برندسازی

مصاحبه‌ با بابک بادکوبه بنیانگذار آژانس تبلیغاتی بادکوبه

با توجه به اینکه شرایط و فرصت‌های برند‌سازی در ایران با دیگر کشورها متفاوت است؛ به نظر شما اصلی‌ترین چالش‌هایی که برندهای داخل ایران با آن‌ها روبرو هستند چیست؟

اصلی‌ترین چالش‌هایی که یک برند ایرانی با آن روبرو است عبارت‌اند از عدم وجود نیروهای متخصص در صنعت تبلیغات و برند‌سازی، عدم ثبات اقتصادی، عدم ثبات قوانین و عدم فرهنگ‌سازی ارزش برند و توسعه برند و عدم ارتباط با خارج و عدم امکان صادرات و تبادلات مالی، یکی دیگر از اصلی‌ترین مشکلاتی که برندها در ایران دارند، خراب شدن نام برند کشور ایران در دنیا است. موارد گفته شده چالش‌های کلی برند سازی در ایران هستند و چالش‌های جزئی‌تر نیز وجود دارد.

چه عواملی باعث می‌شود که برندهای ایرانی در مقایسه با برندهای خارجی در بازار محلی به دشواری رقابت کنند؟

مهم‌ترین عامل عدم امکان مبادله پولی است. برندهای خارجی به راحتی پول مبادله می‌کنند و در همه کشورها بانک داشته و می‌توانند از برندهایشان حمایت کنند.

از طرف دیگر، برندهای خارجی استراتژی تحقیقات بازار و ارتباط بهتری دارند و در نتیجه کیفیت محصول و خدمات پس از فروش بهتری را ارائه می‌کنند و به خاطر اینکه درآمدهای جهانی دارند و پول‌های زیادی به دست می‌آورند، می‌توانند مدام طرح توسعه و کیفیت‌شان را افزایش دهند.

برندهای داخلی به دلیل این که درآمد زیادی ندارند و به دلیل عدم دسترسی به بازار جهانی و بانک‌های بین‌المللی و داخلی، پول زیادی به دست نمی‌آورند، نمی‌توانند خودشان را توسعه دهند.

علاوه بر همه این‌ها، ما از دوران مهدکودک و دبستان یک مشکل آموزشی داریم که تا اصلاح نشود، نمی‌توانیم محصولات خیلی باکیفیتی تولید کنیم؛ و مورد دیگر اینکه در دانشگاه هم به دلیل نداشتن رشته‌های تخصصی تبلیغات، برند‌سازی و مارکتینگ هم دچار مشکل هستیم و نیروهای متخصص را تربیت نمی‌کنیم.

با وجود محدودیت‌هایی که در بازار ایران وجود دارد، چه فرصت‌هایی برای برند‌سازی در این بازار قابل تشخیص است؟

اصولاً برند‌سازی و موفقیت، در دشواری و فشار اتفاق می‌افتد. بیشتر برندهای بزرگ دنیا در شرایط بد اقتصادی کشورشان به وجود آمده‌اند. یکی از مسئله‌های آزاردهنده در ایران، این است که مشکل اقتصادی بیش از بیست سال طول کشیده و این باعث شده که برندها آسیب ببینند و نتوانند کامل شکل بگیرند اما فرصت‌های زیادی هم وجود دارد. همان‌طور که بازار بسته است و ما نمی‌توانیم صادر کنیم، از آن‌طرف هم بازار بسته است و نمی‌توانیم وارد کنیم. پس برندهایی مانند، برند اسنوا، پاکشوما، هیمالیا، امرسان و داتیس در صنعت لوازم خانگی که به موفقیت‌های چشمگیری دست پیدا کرده‌اند، از همین عدم واردات و مشکل تبادل مالی و عدم ورود برندهای خارجی ناشی شده است.

ایران یک بازار هشتاد و پنج میلیونی است که می‌تواند به خاطر انحصار و عدم واردات سیستماتیک، برند‌سازی کرده و برندهای بزرگی بسازد. به عنوان مثال، آوا‌کتان و جین‌وست در صنعت پوشاک یا شکلات‌های معروف ایرانی در صنعت شیرینی و شکلات برای مثال شیرین عسل و فرمند این کار را کرده‌اند. اگر صاحبان برندهای خصوصی هوشیار باشند از این فرصت محدودیت می‌توانند به‌عنوان یک فرصت استثنایی استفاده کنند، هرچند این بسته بودن بازار برای مدت محدودی فرصت است و قطعا رقابت در بازارهای بازتر می‌تواند باعث شکوفایی برندها در آینده شود.

چه راهکارهایی می‌تواند به برندها کمک کند تا از چالش‌های برند‌سازی در ایران عبور کنند؟

چند راهکار مختلف وجود دارد که به برندها کمک می‌کند از چالش‌های برند‌سازی در ایران عبور کنند که یک سری از آن‌ها به حکومت، قانون‌گذار و دولت بر می‌گردد. این‌ها همه متفاوت هستند؛ یعنی حکومت یک کار باید بکند، قانون‌گذار که قوه مقننه است یک کار باید بکند، قوه مجریه یک کار باید بکند، قوه قضاییه هم یک کار دیگر و خود صاحبان کسب‌وکار هم باید یک کار دیگر انجام دهند.

 قوه مقننه باید قوانینی در راستای حمایت از تولیدکننده، حمایت از صادرکننده و حمایت از برند ملی وضع کند.

اجازه بدهید این کلمات را تعریف کنیم؛ تولیدکننده فردی است که محصول یا خدمتی را ارایه می‌کند و می‌فروشد، صادرکننده فردی است که محصول یا خدمت خود را به خارجی‌ها می‌فروشد و ارز وارد کشور می‌کند. برند بین‌المللی، تولیدکننده یا خدماتی است که چهل درصد بیشتر از تولیدات یا خدمتش را به خارج از کشور می‌فروشد. باید از این‌ تولیدکنندگان حمایت شود و ارزش کار برند و کسب‌وکارها در قوانین دیده شود که متأسفانه دیده نمی‌شود! قوه مقننه باید قوانینی مصوب کند که تغییر قوانین برای وزارتخانه صمت، وزارت ارشاد و وزارتخانه‌هایی که با برندها در تماس هستند آسان نباشد.

دولت باید ثبات تعرفه، ثبات قیمت و ثبات قوانین، یعنی همان ریال را نگه دارد تا سقوط نکند. باید قوانین را ثابت نگه دارد و اگر می‌خواهد قانونی را عوض کند، از الان برای نه ماه بعد اعلام کند نه اینکه الان اعلام کرده و هفته بعد عوضش کند. همچنین باید مسیر درآمدی و گردش پول را به سمت تولیدکننده‌ها بکشاند و نه واردکننده‌ها. به عنوان مثال، چای دبش در ایران تولید نمی‌شود و نود و پنج درصد چای ایران وارداتی بوده و از هند و سریلانکا می‌آید. با این اوصاف چرا پول سمت چای دبش که وارداتی است می‌رود؟ پول باید سمت تولید برود نه بازرگانی.

قوه قضاییه نیز باید برند را به رسمیت بشناسد و به عنوان یک ارزش مالی در مسائل حقوقی و قضایی به آن نگاه کند تا افرادی که در حال ساخت برندی هستند، دل‌شان به این خوش باشد که یک دارایی و سرمایه ایجاد می‌کنند.

حکومت باید مسیر جریان سه قوه و همچنین تولیدکننده‌ها را به سمت موفقیت و پیشرفت ببرد و روی برند ملی و برند ایران کار کند. هرچه برند ایرانی قوی‌تر شود، اوضاع مالی نیز بهتر خواهد شد.

اما صاحبان کسب ‌و کار باید چه ‌کار کنند؟ این دسته از افراد باید برند‌سازی را قبل از تعیین اسم و راه‌اندازی کسب ‌وکار شروع کنند یا اینکه اگر خواستند بعدها نسبت به این کار اقدام کنند، حتما از مشاوره‌های تبلیغاتی، برند‌سازی و مارکتینگ حرفه‌ای کمک بگیرند و صاحبین کسب‌ و کار و خدمات سرمایه‌گذاری در زمینه ارتباطات، تبلیغات، برندسازی و مارکتینگ را همانند خرید دستگاه و توسعه کارخانه جدی بگیرند.

اهمیت آگاه کردن مخاطبان و بازار محلی در موفقیت برند سازی چقدر است؟ چگونه می‌توان این فرآیند را بهبود بخشید؟

بدون درک صحیح از موقعیت‌های محلی و بازار و بینش مخاطب و خرده‌فرهنگ‌ها و فرهنگ‌های کلان و عرف جامعه نمی‌توان در آن جامعه برند سازی کرد و کالا فروخت. به همین دلیل نقش شرکت‌های تبلیغاتی به شدت مهم است؛ شرکت‌هایی که تحقیق و بررسی و پژوهش می‌کنند و اطلاعات ارزشمندی را در اختیار ما قرار می‌دهند تا اشتباه عمل نکنیم.

اگر ندانیم به چه منظور و برای چه کسانی کالا تولید می‌کنیم قطعا شکست می‌خوریم. یادم هست سال‌ها پیش نیروهای شرکت تحقیقاتی SONY به خیابان جمهوری آمده بودند و پشت صندوق عقب تاکسی‌های پیکان را اندازه می‌گرفتند. وقتی از آن‌ها پرسیدم چکار می‌کنید، جواب دادند می‌خواهیم سایز جعبه‌های تلویزیون‌های لامپی را طوری طراحی کنیم که پشت صندوق تاکسی‌ها جا شود و از تاکسی بیرون نمانند. یعنی تا این حد خرده‌فرهنگ‌ها را شناسایی می‌کنند.

 برندهایی که فرهنگ منطقه‌ای که می‌خواهند در آن بفروشند را شناسایی نمی‌کنند محکوم به شکست هستند.

چه تجربیاتی از کار با برندها و بازارهای مختلف در ایران دارید؟

خب بیان ۲۶ سال تجربه در یک مصاحبه امکان‌پذیر نیست و واقعاً قابل گفتن در پاسخ به یک سؤال نیست، البته این سؤال هوشمندانه‌ای است.

تجربه‌ای که ما داریم این است که صاحبان کسب ‌و کار در ایران و اصولاً در همه جای دنیا، دوست دارند برند‌سازی کنند. دوست دارند بفروشند و موفق شوند، بعضی از مدیران خیلی خلاق بوده و عاشق تنوع دادن به محصولاتند مثل آقای سلیمانی برند کاله؛ بعضی از مدیران خیلی باهوش، خلاق و ایده‌پرداز هستند مثلاً گاج، آقای جوکار؛ هر کدام از عزیزان یک سبک مختلف مدیریتی دارند بعضی‌ها خیلی مدیر و مهندس و دقیق هستند، مثل مهندس بابایی سنان؛ بعضی‌ها خیلی بازرگانی بلدند، خرید و فروش بلدند، تجارت بلدند مثل آقای فهیمی برتر.

اما واقعیت این است که همه این‌ها یک هدف دارند و آن هم افزایش تولید، افزایش فروش و افزایش سوددهی است؛ اما اگر مشاور نداشته باشند و به حرف مشاورها گوش ندهند، جلوی فرصت‌ها و توانمندی‌های‌شان گرفته خواهد شد.

بزرگ‌ترین افرادی که برندهایی را ساخته‌اند، صاحبان آن برند هستند و بزرگ‌ترین افرادی هم که جلوی ترقی و رشد برند را گرفته‌اند، باز هم خود صاحبان هستند!

این وسط این‌ها به یک تسهیل‌گر و به یک مشاور هوشمند نیاز دارند که به موقع به دادشان برسند. اگر بخواهیم در مثالی این موضوع را مطرح کنیم، اگر ما یک مشکل یا بیماری داریم ناشی از رفتارهای فیزیکی روحی خود ما بوده و فرد دیگری غذایی را به زور در دهان ما نگذاشته یا به ما آسیب نزده، بلکه خودمان به خودمان آسیب زده‌ایم.

اگر می‌خواهیم از این آسیب نجات پیدا کنیم، نیاز به مشاوره و کارشناسان جدید خواهیم داشت. در برندسازی هم همه مشکلات از تیم اجرایی و صاحب برند است و برای حل این مشکلات نیاز به مشاور و شنوایی است آن چیزی که در برندهای ایرانی یا فرهنگ ایرانی مانع توسعه می‌شود، دیکتاتوری و شنوا نبودن حرف مشاوران است. عدم مشورت‌پذیری و گوش نکردن به مشاور، ریشه در فرهنگ ما دارد.

با توجه به تحولات اخیر در فضای دیجیتال و رونق شبکه‌های اجتماعی، چه تأثیری بر برند‌سازی در ایران داشته‌اند؟

این سوال جدیدی نیست. یک موقع اعلامیه بود، بعد روزنامه آمد، بعد رادیو، بعد تلویزیون و همین‌طور مدل‌ها عوض شد سینما آمد، بیلبورد آمد، ساین‌برد آمد، الان هم دیجیتال آمده، دیجیتال یک فرصت درخشان است.

در قدیم اگر می‌خواستیم تبلیغ کنیم باید می‌رفتیم آن را در روزنامه چاپ می‌کردیم. طرف می‌رفت روزنامه می‌خرید، تلویزیون را روشن می‌کرد، سریالی را می‌دید تا ما بتوانیم در پیام‌های بازرگانی خودمان را با تبلیغ نشان دهیم.

الان به راحتی در گوشی موبایل می‌توانید تبلیغ کنید. هم‌چنین می‌دانید مخاطب هدف‌تان خانم است یا آقا، چند ساله است و به چه چیزهایی علاقه دارد. این بی‌نظیر است و به شدت می‌تواند به برند‌سازی کمک کند.

چه نکاتی را باید در نظر گرفت تا برند سازی در ایران از رقبا متمایز شود؟

اگر می‌خواهید برند‌سازی‌تان از رقبا متمایز شود، یوتیوب، اینستاگرام، واتساپ، تلگرام، فیسبوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی و سایت‌هایی مانند گوگل و غیره، فرصت بزرگی را برای تبلیغات در اختیارتان قرار می‌دهند.

در سؤال قبل ما در مورد تبلیغات دیجیتال بیشتر صحبت کردیم اما متأسفانه بیشتر آن‌ها در ایران فیلتر هستند و برندهای ما فرصت را از دست می‌دهند و اگر بخواهند از این فرصت استفاده کنند، مانند همه فرصت‌های دیگر باید هزینه مضاعف و بیشتری بپردازند.

به‌ همین دلیل اگر ما بخواهیم عقب نمانیم، باید در سطح مهدکودک، دبستان، متوسطه اول و دوم و دانشگاه به طور جدی شروع کنیم و آموزش‌های مقدماتی، پیشرفته، حرفه‌ای و فوق حرفه‌ای در مورد تبلیغات، بازاریابی کسب‌ وکار و برند‌سازی داشته باشیم تا تمام بدنه این کشور بتوانند این کار را یاد بگیرند و کسب ‌وکار راه بیندازند.

کاری که ما باید بکنیم تا از رقبا جا نمانیم، این است که این آموزش‌ها را بدهیم، اصلاحات قانونی انجام بدهیم، اصلاحات اقتصادی انجام بدهیم و اصلاحات اجتماعی که به شدت مهم هستند و در این زمینه کمک می‌کنند.

ما باید برندهای بزرگ و قوی داشته‌باشیم، صادرات زیاد داشته ‌باشیم ، آنگاه می‌توانیم از طریق صادرات برندهایمان، ارز‌آوری کنیم و وقتی کسب‌ و کارها رونق پیدا کنند می‌توانیم درآمد مالیاتی خوبی داشته ‌باشیم؛ و همه این‌ها می‌تواند جایگزین مناسبی برای درآمد نفتی باشد.

باید شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌هایی که با دنیا در ارتباط هستند، رفع فیلتر شوند تا بتوانیم در آن تبلیغات کنیم این شبکه فواید زیادی دارند و در بعضی موارد نقص هم دارند که ما آن فایده آن‌ها را به خاطر در دسترس نبودن از دست داده‌ایم. یا باید شبکه‌های اجتماعی خلق کنیم که بتوانیم از طریق آن با کل دنیا ارتباط بگیریم مثل تیک‌تاک که چین خلق کرده.

مانند این می‌ماند که مثلاً شما میوه را نخورید و بگویید قند دارند درست است اما خب کلی هم فایده دارند.

چگونه می‌توان از مزایای فرهنگی و تاریخی ایران در برند‌سازی استفاده کرد؟

تمدن، اسطوره، جغرافیا و اقلیم موارد بسیار تاثیرگذاری در برند‌سازی هستند. ایران پر از جاذبه‌ها و مکان‌های زیبایی تاریخی در تمام شهرهای خود است که هر کدام از این آثار می‌توانند به اندازه یک چاه نفت پول در بیاورند و به شدت به درآمدزایی کمک کنند.

ما شهرهایی همچون کاشان، بوشهر، اصفهان، یزد، تهران، رامسر و غیره را داریم ما اقلیمی داریم که از دریاچه خزر تا خلیج فارس و از کویر لوت تا کوه‌های البرز و زاگرس گسترده است.

این فرصت‌های فرهنگی، تاریخی، اسطوره‌ای، اقلیمی و آثار و شهرها می‌توانند درآمدزا باشند. به عنوان مثال ما چهل ‌و دو میلیارد پول نفت درآوردیم، ترکیه طی یک سال چهل ‌و شش میلیارد دلار فقط پول توریست درآورد و آمریکا دویست و بیست میلیارد! پس ما می‌توانیم از این فرصت‌ها برای برند‌سازی و کسب درآمد استفاده کنیم، درآمدی بیش از درآمد نفت ایران.

وقتی گردشگران برای دیدن چنین موقعیت‌هایی به ایران می‌آیند، محصولات ما را می‌بینند، با آن‌ها آشنا می‌شوند و اقدام به خرید می‌کنند در هنگام این خرید فرهنگ ما محصول ما و آداب و رسوم ما را نیز با خود می برند. امروز اگر ال‌جی و سامسونگ، کیا و هیوندا در دنیا خوب می‌فروشند و میلیاردها دلار درآمد برای کره دارند به خاطر بسترسازی فرهنگی با سریال جومونگ، یانگوم (جواهری در قصر) و خواننده‌های مشهور کره‌ جنوبی است که فرآیند فروش تجاری را تسریع می‌کنند.

از دید شما، یک برند محلی ایرانی باید چه مشخصه‌هایی داشته باشد تا بتواند در بازار محلی و بین‌المللی موفق عمل کند؟

یک برند برای اینکه بتواند بازار محلی را بگیرد، باید محصول یا خدمت خوبی عرضه کند و همچنین نقاط دسترسی آسان، قیمت مناسب و راضی‌کننده و ارتباط صحیحی با مخاطبان داشته باشد.

در سطح بین‌المللی، علاوه بر اینکه باید محصول خوب و در دسترس، قیمت مناسب و ارتباط منطقی با مخاطبان داشته باشد، همچنین باید بتواند با سایر برندهای کشورهای دیگر رقابت کند و خودش را با فرهنگ آن‌ها وفق دهد. به عنوان مثال، ما نمی‌توانیم محصولات شیرینی خود مثل باقلوای یزد را به همان شکلی که هست، به چین یا روسیه ببریم و انبوه بفروشیم؛ باید نسبت به ذائقه آن‌ها تغییراتی را اعمال کنیم.

به طور مثال شعب مک‌دونالد در نقاط مختلف دنیا به شدت به فرهنگ آن نقطه احترام می‌گذارد. همین‌طور استارباکس نوشیدنی‌هایی که متناسب با فرهنگ آن جامعه است را اضافه می‌کند. اگر استارباکس وارد ایران شود، می‌تواند دمنوش گل‌گاو‌زبان و خاکشیر را اضافه کند و در یک کشور اروپایی باید به سمت محصولی برود که به فرهنگ آن‌ها نزدیک‌تر است.

بنابراین، کاری که ما باید انجام دهیم این است که محل مقصد را بشناسیم و محصولات یا خدمات‌مان را با توجه به فرهنگ آن‌ها تولید کنیم. توجه به این موارد و همچنین ارتباط صحیح با بازارهای جهانی و مردم دنیا، مواردی هستند که می‌توانند ما را در بازارهای بین‌المللی موفق کنند.

سخن پایانی

با رعایت تمامی صحبت‌های گفته شده آقای بادکوبه، می‌توانید کاری کنید مشتری متوجه حرفه‌ای بودن مجموعه و برند شما شود و حس اعتماد بیشتری به شما و کسب‌وکارتان داشته باشد. همچنین می‌توانید برند‌سازی موفقی داشته باشید و در بازارهای جهانی ظاهر شوید.

جشنواره فرهنگی-اقتصادی آگهی‌های بازرگانی

ضور بادکوبه در نخستین جشنواره فرهنگی- اقتصادی آگهی‌های بازرگانی که در روز دوشنبه، دوم بهمن ماه در مرکز همایش‌های صداوسیما برگزار شد.
در این گردهمایی علاوه‌بر مراسم اصلی، نمایشگاه جنبی برپا بود که کانون‌های تبلیغاتی اثرگذار در آن حضور یافتند. بادکوبه نیز در این نمایشگاه به معرفی راهبردهای ارتباطی خلاق بادکوبه، انتشارات بادکوبه و مدرسه بادکوبه پرداخت.
در حاشیه‎‌ی این مراسم، کارگاه‌های تخصصی نیز برگزار شد که بابک بادکوبه، محسن شاکرنژاد، محمد موسوی، حسین ساعی، مازیار حبیبی‌نیا، حسن کشاورز افشار تجربیات خود را به اشتراک گذاشتند. موضوع اصلی سمینار دکتر بابک بادکوبه «نقش برندسازی در آینده اقتصاد» بود؛ او هم‌چنین به نقش پرسونال و سیتی برندینگ در اقتصاد کشورها نیز اشاره کرد.
در انتهای جشنواره، بهترین کانون‌های تبلیغاتی، سفیران برند و برترین آگهی‌های تلویزیونی در دو شاخه‌ی فرهنگی و اقتصادی جایزه دریافت کردند. راهبردهای ارتباطی خلاق بادکوبه نیز موفق به دریافت شش جایزه در این مراسم شد.
بهترین جلوه‌های ویژه: آگهی غباربی‌غبار برند هافمن
مقام نخست بهترین آگهی علوم شناختی و اقتصاد رفتاری: دلستر
دو مقام در آگهی‌های سیاست‌های مدیریت پیام
مقام سوم برترین آگهی فرهنگی-اجتماعی تلویزیونی: انجمن اهدای عضو ایرانیان
تقدیر به عنوان کانون‌ تبلیغاتی فعال

لینک ویدیو:

https://www.aparat.com/v/yDYGs

22bbe8bb-9f26-4cb9-898d-467d10e90414

b548a928-cf0e-4c97-8e0e-50902b51fd27

22bbe8bb-9f26-4cb9-898d-467d10e90414

f05517f1-ec6f-42b6-9ad6-55e061273d71

آیین رونمایی از فصلنامه بادکوبه

روز 13 آذر «آیین رونمایی از فصلنامه بادکوبه» در خانه وارطان برگزار شد.

در این رویداد بابک بادکوبه مدیرمسئول فصلنامه، آرش صادق‌بیگی سردبیر، روح‌اله گیتی‌نژاد مدیر هنری، اعضای تحریریه و گروهی از علاقه‌مندان حضور داشتند.

1

2

3 4 5 6

اولین شماره فصلنامه بادکوبه

اولین شماره از فصلنامه تخصصی بادکوبه با تمرکز بر ارتباطات، تبلیغات و برندسازی منتشر شد.
در دوره‌ای که جای خالی منبعی علمی، تحقیقاتی و مخاطب‌پسند در زمینه‌ی ارتباطات، خلاقیت و برندسازی حس می‌شود؛ فصلنامه بادکوبه با توجه ویژه به روایت تازه‌ای از این فضا، منبعی قابل استناد برای این امور است.
نقطه‌قوت فصلنامه بادکوبه توجه به ایده‌های تازه در روایت، نگاه مدرن به صنعت ارتباطات و تبلیغات و پیگیری اتفاقات بین‌المللی این حوزه است.
شما با این فصلنامه فرصت پیدا می‌کنید در مورد کمپین‌های تبلیغاتی، چهره‌های شاخص حوزه‌ی ارتباطات و تبلیغات و برندسازی و البته مسیر رشد و آینده‌ی این فضاها بیشتر بخوانید و بدانید.

مدیرمسئول و صاحب‌امتیاز: بابک بادکوبه

سردبیر: آرش صادق‌بیگی

دبیر تحریریه: مریم منوچهری

01

روند برندینگ در آژانس بادکوبه

یکی از اولین قدم ها و راهکارها برای رونق کسب و کار شما اجرای پروژه ی برندینگ در بدنه ی آن است. ما در بادکوبه به کمک یک تیم متخصص و حرفه ای این کار را برای شما انجام می دهیم.

[aparat]wtrGL[/aparat]

پادکست بادکوبه، شماره 102

سلام، وقت بخیر

پادکستی که می‌شنوید، از مجموعه‌ پادکست‌های بادکوبه است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرم‌کننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات می‌پردازیم.

امروز در این قسمت از پادکست بادکوبه، می‌خواهیم درباره‌ی نقش روابط عمومی در برندسازی صحبت کنیم. ما برای تهیه این قسمت از منابعی مانند پارس نمودار، ایران اصناف، خویه دات کام و تجارت الکترونیک سپنتا کمک گرفته‌ایم.

امروزه دوره‌ی بازارهای انحصاری به سر آمده و اکنون بازاریابی رقابتی جایگزین بازارهای انحصاری شده است. امروزه در بازارها، مردم‌سالاری مصرف‌کننده حاکم است و مصرف‌کنندگان انتخاب‌های متعددی دارند. در این بازار، مشتری بیش از تولیدکننده اهمیت دارد. اوست که انتخاب می‌کند کدام کالا و خدمات را از چه کسی بخرد.کافی‌ست مشتری، کالایی را انتخاب نکند. آنگاه چرخه تولید با تمام دستگاه‌ها و نیروهای انسانی آن از گردونه خارج می‌شوند.

اینجاست که روابط عمومی به‌عنوان یک عامل تاثیرگذار نمایان می‌شود. از لحاظ علمی می‌توان گفت: روابط عمومی، مجموعه فعالیت‌هایی‌ست که با هدف حفظ و توسعه خوشنامی سازمان انجام می‌شود. با چنین نگاهی می‌توان گفت :مدیریت خوشنامی همان مدیریت برند است.

بدین ترتیب می‌توان تعریفی تازه از روابط عمومی ارایه داد. روابط عمومی مترادف است با حفظ و توسعه خوشنامی و این برایندی است از آنچه شما می‌گویید، عمل می‌کنید و دیگران درباره‌ی شما می‌گویند.

در مقایسه با سال‌های گذشته که بر اهمیت تبلیغات در برندسازی تأکید می‌شد، امروزه بر نقش نحوه‌ی برقراری رابطه با مشتریان و مخاطبان به عنوان عامل اصلی در برندسازی اشاره می‌شود. نوع رفتاری که صاحبان برندها و شرکت‌ها با مشتریان و مخاطبان خود دارند، بهترین معرف و تبلیغات هر برند است که علاوه بر اینکه می‌تواند ارتباط با مشتریان کنونی را حفظ و پایدار کند؛ همچنین می‌تواند در جذب مشتریان جدید نیز بسیار مؤثر باشد.

بنابراین می‌توانیم بگوییم بخش روابط عمومی هر سازمان یا شرکتی مهم‌ترین و اصلی‌ترین عنصر در برندسازی است. تبلیغات با اینکه می‌تواند نقش مهمی در شناساندن و معرفی یک کالا و شرکت داشته باشد ولی تنها از طریق برقراری رابطه مناسب با مشتریان و مخاطبان است که یک شرکت یا یک نام تجاری می‌تواند مشتریان دائمی برای خود کسب کند و در نتیجه تبدیل به یک برند شود. امروزه نحوه پاسخگویی به نیازها و تقاضاهای مشتریان اصلی‌ترین راه شناسایی و خوشنامی یک نام تجاری است.

برندینگ یا برندآفرینی فرآیند تغییر یا تسخیر قلب‌ها و ایجاد جایگاه در ذهن مردم است. به نوعی برندینگ نسخه تکامل یافته مارکتینگ یا بازاریابی است.

نقشی که روابط عمومی در سازمان ایفا می‌کند، استحکام‌بخشی به اصول جاری، تقویت چشم‌انداز و اهداف استراتژیک سازمان است. روابط عمومی سازمان بایستی بر خروجی‌ها و تولیدات تمرکز کرده، پیام و شعارهای استراتژیک سازمان را هم خلق کند.

یادمان نرود که در بسیاری از موارد می‌توانیم بگوییم کیفیت در محصول نیست بلکه در ذهن مشتریان و ارزش ویژه برند است و روابط‌عمومی‌ها می‌توانند نقش کلیدی در برندآفرینی و در آفرینش ذهن برند داشته باشند. ابتدا باید این ذهنیت را در درون سازمان پیاده‌سازی و سپس آن را در خارج سازمان و اذهان عمومی مفهوم‌سازی کنند. این نقش می‌تواند به طور گسترده در قالب کمپین برندینگ پیاده شود.

اجرا و ارزیابی مداوم و اصلاح الگو های رفتاری، بررسی بازخوردها و کمک به قوام و ماندگاری برند توسط واحد ارتباطات و روابط عمومی قابل اجرا و مدیریت است.

 نقش روابط عمومی در روند آفرینش  برند به دو بخش  تقسیم می‌شود:

آفرینش هویت برند

وقتی در یک سازمان فرآیند برندسازی انجام می‌شود مخاطبان برند با جوهر اصلی سازمان آشنا می‌شوند و این آشنایی توسط یک داستان از محصولات و خدمات از طریق رسانه‌های تبلیغاتی و اجتماعی گوناگون و به صورت دهان به دهان در میان مخاطبان می‌چرخد.

ارتباط با رسانه‌های گروهی

اکنون مردم زمان طولانی و ارتباطات متنوعی با شبکه‌های اجتماعی دارند. بنابراین تعامل و نزدیک شدن به آنان در شبکه‌های اجتماعی و تعامل با آنها آسان شده و این شبکه‌ها امکان ارتباط دوسویه را فراهم کرده است.

نقش روابط عمومی در رسانه‌های اجتماعی باید پررنگ‌تر باشد و قطعا  مدیریت رسانه‌های اجتماعی، به اشتراک‌گذاری مطالب، تلطیف و تنویر افکارعمومی به عهده این واحد است.

روابط عمومی باید ارتباط دوطرفه میان سازمان و مخاطبان را فراهم کند و کارشناسان این حوزه با استفاده از رسانه‌های اجتماعی و دانش روز، امکان شناساندن سازمان، اطلاع‌رسانی و تبلیغات غیرمستقیم و گسترده‌ای به مخاطبان را دارند و می‌توانند در جهت ترویج برند سازمان گام بردارند.

بخش روابط عمومی هر شرکت است که می‌تواند با مشتریان به نحو مناسبی ارتباط برقرار کرده و با اطلاعاتی که از طریق این ارتباط از تقاضاهای مشتریان و نیازها و سلایق آنها کسب می‌کند بتواند ارتباط میان مشتریان و برند را قوی‌تر کرده و به تداوم ارتباط آنها کمک کند.

هر چقدر قسمت روابط عمومی شرکتی بتواند وظایف خود را به‌درستی انجام دهد و در انتقال اطلاعات از مشتریان به صاحبان برندها و از برندها به مشتریان موفق عمل کند و یک ارتباط پویا و دائمی بین آنها ایجاد کند می‌تواند به حفظ یک برند، خوشنامی آن و موفقیت در عرصه رقابت با دیگر برندها کمک بسزایی کند.

روابط‌عمومی‌ها برای کسب موفقیت باید به چند نکته توجه کنند.

1-بدانند برند یک موجود زنده و نیازمند به توجه روزانه است.

2-روابط عمومی باید محیط شناسی و آگاهی از خصوصیات و ویژگی‌های برند و آینده‌پژوهی را در برنامه‌ی کاری خود قرار دهد.

3-روابط عمومی باید بداند که ارزیابی برند و سازمان همواره توسط مخاطبان در جریان است.

4-متخصصان روابط عمومی باید با چشم و گوش باز و به صورت لحظه‌ای و در «زمان واقعی» مخاطبان را پایش و پاسخ مناسب به انتظارات آنان را فراهم کنند.

5-روابط عمومی باید برنامه بلندمدت و سالانه که قابلیت ارزش‌سنجی، تعهد برند، درک مخاطبان اصلی، ارتباطات مستمر با مشتری، نوآوری در بازار، خدمات و ارزیابی مسئولیت سازمانی داشته باشد را تعیین کند.

از طرفی نباید فراموش کنیم که روابط عمومي به عنوان نقش آغازين در يك سازمان، در موارد زيادي به حمايت از بازاريابي سازمان برمي‌خيزد.

بنابراین می‌توان  بهبود آگاهی مخاطب، هدايت فروش، تقويت تاثير بهبود فروش و تبليغات، ایجاد انگیزه در نيروي فروش، توجه به عوامل توزيع، ارتباط صحیح با سهامداران و خرده‌فروش‌ها، کمک به معرفي كالا و خدمات جديد و ایجاد وفاداري به نام و نشان تجاري در مخاطب را از دیگر وظایف روابط عمومی برشماریم.

در یک کلام روابط عمومی علم و هنر به دست آوردن اعتماد مخاطبان به سازمان و استفاده صحیح از آن است.

می‌توانید این پادکست را از اینجا بشنوید.

داستان برند علی‌بابا

1-سال 1999 «جک ما» و ۱۷ نفر دیگر از مؤسسین، نسخه اولیه فروشگاه اینترنتی علی بابا را افتتاح کردند.

2- نام علی بابا از قصه‌ی قدیمی علی بابا و چهل دزد بغداد آمده است.

3-از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۰ گروه شرکت‌های علی بابا در مجموع ۲۵ میلیون دلار از سافت بانک، گلمن سک و چند مؤسسه دیگر سرمایه جذب کردند.

4-در سال ۲۰۰۱ وب سایت علی بابا به سودآوری رسید.

5-در سال 2003 Taobao به عنوان یک پلت‌فرم تجارت الکترونیک ویژه مصرف‌کننده تاسیس شد.

6-در سال ۲۰۰۴ درگاه پرداخت علی بابا بر بستر Taobao به عنوان یک کسب و کار جداگانه فعالیت خود را آغاز کرد.

7-در سال ۲۰۰۵ گروه علی بابا همکاری مشترک خود را با یاهو چین و کمپانی یاهو آغاز کرد.

8-در سال ۲۰۰۷ علی بابا به‌طور موفقیت‌آمیزی وارد بورس هنگ‌کنک شد.

9-در سال ۲۰۰۹ گروه علی بابا در دهمین سالگرد افتتاح، سیستم محاسبه‌گر ابری خود را راه‌اندازی کرد.

10-از سال ۲۰۱۰ علی بابا ۰٫۳ درصد از درآمد سالانه خود را برای محافظت از محیط زیست سرمایه‌گذاری می‌کند.

11-در سال ۲۰۱۰ Taobao نسخه اولیه موتور جستجو خرید آنلاین را راه‌اندازی کرد.

12-در سال ۲۰۱۱ محاسبه‌گر ابری علی بابا اولین سیستم موبایلی خود را راه‌اندازی کرد.

13-در سال ۲۰۱۴ علی بابا قصد خود برای ورود به بازار آمریکا را اعلام کرد.

14-در سال ۲۰۱۴ گروه علی بابا نسبت به خرید ۵۰ درصد سهام تیم فوتبال گوآنجو اورور گرند، قهرمان جام باشگاه‌های آسیا در سال ۲۰۱۳، به مبلغ ۱۹۲ میلیون دلار اقدام کرد.

15-گروه علی بابا بیش از 30 میلیون شغل در چین ایجاد کرده است.

16-علی بابا اولین شرکت آسیایی با ارزش بیش از 400 میلیارد دلار آمریکاست.

ام اند ام: در دهان شما آب می‌شود نه در دست شما

1-تولید اسمارتیزهای M & M از سال 1941 در امریکا شروع شد.

2-این شرکت اول با نام ام‌اندام با مسولیت محدود به ثبت رسید. این دو «ام» بر اساس حرف اول نام فامیلی مارس و حرف اول نام فامیلی پسر کارخانه شکلات هرشیز «بروس موری» (که ۲۰ درصد سهام شرکت متعلق به او بود) هستند. طبق این قرارداد حق استفاده از شکلات کارخانه هرشیز که حق جیره‌بندی شکلات در زمان کمبود را داشت به کارخانه مارس برای تولید شکلات‌های ام‌اندام داده شد.

3- اسمارتیزهای M & M طعم‌های متفاوتی مانند شیر شکلاتی، شکلات تلخ، شکلات نعنایی، بادام زمینی، بادام، پرتقالی شکلاتی، نارگیلی، گیلاس وحشی، دارچین، رزبری، کره بادام زمینی نمکی دارد.

4-سال ۱۹۵۰ یک حرف ام مشکی روی شکلات‌ها چاپ شد که به عنوان یه علامت تجاری یگانه عمل کند. این علامت سال ۱۹۵۴ به رنگ سفید تغییر کرد.

5-در سال ۱۹۸۶ ام‌اندام شکلات‌های مخصوص تعطیلات عید پاک با نقش جوجه، خرگوش و تخم‌مرغ بر روی پوسته آنها و شکلات‌های مخصوص کریسمس که با نقش درخت کاج و شمع را معرفی کرد.

6-در سال ۱۹۹۶ مارس ام‌اندام‌های کوچک را معرفی کرد. این شکلات‌های کوچک به جای کیسه در یک بسته‌بندی پلاستیکی فروخته می‌شدند.

7-در دهه 80 میلادی اسمارتیزهای M & M به استرالیا، کانادا، اروپا، هنگ کنگ، ژاپن، مالزی و انگلستان نیز معرفی شدند.

8-در حال حاضر اسمارتیزهای M & M در بیش از 100 کشور جهان به فروش می‌رسند.

9-شعار قدیمی M & M این است: در دهان شما آب می‌شود نه در دست شما.

10-در طول جنگ‌جهانی دوم اسمارتیزهای M & M به‌طور انحصاری فقط به ارتش آمریکا فروخته می‌شد.

11-هر دانه اسمارتیز M & M حدود 4.7 کیلوکالری دارد.

12-شخصیت‌سازی اسمارتیزها، معرفی طعم‌های جدید، رنگ‌ها و محصولات متعدد، به افزایش نام تجاری M & M کمک زیادی کرده است.

M&M

سامسونگ: کیفیت، خلاقیت، رقابت، فرهنگ و وحدت

1-سامسونگ در سال ۱۹۳۸ توسط بيونگ چول لي در شهر تائگو در کره جنوبي تأسيس شد.

2-در ابتدا این شرکت صادرکننده مواد غذایی بود و محصولاتي همچون ماهي خشک شده و آرد به چين صادر مي‌کرد.

3-در دهه‌های 50 و 60 سامسونگ به صنایع دیگر هم ورود پیدا کرد. از جمله خدمات بيمه و توليد پارچه.

4-سامسونگ الکترونیکس در سال ۱۹۶۹ آغاز به کار کرد. اين بخش بيشتر بر روي ساخت تلويزيون متمرکز بود.

5-اولين تلويزيون سياه و سفيد سامسونگ در سال ۱۹۷۰ براي فروش وارد بازار شد.

6-سامسونگ در دهه ۱۹۷۰ وارد پنج حيطه فعاليتي جديد از جمله محصولات پتروشيمي شد. همچنين شروع به ساخت ماشين‌هاي لباسشويي، يخچال و مايکروويو کرد.

7-سامسونگ در دهه ۱۹۸۰ شروع به ساخت تلويزيون‌هاي رنگي، کامپيوترهاي شخصي و ضبط صوت کرد.

8- SPC-1000 که در سال 1982 معرفی شد، اولین رایانه شخصی سامسونگ بود (تنها در بازار کره) و از نوار کاست صوتی برای بارگیری و ذخیره داده‌ها استفاده می‌کرد.

9-در سال ۱۹۸۷ بيونگ چول لی درگذشت که در پی آن سامسونگ به چهار گروه مستقل تقسیم شد: گروه سامسونگ، گروه شینسگائه، گروه سی‌جی و گروه هانسول.

10-در سال ۱۹۸۷ با درگذشت بنیان‌گذار، پسرش لی کان هی جانشین او شد.

11- مدیرعامل فعلی سامسونگ الکتریک، لی کان هی، سومین فرزند پسر مؤسس گروه، لی بیونگ چول است.

12- در سال ۱۹۹۹ اين شرکت يکي از اولين تلفن‌ها با قابليت اتصال به اينترنت را ساخت.

13- در اوايل و اواسط دهه ۹۹۰، سامسونگ شروع به توليد حافظه و هارد درايو براي استفاده در کامپيوترهاي شخصي کرد.

14-مدیرعامل شرکت معتقد است موقعیت سامسونگ متکی به پنج ارزش است: کیفیت، خلاقیت، رقابت، فرهنگ و وحدت.

15-در سال 2005 سامسونگ حامی رسمی چلسی، باشگاه معروف فوتبال در لیگ برتر انگلیس شد.

16-در سال 2008 یک کارخانه تولید تلویزیون در روسیه تأسیس کرد.

17-در سال 2008 سایت اینتربرند سامسونگ را نوزدهمین برند برتر دنیا معرفی کرد.

18-سامسونگ در سال 2010 شرکت تجهیزات پزشکی مدیسون را خرید.

19-سامسونگ در سال 2010 بیشترین محصولات الکترونیکی جهان را فروخت.

20-سامسونگ در سال 2012 با داشتن ارزش برندی معادل 9/32 میلیارد دلار آمریکا، رتبه 9 را در بین 100 برند برتر جهان به خود اختصاص داد.

21-در سال ۲۰۱۳ کارکنان سامسونگ نزدیک به 427 هزار نفر رسیدند.

22-در سال ۲۰۱۳ سامسونگ با درآمدی معادل ۳۲۷ میلیارد دلار در صدر شرکت‌های برتر کره جنوبی قرار گرفت و بیش از 17 درصد از صادرات این کشور را به خود اختصاص داد.

23- در پایان سال ۲۰۱۳ مجموع دارایی‌های سامسونگ ۱۰۰٫۴ میلیارد دلار اعلام شد.

24-در سال 2014 سامسونگ موفق شد رتبه 7 در فهرست ارزشمندترین برندهای جهان را به دست بیاورد.

25-در سال ۲۰۱۵ سامسونگ دفتری شبیه به معکب روبیک در دره سیلیکون ساخت که ارزش آن حدود ۳۰۰ میلیون دلار است و ظرفیت 2 هزار کارمند را دارد.

26-امروزه سامسونگ ۸۰ شرکت مختلف دارد که معروف‌ترین آنها سامسونگ الکترونیکس است.

27-شعارهای سامسونگ از ابتدای تأسیس، توجه به منابع انسانی، کمک اقتصادی به جامعه و خرد ورزی بوده است.

28-مدیرعامل سامسونگ معتقد است موقعیت این برند متکی به پنج ارزش است: کیفیت، خلاقیت، رقابت، فرهنگ و وحدت.

29-در سامسونگ به افراد امکان و اجازه اشتباه کردن داده می‌شود. به شرط آنکه آن اشتباه مستند و مکتوب شده و دیگر تکرار نشود.

30-سامسونگ متعهد شده برای توسعه نسل جدید فناوری مانند سخت‌افزارها و نرم‌افزارهای چندرسانه‌ای و مهندسی زیستی، ۷۵ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کند.

 

 

نيويورك مصداقی موفق از برندينگ شهری

امروزه برندینگ شهری از اهمیت زیادی برخوردار است. به‌طور خلاصه می‌توان گفت که این عبارت به کلیه فعالیت‌هایی اطلاق می‌شود که یک شهر را صرفا از یک مکان ساده به یک مقصد جذاب تبدیل می‌کنند. برندینگ مناسب با تصویری که از شهر می‌سازد، آن را مکانی مطلوب برای کار، زندگی و بازدید نشان داده و از همه مهم‌تر، نام شهر را به یاد و خاطر مردم می‌سپارد.

نکته‌ای که در اینجا باید به آن توجه کرد این است که برندینگ شهری همان مارکتینگ شهری نیست. تفاوت عمده میان این دو این است که برندینگ بر خلاف مارکتینگ، تمرکز خود را تنها بر خواسته‌های مشتریان قرار نداده و دیدگاه و هویت از پیش تعیین‌شده‌ای دارد. برای داشتن شهری با برندینگ موفق، فرهنگ، تاریخ، سبک و کیفیت زندگی و تنوع از نکات مهمی‌ هستند که باید در نظر گرفته شوند.

شهر نیویورک مثال خوبی برای این بحث است. وقتی به این شهر فکر می‌کنید، اولین تصویری که به یاد شما می‌آید چیست؟

واضح است که جواب‌های زیادی برای این سوال وجود دارد اما شاید نمادین‌ترین تصویر، لوگوی معروف “آی لاو نیویورک” باشد. این لوگو بیش از 4 دهه پیش، توسط یکی از مهم‌ترین گرافیست‌های آمریکا، میلتون گلیسر، طراحی شده است. امروزه این لوگو به تصویری آشنا برای مردم دنیا تبدیل شده و آن را می‌توان در سرتاسر شهر نیویورک مشاهده کرد، از جاکلیدی گرفته تا طرح روی لیوان‌های چای و قهوه.

اما تولد این لوگو نیز داستان جالبی دارد. در اواخر دهه 60 میلادی، شهر نیویورک از نرخ بالای جرم و کمبود امنیت شهری رنج می‌برد. در نتیجه، شرکت تبلیغاتی ولز ریچ گرین کمپینی را با هدف افزایش درآمد گردشگری و بهبود تصویر شهر آغاز کرد و “من عاشق نیویرک هستم” را به عنوان شعر اصلی این کمپین انتخاب کرد. طراحی این لوگو اما تنها در چند ثانیه و در پشت یک تاکسی توسط گلیسر انجام شد. گلیسر در مسیر خود برای ملاقات با یک مشتری، این لوگو را بر روی یک پاکت نامه استفاده شده و با استفاده از ماژیک قرمزی که در جیب خود داشته طراحی کرده است. لوگویی که شاید هرگز فکرش را هم نمی‌کرده به حدی رونق پیدا کند که به نشان اصلی شهر نیویورک تبدیل شود.

چندیدن سال بعد، در سال 2001 و بعد از حملات تروریستی به برج‌های تجارت جهانی در نیویورک، گلیسرکه همانند سایر اهالی نیویورک از وقوع این اتفاق بسیار اندوهگین شده بود، بار دیگر به سراغ معروف‌ترین اثر خود رفته و عبارت “بیشتر از همیشه” را به این لوگو اضافه می‌کند. به گفته خود گلیسر، این عبارت نشان‌دهنده حس و حال همه مردم نیویورک در آن روز‌ها و عشق عمیق آنها به شهرشان بوده است.

طوفان رحیم‌پور، مدیرعامل ارشد شرکت طراحی لوگو ورکس در نیویورک، معتقد است که لوگوی معروف گلیسر دیگر تنها یک لوگو نیست بلکه نشان‌دهنده روح این شهر است.

امروزه و بیش از گذشت چهار دهه، این لوگو به سمبل بی چون و چرای شهر نیویورک تبدیل شده است. شرکت ولز ریچ گرین به فرای هدف خود جهت تبدیل مجدد نیویورک به یک مقصد گردشگری دست یافته است اما  هنوز در نیویورک و با وجود جذب چیزی در حدود سالانه 59 میلیون توریست، این لوگو منبع درآمدی برای ارکان‌های اقتصادی شهر محسوب می‌شود. این در حالی است که گلیسر، که هیچ‌گاه امتیاز کپی‌رایت را برای لوگوی خود درخواست نکرد، تا به امروز حتی یک سنت هم برای طرحی که بدون شک نه تنها ماندگارترین طرح او، بلکه ماندگارترین طرح شهر نیویورک است، دریافت نکرده است.