استفاده از اینفلوئنسرها از روشهای جدیدی است که امروزه از آن در دنیای مارکتینگ استفاده میشود. محبوبیت روزافزون شبکههای اجتماعی و تاثیرگذاری توصیههای صمیمانه از عواملی هستند که نیاز به حضور این افراد در دنیای بازاریابی را افزایش میدهند. اینفلوئنسرها از پایگاه خود به عنوان جایگزینی جدید برای تبلیغات دهان به دهان استفاده میکنند.
اینفلوئنسرها را امروزه میتوان بر روی شبکههای اجتماعی مختلف، از لینکداین گرفته تا فیسبوک، دنبال کرد اما آمار نشان میدهد که بارزترین تاثیر اینفلوئنسرها در بازاریابی بر روی اینستاگرام رخ میدهد.
اما اینفلوئنسرها چه کسانی هستند؟ اینفلوئنسرها کاربرانی در شبکههای اجتماعی هستند که فالوئرهای زیادی دارند اما نباید آنها را با چهرههای مشهور اشتباه گرفت. چهرههای مشهور معمولا شهرت خود را از طریق سینما، تلویزیون و … کسب کردهاند، در حالی که اینفلوئنسرها کسانی هستند که شهرت و طرفداران خود از فعالیتهای شخصی در اینترنت دارند. با اینکه بسیاری از افراد مشهور نظیر بازیگران، ورزشکاران و خوانندهها ایفاکننده نقش مهمی در کمپینهای تبلیغاتی هستند اما تفاوت عمده آنها با اینفلوئنسرها در این است که که بسیاری از چهرهها برای مدیریت اکانتهای اجتماعی خود از ادمین استفاده کرده و مسئولیت اداره شبکههای اجتماعی خود را به طور مستقیم در دست ندارند. در حالی که محتوای تولید شده بر روی اکانت اینفلوئنسرها عموما توسط خود این افراد تولید شده و شامل سلیقه و نظر این افراد هم هست. در نتیجه، این پستها از شکل تبلیغاتی خود خارج شده و بیشتر شبیه یک توصیه دوستانه به مخاطبان هستند که میتوانند بسیار متقاعدکننده و تاثیرگذار باشند.
اما پیدا کردن اینفلوئنسر مناسب برای برندها و کمپینهای متفاوت کار چندان آسانی نیست. بین یک برند خاص و اینفلوئنسر باید یک ارتباط دوسویه وجود داشته باشد. به طور مثال، باید بین پستها و فعالتهای اینفلوئنسر مورد نظر و استراتژی یک برند همکاری متقابل وجود داشته و هر دو بتوانند فعالیتهای خود را در یک راستا قرار بدهند. در نتیجه میتوان گفت که انتخاب اینفلوئنسر مناسب میتواند هم در جلب اعتماد مخاطب تاثیرگذار بوده و هم نام و پیام برند را بسیار سریعتر به مخاطبین هدف انتقال دهد.
شرکت بادکوبه نیز در تعدادی از کمپینهای خود برای برندهایی نظیرسیف، امو، بکوف پرومکس و بیمه دی از حضور اینفلوئنسرهای ایرانی استفاده کرده است. ما بر این باوریم که حضور یک اینفلوئنسر معتبر و فعال تاثیر بسزایی در تعامل میان یک برند با مشتریان و ترویج نام تجاری آن برند دارد. شما میتوانید با مراجعه به وبسایت بادکوبه، ویدیوی حضور اینفلوئسرها در کمپینهای بادکوبه را مشاهده کره و با فعالیتهای ما در این زمینه بیشتر آشنا شوید.
دومین دوره جشنواره برترینهای تبلیغات ایران با معرفی برگزیدگان، به کار خود پایان داد. در انتهای این جشنواره آژانس تبلیغاتی بادکوبه موفق به کسب 6 شاهین در بخشهای مختلف شد.
دومین دوره جشنواره برترینهای تبلیغات ایران با شعار “خلاقیت، اثربخشی تبلیغات و حق انتخاب مشتری” فعالیتهای تبلیغاتی کشور را در چهار بخش مسابقه، نمایشگاه جنبی، کارگاههای آموزشی و سخنرانیهای علمی و ویژهنامه جشنواره مورد سنجش قرار داد. در انتهای این جشنواره آژانس تبلیغاتی بادکوبه موفق به کسب 6 شاهین در بخشهای مختلف شد.
این جشنواره با این هدف برگزار میشود که با داوری فعالیتهای تبلیغاتی کشور، به اعتلای کیفیت این فضا کمک کند و با چشمانداز تبدیل شدن به یکی از جشنوارههای بینالمللی معتبر و معروف جهان، قدمی در راه نوآوری و خلاقیت بردارد.
بادکوبه با 6 شاهین به خانه بازگشت
3 شاهین طلایی، یک شاهین نقرهای و دو شاهین برنزی رهآورد آژانس تبلیغاتی بادکوبه از این دوره از جشنواره بود. آگهی تلویزیونی «رخداد» که به سفارش کمیته امداد امام خمینی (ره) در آژانس بادکوبه ایدهپردازی و تولید شده است در بخش آگهی تلویزیونی با رویکرد فرهنگی، آگهی تلویزیونی «فامیلا» و آگهی رادیویی لنت پارس به نام «بیصدا» برندگان شاهین طلایی بودند.
در بخش تبلیغات محیطی و آگهی مطبوعاتی هم آگهی بانک ملت اجرا شده در بادکوبه به شاهین نقرهای رسید. دو شاهین برنزی اعطا شده به بادکوبه نیز مربوط به آگهی محیطی «بیمه دی» و کمپین دیجیتالی “جادو با سیف” برند سیف این آژانس بودند.
بادکوبه به دنبال افقهایی جهانی
بادکوبه به صنعت تبلیغات نگاهی فرارتر از حد معمول دارد. ما در بادکوبه معتقدیم کار باید گروهی انجام شود و برای موفقیت نیاز به پشتکار، هوش و خلاقیت همه اعضای گروه است و همه افراد فعال در یک آژانس تبلیغاتی باید نگاهی شفاف، دقیق و روشن به آینده داشته باشند. نگاهی که افقهای جهانی را ببیند.
به همین خاطر ما موفقیتمان را متعلق به همه خانواده بزرگ بادکوبه میدانیم و برای صنعت تبلیغات در ایران، به دنبال درخشش در بازارهای جهانی و بینالمللی هستیم. افق و آیندهای که با همدلی همه همکاران ما در سطح کشور و برداشتن قدمهایی جمعی و موثر رخ میدهد. توجه نشان دادن به حرکتهایی مانند جشنواره برترینهای تبلیغات ایران یکی از همین قدمهاست.
ما امیدواریم این جشنوارهی نوپا با عزمی قوی، در سالهای آینده نیز به کار خود ادامه دهد و ما فعالان عرصه تبلیغات در ایران از حامیان حرفهای این جشنواره باشیم. چرا که مخاطب ایرانی را لایق هوشمندی و نکتهسنجی بالایی میدانیم و رویکردمان را بر این اصل قرار دادهایم که مشتریان خود را در جایگاهی بالاتر از آیندهای که میخواهند؛ قرار دهیم.
هر کسب و کاری برای موفقیت به چه میزان از جذب مخاطب، مشارکت و فعالیت در رسانههای اجتماعی و دیجیتال نیاز دارد؟
باید حتماً در نظر داشته باشیم که برای داشتن شبکههای اجتماعی با مخاطبان فعال و زیاد حتماً لازم نیست سوپراستار و معروف باشیم. تمرکز بر هدفهای قابل دسترس در شبکههای اجتماعی میتواند نتایج فوقالعادهای برای برند به همراه داشته باشد.
در ادامه چند توصیه و راهکار کاربردی را در این زمینه به شما معرفی میکنیم:
دیدتان را نسبت به شبکههای اجتماعی تغییر دهید
رسانههای اجتماعی دچار تحول و انقلاب عظیم درونی شدهاند. بگذارید به روزهای گذشتۀ شبکههای اجتماعی نگاهی کنیم، وقتی تنها عددی که اهمیت داشت تعداد دنبالکنندگان، لایکها و میزان به اشتراکگذاری پستها بود. این علاقمندی به اعداد امروز تا جایی ادامه پیدا کرده که دنیا به سمت وسواس فکری در مورد اعداد پیش میرود. حالا میبینیم که چطور مردم با دقت حتی الگوریتمهای اندازهگیری تأثیرگذاری هر پست را هم بررسی میکنند و مادامی که این اعداد به اندازۀ کافی بزرگ هستند اصلاً اهمیتی ندارد که از کجا آمدهاند.
اما ما باید برای موفقیت کسب و کارمان در شبکههای اجتماعی با کنار گذاشتن اعداد و ارقام، به یکی از مهمترین سوالات در مورد شبکههای اجتماعی پاسخ بگوییم: اصلاً چه چیزی در مورد شبکههای اجتماعی وجود دارد که آن را به بخشی از زندگی هر روزۀ ما تبدیل کرده است؟
شبکۀ اجتماعی مهم است چون به ما کمک میکند تا یاد بگیریم، ارتباط برقرار کنیم و با آدمهای دیگر مراوده داشته باشیم. ما از شبکههای اجتماعی استفاده میکنیم تا به «گفتگو» برسیم.
پس،
[box type=”success” ]اولین توصیه: زمانی را مشخص کنید که بتوانید با تمرکز فکر کنید اصلاً رسانههای اجتماعی را برای انجام چه هدفی انتخاب کردهاید و چرا به این شیوه از آن استفاده میکنید. آیا این رسانۀ جدید کمکی به ارتباط و گفتگوی شما با مشتریانتان میکند.[/box]
با مخاطبانتان طوری مراوده کنید که به هوادارن وفادارتان تبدیل شوند
یکی از اشتباهاتی که بیشتر کسبوکارها و صاحبان برند مرتکب میشوند این است که از شبکههای اجتماعی به عنوان کانال پخش اطلاعات استفاده میکنند، برای پیغام رساندن. چیزی شبیه به تلویزیون و کاری که فراموش میکنند انجام بدهند گوش دادن است.
به جای این میتوانید با به کارگیری این توصیهها ارتباط و مراودۀ بیشتر با مخاطبان شبکههای اجتماعی خود برقرار کنید:
کوچکتر شوید. به جای نمایش و پخش اطلاعات به طیف گستردهای از مخاطبان، تمرکز خود را بر تعامل با گروهی خاص و کوچک قرار دهید. ببینید چه گروهی دوست دارند با شما صحبت کنند پیغامتان را برای همانها بفرستید، صدای آنها را نیز بشنوید و به سمت و سوی مکالمه پیش بروید.
قصه بگویید. قصهها آدمها را از نظر احساسی درگیر میکنند. داستان چیزی شخصی، منحصربه فرد و درگیر کننده است. قصهها به ما کمک میکنند مردم و ایدهها و ارزشهایی که برایمان اهمیت دارند را ببینیم. از داستان برند و کسب و کار خود در شبکههای اجتماعیتان استفاده کنید.
تصویر خود را نشان دهید. تحقیقات زیادی ثابت کردهاند که پستهایی که همراه تصویر هستند بیشتر به اشتراک گذاشته خواهند شد و از این مهمتر اینکه به ما فرصت میدهند بتوانیم پشت صحنه را ببینیم. وقتی تصویری از خود شما به اشتراک گذاشته میشود مردم متوجه میشوند که با فرد طرف هستند و نه فقط یک برند. شما با به نمایش گذاشتن تصویری از خود این پیغام را منتقل میکنید که من را ببینید، به همان شکل واقعی و روزمره و ابن تصویر واقعی من است کسی که قصد دارد شما را به بهترین نتیجهای که در نظر دارید برساند.
مکالمه داشته باشید. با مردم صحبت کنید. از آنها سوال بپرسید و راهی پیدا کنید تا بتوانید با آنها مراوده کنید. نسبت به چیزی که دیگران میگویند بیتفاوت نباشید و فقط روی فروش محصول تمرکز نکنید.
پس به طور کلی به خاطر داشته باشید:
[box type=”success” align=”aligncenter” ]توصیۀ دوم: اطلاعات را به شکلی کورکورانه و بی جان پخش نکنید. مخاطبانتان را خاص کنید، به آنها گوش بدهید و حتماً مکالمه داشته باشید.[/box]
هوادار واقعی برای آدمهای واقعیست
ایجاد کسب و کار موفق و خلاق یعنی شناختن آدمهایی که شما را پیدا کردهاند، دیدهاند و پسندیدهاند، این افراد یا مشتری هدف شما هستند یا نیستند.
این طبیعی است که دلتان نخواهد خیلی به این موضوع فکر کنید چون کاری پرخطر است، ممکن است اشتباه تشخیص بدهید، روابط نادرستی را شکل بدهید یا خودتان را بیش از اندازه در معرض قضاوت قرار بدهید اما در همین حین مطمئناً افراد زیادی را پیدا میکنید که صمیمانه و صادقانه دوستتان داشته باشند.
تا زمانی که صادق هستید و اشتباهاتی را که مرتکب شدید میپذیرید هیچ خطری متوجه شما نخواهد بود.
برای موفق شدن در این راه باید حتماً در مورد ارزشهای خودتان شفاف باشید. بدانید چه چیزی برایتان اهمیت دارد، وقتی این را درست بشناسید میتوانید افرادی را پیدا کنید که ارزشهای مشترکی با شما دارند. البته حتماً باید در نظر داشته باشید که تمام مواردی که در مورد خود واقعیتان مینویسید حتی اگر در مورد شکستها و ناکامیهاست سازنده و مثبت باشد تا مردم را به دلیل داشتن شباهتهای با شما، به آینده امیدوار کند.
و به عنوان
[box type=”success” align=”aligncenter” ]توصیۀ نهایی: راهی پیدا کنید تا پستهایتان در شبکههای اجتماعی شخصی باشد. در مورد اتفاقی که در همسایگیتان رخ میدهد، چیزهایی که واقعاً دوست دارید و به آنها عشق میورزید و اتفاقاتی که در طول روز برایتان میافتد بنویسید با نگاهی مثبت و با هدف گفتگو و تعامل.[/box]
این روزها مردم با بازی پوکمون گو حسابی سرگرم واقعیت افزوده هستند. در همین یکی دو هفته کلی خبر و مطلب به شکلهای مختلف در مورد این بازی نوشته شده است. اما اصلاً واقعیت افزوده چیست و برندها و شرکتهای بزرگ چطور میتوانند از آن به نفع خوشان استفاده کنند. در این مقاله پاسخ این سوالات را بررسی کردهایم.
واقعیت افزوده
واقعیت افزوده یک نمای فیزیکی زنده و معمولاً در تعامل با کاربر است که عناصری به پیرامون دنیای واقعی افراد اضافه میکند. به عبارتی دیگر، واقعیت افزوده از طریق دریافت و پردازش اطلاعات کاربران توسط سنسورهای ورودی مانند صدا، ویدئو، تصاویر گرافیکی یا دادههای GPS، چیزی به دنیای واقعی میافزاید.
شاید عادی و سادهترین نمونه واقعیت مجازی را بتوان در برنامههای ورزشی تلویزیونی پیدا کرد، مثلاً نمایش نتیجه مسابقات فوتبال در دایره مرکز زمین، یا نمایش شماره خط هر شناگر موقع پخش مسابقات شنا در تلویزیون.
سه سال پیش، با ظهور عینک ویژۀ گوگل همه فکر میکردند آیندۀ واقعیت افزوده را این عینک رقم خواهد زد اما اینطور نشد. عینک گوگل پرهزینه بود و خیلی زود تب و تاب مردم برای داشتنش از بین رفت. مردم دیگر واقعیت مجازی را در عینکهایشان نمیخواستند آنها ترجیح میدانند واقعیت مجازی را روی گوشیهایشان داشته باشند تا با آن پوکمون شکار کنند.
پوکمون
پوکمون، ابتدا نام یک بازی رایانهای از شرکت ژاپنی نینتندو بود که با استقبال فراوان از آن به انیمه (انیمیشن ژاپنی) پرطرفدار تلویزیونی و بعد فیلم سینمایی تبدیل شد. اولین بار بازی سال 1990 به بازار آمد. این بازی بر پایۀ سرگرمی جالب و قدیمی بچههای ژاپنی از جمله طراح و کارگردان خود آن Satoshi Tajiri شکل گرفته بود؛ یعنی جمعآوری کلکسیون حشرات. این موجودات پوکمونی شمایلی از همان حشرات بودند.
حالا هر کسی میتوانست در کامپیوتر خود پوکمون جمع کند، آنها را تربیت کند و در نهایت به مبارزه در لیگ مسابقات پوکمون بفرستد و اینطوری با پوکمونهای فرد دیگری بجنگد.
پوکمون گو با به کارگیری واقعیت افزوده
تنها دو روز بعد از اینکه اپلیکیشن پوکمون گو عرضه شد، کاربران اندروید بیشتر از اینکه در اینستاگرام، اسنپچت یا واتس اپ باشند وقتشان را با پوکمون گو سپری کردند. این موفقیت درهای تغییر را به روی شرکتها و برندهای بزرگ باز کرده است و البته دو پیام خیلی مهم برای برندها، شرکتها و آژانسهای تبلیغاتی دارد:
بازی پوکمون گو بسیار آسان است فقط کافیست آن را دانلود کنید و بعد بازی شروع میشود. لازم نیست برای بازی کردن عینک خاصی بزنید، هدست چند هزار دلاری بخرید یا هیچ کار پر هزینۀ دیگری انجام دهید. اگر میخواهید جاذبهای عمومی و جریانی همهگیر مثل پوکمون گو خلق کنید حواستان به هزینهها باشد. پروژههای پرهزینه با استفاده از واقعیت افزوده یا واقعیت مجازی شاید خیلی جذاب به نظر برسند اما ساده، در دسترس و ارزان بودن چیزیست که مردم را برای استفاده از یک محصول متقاعد میکند.
پوکمون از ابتدا بر اساس بازی کودکی کارگردانش شکل گرفته بود و امروز در بین نسلی چنان همهگیر شده است که زمانی در کودکی با بازی و انیمۀ پوکمون نیز سرگرم بودهاند. شاید تنها چیزی که نیاز داریم هم همین باشد: بازسازی رویاهای کودکیمان.
آژانس تبلیغاتی بادکوبه – واحد توسعۀ کسب و کار دیجیتال: در زندگی و کسب و کار، شهرت و اعتبار همه چیز است. با وجود این، اعتبار مفهومی بسیار شکننده است و حتی یک اشتباه هم میتواند آسیبی جبرانناپذیر به تصویر شرکت شما وارد کند. این موضوع بازتاب بیشتری در دنیای دیجیتال دارد، جایی که شفافیت ریشهدار و انتظارات بالاتر مشتریان حکمفرمایی میکند. نادیده گرفتن صدای رسا و قوی عموم افراد در دنیای دیجیتال دیگر ممکن نیست. شرکتها باید یاد بگیرند که در عصر رسانههای اجتماعی هم باید به شکلی موثر ارتباط برقرار کنند و هم با دقت تمام به مکالمات موجود در این فضا گوش کنند و به شکلی پاسخگو باشند که با انتظارات برند و مشتری سازگاری داشته باشد.
در جهان آنلاین، همه کسب و کارها با هر میزان گستردگی باید برای زمانی که مشکلی پیش میآید، برنامهای جامع برای رسیدگی به بحرانهای ایجاد شده در رسانههای اجتماعی داشته باشند؛ یا حتی بهتر، برنامهای برای پیشگیری از بحران. و واقعاً همینطور است؛ برای «زمانی» که مشکل ایجاد شد و نه «اگر» مشکلی پیش آمد.
بیایید نگاهی بیاندازیم به بعضی روشهای اجتناب از فاجعههای رسانههای اجتماعی، پیشگیری از شدت گرفتن آنها یا کنترل و مدیریت وقتی که اوضاع به هم میریزد.
1. شنیدن و حضور داشتن
در گذشته، شرکتهایی مثل Gap متهم شدهاند که به دغدغههای مشتریان خود در زمینه کالاهای معیوب یا موضوع استرداد پول پاسخ ندادهاند؛ فقط به این دلیل که از قبل آمادگی مدیریت مشکلات خدمات مشتریان در شبکههای اجتماعی را نداشتند. متاسفانه در عصر دیجیتال، گوش ندادن به مکالمات اجتماعی موجود یا حضور نداشتن در جوامع اجتماعی میتواند تاثیر بسیار بدی بر برند شما داشته باشد. حتی پاسخ دادن با یک لینک ساده به صفحه صحیح و مورد نظر در وب سایت واقعاً مفید خواهد بود و نشان میدهد که شما مشتریان خود را جدی میگیرید.
و توجه کنید! گاهی اوقات ممکن است ابزار نظارت بر شبکههای اجتماعی، مکالمات درباره موضوعی را رصد کنند که انتظارش را ندارید. بدین شکل شما فرصت خواهید داشت تا پیش از اوج گرفتن فاجعه در فضای رسانههای مجازی، به آن رسیدگی کنید. با رصد به موقع این موارد و آمادگی برای مواجهه با آنها پیش از اوجگیری میتوان از اکثر فاجعههای رخ داده در فضای مجازی جلوگیری کرد.
2. تعیین انتظارات درست و منطقی
اگر کسب و کار کوچکی هستید یا پهنای باند محدودی برای پاسخگویی به استعلام مشتریان به صورت real-time در اختیار دارید، در این صورت از قبل خیلی صریح و شفاف بیان کنید که مشتریان طی چه بازه زمانی باید انتظار دریافت پاسخ داشته باشند. 24 ساعت، 48 ساعت، 72 ساعت… دقیق باشید و انتظارات را به شکلی روشن ذکر کنید و مطمئن شوید که دیده شدهاند. در نهایت همیشه به قوانینی که تعیین کردهاید پایبند بمانید.
3. شفافیت داشته باشید
بعضی از شرکتها به خاطر حذف کردن پستهایی که با آن موافق نبودند، نادیده گرفتن آن پستها یا حتی طرح این ادعای واهی که حساب رسمیشان هک شده، محکوم شدهاند. تلاش برای پنهانکاری یا حذف نظرات دارای توجیه اما منفی باعث میشود اینطور به نظر برسد که مشکلی را نادیده میگیرید یا بدتر از آن، به مشتریان خود اهمیت نمیدهید. صداقت داشتن و بیان صریح مواضع درباره هر موضوعی که شما یا شرکتتان با آن مواجه میشوید حقیقتاً حیاتی است. اگر مرتکب اشتباهی شدهاید، آن را بپذیرید، عذرخواهی کنید و هر کاری در توان دارید برای اصلاح آن انجام دهید. ما همه انسان هستیم و انسانها همه اشتباه میکنند. مشتریان انتظار ندارند که شما و تیمتان عالی و بینقص باشید بلکه فقط شفافیت و صداقت میخواهند. از شما انتظار دارند که مثل اعضای خانواده با آنها برخورد کنید و بخشی از طایفه، و این یعنی نباید با پنهانکاری به اعتماد آنها خیانت شود.
Warren Buffet میگوید: «20 سال طول میکشد تا نام و شهرت خوبی برای خودتان بسازید و فقط 5 دقیقه زمان لازم است تا تمام آن از بین برود. اگر خوب به این موضوع فکر کنید، مطمئناً عملکرد متفاوتی خواهید داشت.»
4. متفکرانه پاسخ دهید
ارزشش را دارد که تلاش کنید پاسخی متفکرانه و دقیق به دغدغههای مشتریان خود بنویسید. بهترین راه برای جلب نظر مثبت منتقدان و تبدیل کردن آنها به طرفداران وفادار این است که نشان دهید به تجربه آنها اهمیت میدهید و قصد دارید به مشکلات رسیدگی کنید. بر اساس گزارشی که توسط RightNow تهیه شده و به صورت آنلاین توسط Harris Interactive در سال 2011 اجرا شد، 33 درصد از مشتریانی که از سوی برند پاسخی به نظر منفی خود دریافت کردند، در ادامه نظری مثبت ارسال کردند و 34 درصد از آنها نظر منفی اولیه خود را پاک کردند. 85 درصد از مشتریان گفتند که مایلند بین 5 تا 25 درصد بیش از نرخ استاندارد پرداخت کنند تا اطمینان حاصل کنند که تجربه بهتری به عنوان یک مشتری خواهند داشت.
اهمیت دادن واقعاً موثر است. این کار باعث ایجاد اعتماد میشود به شما اجازه میدهد تا رابطه بین خود و مشتریان فعلی خود را هر چه بیشتر تقویت کنید. توصیههای شفاهی از سوی مشتریان فعلی و راضی بیش از پیامهای شخصی برند شما تاثیرگذار خواهند بود و باعث جذب مشتریان جدید میشوند.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]در جهان آنلاین، همه کسب و کارها با هر میزان گستردگی باید برای زمانی که مشکلی پیش میآید، برنامهای جامع برای رسیدگی به بحرانهای ایجاد شده در رسانههای اجتماعی داشته باشند؛ یا حتی بهتر، برنامهای برای پیشگیری از بحران.[/box]
5. هرگز عصبی نشوید و کنترل خود را از دست ندهید
ممکن است به دفعات با نظر مشتریان مخالف روبرو شده باشید. اما رفتار بیادبانه یا حمله به آنها در فورومهای اجتماعی کاملاً غیرقابل قبول است. بهترین اطلاعاتی که میتوانید را ارائه دهید و تا جایی که میتوانید تلاش کنید تا مشتریان راضی باشند. اگر فایدهای نداشت و مشتری اصرار به رفتار بیادبانه و عدم همکاری داشت، بدون توجه به آن عبور کنید؛ در این شرایط که به ندرت پیش میآیند، هر کاری هم که انجام دهید، به اندازه کافی برای آن مشتری خوب نیست.
موضوع دیگر اینکه هیچ چیز را شخصی نکنید. مشتری از شما عصبانی نیست. او از محصول یا برند به صورت کلی ناراحت است. این تعاملات را شخصی تصور نکنید. فقط به برطرف شدن مشکل آنها کمک کنید.
6. یک تیم مدیریت بحران داشته باشید
دوباره به نکته (1) برمیگردیم. وقتی که یک مکالمه دیجیتال درباره موضوعی خاص را رصد کردید، فرصتی منحصربهفرد خواهید داشت تا پیش از اوج گرفتن، آن را حل و فصل کنید. اما مطمئن باشید که روش مناسب برای این کار را میشناسید. این روند باید بخشی از برنامه مدیریت بحران کلی شما باشد. پیشنهاد میشود که تیمی از اعضای بخش روابط عمومی، منابع انسانی، حقوقی، بازاریابی و سایر قسمتهای مرتبط تشکیل دهید. تیمی که اعضای آن بتوانند به سرعت دور هم جمع شوند و پاسخی بیابند که فضای متشنج را آرام و مشکل را به خوبی کنترل و برطرف کند.
7. دسترسی به حسابهای کاربری رسانههای اجتماعی خود را به دقت مدیریت کنید
بارها اتفاق افتاده که کارمندان پستهای شخصی خود را به اشتباه در صفحه رسمی برند پست کردهاند بدون اینکه متوجه شوند حساب کاربری درست را انتخاب نکردهاند. محدود کردن دسترسی به اعضا و مدیران مطلع که آموزشهای مناسب برای این کار را گذراندهاند به جلوگیری از بروز چنین اشتباهاتی کمک میکند.
بدین شکل وقتی کارمندی به بخش دیگر منتقل شود یا شرکت را ترک کند، برای مدیریت دسترسی به حسابهای کاربری روال مناسبی وجود دارد. وقتی فروشگاه موسیقی HMV تعداد زیادی از کارمندان خود را در ژانویه 2013 تعدیل کرد، مدیران متوجه نشدند که تیم بازاریابی آنها – که تعدیل شدند- هنوز به صفحات رسانههای اجتماعی شرکت دسترسی دارند. تیم شروع کرد به اعتراض آنلاین درباره نحوه رسیدگی مدیران به وضعیت به وجود آمده. به عنوان نمونه آنها پیش از قطع شدن دسترسی به حسابهای کاربری شرکت، چنین توییتی را منتشر کردند: «بیشتر از 60 نفر از ما به یک باره اخراج شدیم! اعدام دستهجمعی کارمندان وفاداری که عاشق برند هستند. #hmvXFactorFiring»
8. خط مشیهای نظارت و کنترل پست
اکثر سایتها بخش شرایط و مقررات مخصوص به خود را دارند، اما شما میتوانید خط مشیهای خاص و مد نظر خودتان را نیز در صفحه رسانه اجتماعی خود پست کنید تا به روشنی مشخص شود که چه رفتارهایی در شبکههای اجتماعی شما تحمل میشود و نمیشود. داشتن صراحت در زمینه «قوانین اختصاصی» باعث میشود برخورد با پستهای اهانتآمیز و حذف آنها از طریق ارجاع به قوانین و مشخص کردن رفتاری که با آن مغایریت دارد، سادهتر شود.
9. استخدام مدیران با تجربه برای نظارت بر جوامع آنلاین
هنوز هم سازمانهایی وجود دارند که رسانههای اجتماعی و این جوامع را به چشم مسیری فرعی و کماهمیت نگاه میکنند و کنترل آن را به کارآموزان میسپارند تا هر از گاهی یک توییت منتشر کنند. صفحات شبکههای اجتماعی شما بخشی جداییناپذیر از تصویر و شهرت برند شما محسوب میشوند. پس افراد حرفهای را استخدام کنید! مدیر چنین بخشی باید باتجربه باشد، برند شما را بشناسد، شخصیت و لحن برند شما را درک کند و مهمتر از همه، مشتریان شما را دوست داشته باشند. پست این مدیر بسیار مهم است. او در واقع صدای مشتری در سازمان شماست، پس آن را دست کم نگیرید. به علاوه، یک مدیر باتجربه روش درست برای برخورد با مشتری بدخلق را میداند، میتواند با تلاش افراد برای دسترسی غیرمجاز به این شبکههای اجتماعی مقابله کند و میداند که چه وقت مکالمه را از فضای آنلاین خارج کند.
10. و به یاد داشته باشید… هرگز نمیتوانید همه را راضی کنید
گاهی، به عنوان یک پیشرو و یک برند، باید انتظار داشته باشید که در مورد اقدامات شما سوء تفاهم ایجاد شود. اگر عمیقاً به کاری که انجام میدهید یا به دیدگاه خاص خود باور دارید اما بعضی از افراد با شما همعقیده نیستند، باید آمادگی داشته باشید که بر تصمیم خود پافشاری کنید. در این مورد، باید درباره آن شفافیت و صداقت داشته باشید، دلایل خود برای اتخاذ چنین تصمیمی را اعلام کنید و بگوید چرا اینقدر درباره آن مصمم هستید و آماده باشید که به آرامی به سوالات و انتقادها پاسخ دهید. اینجا همان جاییست که شبکههای اجتماعی شما مهمتر هم میشوند و این فرصتی برای طرفداران شماست (افرادی که با دیدگاه شما موافقند و همین باور را دارند) تا پیام/ دلیل شما را مورد حمایت قرار دهند. در چنین مواردی، علاقه و طرفداری از برند، متحدان قدرتمندی هستند که از شهرت برند شما دفاع و پیام آن را همهجا منتشر میکنند.
همه اشتباه میکنند. اما داشتن یک برنامه منسجم برای رسیدگی به نظرات منفی و شکایات در زمان مناسب و با شفافیت و صداقت، نه تنها به حفظ شهرت و اعتبار برندتان کمک میکند، بلکه بار دیگر ثابت میکند که کسب و کار شما به مشتریان خود اهمیت میدهد و میخواهد که گامی بیشتر برای خوشحال و راضی نگه داشتن شما بردارد.
واقعیت دنیای پیوند اعضا و افرادی که به پیوند عضو نیاز دارند، واقعیت بسیار تلخی است زیرا بسیاری از آنهایی که میتوانند اهداکننده عضو باشند، تصمیم میگیرند این کار را انجام ندهند. درست همین جاست که داستان بازار سیاه و قاچاق اعضا وارد کار میشود. روایت این که چطور انسانها بیدار میشوند و میبینند یکی از کلیههایشان به سرقت رفته است. با گذشت زمان، تبدیل شدن به اهداکننده عضو به رسم معمولتری تبدیل شده. شما میتوانید در داروخانهها هم فرم مخصوص اهدای اعضا را تکمیل کنید و عضو موسسات و نهادهای قابل اعتماد اهدا اعضا شوید.
اما کشورهای اروپای شرقی مشکلات خاص خودشان را دارند. در این کشورها همیشه گمانهزنیها و تردیدهایی در مورد اعضای اهدا شده وجود دارد، بنابراین باید به خوبی به افراد اطلاعرسانی کرد که اهدا اعضا به باند قاچاق ختم نمیشود و کلاهبرداری نیست و انسانهای واقعی از اعضای اهدایی واقعی استفاده خواهند کرد و در این میان فقط نفع فرد نیازمند به عضو در نظر گرفته شده است.
[aparat]http://www.aparat.com/v/txPUI[/aparat]
یک نیت خوب
در این ویدیو موضوع اهدای عضو در کشور لهستان مطرح شده و اهدای قلب در مرکز توجه قرار گرفته است؛ عضو ارزشمندی که فقط بعد از مرگ مغزی فرد و بعد از طی روندهای پیچیده و حساس قابل اهدا است. این کمپین به زبان لهستانی و برای مخاطبان لهستانی اجرا شده، بنابراین کسانی که به خوبی به این زبان مسلط نیستند، کاملاً متوجه کمپین نخواهند شد. ولی از آنجا که اطلاعرسانی برای اهدای عضو در لهستان و برای لهستانیها انجام میشود، مشکلی پیش نخواهد آمد.
چیزی که میبینیم در ابتدا شاید به نظر گیجکننده باشد اما با گذشت زمان، منظور ویدیو واضحتر میشود: #GiveAHeart (قلبی اهدا کنید). این کمپین شما را تشویق میکند تا اگر قصد دارید اهداکننده عضو باشید، از خودتان عکس بگیرید و آن را با این هشتگ در اینستاگرام منتشر کنید تا دیگران بدانند شما در آینده قلب خود را اهدا خواهید کرد. تنها مورد مبهمی که وجود دارد، نحوه سنجش میزان واکنش مخاطبان به این کمپین است. آیا افرادی که این عکسها را لایک میکنند، خودشان اهدا کننده عضو خواهند شد؟ به هر حال، اینستاگرام پلتفرم فوقالعادهای برای اطلاعرسانی و افزایش آگاهی است. ایده عکاسی در حالی که دست فردی غایب به سمت سوژه عکس دراز شده و منتظر دریافت قلب است، به خوبی نشاندهنده مفهوم اهدا و بخشش است و از آنجا که ما عکس گرفتن را دوست داریم، به خوبی درگیر این کمپین میشویم.
لایک کردن عکس
لایک کردن عکس در اینستاگرام (با نماد قلب)، روش بسیار جذابی است که نشان میدهد شما هم دوست دارید در آینده قلب خود را به فرد نیازمندی اهدا کنید. این کمپین بدون نظر گرفتن موانع زبانی، به شکلی مناسب اجرا شده و بر خلاف اکثر تبلیغات مربوط به اهدای عضو، دید و فضای مثبتی دارد چون در نهایت شما با اهدای قلبتان، زندگی یک نفر را نجات میدهید. افراد اهداکننده عضو به عنوان قهرمانان اصلی داستان در مرکز توجه هستند.
به تازگی کمپینهای تبلیغاتی زیادی در حوزۀ PSA یا به عبارتی اطلاعرسانیهای خدمات عمومی در رابطه با استفاده نکردن از تلفن همراه هنگام رانندگی اجرا میشود، اما تعداد کمی از آنها به خوبی کمپین جدید شرکت Ford Motor هستند.
پستهایی که آخر هفته گذشته در اکانت رسمی اینستاگرام جهانی فورد منتشر شد، تصاویری را از زاویه دید رانندگان نشان میدهد به طوری که قلب معروف اینستاگرام که همان نشانۀ لایک کردن تصویر است، در مرکز تصویر قرار گرفته و باعث شده عابرپیادهای که در معرض خطر است دیده نشود.
این کمپین فوقالعاده، مفهوم خیلی خوبی دارد و میتواند همه را طوری تحت تاثیر قرار دهد که خودشان را در آن لحظات حساس تصور کنند. با جنبۀ تصویری بهیادماندنی، استفاده درست از قابلیت بصری رسانه و با یک شعار قوی این کمپین تبلیغاتی در ذهن تعداد زیادی از مردم ثبت میشود.
Vico Benevides مدیر اجرایی خلاقیت شرکت Blue Hive که تبلیغات فورد را برعهده دارد، در گفتگو با سایت Adweek اینطور عنوان کرده است که «ما میخواهیم با یادآوری خطرات استفاده از تلفنهمراه در هنگام رانندگی، به میان گفتوگوهای اجتماعی برویم» . وی همچنین اشاره کرده است که « نشان قلب که افراد را درست وسط خیابان پشت خودش پنهان کرده، تصویر و نماد بسیار خوبی برای انتقال پیام موردنظر ما است. ساده و قدرتمند.»
اینفوگرافیک چهره و ابزار جدیدی برای تبلیغات است. در اینفوگرافیک دو عنصر مهم تبلیغات؛ یعنی طراحی گرافیک و کپیرایتینگ در کنار هم جمع میشوند. این کار باعث میشود پیامی که به شکل اینفوگرافیک انتقال پیدا میکند فرصت این را داشته باشد که علاوه بر پیامش با تصویر نیز توجه مخاطب را به خود جلب کند.
اینفوگرافیک راه خیلی خوبی برای بازریابی محتوایی است که به دلیل به کارگیری تصویر یا عناصر گرافیکی در کنار پیام تبلیغ، میتواند از بازاریابی محتوایی معمولی مؤثرتر عمل کند. اگر شما هم درگیر تولید محتوا برای تبلیغات یا بازاریابی هستنید بهتر است این شش دلیل برای استفاده از اینفوگرافیک را بخوانید:
طراحی و ساخت آنها نسبتاً آسان است
راههای مختلفی برای تولید اینفوگرافیک وجود دارد، از شیوههای قدیمی که نرمافزارهایی مثل فتوشاپ را به کار میگرفتند تا وبسایتهایی که به صورت آماده قالب اینفوگرافیک را به شما میدهند تا متن و تصویر خود را در آن جایگذاری کنید. این باعث میشود شما با استفاده از تولیدات اینفوگرافیک هر هفته به موعد تحویل مطلب یا انتشار در رسانههای اجتماعی خود برسید.
اینفوگرافیک برای تولید محتوا با بودجۀ محدود عالی است
هر گرافیست یا کپیرایتری که دقیق و به خوبی بداند میخواهد چه کار کند میتواند اینفوگرافیک تهیه کند. امروزه امکاناتی ایجاد شدهاند که به شما اجازه میدهند یادداشتهای خود را به اینفوگرافیکی حرفهای تبدیل کنید. اگر در مورد مطلب یا یادداشت خود مطمئن نیستید، میتوانید از یک موسسه یا شرکت یا حتی یک نویسندۀ مستقل بخواهید تا متنی خوب برای اینفوگرافیک مورد نظر شما بنویسد و این معمولاً جایگزین ارزانتری برای راهکارهای بلاگی است.
چشمگیر و جذاب است
یکی از نقاط فروش اینفوگرافیک، گرایش مردم به چیزهای خوشقیافه و و کنتراست رنگهاست و اینکه تصاویر توجه را به سمت موضوع جلب میکنند. به این ترتیب و با بر طرف کردن چالشی که اکثر محتواها با آن مواجه هستند، یعنی جلب توجه مخاطب، اینفوگرافیک خودبه خود شروع به صحبت با مخاطبش میکنند. اینفوگرافیکی که به خوبی طراحی شده باشد خوانش متن را برای مخاطب آسان و احتمال واکنش آنها به موضوع متن را بیشتر میکند.
اینفوگرافیک به راحتی به اشتراک گذاشته میشود
وقتی صحبت از تولید محتوای آنلاین با راههای ارتباطی زیاد و از طریق شبکههای اجتماعی مختلف میشود، قابلیت به اشتراک گذاشته شدن آسان و سریع اهمیت زیادی پیدا میکند. اینفوگرافیک برای به اشتراکگذاری عالی است چون در جابجایی از یک رسانه به رسانۀ دیگر هیچکدام از اطلاعاتش از بین نمیرود یا مخدوش نمیشود. همچنین، به دلیل سادگی ظاهری و اینکه به راحتی خوانده و درک میشود احتمال زیادی برای ویروسی شدن اینفوگرافیک در شبکههای اجتماعی وجود دارد.
نظرات تخصصی را به زبان ساده و روزمره برای همۀ مردم ارائه میدهد
کاری که یک اینفوگرافیک برای مخاطبانش انجام میدهد این است که با ساده ساختن اطلاعات تا جایی که برای همه قابل فهم باشد توجه افراد را به یک مبحث، فارغ از اصطلاحات سخت و پیچیده آن، جلب میکند. اگر میخواهید یک روش خیلی جذاب و از نظر دیداری مجابکننده برای ارائه اطلاعات پیدا کنید اینفوگرافیک میتواند اولین انتخاب شما باشد. مطمئن باشید مخاطب از بین خواندن اینفوگرافیک، جدول و نمودار حتماً اینفوگرافیک را انتخاب میکند.
اینفوگرافیک برای بازاریابی برند عالی است
اینفوگرافیک طراحی بسیار سادهای دارد به همین دلیل یک شرکت میتواند با به کارگیری مجموعهای ار اینفوگرافیکها که موضوع و طرح مشخصی را انتقال میدهند برند خود را معرفی کند. اینفوگرافیک سریعاً جلب توجه میکند و این به بیشتر دیده و شناخته شدن برند کمک میکند.
حرف آخر:
اینفوگرافیک، مؤثرترین راه در بازار آنلاین
اینفوگرافیک پلی است که فاصلۀ بین بازاریاب و موضوع فروش را پر میکند و به این ترتیب بازاریاب میتواند اطلاعات زیادی را از طریق اینفوگرافیک برای مشتریانش مهیا میکند. دن اتسنر، مؤسس شرکت Avila Web، در مورد اینفوگرافیک میگوید: «اینفوگرافیک تا مدتها و در دورههای مختلف به کار میآید و مرتباً به اشتراک گذاشته میشود در حالیکه بسیاری از مقالهها خیلی زود آرشیو میشوند.»
سوال اساسی این است که این ستارهها چقدر دوام میآورند؟
با مطالعه مقالهای به قلم لورن جانسون که در نشریه Adweek منتشر شده، قصد داریم بیشتر به موضوع استفاده برندها از شهرت کاربران پرمخاطب شبکههای اجتماعی بپردازیم و ببینیم این روش تا چه وقت برای برندها مفید خواهد بود.
[divider]
سارا هاپکینز، کاربر معروف اینستاگرام یکی از کاپشنهای برند North Face را برای فروشگاه وسایل ورزشی Dick تبلیغ میکند. او 5600 لایک و کامنت برای این عکس دریافت کرد.
بازاریابان مدتهاست که به ستارههای شبکههای اجتماعی پول پرداخت میکنند تا برایشان عکسها، ویدیوها و توئیتهای مرتبط با برندشان منتشر کنند و حالا بعضی از این شخصیتها هم به خاطر وابستگیهای خود به برندهای مختلف، شهرت زیادی کسب کردهاند. اطلاعاتی که به تازگی منتشر شده نشان میدهد که افراد تاثیرگذار با موفقیت تمام باعث افزایش مشارکت مخاطبان میشوند و بعضی از این افراد که حالا خودشان کارشناسان ماهری هم شدهاند ممکن است تا مدتها در همین زمینه فعال باقی بمانند.
فروشگاه وسایل ورزشی Dick، برای برنامه تعطیلات ماه دسامبر خود با دهها کاربر معروف رسانههای اجتماعی همکاری کرد تا به صورت روزانه محتوای مرتبط با برند آنها را تولید و با این کار همۀ محصولات خود از کاپشن گرفته تا کایاک را تبلیغ کنند. افراد تاثیرگذار حتی عکسهایی را در حسابهای کاربری خودشان به اشتراک گذاشتند و طرفداران را تشویق کردند تا صفحه توییتر این فروشگاه را دنبال کنند. به طور مثال ویدیوی خندهدار و کوتاه «رابی آیالا» در صفحه Vine که او را در حال تمیز کردن استخر و تصویربرداری با دوربین GoPro نشان میداد، حدود 1.3 میلیون بار پخش شد.
[aparat]http://www.aparat.com/v/SZHm6[/aparat]
من جایی که میخواستم را برای اقامت امشب انتخاب کردهام! به صفحه @Dicks در توییتر سر بزنید تا ببینید چطور میتوانید وسایل و تجهیزات سفری مورد نیازتان را برنده شوید! #ChristmasCountdown #spon
این کمپین مخصوص تعطیلات باعث شد وب سایت Dick’s بیش از 130000 کلیک، 6.2 میلیون بار مشارکت، 27.5 میلیون ایمپرشن (تعداد دفعاتی که کمپین در وب سایت دیده شده) و 4000 دنبالکننده جدید در توییتر داشته باشد.
با در نظر گرفتن موفقیت این کمپین، Dick’s در حال حاضر به جای به خدمت گرفتن شخصیتهای جدید (که روش معمول اکثر برندها برای اجرای برنامه با کمک افراد تاثیرگذار متعدد است)، به تلاشی یک ساله برای استفاده از همان افراد آشنای قبلی جهت ترویج برند خود میاندیشد. آقای جی بسنایت، مدیر بخش دیجیتال Dick’s میگوید: «این همکاری فقط به یک بار محدود نمیشود- این نوعی رابطه است که ما با افراد تاثیرگذار در عرصۀ رسانههای اجتماعی ایجاد کردهایم.»
روند چنین کاری مشابه با استخدام کردن یک سخنگو در دنیای دیجیتال است اما با ریسک اضافی، چون محبوبیت شخصیتهای آنلاین اغلب فقط برای مدت کوتاهی دوام میآورد. آقای دن سوارتز، معاون ارشد بخش بازاریابی تعاملی و تحلیل دادهها در شرکت Upshot میگوید: «سرعت اوجگیری و افول این ستارهها واقعاً زیاد است.»
یکی از برندهایی که انتخاب کرده تا به جای استفاده از چهرههای تکرارشونده، از شخصیتهای جدید استفاده کند، Old Navy است. این فروشنده به تازگی و بعد از کمپین تابستانۀ خود، دومین برنامه با کمک افراد تاثیرگذار را برای فصل تعیطلات در شبکه Vine به پایان رسانده است.
این بار، فروشنده از 12 فرد تاثیرگذار در شبکه Vine کمک خواست تا کمپینشان با موضوع اهدای جایزه طی 12 روز را ترویج کنند. مشابه با روش «تبادل هدیه فیل سفید» که نوعی رسم اهدای هدیه به دوستان و اقوام در خانواده است، این برند هم هر 24 ساعت یک بار با انتشار ویدیویی، هدیه آن روز را مشخص میکرد. سپس کاربران Vine باید یک ویدیوپست میکردند با این مضمون که یا یک هدیه قبلی را از فرد تاثیرگذار دیگری میدزدند یا اینکه هدیه روز را برای خودشان نگه میدارند. در مجموع، این کمپین 6600 دنبالکننده در شبکه Vine و 84000 مشارکت ایجاد کرد.
[aparat]http://www.aparat.com/v/V3LCr[/aparat]
[aparat]http://www.aparat.com/v/90YES[/aparat]
تیلور باکس، مدیر بخش دیجیتال و رسانههای اجتماعی Old Navy گفت: «این برند به جای استفاده مجدد از ستارههای کمپین تابستانی، تصمیم گرفت کاربران جدیدی را به خدمت بگیرد تا کاری کنند که محتوای تولید شده هیچ تشابهی با آگهیهای پولی ها نداشته باشد. ما نمیخواهیم آشکارا رویکردی مختلکننده داشته باشیم، بنابراین در ابتدای کار محتوایی شبیه پیام بازرگانی و تجاری را انتقال نخواهیم داد.»
بدون در نظر گرفتن تصمیم برند برای نحوه همکاری با افراد تاثیرگذار، افراد منفیباف مطمئن نیستند که این ستارههای رسانههای اجتماعی در نهایت بتوانند تغییری در فروش ایجاد کنند- موضوعی با سابقه بحثهای طولانی که قدمتش به اندازه خود رسانههای اجتماعیست.
اما همان طور که رشد پلتفرمهای اجتماعی مانند Snapchat نشان میدهد، رشد جهشی در میزان مشارکت و آگاهی از برند، مهمترین معیارها برای سنجش عملکرد رسانههای اجتماعی هستند.
شان میلر، معاون ارشد بخش استراتژی در Rokkan میگوید: «بازاریابان جدی و پرتلاش متوجه هستند کارکرد رسانههای اجتماعی چیزی فراتر از سنجش تاثیر بر میزان فروش است.»
شرکتها تمایل دارند از هر فضایی بهرهبرداری تبلیغاتی کنند؛ غافل از اینکه بسیاری از رسانهها قابلیتهای دیگری نیز دارند که برندها از آن استفاده نمیکنند. شرکت تولیدکننده موادغذایی برتر، از آن دسته برندهای قدیمی بازار است که تا چندوقت گذشته حضور چندانی در تبلیغات نداشته است اما این برند نیز مانند مابقی رقبا وارد میدان شده و با استفاده از رسانههای مختلف شروع به تبلیغات کرده است. برتر علاوه بر رسانههای قدیمی سراغ شبکه اجتماعی اینستاگرام نیز رفته است.
این شرکت سعی کرده به اینستاگرام به عنوان یک رسانه تبلیغاتی نگاه نکند و شیوه بازاریابی محتوایی را در آن اجرا کند. محسن رهگذر مدیر توسعه کسب و کار دیجیتال شرکت مشاور و مجری برنامههای اخیر برند برتر در رسانههای اجتماعی نیز در ادامه به سوالات «فرصت امروز» پاسخ میدهد.
[divider]
نگاه «فرصت امروز» به کمپین دیجیتال شرکت برتردر گفتگو با محسن رهگذر
توجه به سبک زندگی مخاطبان برند برای ایجاد ارتباط معنادارتر
محسن رهگذر، مدیر واحد کسب و کار دیجیتال آژانس تبلیغاتی تمام خدمت بادکوبه، درباره فعالیتهای برند برتر در اینستاگرام میگوید: از اواخر سال گذشته مجموعه فعالیتهای 360 درجهای برای برند برتر در آژانس تبلیغاتی تمام خدمت بادکوبه طرحریزی و اجرا شد. پس از تحقیقات گسترده و برگزاری جلسات مختلف گروهی (Focus Group) و مطالعه اطلاعات دریافت شده، شناخت دقیقتری نسبت به گروه هدف این برند در بازار به دست آوردیم که این اطلاعات به طور عمده به برند برتر کمک میکند تا مصرفکنندگان و حوزه بازار خود را بهتر بشناسد. این مجموعه فعالیتها با هدف برنامهریزی برای برندسازی مجدد برتر (Rebranding) در زمینههای گسترده ادامه پیدا کرده است. در نهایت پیش از تدوین استراتژی حضور برند برتر در رسانههای اجتماعی، با مطالعه و بررسی اطلاعات به دست آمده از تحقیقات به شناخت دقیقی از دغدغهها و الگوی رفتار گروه مخاطب برند برتر، یعنی بانوان، دست پیدا کردیم و بعد از آن به طراحی استراتژی و نقشه راه برای حضور برتر در رسانههای اجتماعی پرداختیم. عنصر اصلی این استراتژی، توجه به سبک زندگی مخاطبان برتر و ایجاد ارتباط معنادار بین این سبک زندگی و ظرفیتها و فرصتهایی است که برند برتر و محصولات آن پیش روی مخاطبان قرار میدهند. در این سبک زندگی مشخص میشود که گروه هدف از انجام چه فعالیتهایی در زندگی خود لذت میبرند و چه موضوعاتی جزو اولویتها و دغدغههای آنها به شمار میآید.
محسن رهگذر با اشاره به شعار تازه برتر در دور جدید فعالیتهای ارتباطی این برند میگوید: «آسانتر، سالمتر با برتر» شعار جدید برند است که از این پس مورد استفاده قرار خواهد گرفت. واژههای آسانتر و سالمتر دقیقاً برگرفته از نکاتی هستند که در سبک زندگی گروه مخاطبان اولیه برتر از اهمیت زیادی برخوردار است. در نهایت به ایده مجلهای به نام «زندگی به سبک برتر» رسیدیم و بر همین اساس تقویم رسانهای و برنامه بازاریابی محتوایی برند برتر تهیه شد. در آغاز راه نیز اینستاگرام را به عنوان رسانه اجتماعی اصلی انتخاب کردیم. برنامه محتوایی این مجله حول سه موضوع تغذیه، اجتماعی و سرگرمی شکل گرفت و برای هر کدام از این موضوعات پستهای مختلف و متعددی طراحی و تولید شده است.
این متخصص بازاریابی دیجیتال درباره هدف اجرای این شیوه میگوید: رسانههای سنتی به تنهایی، مثل گذشته اثربخش نیستند. موضوع مهم دیگر این است که در رسانههای نوین، مخصوصاً رسانههای اجتماعی، نباید از همان شیوههای تبلیغات سنتی استفاده کرد. به طور مثال برندها باید سراغ راهکارهای نوینی بروند. برند برتر از روش بازاریابی محتوایی استفاده میکند. در این شیوه بازاریابی، برند به جای تکیه بر تبلیغ مستقیم و انتشار محتوایی مانند آگهیهای متداول تبلیغاتی، با خلق محتوای ارزشمند توجه مخاطبان را به خود جلب میکند.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]«آسانتر، سالمتر با برتر» شعار جدید برند است که از این پس مورد استفاده قرار خواهد گرفت. واژههای آسانتر و سالمتر دقیقاً برگرفته از نکاتی هستند که در سبک زندگی گروه مخاطبان اولیه برتر از اهمیت زیادی برخوردار است.[/box]
محسن رهگذر، در پاسخ به این سؤال که آیا محتوای تولیدی در جذب بانوانی که هر روز در معرض هزاران پیام مختلف در زمینه سلامتی و تغذیه قرار دارند، موفق بوده یا خیر؟ میگوید: در رسانههای اجتماعی به راحتی میتوان جذاب بودن یا نبودن محتوای تولیدی را اندازه گرفت. بررسیها نشان میدهد محتوای مجله زندگی به سبک برتر از طریق آموزش، سرگرم کردن و توانمندساختن مخاطبان و نیز معرفی روشهایی برای استفاده از محصولات متنوع برتر تا اینجا برای آنان جذاب بوده و نرخ تعامل قابلتوجهی داشته است؛ حتی شاید درصد کمی از محتوای تولیدی برای مخاطب آشنا و تکراری نیز باشد اما همین محتوا، با ارائه متفاوت و طراحی ساده و مینیمال و در عین حال متناسب با این رسانه اجتماعی به محتوایی جذاب تبدیل شده است تا جایی که مخاطبان آنها را در صفحات و نقاط دیگری از شبکههای اجتماعی بازنشر میکنند یا به صورت داوطلبانه در رسانههای اجتماعی دیگر مانند تلگرام و. . . به اشترک میگذارند. اگر محتوای تولیدی جذاب نبود، مطمئناً شاهد این قبیل واکنشها از طرف مخاطبان نبودیم و محتوای تولیدی در حال ویروسی شدن نبود.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]رسانههای سنتی به تنهایی، مثل گذشته اثربخش نیستند. موضوع مهم دیگر این است که در رسانههای نوین، مخصوصاً رسانههای اجتماعی، نباید از همان شیوههای تبلیغات سنتی استفاده کرد. [/box]
در نهایت پستهای قرار گرفته در صفحه اینستاگرام برتر را نباید با آگهیهای تبلیغاتی مقایسه کرد. اینستاگرام ماهیت متفاوتی نسبت به آگهیهای محیطی و رسانههای دیگر دارد، برخی از برندها به اشتباه، تنها معیار موفقیت در شبکههای اجتماعی را تعداد بالای دنبالکنندهها میدانند. همین موضوع باعث میشود که در دام دنبالکنندگان غیرواقعی و غیرفعال بیفتند که هیچ منفعتی برای برند آنها ندارند. برند برتر در اینستاگرام نزدیک به 6000 هزار دنبالکننده واقعی دارد ولی موضوع مهم نرخ تعامل و مشارکت مخاطبان است. تعداد زیادی از پستهای این صفحه کامنت و لایک قابل توجهی را از طرف مخاطبان دریافت کردهاند و در عین حال افراد زیادی هم در همان پستها دوستان خود را به دیدن محتوای جذاب دعوت کردند. یکی از نکات مهم اینجاست که حدود 60درصد دنبالکنندگان فعلی از طریق دعوت دنبالکنندگان اولیه جذب صفحه شدهاند، یعنی مجله «زندگی به سبک برتر» قبلا در جلب توجه آنها موفق عمل کرده است.
صفحۀ اختصاصی برند برتر در شبکۀ اینستاگرام
برقراری ارتباط دو طرفه؛ کلید اصلی موفقیت بازاریابی محتوایی
رهگذر میگوید: اگر شبکههای اجتماعی تبدیل به محلی برای انتشار محتوای کاتالوگ برند شود و برند با مخاطبانش تنها مونولوگ و ارتباط یک طرفه داشته باشد، قطعاً مسیر نادرستی را انتخاب کرده است. تمرکز در شبکههای اجتماعی باید روی تولید محتوای غنی و جذاب و مرتبط با برند، تعامل دو طرفه با مخاطب و قواعد اصول بازاریابی نوین باشد. نکته حائز اهمیت دیگر این است که تبلیغات یا رسانههای پولی باید مکمل بازاریابی محتوایی باشند. آگهیهای تبلیغاتی هرگز نباید به خود محتوای شبکههای اجتماعی تبدیل شوند. ارتباط برقرار کردن با مخاطب از طریق فعالیتهای بازاریابی و روابط عمومی به نسبت تبلیغات راحتتر است و تجربه نشان داده که مخاطبان بعد از چنین فعالیتهایی، برند را راحتتر به یادآوردهاند.
محسن رهگذر درباره راهکارهای بهبود محتوا برای مخاطبان برند برتر میگوید: تعداد زیادی از مخاطبان در مورد بسیاری از پستهای منتشر شده نظر دادهاند و تیم مدیریت شبکههای اجتماعی ما براساس این بازخوردها متوجه میشوند که چه پستهایی به تغییر نیاز دارند و تولید چه پستهایی باید ادامه یابند. تیم محتوای ما بر همین اساس محتواهای متنی، تصویری و ویدئویی را خلق میکند. وی یادآور شد بازاریابی محتوایی برتر تنها به اینستاگرام محدود نمیشود و به زودی مجله «زندگی به سبک برتر» نیز از طریق وب سایت برتر در دسترس مخاطبان قرار خواهد گرفت.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]برخی از برندها به اشتباه، تنها معیار موفقیت در شبکههای اجتماعی را تعداد بالای دنبالکنندهها میدانند. همین موضوع باعث میشود که در دام دنبالکنندگان غیرواقعی و غیرفعال بیفتند که هیچ منفعتی برای برند آنها ندارند. [/box]
افزایش فروش با تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطبان
محسن رهگذر در پاسخ به این سوال که آیا روند حرکتی برتر روی فروش این برند نیز تأثیرگذار خواهد بود یا نه، میگوید: هدف اصلی، افزایش آگاهی مخاطبان نسبت به برند و تعامل متقابل برند با مخاطبانش است، به دلیل ضریب نفوذ شبکههای اجتماعی در بین مخاطبان، این آگاهی در میانمدت روی فروش این برند نیز تأثیرگذار خواهد بود. این مشاور بازاریابی دیجیتال در پایان میگوید: برندهای ایرانی هنوز در مرحله آزمون و خطای حضور در شبکههای اجتماعی به سر میبرند. برندها با حضور در شبکههای اجتماعی فورا سراغ ابزارها و تبلیغات میروند و اکثرا برنامه یکپارچهای برای این حضور ندارند. در حالی که در این مسیر باید به عنصر مهم تولید محتوای غنی توجه داشته باشند. محتوای مفید برای مخاطب تعاملگرای امروزی از اهمیت بالایی برخوردار است. مخاطب امروزی هوشمند است و خودش مدیریت رسانه را بهدست میگیرد. در نتیجه اگر برندها محتوای غنی و درستی را برای جذب چنین مخاطبانی تولید کنند به راحتی میتوانند آنان را به سمت خود بکشانند.
مطلب کامل را در وب سایت روزنامۀ فرصت امروز مطالعه کنید.