در چند سال گذشته، شاهد چند کمپین هوشمندانه بازاریابی بودهایم که برای فعال شدن به دو نفر احتیاج داشتهاند. کوکاکولا به دفعات از این روش تبلیغات اثربخش استفاده کرده و به این شکل قصد داشته مفهوم «با هم بودن» را که بسیار بر آن تکیه دارد، بیشتر نمایش دهد. برای این کار از کمپین خلاقانه یک دستگاه مجازی خودکار فروش استفاده کردند که فقط برای دو نفر همراه نمایان میشد و یا از بطریهای نوشابهای که فقط با کمک یک بطری نوشابه دیگر باز میشدند.
کوکاکولا و دستگاه مجازی خودکار فروش که فقط برای دو نفر همراه نمایان میشود
بطریهای نوشابه کوکاکولا که فقط با کمک یک بطری نوشابه دیگر باز میشوند
حالا خودروی اسمارت یک تجربه جالب اینستاگرامی برای دو نفر طراحی کرده و از این طریق مدل 2016 Smart Fortwo را تبلیغ کرده است- خودرویی که از نامش هم متوجه میشویم برای دو نفر مناسب است.
اسمارت و آژانس تبلیغاتی Razorfish دو حساب کاربری جداگانه در اینستاگرام ساختند با نامهای fortwo_jake@ و fortwo_jill@ که هر کدام فقط نیمی از داستان را تعریف میکنند. پس از قرار دادن دو دستگاه موبایل در کنار هم، شما و همراه مورد علاقهتان میتوانید داستان «ارتباط گمشده بین دو شخصیت» را به همراه تعدادی عکس که جزئیات بیشتری از خودرو را در اختیارتان قرار میدهند، دنبال کنید. هشتگ در نظر گرفته شده برای این کمپین، journeyfortwo# است.
تیزر ویدیویی این پروژه را با هم ببینیم:
[aparat]http://www.aparat.com/v/NCwsc[/aparat]
اندازه Smart Fortwo برای دو نفر عالی است، درست مثل این تجربه اینستاگرامی دو نفره. با استفاده از داستانگویی تعاملی، کاربران اینستاگرام باید کنار هم قرار بگیرند و از یک پلتفرم آشنا به شیوهای غیرمنتظره استفاده کنند تا تا داستان برایشان روشن شود.
امروزه خیلی از کودکان چندان با جذابیتهای موسیقی کلاسیک آشنا نیستند و این موضوع به چالشی برای ارکستر سمفونیک برزیل تبدیل شده بود. طبق مشاهدات، اکثر مخاطبان ارکستر سمفونیک برزیل را افراد بالای 65 سال تشکیل میدهند. به همین خاطر بود که آنها تصمیم گرفتند توجه نسل جوانتر را هم به این نوع موسیقی جلب کنند.
عده زیادی از کودکان نمیدانند موسیقی کلاسیک تا چه اندازه میتواند قدرتمند و جالب باشد، به نظر خیلیهای دیگرشان هم این موسیقی اصلاً خستهکننده است. چه به علت کمبود آشناسازی کودکان با این موسیقی و چه به خاطر حالت غیرتجاری موسیقی کلاسیک (در مقایسه با سایر انواع موسیقی)، این موسیقی کودکان و نوجوانان را به سمت خود جذب نمیکند و این موضوع به یک چالش تبدیل شده است. ارکستر سمفونیک برزیل، با کمک آژانس تبلیغاتی Artplan، به دنبال راهی بود که بتواند کودکان را به موسیقی کلاسیک علاقهمند کند و با جذابترین و درگیرکنندهترین روش آنان را با این دنیای جدید آشنا سازد.
آنها به این نتیجه رسیدند که بهترین روش برای انجام این کار، ادغام کردن موسیقی کلاسیک با کارها و رویدادهای روزانه است. در این راه، کارتون «پاپای» یا همان «ملوان زبل» هم خیلی به آنها کمک کرد. آنها کلاسی درست کردند به اسم «کلاس کلاسیک» که در آن تکنولوژی و موسیقی در کنار هم قرار گرفتند تا به کودکان بیاموزند چطور احتمال دارد موسیقی کلاسیک بخشی از کارتون مورد علاقهشان باشد. در همین راستا آنان تصمیم گرفتند موسیقی متن همه قسمتهای کارتون «پاپای» را به کمک ارکستر سمفونیک برزیل ضبط کنند، حتی جلوههای صوتی این موسیقی را. آنها همچنین با بزرگترین شبکه مخصوص کودکان در برزیل همکاری کردند تا بتوانند اپلیکیشنی ایجاد کنند که تجربه کودکان از موسیقی کلاسیک را ارتقا ببخشد. بدین صورت، کودکان به تماشای کارتون دوستداشتنی خود مشغول میشدند در حالی که اپلیکیشن به راحتی تصویر و صدا را با هم هماهنگ میکرد و به آنان اجازه میداد حین تماشای کارتون، صدای ارکستر را هم از تبلت خود بشنوند و همه اعضای ارکستر را هم در حال نواختن ساز تماشا کنند.
جلب توجه کودکان به موسیقی کلاسیک با استفاده از یک اپلیکیشن
«کلاس کلاسیک» به روشی کاملاً موثر موسیقی کلاسیک را وارد زندگی کودکان میکند و باعث میشود با انواع سازها آشنا شوند و حتی از تاریخ و نزدیکترین محل برگزاری کنسرتهای موسیقی کلاسیک هم اطلاع پیدا کنند!
«موسیقی کلاسیک، از کودکی دوستش دارید، فقط متوجه آن نبودید»، شعار این کمپین است که قصد دارد به روشی کاملاً هوشمندانه نشان دهد تعامل درست و اثربخش میتواند چالشبرانگیزترین مخاطبان را هم به سمت خود جذب کند.
ترویج موسیقی کلاسیک بین کودکانی با این سن و سال کار دشواری بود، اما یکی از اصول اساسی موفقیت هر کمپین، «پیروی از قوانین» مخاطب هدف است. در این نمونه تلفیق تکنولوژی و موسیقی با بهرهگیری از یک کارتون مورد علاقه کودکان، بسیار موثر واقع شد.
برای کمپین بعدی خود به خاطر داشته باشید، اگر نتوانید مخاطب خود را درک کنید، چطور میخواهید کمپینی را برای آنان طراحی کنید و مخاطب قرارشان دهید؟
شرکتها تمایل دارند از هر فضایی بهرهبرداری تبلیغاتی کنند؛ غافل از اینکه بسیاری از رسانهها قابلیتهای دیگری نیز دارند که برندها از آن استفاده نمیکنند. شرکت تولیدکننده موادغذایی برتر، از آن دسته برندهای قدیمی بازار است که تا چندوقت گذشته حضور چندانی در تبلیغات نداشته است اما این برند نیز مانند مابقی رقبا وارد میدان شده و با استفاده از رسانههای مختلف شروع به تبلیغات کرده است. برتر علاوه بر رسانههای قدیمی سراغ شبکه اجتماعی اینستاگرام نیز رفته است.
این شرکت سعی کرده به اینستاگرام به عنوان یک رسانه تبلیغاتی نگاه نکند و شیوه بازاریابی محتوایی را در آن اجرا کند. محسن رهگذر مدیر توسعه کسب و کار دیجیتال شرکت مشاور و مجری برنامههای اخیر برند برتر در رسانههای اجتماعی نیز در ادامه به سوالات «فرصت امروز» پاسخ میدهد.
[divider]
نگاه «فرصت امروز» به کمپین دیجیتال شرکت برتردر گفتگو با محسن رهگذر
توجه به سبک زندگی مخاطبان برند برای ایجاد ارتباط معنادارتر
محسن رهگذر، مدیر واحد کسب و کار دیجیتال آژانس تبلیغاتی تمام خدمت بادکوبه، درباره فعالیتهای برند برتر در اینستاگرام میگوید: از اواخر سال گذشته مجموعه فعالیتهای 360 درجهای برای برند برتر در آژانس تبلیغاتی تمام خدمت بادکوبه طرحریزی و اجرا شد. پس از تحقیقات گسترده و برگزاری جلسات مختلف گروهی (Focus Group) و مطالعه اطلاعات دریافت شده، شناخت دقیقتری نسبت به گروه هدف این برند در بازار به دست آوردیم که این اطلاعات به طور عمده به برند برتر کمک میکند تا مصرفکنندگان و حوزه بازار خود را بهتر بشناسد. این مجموعه فعالیتها با هدف برنامهریزی برای برندسازی مجدد برتر (Rebranding) در زمینههای گسترده ادامه پیدا کرده است. در نهایت پیش از تدوین استراتژی حضور برند برتر در رسانههای اجتماعی، با مطالعه و بررسی اطلاعات به دست آمده از تحقیقات به شناخت دقیقی از دغدغهها و الگوی رفتار گروه مخاطب برند برتر، یعنی بانوان، دست پیدا کردیم و بعد از آن به طراحی استراتژی و نقشه راه برای حضور برتر در رسانههای اجتماعی پرداختیم. عنصر اصلی این استراتژی، توجه به سبک زندگی مخاطبان برتر و ایجاد ارتباط معنادار بین این سبک زندگی و ظرفیتها و فرصتهایی است که برند برتر و محصولات آن پیش روی مخاطبان قرار میدهند. در این سبک زندگی مشخص میشود که گروه هدف از انجام چه فعالیتهایی در زندگی خود لذت میبرند و چه موضوعاتی جزو اولویتها و دغدغههای آنها به شمار میآید.
محسن رهگذر با اشاره به شعار تازه برتر در دور جدید فعالیتهای ارتباطی این برند میگوید: «آسانتر، سالمتر با برتر» شعار جدید برند است که از این پس مورد استفاده قرار خواهد گرفت. واژههای آسانتر و سالمتر دقیقاً برگرفته از نکاتی هستند که در سبک زندگی گروه مخاطبان اولیه برتر از اهمیت زیادی برخوردار است. در نهایت به ایده مجلهای به نام «زندگی به سبک برتر» رسیدیم و بر همین اساس تقویم رسانهای و برنامه بازاریابی محتوایی برند برتر تهیه شد. در آغاز راه نیز اینستاگرام را به عنوان رسانه اجتماعی اصلی انتخاب کردیم. برنامه محتوایی این مجله حول سه موضوع تغذیه، اجتماعی و سرگرمی شکل گرفت و برای هر کدام از این موضوعات پستهای مختلف و متعددی طراحی و تولید شده است.
این متخصص بازاریابی دیجیتال درباره هدف اجرای این شیوه میگوید: رسانههای سنتی به تنهایی، مثل گذشته اثربخش نیستند. موضوع مهم دیگر این است که در رسانههای نوین، مخصوصاً رسانههای اجتماعی، نباید از همان شیوههای تبلیغات سنتی استفاده کرد. به طور مثال برندها باید سراغ راهکارهای نوینی بروند. برند برتر از روش بازاریابی محتوایی استفاده میکند. در این شیوه بازاریابی، برند به جای تکیه بر تبلیغ مستقیم و انتشار محتوایی مانند آگهیهای متداول تبلیغاتی، با خلق محتوای ارزشمند توجه مخاطبان را به خود جلب میکند.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]«آسانتر، سالمتر با برتر» شعار جدید برند است که از این پس مورد استفاده قرار خواهد گرفت. واژههای آسانتر و سالمتر دقیقاً برگرفته از نکاتی هستند که در سبک زندگی گروه مخاطبان اولیه برتر از اهمیت زیادی برخوردار است.[/box]
محسن رهگذر، در پاسخ به این سؤال که آیا محتوای تولیدی در جذب بانوانی که هر روز در معرض هزاران پیام مختلف در زمینه سلامتی و تغذیه قرار دارند، موفق بوده یا خیر؟ میگوید: در رسانههای اجتماعی به راحتی میتوان جذاب بودن یا نبودن محتوای تولیدی را اندازه گرفت. بررسیها نشان میدهد محتوای مجله زندگی به سبک برتر از طریق آموزش، سرگرم کردن و توانمندساختن مخاطبان و نیز معرفی روشهایی برای استفاده از محصولات متنوع برتر تا اینجا برای آنان جذاب بوده و نرخ تعامل قابلتوجهی داشته است؛ حتی شاید درصد کمی از محتوای تولیدی برای مخاطب آشنا و تکراری نیز باشد اما همین محتوا، با ارائه متفاوت و طراحی ساده و مینیمال و در عین حال متناسب با این رسانه اجتماعی به محتوایی جذاب تبدیل شده است تا جایی که مخاطبان آنها را در صفحات و نقاط دیگری از شبکههای اجتماعی بازنشر میکنند یا به صورت داوطلبانه در رسانههای اجتماعی دیگر مانند تلگرام و. . . به اشترک میگذارند. اگر محتوای تولیدی جذاب نبود، مطمئناً شاهد این قبیل واکنشها از طرف مخاطبان نبودیم و محتوای تولیدی در حال ویروسی شدن نبود.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]رسانههای سنتی به تنهایی، مثل گذشته اثربخش نیستند. موضوع مهم دیگر این است که در رسانههای نوین، مخصوصاً رسانههای اجتماعی، نباید از همان شیوههای تبلیغات سنتی استفاده کرد. [/box]
در نهایت پستهای قرار گرفته در صفحه اینستاگرام برتر را نباید با آگهیهای تبلیغاتی مقایسه کرد. اینستاگرام ماهیت متفاوتی نسبت به آگهیهای محیطی و رسانههای دیگر دارد، برخی از برندها به اشتباه، تنها معیار موفقیت در شبکههای اجتماعی را تعداد بالای دنبالکنندهها میدانند. همین موضوع باعث میشود که در دام دنبالکنندگان غیرواقعی و غیرفعال بیفتند که هیچ منفعتی برای برند آنها ندارند. برند برتر در اینستاگرام نزدیک به 6000 هزار دنبالکننده واقعی دارد ولی موضوع مهم نرخ تعامل و مشارکت مخاطبان است. تعداد زیادی از پستهای این صفحه کامنت و لایک قابل توجهی را از طرف مخاطبان دریافت کردهاند و در عین حال افراد زیادی هم در همان پستها دوستان خود را به دیدن محتوای جذاب دعوت کردند. یکی از نکات مهم اینجاست که حدود 60درصد دنبالکنندگان فعلی از طریق دعوت دنبالکنندگان اولیه جذب صفحه شدهاند، یعنی مجله «زندگی به سبک برتر» قبلا در جلب توجه آنها موفق عمل کرده است.
صفحۀ اختصاصی برند برتر در شبکۀ اینستاگرام
برقراری ارتباط دو طرفه؛ کلید اصلی موفقیت بازاریابی محتوایی
رهگذر میگوید: اگر شبکههای اجتماعی تبدیل به محلی برای انتشار محتوای کاتالوگ برند شود و برند با مخاطبانش تنها مونولوگ و ارتباط یک طرفه داشته باشد، قطعاً مسیر نادرستی را انتخاب کرده است. تمرکز در شبکههای اجتماعی باید روی تولید محتوای غنی و جذاب و مرتبط با برند، تعامل دو طرفه با مخاطب و قواعد اصول بازاریابی نوین باشد. نکته حائز اهمیت دیگر این است که تبلیغات یا رسانههای پولی باید مکمل بازاریابی محتوایی باشند. آگهیهای تبلیغاتی هرگز نباید به خود محتوای شبکههای اجتماعی تبدیل شوند. ارتباط برقرار کردن با مخاطب از طریق فعالیتهای بازاریابی و روابط عمومی به نسبت تبلیغات راحتتر است و تجربه نشان داده که مخاطبان بعد از چنین فعالیتهایی، برند را راحتتر به یادآوردهاند.
محسن رهگذر درباره راهکارهای بهبود محتوا برای مخاطبان برند برتر میگوید: تعداد زیادی از مخاطبان در مورد بسیاری از پستهای منتشر شده نظر دادهاند و تیم مدیریت شبکههای اجتماعی ما براساس این بازخوردها متوجه میشوند که چه پستهایی به تغییر نیاز دارند و تولید چه پستهایی باید ادامه یابند. تیم محتوای ما بر همین اساس محتواهای متنی، تصویری و ویدئویی را خلق میکند. وی یادآور شد بازاریابی محتوایی برتر تنها به اینستاگرام محدود نمیشود و به زودی مجله «زندگی به سبک برتر» نیز از طریق وب سایت برتر در دسترس مخاطبان قرار خواهد گرفت.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]برخی از برندها به اشتباه، تنها معیار موفقیت در شبکههای اجتماعی را تعداد بالای دنبالکنندهها میدانند. همین موضوع باعث میشود که در دام دنبالکنندگان غیرواقعی و غیرفعال بیفتند که هیچ منفعتی برای برند آنها ندارند. [/box]
افزایش فروش با تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطبان
محسن رهگذر در پاسخ به این سوال که آیا روند حرکتی برتر روی فروش این برند نیز تأثیرگذار خواهد بود یا نه، میگوید: هدف اصلی، افزایش آگاهی مخاطبان نسبت به برند و تعامل متقابل برند با مخاطبانش است، به دلیل ضریب نفوذ شبکههای اجتماعی در بین مخاطبان، این آگاهی در میانمدت روی فروش این برند نیز تأثیرگذار خواهد بود. این مشاور بازاریابی دیجیتال در پایان میگوید: برندهای ایرانی هنوز در مرحله آزمون و خطای حضور در شبکههای اجتماعی به سر میبرند. برندها با حضور در شبکههای اجتماعی فورا سراغ ابزارها و تبلیغات میروند و اکثرا برنامه یکپارچهای برای این حضور ندارند. در حالی که در این مسیر باید به عنصر مهم تولید محتوای غنی توجه داشته باشند. محتوای مفید برای مخاطب تعاملگرای امروزی از اهمیت بالایی برخوردار است. مخاطب امروزی هوشمند است و خودش مدیریت رسانه را بهدست میگیرد. در نتیجه اگر برندها محتوای غنی و درستی را برای جذب چنین مخاطبانی تولید کنند به راحتی میتوانند آنان را به سمت خود بکشانند.
مطلب کامل را در وب سایت روزنامۀ فرصت امروز مطالعه کنید.
ترجمه: ما پرسیدیم، مدیران بازاریابی و تبلیغات پاسخ دادند!
خلق کمپینهای بازاریابی یا تبلیغاتی موفق نیازمند روشی ماهرانه است که در دنیای چند پلت فرمی امروز، مستلزم بهکارگیری خلاقیت، قدرت ریسکپذیری و اقبالی خوب میباشد. بررسیهای ما در مرکز شناخت آیندهی تبلیغات در هاروارد حاکی از آن است که امروزه تصمیمگیرندگان با هزاران گزینه مواجه هستند.
برای روشن شدن این مطلب که چطور میتوان چنین فرآیندی را مدیریت نمود، ما از گروهی از مدیران ارشد بازاریابی و مدیران تبلیغاتی کمپانیهای بزرگی چون Xerox ، Leo Burnett USA ، Cleveland Clinic ، Adobe و Nike این سؤال را پرسیدیم: ” اگر شما بتوانید یکی از چالشهای صنعت تبلیغات را حل کنید، آن چالش چه چیز خواهد بود؟”
پاسخ آنان پیش روی شماست:
[divider]
کریستا کارون، مدیر ارشد بازاریابی کمپانی Xerox : چالشی که ما با آن مواجه هستیم این است که دیگر پرداخت کردن در ترکیب بازاریابی امروزه حرف اول را نمی زند. بلکه به دست آوردن و دارا بودن نقش پررنگ تری نسبت به قبل ایفا میکنند. برای وارد مذاکره شدن با سهامداران، برندها در فکر تولید و بهبود کیفیت محتوایی هستند که در میان این آشفتهبازار راه خود را پیدا کند. تار و پودهای داستان شما وقتی خوب به هم بافته میشود که روایتی یکپارچه و جاری درباره برند را بیان کنند.
بیتردید، آژانسهای تبلیغاتی میتوانند زیرکانهترین خلاقیتها را ایجاد کنند اما کار آنها مناسب پارامترهای سرعت و هزینه مورد نیاز برای یک بازاریابی محتوایِ همیشه در جریان ساخته نشده است. برندهایی مثل ما به محتوایِ خلاقانه بالا نیاز دارند، خیلی زیاد! آژانسهای تبلیغاتی افراد بسیار خلاقی دارند، خیلی زیاد. اما آیا مدل تجاری Madison Avenue میتواند نیازهای مشتریان خود را از نظر محتوایی، به میزان مورد تقاضا و به شیوهای ماهرانهتر و موثرتر برآورده کند؟
Madison Avenue : خیابان مدیسون یک خیابان شمال به جنوب در محله منهتن در شهر نیویورک است. از سال ۱۹۲۰ نام این خیابان نماد صنعت تبلیغات آمریکایی شدهاست.
سوزان کردل، مدیر ارشد خلاقیت کمپانی Leo Burnett USA : بگذارید روند فروشنده شدن آژانسهای تبلیغاتی را برعکس کنیم و به مقوله شرکایی قابل احترام و اعتماد بازگردیم. ما فکری درخشان ارائه میدهیم چون هزینه گزافی ندارد. شما چطور میتوانید برای مجموعهای از لغات که برند یا شرکتی را توصیف میکند قیمت تعیین کنید؟ ایدههای خلاقانه معمولاً ارزان و حتی شاید رایگان پدید میآیند، با وجود این نمیتوان برایشان قیمتی تعیین نمود. در واقع مشکل همین جاست.
برخلاف وکیلی که بر مبنای زمان پول دریافت میکند یا یک FTE ( کلمهای مخفف و غمانگیز به معنای کارمند تمام وقت که به دنیای امروز ما راه یافته است) یک ایده خوب اغلب در چشم به هم زدنی به وجود میآید. زمان ِصرف شده برای حل یک مسئله نمیتواند ارزش آن راه حل را تعریف کند.
قراردادهایی که بر مبنای پروژهها شکل میگیرند، آژانسها را ملزم به نوعی فروشندگی تجاری میکنند. اما شراکتی باارزش است که از روند تفکر و رشد طولانی مدت برخوردار باشد. شراکت یک معادله ریاضی نیست. شراکت فقط معاملهای بین دو شرکت نیست. بلکه شراکت یک تعامل دو جانبه بر مبنای حمایت و موفقیت میباشد. نه تنها اقتصاد جهانی بلکه تبلیغات نیز، بهتر است کنار گذاشته شود اگر شراکتهای واقعی ما بر مبنای موفقیت دوجانبه نباشد.
پائول ماتسن، مدیر ارشد ارتباطات و بازاریابی Cleveland Clinic: از آنجا که امروزه دنیای موبایل و دیجیتال، یکی از شیوههای اصلی ارتباط با مشتریان شده است، دنیای تبلیغات نیز اساساً در حال تغییر میباشد. بازاریابی محتوایی که از طریق رسانههای جمعی، اپلیکیشنها یا برنامههای کاربردی، جستجو در اینترنت یا بازاریابی از طریق ایمیل انجام میشد، بایستی با پلتفرمهای کامل تری مانند نشریات، تلویزیون و نمایشگرهای تبلیغاتی دیجیتال آمیخته شود. چالشی که صنعت تبلیغات و بازاریابها امروزه با آن مواجه هستند این است که چگونه به شیوهای موثر و کارآمد، این حوزه جدید و هوشمندانه برای خلق محتوا را مدیریت کنند.
الگوهای سنتی تبلیغات اغلب فاقد عمق دانش تجاری و مهارتهای چند پلت فرمی برای دستیابی به چنین نیازی هستند. دپارتمانهای ارتباطات و بازاریابی داخلی نیز اغلب درزمینه امکانات مناسب برای هم راستا شدن با سرعت و کارگروهی مورد نیاز در این حوزه دچار ضعف میباشند. برای موفق شدن در حوزه دیجیتال، بازاریابی محتوایی، تیمهای تبلیغاتی و بازاریابی به اعضایی نیاز دارند که بتوانند خلاق باشند و روایتی را شکل دهند که بخشی از یک تیم چند پلت فرمی چابک باشند که بتوانند در زمان واقعی به خوبی عمل کنند. اگرچه این امر، چالشی سخت به نظر میرسد اما ما در Super Bowl عیناً مشاهده کردیم بازاریابهای زیرک چطور میتوانند در زمانهای واقعی ، پاسخی مناسب به اتفاقات دهند و برندهای خود را بسازند.
super bowl : مسابقه سوپربال را صدها میلیون نفر در آمریکا و بیش از یک میلیارد نفر در سراسر جهان به طور زنده مشاهده میکنند. به همین دلیل، تبلیغات در این مسابقه همواره مورد توجه برندهای آمریکایی و بینالمللی است.
آن لونس، مدیر ارشد بازاریابی شرکت Adobe : مقوله مسئولیت در تبلیغات ید طولایی دارد. یک ضربالمثل قدیمی میگوید: “من میدانم نیمی از تبلیغاتم کار میکند، فقط نمیدانم کدام نیمه!” این جمله کلیشهای دیگر منسوخ شده است یا حداقل باید منسوخ بشود. پاسخ این است: دیجیتال. از آنجا که بیشتر ِتبلیغات به سمت دیجیتال روانه شده است، و با ابزارها و تکنولوژی که در اختیار داریم، تبلیغاتچیها در موقعیت مناسبی برای مقابله با این چالش قرار دارند. اکنون اطلاعات مهم و رویکردهای چگونگی عملکرد کمپینهایمان در دست ماست و بیش از گذشته درباره مشتریان خود میدانیم.
این امر فقط زمانی محقق میشود که بازاریابها به تغییر به سمت دیجیتال، سرعت بیشتری ببخشند. گارتنر تخمین میزند اغلب بازاریابها به طور متوسط بیست و پنج درصد از بودجه خود را صرف دیجیتال میکنند. اما ما در Adobe هفتادوپنج درصد بودجه خود را صرف آن میکنیم. ما سرمایه هنگفتی در تکنولوژی بازاریابی دیجیتال انجام دادیم. این امر ما را قادر میسازد بتوانیم درباره بودجه لازم برای رسیدن به اهدافمان و ترکیب ایده آل رسانهای مان تصمیمگیری کنیم. در طول یک کمپین، میزان تأثیر هر عنصری از ترکیب را میسنجیم و کمپین را بر اساس آنچه فراگرفتیم، بهینه میسازیم. دیگر هیچ بهانهای برای اینکه ندانید چرا تبلیغات شما درست کار نمیکند، وجود ندارد.
دیوید گراسو، نائب رئیس بازاریابی جهانی کمپانی Nike: ساخت روایت و داستان برند، هم کاری است هنری و هم علمی. به عنوان بازاریاب، ما باید همه چیز را هم سادهتر کنیم و هم به یاد داشته باشیم داستان را به شیوهای مناسب پردازش کنیم.
وقتی داستان یک برند را میگوئیم مهم است که داستان را با اضافه کردن برخوردها و اختلاف نظرها در سطوح غیرضروری، پیچیده نکنیم. برای اجتناب از این امر باید از خود بپرسیم: بهترین روش برای ارائه ایدههایی قوی و دخیل ساختن مشتریان در داستانِ خود با تجربهای قابلاعتماد و مرتبط چه چیز میباشد؟ و اصلاً آنها چرا باید توجه کنند؟ اگر شما خود صادقانه از پاسخ به این سؤالها احساس رضایت نمودید، داستان شما همانی میشود که مردم دوست دارند و مهمتر از آن، در یاد نگه میدارند.
[divider]
این مطلب ترجمهای از مقاله منتشر شده در Harvard Business Review است. این نشریه متعلق به انتشارات دانشگاه هاروارد است.
همایش بررسی راهکارهای تولید محتوا در فضای مجازی روز سه شنبه 13 اسفند 1392 در سالن همایش های اداره کل ارشاد اسلامی استان تهران برگزار شد.
در این همایش که با حضور حجت الاسلام و المسلمینابوترابی فرد؛ نایب رئیس مجلس شورای اسلامی، دکتر حسن نجفی سولاری؛ مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و رئیس مرکز توسعه ی فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال و دکتر برزین ضرغامی؛ مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان تهران برگزار شد از آژانس بادکوبه به عنوان تولید کننده برگزیده محصولات فرهنگی تقدیر شد.
مصاحبه رادیو تهران با بابک بادکوبه، هنگام ورود به محل همایش.
بابک بادکوبه در سخنان کوتاهی در این همایش به لزوم توجه به محتوای ارزشمند فرهنگی در کشور پرداخت.
پویا بادکوبه کارگردان برگزیده تیزرهای فرهنگی. پویا بادکوبه تا کنون دو بار موفق به کسب عنوان برتر جشنوارههای جهانی شده است.
در حاشیه همایش و با حضور محمدرضا و بابک بادکوبه از تعدادی از هنرمندان جوان این حوزه نیز تقدیر شد.
دنیا در حال گذر از یک دورهی تغییرات سریع و پیچیده است. بحران مالی اخیر، متأسفانه میزان فقر و بیکاری را در اغلب کشورهای دنیا افزایش داده است. از دستاوردهایی که برخی دولتها با کمک بستههای تشویقی اقتصادی در سراسر دنیا به مبارزه با آنها میپردازند، انتظار می رود تا بتوانند اعتماد و رشد اقتصادی را به جوامع مختلف بازگردانند.
بحران مالی عامل اصلی افزایش فقر و بیکاری
همچنین، تغییرات آب و هوایی و افزایش آلودگیها باعث شده کشورها با تحمیل هزینههای بیشتر بر صنایع مختلف، انتشار دی اکسید کربن و گازهای گلخانهای به اتمسفر را تا حد امکان محدود نمایند. همچنین کشورهای ثروتمند غربی ، اکنون در حال تجربهی نرخ رشد اقتصادی بسیار کندتری میباشند و قدرت اقتصادی در حال حرکت به سمت کشورهای شرقی است که نرخ رشد بالاتری را تجربه میکنند و در نهایت، تکنولوژی از سمت دنیای مکانیکی به سمت دنیای دیجیتال – شامل فضای وب و اینترنت، کامپیوتر، موبایل و رسانههای اجتماعی – در حرکت میباشد که اثری عمیق بر رفتار تولیدکنندگان و مصرفکنندگان دارد.
قدرت اقتصادی در حال حرکت به سمت دنیای دیجیتال است
این تغییرات و دیگر تغییرات، نیاز به بازبینی فکری مجدد در خصوص بازاریابی را ضروری میکنند. مفهوم و ایده بازاریابی را میتوان به عنوان مفهوم موازنه کننده برای اقتصاد کلان دانست. هر زمان که محیط اقتصاد کلان تغییر میکند، رفتار مصرفکننده نیز تغییر میکند و این مسئله تغییر بازاریابی را در پی دارد. در طول ٦٠ سال گذشته، بازاریابی از سمت محصول محوری (نسخه اول بازاریابی)، به سمت مشتری محوری (نسخه دوم بازاریابی) حرکت نموده است. امروزه شاهد این هستیم که بازاریابی در پاسخ به پویاییهای جدید در محیط، دوباره در حال تغییر است. میبینیم که شرکتها تأکید و تمرکز خود بر روی محصولات را به سمت مصرفکنندگان و مسائل نوع بشر گسترش دادهاند. نسخهی سوم بازاریابی مرحلهای است که در آن، سوددهی با مسئولیت اجتماعی شرکت، تعدیل میگردد.
نسخهی سوم بازاریابی مرحلهای است که در آن، سوددهی با مسئولیت اجتماعی شرکت، تعدیل میگردد.
در یک دنیای رقابتی، یک شرکت را تنها به عنوان یک عامل و عملگر صرف و متکی به خود در یک دنیای رقابتی در نظر نمیگیریم. بلکه به عنوان یک شرکت در نظر میگیریم که با شبکهی وفاداری از شرکا شامل کارکنان، مصرفکنندگان، فروشندگان و تأمینکنندگان عمل مینماید. اگر شرکت، شرکای شبکه خود را با دقت انتخاب نماید و اهدافشان در یک راستا باشند و پاداشها منصفانه و انگیزهبخش باشند، شرکت و شرکای آن باهم به رقیبی قدرتمند تبدیل میشوند. به منظور دستیابی به این هدف، شرکت باید رسالت، دیدگاه و ارزشهای خود را با اعضای تیم به اشتراک بگذارد. به طوری که همگی به صورت متحد و هماهنگ عمل نمایند تا به اهداف خود دست یابند.
همهی کارکنان شرکت باید به صورت متحد و هماهنگ عمل نمایند تا به اهداف خود دست یابند.
[divider]
برگرفته از مقدمهی کتاب «نسخه سوم بازاریابی»، نویسنده: فیلیپ کاتلر – مترجم: دکتر کامبیز حیدرزاده