آمار نشان میدهد که آیفون ایکس، محصول جدید شرکت اپل، آمار جدیدی هم در میزان فروش و هم در بازار بورس برای این شرکت رقم زده است. پس از فروش ناموفق آیفون 8، اپل محصول جدیدش را با داستان جدیدی وارد بازار کرده است. با اینکه گوشی جدید دارای ویژگیهای پیشرفتهتری نظیر دوربین بهتر و پردازشگر قویتری است اما اپل بیشتر از آن به عنوان آغاز یک تجربه جدید و بینظیر یاد میکند. به همین دلیل، بر خلاف دورههای پیشین که ایجاد هیاهو برای محصول جدیدش را به عهده خریداران میگذاشت، این بار خود این شرکت نیز به تشویق افراد برای توجه به آیفون جدید و تبلیغ و معرفی آن پرداخته است. به عنوان مثال با ایجاد دسترسی زودهنگام برای گروهی از مشهورترین اینفلوئنسرهای شبکههای اجتماعی، اپل از آنها خواسته تا حس و حال داشتن آیفون ایکس را برای مخاطبان خود به نمایش بگذارند. با اینکه برخی معتقدند اپل این فعالیتها را به دلیل نگرانی از فروش محصول جدید خود پس از تجربه نه چندان موفق آیفون 8 انجام میدهد اما خود این شرکت معتقد است که اعتماد بالای آنها به محبوبیت آیفون ایکس، آنها را مشتاقتر به تبلیغ این محصول میکند. شک و شبهههای موجود در ارتباط با ویژگیهای آیفون جدید نظیرقابلیت چهره شناسی و نمایشگر تمام صفحه، تاثیری مثبت در استراتژی فروش اپل داشته و افراد کنجکاو را به صفهای طولانی فروش آن در روز نخست کشانده است. نکته قابل توجه دیگر آشنایی تمام و کمال کودکان با این گوشی است. بهطوریکه در مصاحبه لس آنجلس تایمز با گروهی از بچهها، آنها افراد را به خرید آیفون جدید تشویق میکنند زیرا معتقدند که نوع جدید هر محصول از انواع قدیمی آن کاراتر است. دلیل سادهای که میتواند به شعار تبلیغاتی نسل آینده تبدیل شود.
پادکستی که میشنوید، از مجموعه پادکستهای بادکوبه است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات میپردازیم.
امروز در این قسمت از پادکست بادکوبه، بعد از اینکه به تداکس تهران پرداختیم، به سراغ نشانههای غیرکلامی در تبلیغات بصری میرویم و در انتها درباره اینترنت همراه با شما صحبت میکنیم.
تداکس تهران
اخیرا و در یکی از قسمتهای پادکست درباره تد با شما صحبت کردیم و توضیح دادیم که تد یک سازمان غیرانتفاعی است که به «گسترش ایدههای ارزشمند» اختصاص داده شده است. تد که در سال ۱۹۸۴ کار خود را به عنوان یک کنفرانس در کالیفرنیا آغاز کرد، هماکنون در قالبهای متنوعی از ایدههای ارزشمند حمایت میکند. در یک کنفرانس تد، از رهبران اندیشه و عمل جهان خواسته میشود تا بهترین سخنرانی زندگیشان را در کمتر از ۱۸ دقیقه انجام دهند. از سخنرانان تد میتوان به راجر ایبرت، شیرل سندبرگ، بیل گیتس، الیزابت گیلبرت، بنویت مندلبرایت، فیلیپ ستارک، انگوزی اکانجو ایویلا، براین گرین و ایزابل الند اشاره کرد.
امروز برای شما کمی بیشتر درباره تداکس تهران صحبت میکنیم. ولی قبل از آن کمی درباره تداکس بگوییم.
هدف تداکس هم گسترش ایدههای ارزشمند است. تداکس شامل رویدادهایی بومی و خودساخته میشود که توسط TED ساخته میشوند. در این رویدادها افراد را گرد هم میآورند تا بتوانند شرکت در رویدادی شبیه به کنفرانسهای تد را تجربه کنند. تداکس تهران هم یکی از همین رویدادهاست. رویدادی مستقل که در آن سخنرانیهای زنده به همراه پخش ویدیوهای تد ارائه میشود. آنچه تد در اختیار برنامههای تداکس میگذارد، مجموعه راهنمای برگزاری این گونه از رویدادهاست اما هر رویداد تداکس، از جمله رویداد تداکس تهران، توسط گروه خودش و بر اساس قوانین و قوائد مشخص برگزار میشود.
بدین ترتیب تداکستهران مجموعهای بومی، از رویدادها و کنفرانسهاست که به صورت مستقل از تد و دیگر تداکسها، توسط تیم تداکستهران برگزار میشود. این رویدادها که تحت لیسانس سازمان تد (TED) و با احترام به ارزشهای فرهنگی ایران اسلامی و در چارچوب قوانین کشور برگزار میشوند، مردم تهران (و ایران) را برای شرکت در رویدادی شبیه به کنفرانسهای تد گرد یکدیگر میاورند. در این قالب، نوآوران و پیشوایان اندیشه و عمل در حوزههای گوناگون گردهم فراخوانده شده تا ایدهها و ماجراهای خود را در قلب تهران به اشتراک بگذارند. همسو با مأموریت تد برای «گسترش ایدههای ارزشمند»، تداکستهران میکوشد تا «ایدههایی برای ساختن جهانی بهتر» را ارائه دهد. در ایران، مانند بقیه نقاط جهان، هر رویداد تداکس توسط تیم داوطلبین متفاوتی برگزار میگردد. همچنین این رویدادها از نظر اندازه و ظرفیت و قالب متفاوت هستند. تداکسهایی مانند تداکس استاندارد، تداکس دانشگاهی، تداکس جوانان، تداکسسالن، تداکس کتابخانهای و تداکسهایی برای شهرهای بزرگ از آن جملهاند. تداکستهران در سالهای گذشته با ایدههای صبح بخیر تهران، پارادیوم نو، بر لبه شکوفایی و تهران در مسیر برگزار شده است و افرادی مانند کریستف رضاعی، لیلی گلستان، لیلا عراقیان، محمدعلی اینانلو، سهراب پوناظری و بهرام عظیمی در آن شرکت داشتهاند.
تداکس تهران امسال نیز در اوایل زمستان برگزار میشود.
نشانههای غیرکلامی در تبلیغات بصری
توجه به نکات ساده اما مهم بصری زیر میتواند تبلیغ معمولی شما را تبدیل به تبلیغی بسیار اثرگذار و دیدنی کند. چه تبلیغ شما محیطی باشد چه روزنامهای و دیجیتال یا انواع دیگر آن.
۱. تعیین نقطهی دید
تبلیغات باید توجه مخاطب را بر روی عنوان مورد انتظار شما مانند محصول یا عبارت «کلیک کنید»، متمرکز کند. یک ترفند غیرکلامی مؤثر برای جلب نظر مخاطب این است که در آگهی، شخصی به هدف موردنظر اشاره یا نگاه کند. انسان بهطور طبیعی جلب چیزی میشود که دیگران به آن نگاه میکنند.
2. چهرههای شاد
عملکردی عصبی در انسان وجود دارد که ما را به الگوبرداری و تقلید از شخصی که نگاهش میکنیم، تشویق میکند. این امر که «فرضیهی بازخورد چهره» نام دارد، نشانهی همدردی است. با تقلید حالت چهرهی دیگران سعی میکنیم احساس آنها را درک کنیم. با دیدن چهرهای گیج و سردرگم در آگهی، همان حالت را الگوبرداری و درنتیجه احساس گیجی و سردرگمی میکنیم. وقتی محصولتان مشکلی را حل یا زحمتی را کم میکند، حس خوب پایانیِ حاصل استفاده از آن و نه گیجی و نگرانی نقطهی آغاز را، به نمایش بگذارید.
3. بچهها
انسان عاشق تماشای بچههاست. اگر استفاده از بچهها در تبلیغتان ممکن و منطقی است، از آن بهره بگیرید.
بچهها قسمتهای مختلفی از مغز را، بهویژه در زنان تحتتأثیر قرار میدهند. بچهها دردم حس گرمی، توجه و مهربانی را به ما منتقل میکنند. این احساسات ما را به خریدکردن ترغیب میکنند.
4. مردمکهای گشاد
درهنگام ترس، مردمکهای چشمان گشاد میشوند تا بتوانیم دامنهی وسیعتری را ببینیم؛ این موضوع بر واکنشهای ما در موقعیتهای خطرناک و آسیبزا تأثیر مثبت دارد. اگر بهتر و بیشتر ببینیم، احتمال اینکه بحران را بدون آسیب پشتسر بگذاریم، بیشتر میشود. جالب است که مردمکهای ما همچنین با دیدن چیزهای موردعلاقهمان، گشاد میشوند؛ انگار که سرذوق میآیند! اگر بهدنبال جذابیت و تأثیرگذاری بیشتر محصول و تبلیغتان هستید، مردمک چشمها را با نرمافرازهای مختلف بزرگ کنید. اگر دقت کنید، متوجه میشوید در بیشتر آگهیهای بازرگانی چنین کاری انجام شده است.
5. روانشناسی رنگها
پژوهشها نشان دادهاند رنگها بهشدت براحساسات و دریافتهای ما اثرگذارند. بنابراین سعی کنید بر روانشناسی رنگها تسلط پیدا کنید.
نسل جدید اینترنت همراه
سرویس اینترنت ثابت از اوایل دهه 80 در اختیار عموم قرار گرفت اما با پیشرفت تکنولوژی و نیاز کاربران، اینترنت در ایران به صورت همراه نیز عرضه شد و پای اینترنت پرسرعت به بازار باز شد.
شکست انحصار خدمات نسلهای سوم و چهارم تلفن همراه دست کاربران اینترنت را برای انتخاب سرویسدهندهی خود باز کرد و استفاده از اینترنت همراه را رواج داد. امری که دسترسی راحت و قیمت پایین دیتای موبایل نیز آن را تشدید کرد.
همین روند باعث شد که ارائهدهندگان اینترنت پرسرعت رقابت سختی در برابر اپراتورهای تلفن همراه داشته باشند. تا جایی که در چند روز گذشته شاهد ادغام این شرکتها بودهایم و دیدیم که آسیاتک هم بعد از پارسآنلاین در های وب ادغام شد. شرکتهای بزرگی که در زمانی نه چندان دور سهم بزرگی از بازار را در قبضهی خود داشتند.
در میان اپراتورهای تلفن همراه، همراه اول به عنوان اولین اپراتور ارائهدهنده نسل چهار و نیم اینترنت همراه کشور، با راهاندازی 11 هزار سایت شبکه نسل چهار و نیم در سراسر کشور در تلاش است که خدمات عالی و موثری به مخاطبان خود بدهد. نوترینو، سرویس اینترنت نسل سوم (3G)، نسل چهارم (4G) و نسل چهار ونیم (4.5G) همراه اول است که مزایای بیشماری نسبت به اینترنت نسل پیشین خود دارد و مبتنی بر سرویس انتقال دیتا است و امکان استفاده از اینترنت با سرعت بالا و ارتباطات چندرسانهای را فراهم میسازد.
شما حتما تبلیغات این سرویس همراه اول را دیدهاید. تبلیغات محیطی، روزنامهای و دیجیتالی که در آژانس تبلیغاتی بادکوبه ایدهپردازی و اجرا شدهاند و انتقالدهنده حس سرعت و رضایت هستند و بیش از همه مخاطبان جوان را نشانه رفته است.
احتمالا همهی ما تا به امروز نام تد را شنیدهایم اما تا چه اندازه با این سازمان آشنایی داریم؟
تد یک جامعه جهانی و یک رسانهی غیرانتفاعی است که افراد با فرهنگها و عادات مختلف از سرتاسر جهان را میزبانی میکند. افرادی که میخواهند درک عمیقتری از دنیا داشته باشند. تد فعالیت سالانه خود را از سال 1990 با شعار «ایدهها ارزش گسترش دارند» آغاز کرده و افراد شاخصی نظیر برندگان جایزه نوبل، سیاستمداران، دانشمندان، هنرمندان و بسیاری دیگر به ارائه ایدهها و تجربههای خود در غالب سخنرانیهایی کوتاهمدت در آن پرداختهاند.
تد ویدیو این سخنرانیها را به صورت رایگان و با قرار دادن بر روی وبسایت خود و شبکههای اجتماعی در اختیار مردم قرار داده که برخی از آنها میلیونها بازدید اینترنتی داشتهاند. معمولا سخنرانیهای انجام شده توسط دانشگاهیان مورد توجه بیشتری قرار گرفته و ایدههای مربوط به هنر و طراحی بازخورد کمتری دارند. پربینندهترین ویدیوهای تد تا به امروز مربوط به تاثیر مدارس در کاهش خلاقیت کودکان و اهمیت زبان بدن در شکلگیری شخصیت افراد بوده است.
امروزه تد به بیش از 100 زبان در دنیا ارائه میشود و تداکس، زیرمجموعه مستقل تد به برگزاری هر چه بیشتر این رویداد در نقاط مختلف کمک میکند. کشور ما نیز از این قائده مستثنی نیست. اولین تداکس ایران در بهمن سال 1391 در دانشگاه امیرکبیر و تحت عنوان تداکس تهران برگزار گردید و پس از آن هم شاهد برگزاری تداکس مشهد، کیش و زنجان بودهایم. همچنین، بسیاری از دانشگاههای کشور نظیر دانشگاه تهران، صنعتی شریف و علوم پزشکی تهران نیز به طور مستقل اقدام به برگزاری تداکس کردهاند. لیلی گلستان، لیلا عراقیان، محمدعلی اینانلو، تندیس تناولی و دکتر نسرین معظمی از جمله سخنرانان تداکس تهران در این پنج سال بودهاند.
هر سال در ایران روز 16 مهر (8 اکتبر) به عنوان روز جهانی کودک مورد توجه خاصی قرار میگیرد. بنابراین روز جهانی کودک میتواند بهانه خوبی باشد تا هر سازمان و کسب و کاری براساس برنامههای CSR (مسئولیت اجتماعی) خود قدمی برای کودکان بردارد.
ابتدای امسال، بادکوبه در اقدامی متفاوت، به مشتریان و همکاران خود کتابهای رنگآمیزی بزرگسالان هدیه داد. پس از چند ماه و در روز جهانی کودک، نمایشگاهی از این نقاشیها در بادکوبه برپا شد تا عواید به دست آمده از آن برای خیریهای مختص به کودکان هزینه شود.
نقاشیهای جمعآوری شده در فضایی دوستانه، صمیمی و فرحبخش به معرض نمایش و فروش گذاشته شدند. همچنین پنچ نقاشی برتر به انتخاب هیئت داوران هم طی مزایدهای به بالاترین قیمت فروخته شدند تا عواید به دست آمده از این مزایده نیز به موسسه خیریه کودکان تعلق گیرد.
بادکوبه امیدوار است بتواند در درازمدت و با برگزاری برنامههای مشابه دیگر، قدمهای بهتر و بیشتری برای توجه به تعهدات خود در زمینه مسئولیت اجتماعی بردارد.
با اینکه ژاپنیها روز به روز بیشتر در معرض فرهنگ غربی قرار میگیرند اما صنعت تبلیغات آنها برخلاف موسیقی و مد، تاثیرپذیری چندانی از فرهنگ غربی نداشته است. درنتیجه میتوان گفت که تبلیغات در غرب و در ژاپن از دو جنس کاملا متفاوت هستند. دلیل اصلی این تفاوت را میتوان در مخاطبان آنها یافت. در غرب، عملکرد صحیح و خلاقیت در کنار هم قرار میگیرند تا بهترین ویژگیهای یک برند یا محصول را برای باورپذیری مخاطبان خود به تصویر بکشند. پیام اصلی تبلیغ بسیار مهم است و حضور چهرههای معروف از اهمیت سابق برخوردار نیست. در مقابل تبلیغات در ژاپن عملکرد کاملا متفاوتی دارد. چهرههای مشهور به حدی مهم هستند که موفقیت یک آژانس تبلیغاتی بهطور مستقیم مربوط است به میزان رابطه و دسترسی آنها به این اشخاص.
درژاپن، رقابت سنگینی میان آژانسهای داخلی وجود دارد و رسانههای محلی در انحصار این شرکتها هستند. به همین دلیل شبکههای خارجی نمیتوانند به راحتی در یک چنین محیطی وارد و موفق شوند. «دنتسو» و «هاکوهودو» از جمله این شرکتها هستند که از نظر درآمد در میان رتبههای نخست در دنیا قرار دارند.
به طور کلی، تبلیغات در ژاپن وابسته به رسانههای سنتیاند. «طنز» و «عجیب بودن» ویژگیهای مهمی هستند که تبلیغها را در این کشور به یاد ماندنی میکنند. چهرههای معروف نیز تنها کسانی هستند که میتوانند برندها را قابل اعتماد و معتبر نشان دهند. گلوریا لی در وبلاگ خود (فرش ترکس) دلیل این موضوع را فرهنگ جمعی در ژاپن میداند. بدین معنا که مردم دوست داند تایید شدن مسائل را از چهرههای آشنا و نه از طریق توضیحات علمی بشنوند و همین مهری است بر تایید اهمیت بیش از حد حضور افراد مشهور در تبلیغات ژاپنی.
در این مطلب به طور خلاصه به دلیل سلطه و موفقیت آژانسهای ژاپنی در بازار داخلی این کشور اشاره شد. در صنعتی مثل تبلیغات که بایدها و نبایدها تعریف چندانی ندارند، عجیب و ساختارشکن بودن روشی است که در جایی خاص مثل ژاپن، بهتر از هر روش دیگری جوابگو است.
از دیرباز استفاده از کودکان در تبلیغات یا هدف قرار دادن آنها موضوعی بوده که از نظر اخلاقی و تربیتنی بارها و بارها به چالش کشیده شده است و موافقین و مخالفین زیادی دارد. امری که به نظر میرسد در دنیای امروز و به خاطر گستردگی بسیار زیاد تبلیغات اجتنابناپذیر است و باید برای روند درست آن و البته چگونگی انتقال پیام به کودکان از طریق تبلیغات چارهای اندیشید و راهکاری منطقی پیدا کرد.
بهطور کلی باور عموم جامعه، به ویژه والدین، بر این است که نباید تبلیغات، کودکان را بهطور مستقیم مخاطب قرار دهد. برخی معتقدند که تبلیغات احساسات مخاطبان و نه فکر آنها را هدف قرار می دهد، در نتیجه از طریق تبلیغات با احساسات کودکان بازی شده و آنها را بدون قدرت تصمیمگیری، به برندی خاص وابسته میکند. به علاوه کودکان به جای اینکه فرصت پرورش قدرت انتخاب را در خود پیدا کنند؛ تنها تحتتاثیر چهرههای معروف و توصیههای تبلیغاتی تصمیمگیری میکنند. از سوی دیگر، بسیاری تبلیغات را ابزاری مفید برای تقویت قدرت تحلیل و تفکر در کودکان میدانند. این دسته بر این باورند که تبلیغات میتواند به کودکان مشورت، خلاقیت و انتخاب کردن را آموزش دهد اما در دنیایی که رسانهها حضور تعیینکنندهای در همه ابعاد زندگی ما دارند، نمیتوان کودکان را از وارد شدن به چنین فضایی منع کرد. بلکه باید با شناخت صحیح از کودکان و نحوه تفکرشان به آنها آموزشهایی داد که از وارد شدن مستقیم آنها به فضای رقابتی تبلیغات جلوگیری شود.
برای مثال، میتوان به جای جذب کودک در جهت خرید کالایی خاص، به او معیار درست انتخاب را یاد داد. چنین هدفی با در نظر گرفتن علایق کودکان و از طریق تصاویر جذاب و غیرتکراری محقق میشود. کارشناسان معتقدند مهمترین نکتهای که در مخاطب گرفتن کودکان باید به آن توجه کرد این است که کودکان نباید در صورت عدم دسترسی به کالایی خاص، خود را پایینتر یا ناتوانتر از دیگر کودکان بیابند.
در بسیاری از کشورها محدودیتهای قانونی در ارتباط با تبلیغات کودک وجود دارد. در کشورهایی مانند سوئد و نروژ، براساس قانون، شرکتهای تبلیغاتی حتی اجازه ندارند کودکان زیر 12 سال را مخاطب قرار دهند. در انگلستان تبلیغات کودک آزاد است اما نکات خاصی وجود دارد که فعالیتهای تبلیغاتی را ملزم به حرکت در آن چارچوب میکند. از طرفی دیگر در کشوری نظیر امریکا محدودیت چندانی در رابطه با نوع تبلیغات و کالاهایی که کودک را مخاطب قرار میدهند، وجود ندارد.
نظر شما چیست؟ اگر تجربه خاصی دررابطه با تبلیغات کودک دارید و موافق یا مخالف این مسئله هستید، آن را با ما به اشتراک بگذارید.
وقتی وب سایت یوتیوب دهمین سالگرد تاسیس خود را جشن گرفت؛ تبلیغات برتر دهه اخیر را معرفی کرد که توسط کارشناسان تبلیغات، بازاریابان و کاربران یوتیوب انتخاب شده بودند. اصالت، خلاقیت، میزان تاثیرگذاری بر مخاطب و نوع پیام، معیارهای رایدهندگان برای این انتخاب بودند. علاوه بر این، به دلیل برگزاری این رایگیری توسط یوتیوب، میزان دیده شدن آنلاین هر ویدیو نیز از عوامل مهم در این انتخاب بود.
رده دوم تا پنجم این لیست به ترتیب متعلق است به فولکسواگن (تبلیغ “نیرو”- برداشتی از نیروی معروف استفاده شده توسط “دارث ویدر” در جنگ ستارگان)، آلویز (“مثل یک دختر”)، ولوو و داو. اما مقام اول این لیست متعلق است به تبلیغ معروف هواپیمایی ترکیش با حضور ستارگان معروف ورزشی تحت عنوان “مسی و کوبی: مسابقه سلفی”. در این تبلیغ، لیونل مسی و کوبی براینت- ستاره سابق بسکتبال امریکا- با استفاده از پروازهای خط هوایی ترکیش به نقاط مختلف دنیا سفر میکنند تا با سلفی گرفتن در مکانهای جذاب، در این رقابت از یکدیگر پیش بیفتند.
داشتن ایدهای جذاب، داستانی هیجان انگیز و حضور دو ستاره محبوب دنیای ورزش از دلایل مهم موفقیت این تبلیغ هستند اما همهی داستان این نیست. در مقایسه با سایر اسامی مطرح شده در بین لیست منتخب، این ویدیو به تنهایی چندین برابر هر کدام از آنها بازدید اینترنتی داشته است. اما دلیل آن چیست؟
شرکتهای کریسپین پورتر-بوگوسکی و استارکام، سازندگان کمپین هواپیمایی ترکیش، از کمک شرکتهای تبلیغاتی دیگری هم در این راه استفاده کردهاند. این شرکتها ، مسئول گزینش اکانتهای تاثیرگذار و پرطرفدار بر روی یوتیوب بودند. آنها با آغاز پروسهای تحت عنوان «سیدینگ»، استراتژی جدیدی را به کمپین خود اضافه کرده اند. «سیدینگ» در یوتیوب به این گفته میشود که با پرداخت پول به شخصیتهای تاثیرگذار و پرطرفدار در یوتیوب (یا همان اینفلوئنسرها)، آنها ویدئوی موردنظر را به اشتراک گذاشته و با اظهارنظرهای مثبت درباره آنها طرفدارانشان را تشویق به تماشای ویدئو کنند. آمار نشان میدهد که طرفداران بدون دریافت هیچ پولی به اشتراکگذاری ویدئو را شروع کردند و در نتیجه ویدئو توسط میلیونها نفر به صورت مجانی پخش شد.
بنابراین داشتن برنامه برای سیدینگ موفق و پخش مداوم بر روی پلتفورمهای آنلاین، یکی از عوامل مهم موفقیت این تبلیغ بوده است. میتوان گفت در دنیای امروز که اکثر مردم برای دریافت اطلاعات به شبکههای آنلاین رجوع میکنند، پلتفورم های ویدیوئی نیز به زودی جای تلویزیون را در تبلیغات خواهند گرفت. البته اگر باور نداشته باشیم که تا الان این اتفاق افتاده است.
شما دلایل موفقیت این ویدیو را در چه می دانید؟ علاقه دنیای امروز به گرفتن سلفی، حضور ستارگانی چون مسی و کوبی و یا استراتژی پخش آنلاین آن؟
میتوانید در ادامه مجموعه این ویدئوهای تبلیغاتی را ببینید.
پادکستی که میشنوید، از مجموعه پادکستهای بادکوبه است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات میپردازیم.
امروز در این قسمت از پادکست بادکوبه، ابتدا از اهمیت تحلیل و آنالیز وبسایت میگوییم؛ سپس شما را با پنج فرد ثروتمند جهان آشنا میکنیم و در انتها به سراغ مناسبتهای جهانی میرویم.
اهمیت تحلیل و آنالیز وبسایت
یکی از بخشها و کارهای مهم در دیجیتال مارکتینگ، تحلیل و آنالیز وبسایت است. تحلیل و آنالیز مناسب وبسایت به صاحبین کسب و کارها این امکان را میدهد که بدانند زمان مناسب برای انتشار محتوای موردنظرشان چه اوقاتی ست، کدام یک از بازدیدکنندگان وبسایتشان به مشتری تبدیل شدهاند، هر کدام از بازدیدکنندگان از چه طریقی به وبسایت رسیدهاند و در کدام صفحه و بخشها مکث بیشتری داشتهاند. همچنین چه نوع از کلمات کلیدی در جذب مخاطب موثرترند و کدام نمونه از محتواهای تولیدی بیشتر به مذاق مخاطبان خوش آمده است.
آنالیز سایت کار یک روز و دو روز نیست. این یک کار مستمر است که باید در کنار بهینهسازی سایت و به صورت مداوم انجام شود. ما با آنالیز و تحلیل سایت به خوبی متوجه خواهیم شد که کدام بخش از کارمان نیاز به تقویت دارد یا برای جذب حداکثری مخاطب در بخشهای ویژه و موردنظرمان باید سایت را به چه طریقی بهینهسازی کنیم که به بیشتری نتیجه دلخواه برسیم.
برای تحلیل و آنالیز وبسایت میتوان از ابزارهای دیجیتال متعددی استفاده کرد. از گوگل آنالیتیکس معروف گرفته تا ابزارهای حرفهای دیگری مانند Open Web Analytics و Clicky . ابزارهایی ساده و عمدتا رایگان که همه نوع اطلاعاتی در خصوص وبسایتتان را در اختیار شما قرار میدهد.
پنج فرد ثروتمند جهان
سایت بیزینس اینسایدر به تازگی نام 50 نفر از ثروتمندترین افراد جهان را منتشر کرده است. افرادی که نقش بهسزایی در رونق اقتصادی جهان دارند و صاحب معروفترین کسب و کارها و برندهای جهانی هستند. در این قسمت از پادکست بادکوبه ما به پنج نفر اول این لیست نگاهی میاندازیم.
1-بیل گیتس
بیل گیتس موسس مایکروسافت با 87.4 بیلیون دلار در صدر قرار دارد. او که از بزرگان دنیای فناوری و آیتی است علاوه بر اینکه ثروتمندترین مرد جهان است بلکه جزء دست و دلبازترین افراد جهان نیز به حساب میآید. او از سال ۱۹۹۹ تا کنون همراه با همسرش ملیندا، یکی از قدرتمندترین مؤسسههای خیریه جهان را مدیریت میکند.
2-آمانسیو اورتگا
این هفته و در مجموعهی داستان برند که هر دوشنبه در صفحات اجتماعی بادکوبه منتشر میشود به داستان برند زارا پرداختیم. موسس این برند یعنی آمانسیو اورتگا با 66.8 بیلیون دلار نفر دوم این لیست است. ثروت این مرد بهخاطر شرکت ایندیتکس است. سال گذشته ارزش سهام این شرکت ۳۴ درصد افزایش پیدا کرد و در ۹ ماههی آغازین سال ۲۰۱۵، فروش آن به بالای ۱۶ درصد و سود آن به بالای ۲۰ درصد رسید و توانست در ۴۸ بازار، ۲۳۰ فروشگاه جدید افتتاح کند. بیشتر این رشد مدیون برند مشهور این شرکت یعنی برند «زارا» است.
3-وارن بافت
وارن بافت با ثروتی در حدود 60.7 بیلیون دلار در اوایل دههی ۵۰ میلادی، قبل از احداث اولین شرکت خود، تحلیلگر امنیتی بود. سپس در سال ۱۹۶۹، شرکت نساجی برکشایر هاثوی را خریداری کرد و سپس آن را به هولدینگی بدل کرد که سرمایهگذاریهای سودآور زیادی را پیش میبرد و ثروت کلان خود را از این طریق بهدست آورد. او به «دانشمند اوماها» معروف است.
4-جف بزوس
سایت آمازون را همه میشناسند. جف بزوس با ثروتی در حدود 56.6 بیلیون دلار موسس این سایت است و چهارمین فرد پولدار جهان. جف بزوس علاوه بر آمازون، سرمایهگذاریهای دیگری هم دارد. شرکت خصوصی او بلو اوریجین (blue origin) در سال ۲۰۱۵ اولین سفینهی فضایی خود را با موفقیت به فضا فرستاد و در سال ۲۰۱۳ روزنامهی واشنگتن پُست را خریداری کرد.
5-دیوید کُچ
او به همراه برادرش چارلز، مدیریت صنایع کُچ را برعهده داشتند. این شرکت دومین شرکت خصوصی بزرگ دنیاست و مجموعه صنایعی که ارائه میکند بسیار متنوع است. از تولید کود تا فنجانهای کاغذی، آسفالت، بیودیزل و غیره. او با ثروتی در حدود 47.4 بیلیون دلار، فعالیتهای خیرخواهانهی خود را در بنیاد خیریهای با نام خود انجام میدهد.
مناسبتهای جهانی
بسیاری از برندها در تبلیغات دیجیتال خود از ترفند مشترکی استفاده میکنند. استفاده از مناسبتهای تقویمی یا روزهای مختلف جهانی. روشی که یکی از راههای بسیار مناسب برای جذب مخاطب به حساب میآید. چرا که مناسبتهای تقویمی معمولا با همراهی نظر و سلیقه مخاطب همراه هستند و به افراد حس حضور در حرکت و احساسی جمعی را میبخشند. از رویدادهای ملی و فرهنگی مانند عید نوروز و چهارشنبهسوری گرفته تا روزهای معروف جهانی مانند روز جهانی انتقال خون و روز جهانی زنان.
طی چند روز آینده ما دو مناسبت جهانی داریم. پسفردا که روز جهانی لبخند است و شانزدهم مهرماه که روز جهانی کودک است. دو اتفاقی که معمولا همارض یکدیگر رخ میدهند. چون ما بر این باوریم که کودکان خودشان میتوانند به راحتی گرمترین لبخند جهان باشند.
به همین مناسبت برای شما یکی از آگهیهای رادیویی بادکوبه را پخش میکنیم که در فضایی شاد و خاطرهانگیز و کودکانه به تبلیغ بیسکوئیت گرجی میپردازد.
امروزه برندینگ شهری از اهمیت زیادی برخوردار است. بهطور خلاصه میتوان گفت که این عبارت به کلیه فعالیتهایی اطلاق میشود که یک شهر را صرفا از یک مکان ساده به یک مقصد جذاب تبدیل میکنند. برندینگ مناسب با تصویری که از شهر میسازد، آن را مکانی مطلوب برای کار، زندگی و بازدید نشان داده و از همه مهمتر، نام شهر را به یاد و خاطر مردم میسپارد.
نکتهای که در اینجا باید به آن توجه کرد این است که برندینگ شهری همان مارکتینگ شهری نیست. تفاوت عمده میان این دو این است که برندینگ بر خلاف مارکتینگ، تمرکز خود را تنها بر خواستههای مشتریان قرار نداده و دیدگاه و هویت از پیش تعیینشدهای دارد. برای داشتن شهری با برندینگ موفق، فرهنگ، تاریخ، سبک و کیفیت زندگی و تنوع از نکات مهمی هستند که باید در نظر گرفته شوند.
شهر نیویورک مثال خوبی برای این بحث است. وقتی به این شهر فکر میکنید، اولین تصویری که به یاد شما میآید چیست؟
واضح است که جوابهای زیادی برای این سوال وجود دارد اما شاید نمادینترین تصویر، لوگوی معروف “آی لاو نیویورک” باشد. این لوگو بیش از 4 دهه پیش، توسط یکی از مهمترین گرافیستهای آمریکا، میلتون گلیسر، طراحی شده است. امروزه این لوگو به تصویری آشنا برای مردم دنیا تبدیل شده و آن را میتوان در سرتاسر شهر نیویورک مشاهده کرد، از جاکلیدی گرفته تا طرح روی لیوانهای چای و قهوه.
اما تولد این لوگو نیز داستان جالبی دارد. در اواخر دهه 60 میلادی، شهر نیویورک از نرخ بالای جرم و کمبود امنیت شهری رنج میبرد. در نتیجه، شرکت تبلیغاتی ولز ریچ گرین کمپینی را با هدف افزایش درآمد گردشگری و بهبود تصویر شهر آغاز کرد و “من عاشق نیویرک هستم” را به عنوان شعر اصلی این کمپین انتخاب کرد. طراحی این لوگو اما تنها در چند ثانیه و در پشت یک تاکسی توسط گلیسر انجام شد. گلیسر در مسیر خود برای ملاقات با یک مشتری، این لوگو را بر روی یک پاکت نامه استفاده شده و با استفاده از ماژیک قرمزی که در جیب خود داشته طراحی کرده است. لوگویی که شاید هرگز فکرش را هم نمیکرده به حدی رونق پیدا کند که به نشان اصلی شهر نیویورک تبدیل شود.
چندیدن سال بعد، در سال 2001 و بعد از حملات تروریستی به برجهای تجارت جهانی در نیویورک، گلیسرکه همانند سایر اهالی نیویورک از وقوع این اتفاق بسیار اندوهگین شده بود، بار دیگر به سراغ معروفترین اثر خود رفته و عبارت “بیشتر از همیشه” را به این لوگو اضافه میکند. به گفته خود گلیسر، این عبارت نشاندهنده حس و حال همه مردم نیویورک در آن روزها و عشق عمیق آنها به شهرشان بوده است.
طوفان رحیمپور، مدیرعامل ارشد شرکت طراحی لوگو ورکس در نیویورک، معتقد است که لوگوی معروف گلیسر دیگر تنها یک لوگو نیست بلکه نشاندهنده روح این شهر است.
امروزه و بیش از گذشت چهار دهه، این لوگو به سمبل بی چون و چرای شهر نیویورک تبدیل شده است. شرکت ولز ریچ گرین به فرای هدف خود جهت تبدیل مجدد نیویورک به یک مقصد گردشگری دست یافته است اما هنوز در نیویورک و با وجود جذب چیزی در حدود سالانه 59 میلیون توریست، این لوگو منبع درآمدی برای ارکانهای اقتصادی شهر محسوب میشود. این در حالی است که گلیسر، که هیچگاه امتیاز کپیرایت را برای لوگوی خود درخواست نکرد، تا به امروز حتی یک سنت هم برای طرحی که بدون شک نه تنها ماندگارترین طرح او، بلکه ماندگارترین طرح شهر نیویورک است، دریافت نکرده است.
استفاده از اینفلوئنسرها از روشهای جدیدی است که امروزه از آن در دنیای مارکتینگ استفاده میشود. محبوبیت روزافزون شبکههای اجتماعی و تاثیرگذاری توصیههای صمیمانه از عواملی هستند که نیاز به حضور این افراد در دنیای بازاریابی را افزایش میدهند. اینفلوئنسرها از پایگاه خود به عنوان جایگزینی جدید برای تبلیغات دهان به دهان استفاده میکنند.
اینفلوئنسرها را امروزه میتوان بر روی شبکههای اجتماعی مختلف، از لینکداین گرفته تا فیسبوک، دنبال کرد اما آمار نشان میدهد که بارزترین تاثیر اینفلوئنسرها در بازاریابی بر روی اینستاگرام رخ میدهد.
اما اینفلوئنسرها چه کسانی هستند؟ اینفلوئنسرها کاربرانی در شبکههای اجتماعی هستند که فالوئرهای زیادی دارند اما نباید آنها را با چهرههای مشهور اشتباه گرفت. چهرههای مشهور معمولا شهرت خود را از طریق سینما، تلویزیون و … کسب کردهاند، در حالی که اینفلوئنسرها کسانی هستند که شهرت و طرفداران خود از فعالیتهای شخصی در اینترنت دارند. با اینکه بسیاری از افراد مشهور نظیر بازیگران، ورزشکاران و خوانندهها ایفاکننده نقش مهمی در کمپینهای تبلیغاتی هستند اما تفاوت عمده آنها با اینفلوئنسرها در این است که که بسیاری از چهرهها برای مدیریت اکانتهای اجتماعی خود از ادمین استفاده کرده و مسئولیت اداره شبکههای اجتماعی خود را به طور مستقیم در دست ندارند. در حالی که محتوای تولید شده بر روی اکانت اینفلوئنسرها عموما توسط خود این افراد تولید شده و شامل سلیقه و نظر این افراد هم هست. در نتیجه، این پستها از شکل تبلیغاتی خود خارج شده و بیشتر شبیه یک توصیه دوستانه به مخاطبان هستند که میتوانند بسیار متقاعدکننده و تاثیرگذار باشند.
اما پیدا کردن اینفلوئنسر مناسب برای برندها و کمپینهای متفاوت کار چندان آسانی نیست. بین یک برند خاص و اینفلوئنسر باید یک ارتباط دوسویه وجود داشته باشد. به طور مثال، باید بین پستها و فعالتهای اینفلوئنسر مورد نظر و استراتژی یک برند همکاری متقابل وجود داشته و هر دو بتوانند فعالیتهای خود را در یک راستا قرار بدهند. در نتیجه میتوان گفت که انتخاب اینفلوئنسر مناسب میتواند هم در جلب اعتماد مخاطب تاثیرگذار بوده و هم نام و پیام برند را بسیار سریعتر به مخاطبین هدف انتقال دهد.
شرکت بادکوبه نیز در تعدادی از کمپینهای خود برای برندهایی نظیرسیف، امو، بکوف پرومکس و بیمه دی از حضور اینفلوئنسرهای ایرانی استفاده کرده است. ما بر این باوریم که حضور یک اینفلوئنسر معتبر و فعال تاثیر بسزایی در تعامل میان یک برند با مشتریان و ترویج نام تجاری آن برند دارد. شما میتوانید با مراجعه به وبسایت بادکوبه، ویدیوی حضور اینفلوئسرها در کمپینهای بادکوبه را مشاهده کره و با فعالیتهای ما در این زمینه بیشتر آشنا شوید.