» ریاست سازمان فنآوری اطلاعات به سخنرانی پرداختند.
«ماروین لیائو» که در کارنامهی خود 11 سال مدیریت ارشد مارکتینگ و Business Development شرکت Yahoo در آمریکا، اروپا، آفریقا و خاور میانه را دارد ، از نمونه ایدههای اجرا شده توسط آژانس تبلیغاتی بادکوبه به عنوان نمونههایی موفق و قابل تقدیر در زمینهی بازاریابی و برندینگ یاد نمود.
ماروین لیائو از مدیران سابق مارکتینگ شرکت Yahoo، از کمپین «تغییر را احساس کنیم» – بانک ملت – که توسط آژانس تبلیغاتی بادکوبه اجرا شده است، به عنوان نمونهای موفق و قابل تقدیر در زمینهی بازاریابی و برندینگ یاد نمود.
همچنین «بس ون دن بلد» در سخنان خود در این همایش، ضمن تحسین فعالیتهای آژانس تبلیغاتی بادکوبه در حوزهی بازاریابی و برندینگ اینترنتی ، فعالیتهای صورت گرفته طی دو سال گذشته در ایران در این حوزه را قابل توجه ارزیابی کرد.
در پایان این برنامه، ضمن تقدیر از آژانس تبلیغاتی بادکوبه، تندیس ویژهی این همایش نیز به این آژانس اهدا گردید.
در انتها و پس از بحث و تبادلنظر میان مدیران و کارشناسان آزانس بادکوبه و میهمانان حاضر، « کریستین هاجسون » و « بس ون دن بلد » یادداشتی را به پاس میهماننوازی و در ستایش اقدامات صورت گرفته توسط آژانس تبلیغاتی بادکوبه، به یادگار گذاشتند.
کریستین هاجسون مشاور تبلیغات مایکروسافت(Bing) و عضو هیئتمدیره وب مارکتینگ اروپا:
«آمدن و ملاقات (با شما) برایم جالب بود، عاشق کارهای خلاقانهای که انجام دادهاید شدم.»
یادداشتی از کریستین هاجسون، مشاور ارشد تبلیغات مایکروسافت
بس ون دن بلد استراتژیست بازاریابی اینترنتی و برندینگ آنلاین در جهان و مشاور مارکتینگ آنلاین شرکت KLM :
«دیدن اینکه شرکت شما چطور برای ارائه آخرین دستاوردهای کاری خود به مشتریانتان کار میکنید بسیار جالب است.»
یادداشتی از بس ون دن بلد، استراتژیست بازاریابی اینترنتی و برندینگ آنلاین در اروپا