پادکستی که میشنوید، از مجموعه پادکستهای بادکوبه است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات میپردازیم.
امروز در این قسمت از پادکست بادکوبه به پنج ویژگی مهم زبان بدن میپردازیم. ویژگیهایی که موجب میشوند نتایج بهتری در کسب و کار داشته باشیم. منبع ما برای این قسمت سایت دیجیاتو است.
یک مدیر موفق کیست؟ کسی که صرفا مدیریت میکند؟ مسلما خیر. او باید این توانایی را داشته باشد روی سایرین تاثیر مثبت و الهامبخش داشته باشد. مدیر موفق کسی است برای یک جلسه بسیار حائز اهمیت، علاوه بر خودش، تیم و حتی طرف مقابلش را هم آماده کند.
یکی از مواردی که در این امر تاثیر بسزایی دارد، زبان بدن است. زبان بدن باعث میشود شما چند درجه قویتر از سایر مدیران موفق ظاهر شده و در دید عموم به یک ابرقهرمان تبدیل شوید. در این یادداشت قرار است نگاهی داشته باشیم بر ۵ ویژگی مهم زبان بدن.
۱. شما تنها هفت ثانیه وقت دارید!
در تعاملهای تجارت و بیزینس، اولین برخورد بسیار اهمیت دارد. دقیقا در همان بدو ملاقات است که ذهنیت فرد نسبت به شما شکل میگیرد و به سختی در آینده تغییر میکند. در نتیجهی پژوهشهای مختلف، شما تنها هفت ثانیه وقت دارید نظر مساعد یک غریبه را به خود جلب کنید. برای موفقیت در این ویژگی چند نکته را اشاره میکنیم:
درست رفتار کنید: پیش از ورود مشتری به دفترتان، تمام جوانب را در نظر بگیرید و به صورت آگاهانه انتخاب کنید چه نوع رفتاری باید از خودتان بر اساس سن، جنس و موقعیت شغلی فرد مقابل نشان بدهید.
لبخند بزنید: لبخند زدن، یک سیگنال مثبت در رهبران و مدیران موفق است. با لبخند زدن به نوعی دیگران را دعوت به آغاز یک مکالمه و دوستی میکنید.
تماس چشمی برقرار کنید: به نظر میرسد نگاه مستقیم به چشمان دیگران، یک نوع انرژی ساطع میشود و ناخودآگاه علایق و سلایقتان به فرد القا میشود.
اندکی رو به جلو خم شوید: اگر شما اندکی روی صندلی بدنتان را به سمت جلو حرکت دهید یعنی شما به مبحث مورد نظر علاقه نشان میدهید. اما نسبت به فضای حریم شخصی دیگران احترام بگذارید و از یک حدی بیشتر به آنها نزدیک نشوید.
دست بدهید: سریعترین راه برای ارتباط برقرار کردن با دیگران. تحقیقات مختلف نشان میدهد قدرت تاثیرگذاری یک لحظه دست دادن در ابتدای معاشرت به اندازه یک مکالمه سه ساعته است.
۲– اعتماد دیگران را با رفتارهای شفاهی و غیرشفاهی جلب کنید
اعتماد نسبی زمانی میان چند نفر برقرار میشود که گفتههایتان با آنچه زبان بدنتان نشان میدهد مطابقت داشته باشد.
عصبشناسان در دانشگاه کولگیت واقع در نیو یورک با موضوعِ «تاثیرات ژست انسان بر مغز» به نتایج جالبی دست یافتند. زمانی که زبان بدن فرد با گفتههایش مطابقت نداشت، پژوهشگران امواجی را مشاهده کردند که انسان در زمان گوش دادن به حرفهای غیرضروری در مغزش بیشتر فعال است. پس تا حد امکان سعی کنید در سخنرانی عجله نکنید و اگر تازهکار هستید حرکت نکردن و ژست خاصی نگرفتن بهتر از این است مدام دست و سرتان را به هر طرف پرتاب کنید.
۳– قدرت در دستان شماست
شاید شما هم به این نکته دقت کرده باشید وقتی آدمها درباره یک موضوع مورد علاقهشان در یک جمع صحبت میکنند، ناخودآگاه حرکات بدنشان فعالتر میشود. همچنین دست و بازوهایشان بیشتر حرکت دارد تا آنچه دلشان میخواهند را با قدرت هر چه بیشتر، به سایرین القا کنند.
تحقیقات نشان میدهد مخاطبینتان علاقه دارند تا شما مثل یک بازیگر فعالیت حرکتی داشته باشید. البته اگر شما در خانوادهای تربیت شدهاید که دقیقا نقطه مقابل این ویژگی را در خود میبینید نیز جای نگرانی وجود ندارد. چرا که این نوع رفتار باعث میشود دیگران فکر کنند شما یک فرد منضبط، منطقی، با صلابت هستید. با این تفاسیر شمایید که باید شرایط را بسنجید.
۴– ارتباط چهره به چهره با دیگران داشته باشید
کاملا درست است که قرن بیست و یک، عصر ارتباطات است و میتوان با نامهنگاری و ارسال ویدیو چت با دیگران ارتباط برقرار کرد اما کماکان ارتباط چهره به چهره با اختلاف اثربخشترین خصیصه رفتاری جهت یک مکالمه موفق به شمار میرود.
در حقیقت دیگران را با ارتباط چهره به چهره مجاب میکنید درباره شما به صورت ناخودآگاه و غیرشفاهی قضاوت کنند. بر همین اساس احتمال ایجاد یک اعتماد نسبی نیز افزایش پیدا میکند. ما از صحبتهای دیگران تنها بخش کمی از شخصیتشان را درک میکنیم. آنچه که در ذهن میماند همان ویژگیهای غیرشفاهی فرد مقابل است. ناخودآگاهتان حتی با نوع ریتم تنفس فرد مقابلتان قادر است رفتار و شخصیتش را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد.
مهمترین چیز در یک ارتباط کلامی، شنیدن چیزهایی است که به زبان آورده نمیشود.
اخیرا کشف شده درون مغز انسان، نوع جدیدی از یاختههای عصبی تحت عنوان نورونهای آیینهای وجود دارد که احساسات، عواطف و رفتارهای دیگران را مثل یک ضبط صوت در مغز به ثبت میرساند و به همین خاطر هنگامی که شما با فردی، یک رفاقت طولانی مدتی پیدا میکنید، امکان دارد زبان بدن و طرز فکرتان تا حدود زیادی به دوست صمیمیتان شباهت پیدا کند. البته اینکه بین نورونهای آیینهای دو فرد، کدام یک غالب از آب در میآید همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. آنچه که اهمیت دارد این موضوع است که رفتارهای غیرشفاهی، بیشتر در ذهن دیگران به یادگار باقی میماند تا صحبت و حرفهای بلندپروازانه شما. بنابراین اگر پروژه بسیار مهمی برای یک شرکت قرار است به سرانجام برسانید یا درخواست بسیار مهمی از یک فرد بلندمرتبه دارید، به یک تماس تلفنی یا کنفرانسهای ویدیویی بسنده نکرده و با ملاقات مستقیم و چهره به چهره، به مطلوب و دلخواه خود برسید.
۵– اگر قادر نباشید زبان بدن فرد مقابلتان را بخوانید، بیشتر از نصف مکالمه را از دست دادهاید
شما نباید تمام توجهتان را تنها در ارسال یک سیگنال و پیام مثبت معطوف کنید. چرا که خواندن سیگنال نیز به همین اندازه و چه بسا بیشتر، اهمیت داشته باشد. مهمترین چیز در یک ارتباط کلامی، شنیدن چیزهایی است که به زبان آورده نمیشود.
هر نوع ارتباط میان دو موجود زنده و هوشمند، از دو کانال شفاهی و غیرشفاهی ایجاد میشود. همانطور که اشاره داشتیم ارتباط شفاهی به تنهایی کافی نیست و عدم مهارت کافی در خواندن زبان بدن فرد مقابلتان میتواند به شدت به مکالمهای که در جریان است ضربه مهلکی وارد سازد.
به عنوان مثال اگر دیگران ارتباط مستقیم چشمی با شما ندارند یا سرشان را میخارانند، احتمال دارد نسبت به آنچه میگویید علاقهای نداشته باشند و شما اگر متوجه این موضوع نباشید، در حقیقت تنها وقتتان را هدر دادهاید. به همین منظور به آرامی صحبت کنید تا حرکات مخاطبین خودتان را زیر نظر بگیرید.
با تکرار و تمرین تقریبا به درجهای خواهید رسید که نواقص فاحش در زبان بدنتان را به راحتی تشخیص میدهید و با ردیابی اشتباه و رفع نواقصتان به راحتی میتوانید با دیگران ارتباط بهتری بگیرید.
پادکستی که میشنوید، اولین قسمت از مجموعه پادکستهای بادکوبه در سال 1398 است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات میپردازیم.
امروز و در این قسمت، درباره ده قدم برای جذاب کردن یک پادکست صحبت میکنیم. ما برای گردآوری این قسمت از پادکست به سراغ سایت وی ادیت پادکستس رفتهایم.
احتمالا ممکن است فکرکنید پادکست صرفا یک محتوای سرگرمکننده است اما اینطور نیست. در حال حاضر بزرگترین بازاریابان دنیا از پادکست به عنوان یک وسیله قدرتمند برای تحقیق و تسریع در به چشم آمدن کسبوکارشان استفاده میکنند.
هر پادکست به دنبال رشد کیفیت خود است و شنوندهها مبنای اصلی برای مشخص شدن موفقیت شما هستند. امروز ما به شما چند روش را معرفی میکنیم که از طریق آنها میتوانید باعث رشد پادکستتان شوید.
1-شبکه، شبکه، شبکه
یک راه خیلی آسان و پربار برای رشد پادکست شما این است که با جامعهی علاقهمند به پادکست در ارتباط باشید. به این مسئله نه صرفا به عنوان رقابت که به عنوان راهی برای گسترش پایگاه شنوندگان خود نگاه کنید.
مصاحبه با افراد مختلف هم راه دیگریست که هم میتواند کیفیت محتوای تولید شدهی شما را بالا ببرد و هم رابطی بین شما و مخاطبان هدف باشد. از طرفی همکاری با دیگران میتواند راهی برای یادگیری نکات و ترفندهای جدید به حساب بیاید.
به بازاریابی پادکست خودتان نیز فکر کنید. اینترنت شلوغ است و شما باید از کلمات کلیدی، عناوین، توضیحات و محتوای مناسب استفاده کنید. بدیهیست پادکستی که در صفحه اول گوگل نمایش داده میشود باعث جذب بیشترین شنونده میشود تا پادکستی که در صفحه 50 نمایش داده میشود و این بدین معنی است که علاوه بر درج کلمات کلیدی مورد نظر، اسم و توضیحات هر اپیزود را هم درج کنید.
2-انتخاب یک میزبان خوب برای پادکست
هر پادکستی احتیاج به یک میزبان خوب برای انتشار دارد. طوری که موازی با رشد شما در تولید پادکست، این میزبان قادر به ارایه یک شبکه سریع و قابل اعتماد نیز باشد. بعضی از پلتففرمها به صورت رایگان کار میکنند. پیشنهاد میکنیم در شروع کار ابتدا به سراغ آنها بروید.
3-با اینترنت در ارتباط باشید
قطعا شما به تنهایی نمیتوانید تبدیل به یک پادکست موفق شوید بلکه نیاز به تعامل با دیگران دارید. پلتفرمهای جالب زیادی در اینترنت وجود دارند که میتوان از آنها برای شبکه و بحث و گفتگو استفاده کرد. از این پلتفرمها برای ارتباط با شنوندگان، شنوندگان جدید بالقوه و حتی مهمانان جدید استفاده کنید. یک ارتباط واقعی بسازید! شما یک بانک دانش دارید که خیلیها به دنبال آن هستند. این روش میتواند یک روش بسیار خلاقانه و سازنده برای نمایش هدف مورد نظرتان باشد.
4-به دنبال انتخاب کردن تبلیغات کلاسیک باشید
گاهی اوقات کلاسیکترین تبلیغات تنها روش برای پیش رفتن هستند. این فقط یک استراتژی اولیه است. یک نوع معیار موقت تا زمانی که شما به آن رشدی که میخواهید برسید. جذب اولین شنوندگان سختترین کار شماست. به همین دلیل ارزش دارد با سرمایهگذاری آنها را به مخاطبین همیشگی تبدیل کنید. به غیر از روشهای تبلیغاتی کلاسیک، استفاده از امکانات پادکستهای موفق دیگر هم میتواند یک روش موثر باشد. البته این روش ریسک مالی نیز در پی دارد اما در درازمدت کارساز خواهد بود.
5-استفاده موثر از رسانههای اجتماعی
برای یک پادکست خوب و موفق ما احتیاج به وقت و تعهد برای تولید و انتشار آن داریم ولی فراموش نکنیم که این به معنی اتلاف وقت نیست. استفاده از رسانههای اجتماعی برای پخش یک پادکست ضروریست. به جای صرفا انتشار قسمتهای جدید، استراتژیهای خود را تغییر دهید و حتی یک حرکت جذاب و متفاوت داشته باشید مثل گذاشتن لایو در فیسبوک یا اینستاگرام برای مخاطبانتان یا تبدیل بخشی از برنامه به یک ویدیو در پادکست. همچنین از گذاشتن اپیزودهای خود در پلتفرمهای مختلف برای جذب شنوندگان جدید استفاده کنید.
6-اپلیکیشنهای پادکستخوان
برنامههای گوشیهای هوشمند برای پادکستها رو به افزایش است و بسیاری از مردم دوست دارند که پادکستها را از طریق تلفن همراه خود گوش دهند. شما باید از تمام روشها و موقعیتها برای رشد پادکست خود استفاده کنید تا روش بهتر را کشف کنید.
7-مخاطبان را به شنوندهها تبدیل کنید
هیچ روش بهتری یرای جذب مخاطب وجود ندارد، مگر اینکه مخاطبانی را که در مورد پادکست شما اطلاعاتی دارند به شنوندگان تبدیل کنید. به عنوان یک تولید کننده پادکست سعی کنید شنوندگان خود را در سطح خودتان ببینید. این بدین معنی است که آنها میخواهند تا حد امکان از شما بشنوند. از جمله از طریق ایمیل. داشتن گزینه اشتراک ایمیل در وب سایت شما، افزون بر افرادی که از iTunes استفاده میکنند یا کسانی که در خوراک RSS خود مشترک شما هستند؛ مخاطبان بیشتری برای شما به ارمغان خواهد آورد. بدین ترتیب مخاطبان هدف و شنوندگان پادکست همپوشانی بیشتری پیدا میکنند و شما هم در یک موقعیت برنده قرار میگیرید.
8-تشویق شنوندهها
پادکست شبیه یک رسانه شخصی است که به شنوندگان دائم شما اجازه میدهد احساس کنند شما را به عنوان یک دوست میشناسند. این باعث میشود که پادکست جایی برای تعامل با طرفدارانتان باشد. از طریق پیوندی که میان شما و آنها برقرار میشود، فرصتی پیش میآید که شما درک بهتری از مخاطبان خود پیدا کنید. اینکه مخاطب از شما چه میخواهد، به چه نیاز دارد و چه انتظاری دارد. از طرفی باعث درک بیشتر ویژگیهای شخصی شما به عنوان یک میزبان توسط شنوندگانتان میشود.
9-محصول خود را بازاریابی کنید
پادکست شما همان محصول شماست. بسیار مهم است که شما «محصول» خود را به منظور افزایش مخاطب به بازار هدف بفرستید. همانطور که قبلا هم صحبت شد، پادکست خود را در وبلاگ، میکرو وبلاگها یا حتی پیشنمایشهای اینترنتی نمایش دهید. مرحله بعدی تمرکز بر روی تبلیغات، کسبوکارها یا خبرنامهها است. هر زمان که یک اپیزود جدید منتشر میکنید آن را در شبکههای اجتماعی خود تبلیغ کنید و آن را برای مخاطبان خود به اشتراک بگذارید و چه در حسابهای شخصی و چه شغلی خود در رسانههای اجتماعی به آن بپردازید. رمز موفقیت، سرعت در به اشتراکگذاری است.
10-برگزاری کمپین و جشنواره
شما میتوانید گاهی برای بیشتر درگیر کردن مخاطبان خوب اقدام به برگزاری مسابقه یا کمپین مشارکتی کنید. درگیر کردن مخاطب با محتوای پادکست آنها را بیشتر جذب شما و محصولتان میکند.
در نهایت مهمترین مسئله این است که از پادکست خود لذت ببرید و مخاطبان خود را در این لذت شریک کنید و آوازهی خود را به گوش همگان برسانید.
پادکستی که میشنوید، از مجموعه پادکستهای بادکوبه است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات میپردازیم.
امروز در این قسمت از پادکست بادکوبه دوباره به سراغ سایت دیجیاتو رفتهاین و به مبحث استرس میپردازیم و از هفت راهکار ثابت شده برای کنترل استرس و تبدیل آن به انگیزه صحبت میکنیم.
اگر شخصی همواره استرس داشته باشد، ذهنیت منفی بر ذهن او غالب میشود و همیشه احساس خستگی فیزیکی یا ذهنی میکند. در این صورت فرد تصور میکند ک هدر شرایط محیطی نامطلوبی گیر افتاده و قدرت این را ندارد تا مشکلات را حل کند. چه بخواهیم و نخواهیم این مسئله جزئی از زندگیست و باید راهکاری برای کنترل استرس پیدا کنیم.
بهترین روش برای مقابله با استرس، تبدیل آن به انگیزه است. اگر این راهکار به درستی عملی شود، تمام هدفهایی که پیش از آن غیر ممکن به نظر میرسید، در دسترس قرار میگیرند. به عبارتی استرس موجب میشود که فرد به پتانسیل واقعی خود برسد.
کنترل استرس کار سختی است و فرد باید بیاموزد که مرز نازکی میان تنش سودمند و استرس شدید وجود دارد. ۷ راهکار ثابت شده برای این مسئله وجود دارد که میتواند کنترل استرس را آسانتر کند.
۱.استرس میتواند سودمند باشد، با آن مقابله نکنید
روانشناسان باور دارند که استرس مفید هم وجود دارد و آن eustress مینامند. زمانی که شما برای روی دادن اتفاقی هیجان زده میشوید، چنین استرسی سراغتان میآید. برای مثال هیجان پس از بستن اولین قرارداد کاری چنین استرسی به شما میدهد. شما حس خوبی دارید و برای فعالیت کاری بیشتر انگیزه میگیرید.
نوعی دیگری از استرس نیز وجود دارد که در مواجه با اتفاق ناگهانی سراغ افراد میآید. این استرس میتواند هم خوب و هم بد باشد. در واقع اتفاق و باور فرد بر اساس نتیجه آن است که نوع استرس را تعیین میکند. بهتر است این نوع استرسها را بشناسید تا بتوانید مدلهای منفی و آزار دهنده را به استرس مثبت تبدیل کنید.
۲.لنگرها را بیاندازید
بدون وجود استرس، فرد کم کم عطش خود برای فعالیت و موفقیت را از دست میدهد. یکی از راهکارهای استرس این است که به آن واکنش نشان ندهید. انعطاف پذیری ما در برابر مشکلات و استرس از نحوه مقابله با شرایط سخت مشخص میشود؛ اینکه ما چقدر میتوانیم با تاثیرات استرس کنار بیایم و آن را پشت سر بگذاریم.
این مهارت به راحتی بدست نمی آید اما بهترین روش برای نادیده گرفتن استرس به شمار میرود. پس لنگرها را بیاندازید و با هر اتفاقی انگیزهتان را از دست ندهید.
۳.با استرستان کنار بیایید
البته محققان تخمین زدهاند که حتی استرس خوب نیز اگر همیشگی باشد میتواند تاثیرات منفی زیادی در زندگی و رفتارهای فرد ایجاد کند. این مسئله ممکن است به بی خوابی، فشار خون بالا و پایین آمدن توانایی سیستم ایمنی بدن منتهی شود.
در نهایت افسردگی، بیماری قلبی و چاقی اثرات پایانی استرس همیشگی روی بدن خواهد بود. با این حال انتخاب روشی سودمند برای کنترل استرس میتواند به کمک افراد بیاید.
در این مواقع بهترین کار این است که از خود بپرسید آیا نگرانی و استرس در این لحظه میتواند به من کمک کند؟ مطمئناً در شرایط استرسزا میتوانید روی کمک و حمایت خانواده یا دوستانتان حساب کنید.
۴.محدودیتهایتان را تشخیص دهید
قانون طلایی کنار آمدن با استرس، شناخت محدودیتهاست. شما باید یاد بگیرید زمانی که نمی توانید مسئولیتی را بپذیرید، به درخواستها نه گفته و عهدهدار آنها نشوید. البته گفتن این مسئله بسیار آسانتر از انجام آن است. شاید تصور کنید بهتر است کارهای بسیاری را با هم انجام دهید اما مسلماً با قبول کردن مسئولیتهای جدید نمیتوانید تمامی وظایف قبلی را به نحو احسن تمام کنید. این مسئله موجب میشود که فشار زیادی به شما وارد شده و حتی اگر پیشتر توانایی انجام تمامی وظایف را هم اثبات کرده باشید، باز هم ممکن است نتوانید همه آنها را به بهترین نحو عملی کنید.
۵.درک کنید که روی همه چیز کنترل ندارید
واقعیت دردناک زندگی این است که شما روی همه چیز کنترل ندارید و نمی توانید آنچه برایتان پیش میآید را پیشبینی کنید. لحظهای به آنچه در محدودهی کنترلی شما وجود دارد، فکر کنید؛ شما تنها می توانید اقدامات و نحوه برداشتتان از اتفاقات را کنترل کنید.
شاید بتوانید روی مسائل مختلفی اثر بگذارید اما نمیتوانید آنها را به کلی تغییر داده یا کنترل کنید. نکته مهم این است که نگرش و دیدگاه شما درباره اتفاقات رخ دادهی پیرامونتان، تایین کنندهی بسیاری از مسائل به شمار میرود.
این مسئله را درک کرده و فقط روی آنچه به شما مربوط میشود تمرکز کنید.
۶.حل مسئله و نگرانی، کدام یک مهتر است؟
اینکه شما همیشه نگران اتفاقات و دیالوگهای رخ نداده باشید میتواند به استرس منفی شما بیافزاید. باید بپذیرید که شما هم انسانید و ممکن است مرتکب اشتباه شوید.
با درک این حقیقت بهتر میتوانید به حل مسئله بپردازید. در این مواقع از خود بپرسید که آیا نگرانی من در نتیجه تاثیر میگذارد؟ انتخاب میان حل مسئله و نگرانی بسیار اهمیت بالایی دارد و میتواند در کنار مدیریت استرس به شما کمک کند.
۷.فرصتها را از دست ندهید
استرس از ترس در برابر اتفاقات غیر قابل پیشبینی نشات میگیرد و شاید مکانیزم دفاعی بشر در برابر تغییرات به شمار رود. وقتی اتفاقی میافتد شما مجبورید به آن پاسخ دهید.
شاید از نظر شما عجیب به نظر برسد اما افراد موفق از وقوع اتفاقات غیر قابل پیش بینی لذت میبرند چرا که در این صورت فرصتی برای عملکرد بهتر بوجود میآید.
بسیاری از بهترین دستاوردهای اشخاص موفق، نتیجه تحمل شرایط استرسزایی بودهاند که هر کسی قادر به تحمل آنها نیست. این شرایط موجب میشود که به پتانسیل واقعی خود پی برده و عملکرد بهتری از خود برجای بگذارید.
پادکستی که میشنوید، از مجموعه پادکستهای بادکوبه است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات میپردازیم.
امروز در این قسمت از پادکست بادکوبه به سراغ ده نفر از موفقترین زنان ایرانی در حوزه علم و فناوری میرویم. ما برای گردآوری این قسمت از پادکست به سراغ سایت دیجیاتو رفتهایم.
به تازگی روز زن و روز مادر را پشت سر گذاشتیم. از طرفی امروز نیز روز جهان زنان بود. به همین مناسبت در این قسمت به معرفی ده نفر از موفقترین زنان ایرانی حوزه علم و فناوری میپردازیم. تعدادی از این بزرگان در زمینههای خاص خود به بالاترین افتخارات دست پیدا کرده و باعث درخشش نام ایران و تسهیل زندگی بشر شدهاند.
۱. مریم میرزاخانی
سال ۱۳۵۶ شاهد تولد یکی از ستارههای فراموشنشدنی سپهر ریاضیات ایران بودو. مریم میرزاخانی که در دبیرستان فرزانگان تحصیل میکرد، اولین دانشآموز دختری بود که با دریافت مدال طلای کشوری به تیم ملی المپیاد ریاضی راه یافت. او جواب اعتماد مربیانش را با دو طلای پیاپی جهانی داد. مریم یکی از کسانی بود که از تصادف اتوبوس دانشجویان شرکتکننده در بیست و دومین دورهی مسابقات ریاضی جان سالم به در برده بود. میرزاخانی پس از پایان تحصیلات ریاضی در دانشگاه شریف، برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا راهی آمریکا شد و تحت نظر کورتیس مکمولن، از برندگان مدال فیلدز مدرک phd را دریافت کرد. تقدیر این بود که خود او در سال ۲۰۱۴ به خاطر تحقیق در زمینه «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانهای آنها» به عنوان اولین زن برنده جایزه فیلدز، همسطح نوبل ریاضی شود. حتی به خاطر سپردن نام این تحقیق هم چندان آسان نیست.
میرزاخانی از سال ۱۳۹۲ به سرطان مبتلا شده بود و پس از چهار سال این بیماری مهلک به مغز استخوانش نفوذ کرد. سرانجام این نابغه ریاضیات در ۲۳ تیر ۱۳۹۶ فرشته مرگ را در آغوش کشید. اتحادیه بینالمللی انجمنهای ریاضی جهان برای بزرگداشت یاد میرزاخانی روز تولد او (۲۲ اردیبهشت) را به عنوان «روز جهانی زن در ریاضیات» نامگذاری کرده است.
۲. پردیس ثابتی
ثابتی سال ۱۳۵۴ در تهران به دنیا آمد و سه سال بعد همراه خانواده راهی آمریکا شد. او از نوجوانی به تحصیل و موسیقی علاقه بسیاری داشت و لیسانس خود را در رشته زیستشناسی از MIT دریافت کرد. وی در سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۶ به ترتیب دو دکترای مختلف را در رشتههای ژنتیک و پزشکی از دانشگاههای معتبر آکسفورد و هاروارد با درجه ممتاز دریافت کرد. وی سومین زنی است که در تاریخ هاروارد به این افتخار نائل میشود.
ثابتی در دوران تحصیل و پس از آن تحقیقات بسیاری را انجام داده که شامل الگوریتم تعیین اثرات ژنتیک بر تکامل بیماری و رویکرد آماری اطلاعاتی تعیین بخشهای در معرض انتخاب طبیعی میشود.
ثابتی به عنوان استاد مرکز زیستشناسی تکاملی هاروارد مشغول فعالیت است و سرپرستی گروه خوانش ژنوم انسان و تعیین کروموزومهای ابولا را بر عهده دارد. CNN در ۲۰۰۷ از او به عنوان یکی از هشت نابغهای نام برد که زندگی بشر را متحول میسازند. او همچنین به عنوان یکی از ۱۰۰ زن نابغه جهان انتخاب شده و از بنیاد گیتس نیز ۲ میلیون دلار کمک هزینه تحقیقاتی دریافت کرده است.
۳. پریسا تبریز
پریسا متولد ۱۹۸۳ است و پدری ایرانی و مادری لهستانی دارد. او تاکید کرده که تا پیش از ورود به دانشگاه چندان با کامپیوتر سر و کار نداشته اما حالا «شاهزاده امنیت» گوگل است. تبریز از دوازده سال پیش به استخدام گوگل درآمده و از ۲۰۱۱ مدیریت بخشی را برعهده دارد که سیصد هکر چیره دست از سراسر دنیا را زیر یک چتر گرد آورده است. وی هم اکنون سرپرستی بخش امنیت مرورگر محبوب کروم را برعهده دارد.
تا چند سال قبل نام پریسا تبریز در فهرست ۳۰ چهره برجسته فناوری با کمتر از ۳۰ سال سن در کنار افرادی چون مارک زاکربرگ قرار داشت.
۴. انوشه انصاری
اغلب ایرانیها انوشه را تنها به واسطه سفر ۹ روزه به فضا میشناسند اما موفقیتها و خدماتش به علم به مراتب بیشتر از یک سفر تفریحی است.
وی ۲۱ شهریور ۱۳۴۵ در مشهد به دنیا آمد اما در ۱۸ سالگی همراه خانواده راهی آمریکا شد. انوشه از کودکی عاشق نجوم و فضا بود اما در دانشگاه رشته مهندسی الکترونیک و علوم رایانه را انتخاب کرده و در نهایت از دانشگاه جورج واشنگتن مدرک کارشناسی ارشد مهندسی الکترونیک را دریافت کرد. وی کارشناسی ارشد دوم خود را هم در رشته ستارهشناسی اخذ کرده است.
انصاری جدای از تحصیلات در زمینه کسب و کار بسیار موفق است و از این راه به درآمد قابل توجهی دست پیدا کرده. وی مؤسس، رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل شرکت فناوری ارتباط از راه دور تلهکام بود که سال ۲۰۰۱ در ازای ۱۰.۸ میلیون دلار از سهام سونوس مبادله شد. او همچنین بنیانگذار و مدیرعامل کمپانی Prodea Systems است.
۵. ترانه رضوی
این پزشک ایرانی از معدود افرادی است که گوگل سلامت کارکنانش را به دست آنها سپرده. وی فارغالتحصیل پزشکی از دانشگاههای معتبر استانفورد و جرج واشنگتن است و در ابتدای شروع فعالیت در مانتن ویو مطبش تنها یک کمد بوده است. به گفته دکتر رضوی کارکنان گوگل آنقدر دقیق هستند که به آسانی زیر بار تشخیص یا تجویز پزشک نمیروند و باید آنها را با ارائه سند و حتی مقالات معتبر قانع کرد.
۶. آلینوش طریان
آلینوش طریان آبان ١٢٩٩ در خانواده ارمنی در تهران به دنیا آمد. پدر و مادرش هردو در زمینه ترجمه آثار از فارسی به ارمنی دستی بر آتش داشتند. آلینوش پس از پایان دوران دبیرستان در آموزشگاه انوشیروان دادگر زرتشتیان، برای تحصیل در رشته فیزیک وارد دانشگاه تهران شد. چهار سال بعد و پس از اخذ مدرک در همین مرکز به عنوان متصدی عملیات آزمایشگاهی دانشکده علوم استخدام شد. آلینوش پس از مدتی به فکر ادامه تحصیل با بورس تحصیلی افتاد اما دکتر حسابی به خاطر زن بودن با این درخواست مخالفت کرد.
آلینوش سپس با هزینه شخصی و کمک پدر راهی دانشگاه پاریس شد. او از این دوران و آشنایی با دختر ماری کوری به عنوان یکی از بهترین سالهای زندگی یاد میکند. وی پس از دریافت مدرک دکترا در ۱۳۳۷ و با رد پیشنهاد تدریس در سوربن به ایران بازگشت تا در دانشگاه تهران به تدریس بپردازد.
وی نه تنها خانه خود را وقف دانشجویان بی بضاعت کرد بلکه کتابخانه غنی خود را هم به کتابخانه ملی اهدا کرد. طریان از پایهگذاران اخترفیزیک، نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی و نخستین تلسکوپ خورشیدی ایران است و به خاطر خدمات ارزندهاش به عنوان «مادر نجوم ایران» شناخته میشود. وی همچنین یکی از چهرههای ماندگار در عرصه علمینیز محسوب میشود. آلینوش طریان در ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ در ۹۰ سالگی چشم از جهان فرو بست.
۷. فریناز کوشانفر
فریناز سال ۱۳۵۵ در تهران به دنیا آمد. این محقق برجسته دوران دبیرستان و کارشناسی برق را در دبیرستان معتبر فرزانگان و دانشگاه شریف طی کرده و سپس برای ادامه تحصیل راهی ایالات متحده شد.
او رشته برق و کامپیوتر دانشگاه UCLA را برای مقطع کارشناسی ارشد انتخاب کرد. کوشانفر سپس برای دریافت دکترا راهی دانشگاه برکلی، از بهترین مراکز آموزشی آمریکا شد و به خاطر پاس کردن تعداد زیادی از واحدهای آمار و احتمال همزمان فوق لیسانس این رشته را هم اخذ کرد. وی هم اکنون مشغول تدریس در دانشگاه کالیفرنیا سن دیگو است.
از افتخارات و جوایز فریناز کوشانفر باید به جایزه مخترع جوان سال دانشگاه MIT در ۲۰۰۸ اشاره کرد که به خاطر طراحی نوعی از میکروتراشهها به وی اهدا شد. او همچنین در سال ۲۰۱۱ به عنوان یکی از نخبگان علوم جدید و مهندسی از دست اوباما جایزه گرفت. نشریه تکنولوژی ریویو هم او را به عنوان یکی از ۳۵ مخترع برتر جوان دنیا برگزیده است.
۸. مونا جراحی
جراحی تنها ایرانی است که نشان «استعداد برتر حرفهای جوان سال» را در میان ۱۰۲ نامزد از باراک اوباما دریافت کرده است. او در سال ۱۳۵۵ در تهران به دنیا آمد و پس از اخذ لیسانس برق در دانشگاه صنعتی شریف، برای تحصیل در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا راهی دانشگاه استنفورد شد. جراحی مقطع پسادکترا و تحقیقات کاربردی خود را هم در همین مرکز صورت داد.
پروفسور مونا جراحی یکی از تاثیرگذارترین دانشمندان و محققان ارشد دانشکده علوم کامپیوتر و آزمایشگاه الکترونیک تراهرتز دانشگاه میشیگان است. فناوری تراهرتز بخشی از طیف الکترومغناطیس است که بین فرکانس امواج نور و فرکانس امواج رادیویی قرار میگیرد. این فناوری در زمینههای پزشکی، دارویی و ماشین آلات کاربرد فراوانی دارد و دریافت جایزه استعداد برتر هم مدیون همین موفقیتها بود.
از دیگر افتخارات وی میتوان به جایزه پیشگامان مهندسی از آکادمیملی بنیاد مهندسی «گرِینجر»، جایزه پیشرفت شغلی زودهنگام از بنیاد ملی علوم و جایزه محققین جوان از دفتر تحقیقات نظامیآژانس پروژههای دفاعی پیشرفته اشاره نمود.
۹. آزاده تبازاده
وی کاشف ارتباط بین افزایش گاز دی اكسيد کربن ناشی از محصولات مصرفی صنعتی و فرسایش لایه اوزون است. تبازاده در سال ۱۳۴۶ در ایران متولد شد و پس از وقوع جنگ ایران و عراق همراه خانواده به آمریکا مهاجرت کرد. او در سال ۱۹۸۸ و در حالی که تنها ۲۱ سال داشت به عنوان معاون پژوهشی گروه شیمیدانشگاه کالیفرنیا انتخاب شد و در ۱۹۹۹ هم بالاترین نشان افتخار اعطا شده توسط دولت ایالات متحده به دانشمندان و مهندسان به نام «جایزه ریاست جمهوری» را دریافت کرد.
وی مدرک دکترای خود را در رشته شیمیاز دانشگاه UCLA دریافت کرد و سپس به عنوان محقق ارشد به مرکز تحقیقات ایمز ناسا پیوست. این مرکز از سال ۱۹۳۹ تا کنون در زمینههای مختلف علوم فضایی فعالیتهای گستردهای داشته و نقش مهمیدر بسیاری از ماموریتهای ناسا ایفا میکند.
دکتر تبازاده سابقه تدریس در دانشگاه کالیفرنیا سن دیگو را دارد و تا کنون بیش از ۶۰ مقاله در زمینههای مختلف چاپ کرده است. وی جوایز بسیاری را از سازمانهای دولتی و علمیاز آن خود کرده که شامل اتحادیه ژئوفیزیک آمریکا، انجمن هواشناسی آمریکا، ناسا، دفتر علم و فناوری کاخ سفید و انتخاب شدن به عنوان یکی از ۱۰ استعداد برتر آمریکا در سال ۲۰۰۲ است.
۱۰. رکسانا ورزا
رکسانا در خانواده ای تحصیل کرده به دنیا آمد که در سال ۱۹۷۹ از ایران مهاجرت کرده بودند. پدرش فارغ التحصیل دانشگاه معتبر «استنفورد» و مادرش معلم زبان بود که علاقه وافری هم به علم و دانش داشتند. او در سال ۱۹۸۵ در کالیفرنیای آمریکا به دنیا آمد که امروزه به لطف سیلیکون ولی به مهد فناوری دنیا تبدیل شده است.
«رکسانا ورزا» در حالی که سی و چند سال بیشتر ندارد، مدیر بزرگترین پردیس استارتاپی جهان به نام «استیشن اف»، عضو «شورای نوآوری اتحادیه اروپا» (EIC) و از اعضای هیئت مدیره قدیمیترین خبرگزاری جهان به نام AFP است.
پادکستی که میشنوید، از مجموعه پادکستهای بادکوبه است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات میپردازیم.
امروز در این قسمت از پادکست بادکوبه میخواهیم به مورد مهم و جذابی بپردازیم. میانگین حقوق پرداختی سالانه موفقترین شرکتهای آمریکایی. ما برای گردآوری این قسمت از پادکست به سراغ سایت دیجیاتو رفتهایم.
با نزدیک شدن به پایان سال صحبتهای زیادی راجع به میانگین حقوق در ایران مطرح میشود. البته بررسی میانگین درآمد در کشورهای مختلف یا حتی مقایسه میزان حقوق در آمریکا با متوسط درآمد کشورهای جهان ، کار درستی نیست چرا که ایالات متحده اکنون موفقترین شرکتهای دنیا را در خود جای داده. بدین شکل متوسط درآمد در آمریکا به شدت بالا رفته و متوسط حقوق سالانه نیز در این کشور بالا میرود. با این حال تصمیم گرفتیم به بررسی این موضوع بپردازیم و ببینیم میانگین حقوق پرداختی سالانه موفقترین شرکت های آمریکایی، مخصوصاً کمپانیهای فعال در حوزه تکنولوژی چقدر است؟
کمترین میانگین حقوق پرداختی سالانه در آمریکا چقدر است؟
دولت فدرال آمریکا، حداقل حقوق ساعتی را ۷.۲۵ دلار اعلام کرده و شخصی که این میزان درآمد داشته باشد در پایان سال حداقل ۱۵ هزار دلار حقوق گرفته است. بسیاری از شرکتهای آمریکایی به کارکنان سطح پایین خود همین مبلغ را پرداخت میکنند و این مسئله موجب میشود که میانگین حقوق پرداختی سالانه آنها کمتر از ۴۰ هزار دلار بشود
البته شرکتهای موفق سعی میکنند برترین نیروها را استخدام نمایند و حتی طی دورههای کارآموزی مختلف، کارکنان جدید را تحت نظر قرار دهند تا بهترین افراد را برگزینند. به همین دلیل آنها سعی میکنند رضایت آنها را فراهم کنند و حقوق بسیار بیشتری به آنها پرداخت کنند. از این رو متوسط حقوق پرداختی سالانه شرکتهای موفق بالا میرود و شش رقمی میشود.
متوسط حقوق پرداختی سالانه ۳۱ شرکت موفق آمریکا چقدر است؟
نشریه Wall Street، مهرماه سال گذشته به بررسی میانگین حقوق پرداختی شرکتهای مختلف پرداخته و متوجه شده که کدامیک از کمپانیهای معروف بیشترین میزان حقوق را پرداخت میکنند. حال با هم به مرور جزئیات حقوق پرداختی این شرکتها میپردازیم.
۱۰.کوالکام
کوالکام که در حوزهی ارتباطات مخابراتی فعالیت میکند دهمین شرکت در این لیست است. در این شرکت دستیار منابع انسانی با سالی 54 هزار دلار کمترین و مدیرارشد مهندسی نرمافزار با 175 هزار دلار بیشترین حقوق را دریافت میکنند. متوسط حقوق سالانه پرداختی در این شرکت: ۱۱۲ هزار دلار است.
۹.گوگل
گوگل را که همه میشناسند. این شرکت سالیانه به طور متوسط 113 هزار دلار حقوق به کارمندان خود پرداخت میکند. که دریافتی کمترین آنها 35 هزار دلار در سمت افسر امنیتی و بیشترین آن مدیر گروه محصولات با ۲۲۳ هزار دلار است.
۸. یاهو
یاهو نامآشنای قدیمی خیلی از ما سالانه و به طور متوسط به کارمندان خود ۱۱۵ هزار دلار میپردازد. سمتی که بیشترین حقوق سالانه را دریافت میکند، سرپرست مهندسی فنی با ۱۸۶ هزار دلار است و کمترین حقوق سالانه را هم مهندس مرکز عملیات شبکه دریافت میکند با ۴۸ هزار دلار
۷. ای بی
میانگین حقوق سالانه پرداختی در این فروشگاه اینترنتی ۱۱۷ هزار دلار است. سهم مدیرارشد استراتژی با بالاترین حقوق دریافتی ۲۱۸ هزار دلار و مربی آموزش به عنوان کمترین حقوق 37 هزار دلار در سال است.
۶. مایکروسافت
در شرکت سختافزار و نرمافزار کامپیوتری معروف مایکروسافت کارمندان به طور میانگین سالی ۱۱۷ هزار دلار دریافت میکنند که در این بین مدیر ارشد اطلاعات با ۲۳۷ هزار دلار بیشترین دریافتی و هماهنگکننده برنامه غیرانتفاعی با ۳۸ هزار دلار کمترین دریافتی را دارند.
۵. فیسبوک
پنجمین شرکت در این لیست یکی از محبوبترین شبکههای اجتماعی جهان یعنی فیسبوک است. اگر شما در این شرکت شاغل شوید میتوانید امیدوار باشید که به طور میانگین میتوانید سالیانه حدود ۱۱۷ هزار دلار حقوق دریافت کنید. در این شرکت بیشترین حقوق سالانه را مدیر توسعه با ۱۷۱ هزار دلار دریافت میکند و کمتر دریافتی هم از آن حسابدار با ۴۴ هزار دلار در سال است.
۴. لینکدین
در شبکه اجتماعی لینکیدین که اتفاقا یک شبکهی اجتماعی کاریابی است، میانگین حقوق سالانه حدود ۱۲۰ هزار دلار است. سمتی که بیشترین حقوق سالانه را در لینکدین دریافت میکند مدیر تکنولوژی اطلاعات با ۱۵۴ هزار دلار است . سمتی که کمترین حقوق سالانه را دریافت میکند تحلیلگر صورتحساب با ۴۵ هزار دلار.
۳. اپل
و اما غول بزرگ جهان تکنولوژی یعنی اپل. اپل به کارکنان خود به صورت میانگین در طول سال حدود ۱۲۱ هزار دلار پرداخت میکند که بیشترین آن با 196 هزار دلار سهم مدیر ارشد مهندسی است و کمترین هم با 28 هزار دلار سهم دستیار خردهفروشی.
۲. توییتر
در این لیست شبکههای اجتماعی حضور پررنگی دارند. مقام دوم این لیست به توئیتر میرسد با میانگین حقوق سالانهی پرداختی ۱۲۲ هزار دلار. در توئیتر سرپرست مدیریت محصول با ۱۷۴ هزار دلار بیشترین حقوق را در سال دریافت میکند و متخصص محتوا با ۵۴ هزار دلار کمترین حقوق را.
1-Vmware
در صدر این لیست وی ام ویر قرار دارد. شرکت نرمافزار کامپیوتری معروف آمریکایی که به طور سالیانه حدود ۱۲۶ هزار دلار به کارمندان خود پرداخت میکند. شغلی که بیشترین حقوق سالانه را در این شرکت دریافت میکند مدیر ارشد مهندسی با ۱۷۲ هزار دلار است و کمترین حقوق یعنی ۴۷ هزار دلار مربوط به نماینده فروش داخلی است.
با توجه به میانگین حقوق پرداختی کمپانیهای آمریکایی شما دوست دارید در کدامیک از این شرکتها مشغول بکار شوید؟
پادکستی که میشنوید، از مجموعه پادکستهای بادکوبه است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات میپردازیم.
امروز در این قسمت از پادکست بادکوبه دربارهی تجارت جدیدی به نام B2Iصحبت میکنیم. ما برای گردآوری این قسمت از پادکست به سراغ سایت زومیت رفتهایم.
محصولات و خدمات جدید برندها با سرعت زیادی به سمت شخصیسازی شدن برای هر مشتری تغییر میکنند.
پیشرفت سریع تکنولوژی باعث شده است محصولات شخصیسازی شده و تجربهی مشتری به مزایای رقابتی جدید تبدیل شده و جنبههای قدیمی کسبوکار فراموش شوند. همانطور که میدانید اغلب کسبوکارها به سه دستهی B2B یعنی تجارت با سایر کسبوکارها و B2C یعنی تجارت با مشتری و C2C یعنی تجارت مستقیم مصرفکنندگان با یکدیگر تقسیمبندی میشوند. اما در نظر گرفتن یک شخص تنها بهعنوان یک مشتری صحیح نیست. زمانی که صاحب کسبوکار مشتری را تنها به چشم خریدار کالا میبینید یعنی اهمیتی برای شخصیت او قائل نیست و لیست خرید او بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد.
این موضوع در مورد تجارت B2B نیز صادق است. بسیاری از کسبوکارها در معاملات خود عواملی که باعث تمایز انسانها میشود یعنی قضاوت و اعتماد را نادیده میگیرند. اگر چنین چیزی درست بود همهی معاملات تجاری باید تنها بر اساس قیمت انجام میگرفت. به عبارتی تفاوت میان تجارت B2B و B2C دیگر مانند گذشته برای کسبوکارها مفید نیست و باید به نوع جدیدی از تجارت یعنی B2I فکر کرد. I از ابتدای کلمهی individual به معنای شخص یا فرد گرفته شده است. این روزها دلیل اصلی موفقیت و شکست کسبوکارها توانیشان در ساخت و نگهداری روابط با افراد است. یک کسبوکار برای رسیدن به موفقیت باید اعتماد مشتری را جلب کند یا محکوم به شکست خواهد بود.
این واقعیت نوعی برگشت به دنیای غیر صنعتی و زمانی را نشان میدهد که اغلب محصولات بر اساس علاقهمندی مشتری طراحی میشد. بهعنوان مثال در گذشته بسیاری از مغازههای لباس فروشی خودشان تولیدکنندهی اجناس یعنی لباسها بودند. خیاط با هر مشتری قرار ملاقات جداگانه داشت تا در مورد سایز، پارچه، مدل مورد نظر و سایر جزئیات اطلاعات کسب کند. اما تولید انبوه و خردهفروشی همه چیز را تغییر داده است. شخصیسازی اجناس بر اساس سلیقهی مشتری از بین رفت و این روزها مردم لباسهایی را خریداری میکنند که برای بسیاری از افراد قابل استفاده است.
اما کسبوکارها بار دیگر به سمت شخصیسازی کردن هر محصول برای هر مشتری میروند. این یعنی باید استانداردهای محصولات و خدمات خود را مانند خیاطها به طور پیوسته تغییر دهند. کسبوکارها فاقد از صنعتی که دارند به سمت تولید محصولات شخصیسازی شده برای هر فرد در کمترین زمان حرکت میکنند. بهعنوان مثال شرکتهایی مانند آدیداس ویژگیهای جدیدی را به خرید آنلاین اضافه کردهاند که مشتری میتواند درخواستهای خود را عنوان کرده تا محصولی بر اساس سلیقهی شخصی او ساخته شود.
در تجارت B2B نیز اتفاقات مشابهی رخ داده است و بسیاری از کسبوکارها طرح و رنگ مورد نظر خود را به کارگاههای تولیدی سفارش میدهند. یا بسیاری از شرکتهای بیمه کارمندان و نیروی کار کسبوکارها را بر اساس نیاز منابع انسانی بیمه میکنند. درنتیجه مشتریها از سایر کسبوکارها نیز انتظار ارائهی خدمات مشابه دارند. تحقیقات Salesforce روی بیش از ۶۷ هزار مشتری و کسبوکار نشان میدهد ۸۴ درصد مشتریها و ۸۳ درصد کسبوکارها ترجیح میدهند بهعنوان یک فرد خاص در نظر گرفته شوند نه تنها یک عدد.
شرکت آمازون نیز در کسبوکار آنلاین خود به سمت شخصیسازی کردن خدمات حرکت میکند. به این صورت که با استفاده از یادگیری ماشین محصولات موردعلاقهی کاربر را به او نشان میدهد و فرآیند خواندن نقد سایر مشتریها را تسهیل میکند. از طرفی نتیجهی تحقیقات دیگری نشان داده است ۷۴ درصد مشتریها حاضر هستند بهای بیشتری پرداخت کنند تا تجربهی بهتری داشته باشند. خدماتی که یک کسبوکار بعد از فروش محصول یا خدمات ارائه میدهد به اندازهی خود محصول یا خدمات ارزش دارد.
چسباندن برچسب مشتری به افراد به معنای نادیده گرفتن شخصیت آنها و اهمیت ندادن به علاقهمندیهایشان در تولید محصول و خدمات است.
برای داشتن کسبوکاری که بتواند تجربهی خوبی را برای مشتری رقم بزند، رهبران کسبوکار باید در نحوهی استفاده از دادههای مربوط به کاربران تجدید نظر کنند. این یعنی باید شناخت بهتری از شخصیت افراد داشت و به لیست خرید آنها اکتفا نکرد. با این حال بسیاری از شرکتها هنوز هم به دادهی جمعآوری شده از تعامل با کاربران اهمیت نمیدهند. در صورتی که هر بخش از کسبوکار دادههای مفیدی از ارتباط با کاربران دارد و تنها کافی است به روشی درست از آنها استفاده کند.
کسبوکارها ترجیح میدهند برای شناخت بیشتر مشتریها از دادههای جمعآوری شده از سایر منابع استفاده کنند و این کار اشتباه است. دادههای جمعآوری شده از هر بخش کسبوکار باید توسط سایر بخشها قابل مشاهده و استفاده باشد. ناگفته نماند جمعآوری داده نیز باید با روشی درست باشد و به حریم خصوصی کاربران احترام گذاشته شود.
با این حال داده به تنهایی برای بهبود تجربهی مشتری کافی نیست. هوش مصنوعی باید وجود داشته باشد که این دادهها را تحلیل کرده و نیازهای مشتری را پیشبینی کند. بهعنوان مثال یک خیاط مجازی باید سایز، پارچهی مورد علاقه، شیوهی لباس پوشیدن و سایر جزئیات همهی مشتریها را بداند تا بتواند بهترین پیشنهاد را به هر مشتری ارائه دهد.
یا تصور کنید شخصی به دلیل موقعیت شغلی خود به یک شهر زیاد مسافرت میکند و هر بار در هتل یکسانی اقامت دارد. صاحب این هتل میداند چگونه باید از اطلاعات جمعآوری شده در راستای خدمات بهتر استفاده کند درنتیجه اتاق مسافر مورد نظر را بر اساس سلیقهی او شخصیسازی میکند. به این صورت که دما و نور اتاق را بر اساس سلیقهی مشتری تنظیم میکند، غذای مورد علاقهی او را با روشی که دوست دارد پخته شود در منوی غذا درج میکند، بعد از روشن شدن تلویزیون فیلمی از هنرپیشهی مورد علاقهی او را که تا به حال مشاهده نکره برای پخش پیشنهاد میدهد، مدل ماشینی که قصد دارد بخرد را بهعنوان ماشین اجارهای معرفی میکند و همچنین خوردن داروهای مسافر در زمان مشخص را به او یادآوری میکند.
انجام این کارها بازاریابی نیست بلکه استفاده از هوش مصنوعی و استفاده از دادههای جمعآوری شده از مشتریها برای بهبود تجربهی خرید و شخصیسازی خدمات نام دارد.
سلام، وقت بخیر
پادکستی که میشنوید، از مجموعه پادکستهای بادکوبه است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات میپردازیم.
امروز در این قسمت از پادکست بادکوبه به معرفی سه کتاب میپردازیم. ما برای گردآوری این قسمت از پادکست به سراغ سایت زومیت، سایت انتشارات سیته و انتشارات اطراف رفتهایم.
1-اعترافهای یک تبلیغاتچی
دیوید اگیلوی را «پدر علم تبلیغات» میدانند و بسیاری از بزرگترین برندهای دنیا او را در مقام «نابغهی ایدهپردازی» میشناسند. این کتاب که نخستین بار در سال 1963 به چاپ رسیده، دنیای تبلیغات را منقلب کرد و کتاب مقدس نسل تبلیغاتچیهای دههی 1960 نامیده می شود. کتابی که خواندن آن همیشه به فعالان این حوزه پیشنهاد میشود.
چگونه میتوان یک بنگاه تبلیغاتی را اداره کرد؟ چطور مشتری پیدا کنیم؟ چطور مشتریان خود را نگه داریم؟ چطور یک مشتری خوب باشیم؟ چطور میتوان درست تبلیغ کرد؟ چگونه یک آگهی تبلیغاتی بنویسیم؟ چطور آگهیهای تصویری و پوستر بسازیم؟ چطور یک تبلیغ تلویزیونی خوب بسازیم؟ چطور میتوانیم برای محصـولات غذایی، شهرهای دیدنی و داروهای اختصاصی تبلیغ بسازیم؟ چطور به اوج قله صعود کنیم؟ و آیا تبلیغکردن باید منسوخ شود؟… اینها موارد و موضوعاتی هستند که شما میتوانید در موردشان در این کتاب مطالعه کنید.
و اما مطالعهی این کتاب برای چه کسانی مفیدتر خواهد بود؟
علاقهمندان به تبلیغات و تاریخ تبلیغات، تبلیغاتچیها و آژانسهای تبلیغاتی، ایدهپردازها، گرافیستها و کپیرایترها از مخاطبان اصلی این کتابند.
در این کتاب میخوانیم که:
در ابتدای راه وقتی دنبال مشتری میگشتم، به سراغ کسانی میرفتم که دوست داشتم کارشان را به ما بسپارند و همیشه با طرح این پرسش سر صحبت را باز میکردم که به نظر شما عمر مفید یک شرکت تبلیغاتی چند سال است و بیشترین فاصله میان دوران فراز و فرود آن چقدر میتواند باشد؟ مگر غیر از این است که هر چند سال یک بار یک شرکت به موفقیت چشمگیری دست پیدا میکند و هر آنچه را که در چنته دارد، به کار میگیرد تا مشتریانِ آنهایی را که دیگر رمقی برای نوآوری ندارند، به سمت خود بکشد و با کارهای ارزندهاش همه را شگفتزده کند؟! وقتی چند سال به همین منوال گذشت، بنیانگذاران که حالا دیگر ثروتی به هم زدهاند و میخواهند مجال بیابند تا خستگی کار را از تن به در کنند، بیانگیزه میشوند و آتشفشان خاموش، هیبت خود را از دست میدهد. اگرچه هنوز پابرجاست و به خاطر اسم و رسم و مشتریان قدیمی، بخاری از آن بلند میشود، ولی تولیداتش چیزی جز حرفهای تکراری و شبیهسازی کارهای قدیمی نیست. این جاست که بوی کهنگی شامهها را آزار میدهد و رقبا جان تازهای میگیرند؛ تازهنفسهایی که کمربندها را محکم بستهاند و خیال تصاحب جهان را در سر دارند. تعداد ستارههایی که این گونه افول کردهاند، کم نیست و همیشه کارمندان چنین شرکتهایی پیش از همه خبردار میشوند که اوضاع از چه قرار است؛ ولی پذیرش حقیقت برای هیچ کس آسان نیست.
وقتی صحبتم به این جا میرسد، میبینم طرف مقابل سخت به فکر فرو رفته، زیرا این واقعیت برای هر صنفی مصداق دارد و تازه پی میبرد که شرکت خودشان هم پیش از تبلیغ به چیزهای دیگری احتیاج دارد. در هر حال، من با این روش موفق شدم مشتریان خوبی پیدا کنم. هرچه باشد، وقتی حساب بانکیات خالی است، دست به هر کاری میزنی.
این کتاب در نشر سیته و توسط رویا گذشتی ترجمه شده است.
2-گاو بنفش اثر ست گادین
انتخاب با شماست که کاملا در کانون توجهات باشید یا نامرئی. این نظر «ست گادین» است که شما یا «گاو بنفش» هستید یا نیستید؛ یعنی یا متمایزید یا دیده نخواهید شد.
ست گادین نویسندهای پرفروش و کارآفرین و سخنرانی بینالمللی است. علاوه بر اینکه معروفترین وبلاگ حوزهی بازاریابی جهان را دارد که مرتب هرروز آن را بهروز میکند، بیش از هجده کتاب در حوزهی کار و بازاریابی نوشته است. ازجمله شیب، گاو بنفش، قبایل، مهرهی حیاتی و بازاریابی اجازهای.
او یکی از افرادی است که به وبلاگنویسی روزانه برای رسیدن به موفقیت بهشدت اعتقاد دارد. علاوهبر اینکه ست گادین به سخنرانیها و نوشتههایش معروف است، در مقام کارآفرین، دو شرکت با نامهای اسکیدو و یویوداین نیز تأسیس کرد و هر دو را با مبلغ هنگفتی به یاهو و هابپیج فروخت.
کتاب گاو بنفش را مجلهی والاستریت تحسین کرده و در زمان خود به عنوان بهترین کتاب کسبوکار هفته برگزیده است. ست گادین این کتاب را در ۱۵۰ صفحه به زبان انگلیسی نوشته و اولینبار در سال ۲۰۰۳ منتشر کرده است؛ اما پس از آن، در سال ۲۰۰۹ نسخهی بازنگری و ویرایششدهاش را به بازار عرضه کرد.
گاو بنفش در دستهی کتابهای کسبوکار و بازاریابی و مدیریت محصول قرار میگیرد و به سبکی روان و ساده نوشته شده و مطالب آن گویا است.
تمرکز اصلی موضوع کتاب گاو بنفش بر متمایز بودن است. نظر نویسنده این است که تأثیر تبلیغات بسیار کمرنگتر از گذشته شده و بهترین تبلیغ برای محصول یا خدمت را تمایز و انجام کاری خاص و جالبتوجه میداند. در این کتاب، ست گادین از چرایی و چگونگی تمایز سخن میگوید و با بیان مثالهای واقعی از برندهای جهانی، این مسئله را بازمیکند. استارباکس، جتبلو، اپل و شرکتهایی نظیر آنها چه چیزی دارند که شما ندارید؟ بیان تجربههای واقعی به جذابتر شدن این کتاب کمک کرده است. او افراد را تشویق میکند نگاه دوبارهای به کسبوکار خود بیندازند و در بازاریابی خود ببینند چه چیزی دربارهی محصولشان بیان میکنند.
مؤسسهی فرهنگی کساکاوش در سال ۱۳۸۶ کتاب حاضر را نخستینبار با عنوان گاو ارغوانی و با ترجمهی گروه مهندسین مشاور مادسیستم منتشر کرد. این اثر از روی نسخهی ۲۰۰۳ ترجمه شده است. در سال ۱۳۸۷، بهشاد یاسینی گاو بنفش را از روی نسخهی ویرایششدهی سال ۲۰۰۹ کتاب اصلی ترجمه و نشر افرا آن را منتشر کرد. نشر کتیبهی پارسی و مبین اندیشه هم در سالهای بعد اقدام به ترجمه و انتشار این کتاب کردند.
در این کتاب میخوانیم که:
نمیتوانید مردم را به شنیدن و توجه کردن مجبور کنید؛ اما میتوانید بفهمید چه کسانی به شنیدن حرفهایتان علاقهمندند. حتی اگر افراد به پیشنهادهایتان مبنی بر کمی ارزانتر یا آسانتربودن گوش بدهند، بازهم این چیزی جز اتلافوقت نیست. مخاطبانی در فضای بازار کار مؤثرند که نیازی برای رفعکردن دارند. آنها زمانی برای شنیدن داستانتان آمادگی دارند که کاملا متمایز و خاص باشید؛ درغیر اینصورت، نادیده گرفته میشوید.
3-بهترین قصهگو برنده است
این کتاب را آنت سیمونز نوشته، زهرا باختری ترجمه کرده و انتشارات اطراف اقدام به انتشار و پخش آن کرده است.
بهترین قصهگو برنده استاز مجموعهی «روایت در کسب و کار» این انتشارات، به شما نشان میدهد چهطور با سرمایهگذاری روی داستان سود کنید، چهطور با قصه در هر موقعیتی به همکاری و تعاملتان با دیگران بیفزایید و از درگیریها دور بمانید و کمک میکند به چشم خود ببینید چه کارهای بزرگی از این واقعیتهای کوچک که قصه نام گرفتهاند، بر میآید.
این کتاببه ما میآموزد که چطور از تجربههای شخصیمان و قصههایی که از دیگران وام گرفتهایم، استفاده کنیم تا مخاطب با ما ارتباط عاطفی برقرار کند، اعتبار و اصالت گفتههایمان را بپذیرد و به تلاش و پشتکار تشویق شود. بیتردید قدرتمندترین ارتباطها وجهی انسانی دارند که به آسانی از راه قصهگویی شکل میگیرد. ما ناگزیریم با آدمها ارتباط برقرار کنیم و وقت آن شده که باور کنیم ارتباطهای کاری چیزی بیش از رد و بدل کردن اطلاعاتند.
نویسندهی این کتاب مشاور کسب و کار شرکتهای بزرگی مانند مایکروسافت و ناسا بوده و میگوید اگر در کار علاوه بر محاسبات دقیق و بررسیهای همهجانبه جایی هم برای ارتباط عاطفی باز نکنیم، مسیر سخت و ناهمواری پیش رویمان خواهد بود.
وقتی برای طرف مقابل قصهای میگوییم کمکش میکنیم از میان هزاران اطلاعات و دادهای که احاطهاش کردهاند، راحتتر دست به انتخاب بزند. گویی وقتی قصهای به یک داده سنجاق میشود، دادهی مزبور در میان بقیه میدرخشد و به مخاطب میگوید «من را سوا کن.» قصه کمکتان میکند به اطلاعات خامتان رنگ و بو و زندگی و روح ببخشید و تاثیرگذارشان کنید. قصه ردّ شما را روی دادهها میگذارد و اعتماد طرف مقابل را برمیانگیزد. گویی پس از گفتن و شنیدن یک قصهی خوب، همهی مناسبات عوض میشود. شما و مخاطبتان دیگر مقابل هم نیستید، کنار یکدیگرید.
قصهها بهتر از هر ابزار ارتباطی، به دیگران میگویند شما چه کسی هستید، چه میخواهید و دانستن آنچه میگویید، چه فایدهای برای آنها دارد. وقتی با قصههای شخصیتان ارتباط خود را با دیگران شکل میدهید، بیشتر به شما اعتماد میکنند چون حس میکنند شما را میشناسند.
بهطور کلی اگر مایلید راهکارهای علمی و مفیدی بیاموزید که در سطح جهانی برای برقراری ارتباطهای کاریِ ضروری و سودمند استفاده میشوند و اگر دوست دارید راهتان برای رسیدن به موفقیتهای شغلی، اجتناب از شکستهای جبرانناپذیر و حل مشکلاتِ بهظاهر لاینحلِ کاری هموار شود، مجموعهی «روایت در کسب و کار» انتشارات اطراف جایی در کتابخانهی شما باز خواهد کرد.
پادکستی که میشنوید، از مجموعه پادکستهای بادکوبه است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات میپردازیم.
امروز در این قسمت از پادکست بادکوبه میخواهیم دربارهی مثلث سخنوری و تأثیرگذاری بر مخاطب با کمک فلسفههای یونان باستان صحبت کنیم. مطلبی که مریم حسینپور در سایت چطور در مورد آن نوشته است.
آیا شما هم از آن دسته افرادی هستید که هر وقت صحبت از گزارش نویسی یا تهیهٔ سندی نوشتاری یا ارائهی سخنرانی برای جمعی از مخاطبان میشود، توی دلتان خالی میشود؟ اگر چنین است، مطمئن باشید که تنها نیستید. افراد زیادی هستند که نمیتوانند به راحتی ایدهها و افکارشان را به صورت نوشتاری ارائه دهند. این مهارتی است که باید آن را با تمرین زیاد فرا گرفت.
با افزایش ایمیل و کار با افرادی که در مکانهای دیگری کار میکنند، اهمیت برقراری ارتباط روشن و متقاعدکننده روزبهروز بیشتر شده است. شاید یکی از مهمترین مشکلاتی که در برقراری ارتباط از طریق نوشتن وجود دارد این است که وقتی شما پیامتان را مینویسید، فرصت این را پیدا نمیکنید تا نکتهای که قصد بیانش را دارید به شکل دیگری توضیح بدهید. فقط یک بار فرصت دارید و اگر در همین یک فرصت، مخاطبان خود را از دست بدهید، به راحتی نمیتوانید آنها را بازگردانید. به همین دلیل است که باید کلمات خود را با دقت انتخاب کنید و پیامتان را به شکلی ارائه دهید که به بهترین شکل منظورتان را ادا کند.
مثلث سخنوری راه مناسبی برای شکل دادن به ایدهها و معرفی پیامی است که قصد انتقالش را دارید.
شناخت ابزار: سخنوری
سخنوری روشی قدیمی برای استفاده از زبان به منظور افزایش قدرت متقاعد کردن دیگران است. اگر از آن به درستی استفاده کنید، مخاطبان میتوانند منظور شما را بهخوبی درک کنند و تحت نفوذ کلام شما قرار بگیرند. با درک اینکه مباحث چطور شکل میگیرند و ارائه داده میشوند، میتوانید مهارت نوشتن خود را تقویت کنید و پیامتان را بهوضوح و بهطور مؤثر به اطلاع مخاطبان برسانید.
به کارگیری اصول سخنوری به شما کمک میکند تا سخنتان را طوری سازماندهی کنید که حقیقت فورا برای مخاطبانتان روشن شود. با رویکرد مثلث سخنوری، ما بر سه امر مهم که بیشترین تأثیر را بر سخن دارند تأکید میکنیم:
نویسنده؛ مخاطبان و زمینه. این سه عنصر مثلث سخنوری را تشکیل میدهند:
بر طبق این رویکرد، این سه عامل قانعکننده بودن پیام شما را مشخص میکنند. در نوشته یا اَشکال دیگر برقراری ارتباط باید این سه مورد را در نظر داشته باشیم.
۱. نویسنده
چه خودآگاه و چه ناخودآگاه، مخاطب تمایل دارد انگیزه شما را برای برقراری ارتباط بداند. اگر شما مشخص نکنید چرا میخواهید پیام را به مخاطب انتقال بدهید، ممکن است بعضی از افراد این طور تصور کنند که شما به اندازهی کافی صداقت نداشتهاید یا چیزی را از آنها مخفی میکنید. مخاطبان شما ممکن است از خود بپرسند:
آیا شما قصد انتقال اطلاعات دارید؟
آیا میخواهید آنها را تربیت کنید؟
آیا از آنها میخواهید کاری را انجام بدهند؟
آیا میخواهید دیگران را متقاعد کنید تا دیدگاه یا عقیدهشان را تغییر بدهند؟
آیا برای حل مشکل یا مسئلهای، ایدههایی پیشنهاد میدهید؟
یا فقط قصد سرگرم کردن آنها را دارید؟
اینکه چطور شخصیت گوینده یا نویسنده بر روی مخاطب تأثیر میگذارد در فلسفهی یونان باستان اِتوس نامیده میشود. مخاطبان تمایل دارند بدانند با چه کسی روبهرو هستند. بنابراین حتما موارد زیر را برایشان روشن کنید:
خودتان را معرفی کنید.
چرا در صحبت کردن در رابطه با موضوع مورد نظر مهارت دارید.
قدرت شما از کجا میآید.
مخاطبان سعی میکنند انگیزهها و عقاید و ارزشهای شما را شناسایی کنند. این اطلاعات به آنها کمک میکند تا در رابطه با باورپذیری و صداقت شما تصمیم بگیرند.
۲. مخاطبان
وقتی به صورت نوشتاری یا گفتاری ارتباط برقرار میکنید، باید مخاطبان خود را بشناسید. اینکه بدانید با چه کسی صحبت میکنید به شما کمک میکند از واژههای تخصصی در هنگام صحبت با افراد معمولی استفاده نکنید. مواردی که باید در اینجا به آنها دقت کنید به شرح زیر هستند:
انتظارات مخاطبان چه هستند؟
آنها چطور از اطلاعاتی که در اختیارشان قرار دادهاید استفاده خواهند کرد؟
مخاطب انتظار دارد بعد از شنیدن یا خواندن پیام چه چیزی نصیبش شود؟
هدف شما برای برقراری ارتباط با این مخاطب چیست؟
این بخش از مثلث بلاغت که قصد دارد احساسات مخاطبان را مورد توجه قرار دهد در فلسفهی یونان پَتوس نامیده میشده است. اطلاعاتی که شما در اختیار مخاطبان قرار میدهید باید احساسات آنها را برانگیخته کند. سؤالات زیر را از خودتان بپرسید:
چه احساساتی را میخواهید برانگیزید؟ ترس، اعتماد، وفاداری یا غیره؟
آیا با مخاطبان ارزشهای مشترکی دارید؟
آیا پیامتان با مخاطبان سازگاری دارد؟
برقراری ارتباط عاطفی با مخاطبان تأثیر مهمی در گیراییِ پیام دارد.
۳. زمینه
در آخر، مخاطب شما زمینه و شرایط برقراری ارتباط را تحلیل میکند.
چه رویدادهایی قبل از برقراری ارتباط رخ میدهند؟
چه نوع مباحثی مطرح شدهاند؟
آیا این مباحث منطقی هستند و بهخوبی به آنها فکر شده است؟
چطور آنها به مخاطبان منتقل میشوند؟
مدارک نوشتاری یا گفتاری در چه موقعیتی و چه مکانی منتقل میشوند؟
آیا این ارتباط، ضروری است؟
در اینجا تمرکز بر منطق است. این بخش لوگوس نامیده میشود. برای اینکه پیامتان برای مخاطب باورپذیر باشد، باید بتواند آن را درک کند. از خودتان بپرسید:
آیا بحثی که قصد مطرح کردنش را دارم، خوشساختار و منطقی است؟
چطور میتوانم ادعاهایم را ثابت کنم؟
چه مدارک و شواهدی دارم؟
بحثهای مخالف کدام هستند؟
سه نقطهی مثلث سخنوری که باید در نظر بگیرید مستقیما به سه روش کلاسیک برمیگردند:
اتوس: اعتمادسازی با اثبات باورپذیری و قدرت اختیار. (یا همان نویسنده)
پَتوس: توسل جستن به احساسات مخاطبان، توسط برقراری ارتباط با ارزشها و علایق آنها. (یا همان مخاطب)
لوگوس: توسل جستن به منطق مخاطبان با استفاده از ایدههای منطقی و خوشساخت. (یا همان زمینه)
برای اینکه بتوانید به بهترین شکل بر مخاطبان خود تأثیر بگذارید و آنها را متقاعد کنید، در برقراری ارتباط خود باید هر سه مورد فوق را مد نظر قرار بدهید. ارتباطی که فقط بر پایهی احساسات استوار باشد مدت زیادی به طول نخواهد انجامید. به همین شکل، اگر فقط حقایق را ارائه دهید، توجه و علاقهی مخاطبان خود را از دست خواهید داد و آنها نمیتوانند با گفتههای شما ارتباط برقرار کنند. در آخر، حتی با وجود اینکه با صداقت کامل با مخاطبان خود ارتباط برقرار میکنید، اگر گفتههای شما منطقی نباشند، آنها به شما اعتماد نخواهند کرد.
پادکستی که میشنوید، از مجموعه پادکستهای بادکوبه است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات میپردازیم.
هفتهی گذشته در مورد تعدادی از ویژگی یک رهبر توانمند صحبت کردیم. امروز و در ادامه به سراغ دیگر ویژگیهای این شخص میرویم. ما برای گردآوری این موضوع، از سایتهای اکسپونِنت و مردمان کمک گرفتهایم.
همانطور که هفتهی گذشته و در قسمت اول این موضوع گفتیم ممکن است در زندگی با افراد زیادی روبهرو شوید که فکر میکنند توانایی و مهارت رهبر شدن را دارند اما معدود افرادی را میبینید که واقعاً از آن مهارتها بهرهمند باشند. و گفتیم که رهبری قابل یادگیری است اما خیلی از ما آن را دست کم گرفته و فکر میکنیم که با خصوصیات و مهارتهای مدیریت و رهبری زاده شدهایم و از اینرو این مرحلهی مهم پیشرفت نادیده انگاشته میشود.
بعد از آن به سراغ این موضوع رفتیم که چه خصوصیاتی این افراد را از بقیه جدا میکند و چگونه میتوانیم این ویژگیها و خصوصیات را در خود ایجاد کنیم؟
با هم باقی ویژگیها رو مرور میکنیم.
10-اشتیاق
شما باید کاری را که انجام میدهید دوست داشته باشید. به منظور کسب موفقیت واقعی در کار باید بهگونهای وسواسی به آن بچسبید. مهم نیست که کسب و کار شما چقدر ممکن است موفق شود، شما هرگز نباید راضی بشوید و بطور مداوم برای انجام کار بزرگتر، بهتر و بیشتر خود را تحت فشار قرار دهید. شما هدایت کردن را برعهده دارید نه به این خاطر که احساس میکنید آن چیزی است که باید انجام دهید بلکه به این دلیل که این شیوهی زندگی شماست.
11-مسئولیت
مسلما سرزنش کردن و مقصر شمردن دیگران آسانتر از آن است که خود را مسئول بدانید. اما اگر میخواهید بدانید که چگونه این کار را به درستی انجام دهید از کارشناس مالی لری رابینز بیاموزید. او یک نامه خاضعانه به سرمایهگذاران خود در رابطه با داوری اشتباهش که باعث تزلزل سرمایهی آنها شده بود نوشت. سپس او یک صندوق جدید بدون مدیریت و هزینههای اجرایی باز کرد – بی سابقه در صندوقهای تامین جهانی. این سیرت و مسئولیت است. این صرفا به معنای مسئولیتپذیری نیست بلکه بدین معناست که گام بعدی را به درستی برداری.
12-تمرکز
تیم فریس ، نویسنده و مجری برنامه The Tim Ferriss Show میگوید: گفته میشود که رهبری به معنای تصمیمگیریهای مهم اما غیرمحبوب است. این قطعا بخشی از حقیقت است اما تصور من این است که این مسئله دارد بر اهمیت تمرکز تاکید میکند. برای یک رهبر خوب بودن، باید کمتر از رقبای خود حواسپرت باشید. برای اینکه مسائل مهم انجام شوند شما باید بصورت انتخابی بعضی مسائل را نادیده بگیرید. در غیر این صورت مسائل جزئی شما را در خود غرق میکنند.
13-شفافیت
کری پاتس، مدیر ارشد روابط عمومی ESPN میگوید هرگز متوجه مفهوم «پنهانکاری» نشدهام. بهعنوان یک رهبر، تنها راهی که میدانم چگونه اعتماد گروه خود و همکارانم را به دست بیاورم این است که ۱۰۰ درصد در رابطه با کار پراشتیاق و شفاف باشم. این امر به من این آزادی را میدهد تا کاملا حاضر و راسخ باشم.
14-امانت
کارمندان ما بازتاب مستقیمی از ارزشهایی هستند که ما بهعنوان رهبر در نظر داریم. اگر ما از شیوهی انفعالی و منسوخ شدهی نیاز به درست بودن، به جای انجام آنچه واقعا درست است استفاده کنیم، پتانسیل کسب و کار خود را کاملا محدود کرده و استعدادهای باکیفیت را از دست میدهیم. اگر شما تمرکز کنید که در تمامی تعاملات خودتان نیز قابل اعتماد باشید، این اعتماد بر روی کسب و کار و فرهنگ سازمانی تاثیر میگذارد و باقی مسائل نیز حل میشوند.
15-صبر
صبر واقعا نوعی شجاعت است. به این معنا که تعهد خودتان را نسبت به هدفتان بسنجید. مسیر رسیدن به چیزهای بزرگ همیشه دشوار است اما بهترین رهبران درک میکنند که چه زمانی هدف را رها کنند و چه زمانی در مسیر بمانند. موارد بسیاری باید با هم جمع شوند – بازارهای خارجی، رقابت ، سرمایه ، تقاضای مصرف کننده و همیشه اندکی هم شانس – تا یک کسب و کار بزرگ به کار خود ادامه دهد.
16-مثبت اندیشی
به منظور رسیدن به عظمت، شما باید فرهنگ خوشبینی را ایجاد کنید. فراز و نشیبهای بسیاری وجود خواهد داشت اما رواج مثبتاندیشی شرکت را در مسیر پیشرفت قرار میدهد. البته آگاه باشید که این امر مستلزم شهامت و بی باکی است. شما باید واقعا به این موضوع که غیرممکن را میتوان ممکن کرد باور داشته باشید.
17-خدمت به عنوان یک الگو
تاثیر به عنوان یک الگوی ایدهآل، یکی دیگر از چهار مولفه اصلی رهبری تحولگرا است. رهبران پر نفوذ دارای رفتار و ویژگیهایی هستند که پیروان را تشویق میکنند همانند آنها رفتار کنند. این رهبران زمانی که لازم است راه میروند و زمانی که لازم است صحبت میکنند. در نتیجه اعضای گروه آنها را تحسین میکنند و سعی میکنند رفتارشان را به این رهبران شبیه کنند. اگر میخواهید یک رهبر برتر باشید، بر روی ویژگیهایی که میخواهید در اعضای تیم خود ببینید، بیشتر کار کنید.
18-رهبر شدن
رهبر شدن نیازمند زمان و تلاش بسیار است اما تقریباً برای همه ممکن است. از خودتان بپرسید که چرا دیگران باید به حرف شما گوش دهند و آنقدر تلاش کنید تا کسی شوید که احترام آنها را جلب میکند.
پادکستی که میشنوید، از مجموعه پادکستهای بادکوبه است. ما در این مجموعه به اتفاقات جذاب، سرگرمکننده، خلاقانه، تاثیرگذار و خبری دنیای تبلیغات میپردازیم.
امروز و هفتهی آینده میخواهیم در مورد ویژگیهای یک رهبر توانمند صحبت کنیم. ما برای گردآوری این موضوع، از سایتهای اکسپونِنت و مردمان کمک گرفتهایم. با هم قسمت اول این پادکست را گوش میدهیم.
ممکن است در زندگی با افراد زیادی روبهرو شوید که فکر میکنند توانایی و مهارت رهبر شدن را دارند اما معدود افرادی را میبینید که واقعاً از آن مهارتها بهرهمند باشند. رهبری قابل یادگیری است اما خیلی از ما آن را دست کم گرفته و فکر میکنیم که با خصوصیات و مهارتهای مدیریت و رهبری زاده شدهایم و از اینرو این مرحلهی مهم پیشرفت نادیده انگاشته میشود.
خیلی از مردم هم پیرو افکار رسانهها هستند و تصور میکنند که رهبران، قهرمانانی هستند که باید جان همه را نجات دهند؛ آنها این واقعیت را نادیده میگیرند که رهبران نیز موجوداتی فناپذیر هستند با همان اشتباهاتی که همهی ما ممکن است مرتکب شویم. اما یک چیز هست که درمورد رهبران کاملاً متفاوت است: آنها میتوانند به عقب برگردند. رهبران واقعی، بعد از شکست هنوز قادرند ما را متقاعد کنند که بار دیگر از آنها پیروی کرده و آن راه را طی کنیم… و حال سؤال مهم این است: چه خصوصیاتی این افراد را از بقیه جدا میکند و چگونه میتوانیم این ویژگیها و خصوصیات را در خود ایجاد کنیم؟
1-الهام
یک رهبر بیش از یک فرد است؛ او در راس گروه است. این اوست که به نظر میرسد همیشه میداند چه باید بکند و همه برای مشاوره و راهنمایی سراغ او میروند. او نه تنها دیدگاه خوبی دارد، بلکه میداند چطور باید با دیگران ارتباط برقرار کند. یک رهبر خوب باید بتواند پیامش را با منطق به دیگران برساند. نتیجه این است که همه معمولاً تحت تاثیر روشنی دیدگاه او و راسخ بودن اعتقادش قرار میگیرند و خیلی زود از او پیروی خواهند کرد.
با اینکه مردم معمولاً از تواناییهای رهبر در شگفت هستند اما منبع اصلی و واقعی الهام او از دو تمرینی ناشی میشود که همه میتوانند انجام دهند: برنامهریزی و هدفمندی. رهبر کسی است که تعیین میکند چه اهدافی اهمیت بیشتری دارد و برای رسیدن به آن اهداف طرحریزی و برنامهریزی میکند. او همان کسی است که برای هر مشکلی، راه حلی در آستین دارد چون او قبل از اینکه حتی شما کارتان را شروع کنید، آن مسائل را به دقت بررسی کرده است.
2-اعتماد به نفس
رهبران واقعی از خودشان کاملاً مطمئنند. آنها احساس میکنند که ظرفیت و توانایی آن را دارند که از حد متوسط بالاتر روند و باعث تحقق کارها شوند.
معمولاً این اعتماد از این واقعیت ریشه میگیرد که آنها افرادی بسیار بامهارت هستند و میدانند برای تحقق امور چه باید بکنند. از طرف دیگر، برخی رهبران موفق خودشان خیلی بامهارت و کاردان نیستند اما میتوانند اینگونه افراد را تشخیص دهند.
3-ثبات قدم
یک رهبر قدرتمند باید روی حرف و فکر خود ثبات و پایداری نشان دهد و زود تحت تاثیر نظرات و دیدگاههای مختلف قرار نگیرد. اما این را نباید با کلهشقی و لجاجت اشتباه گرفت که اشتباهی مهلک است. درعوض، یک رهبر موفق باید بتواند تصمیماتی منطقی و عقلانی و عاری از تعصب بگیرد.
4-میل به ریسک کردن
خیلی از افراد ریسک نمیکنند چون از شکست میترسند. اما اگر شما یک رهبر موفق هستید باید از خود بپرسید: آیا این کار ارزش ریسک کردن دارد؟
یک رهبر واقعی اگر تشخیص داده که فواید آن کار بیشتر از خطرات احتمالی آن است، باید بتواند سایرین را هم هدایت کند اما در این صورت هم باز خیلی از ما جرات و جسارت خطر کردن را نداریم. شاید بتوان گفت همیشه افرادی که بیشترین ریسک را میکنند، از امن ترین موقعیت برخوردارند.
اگر خطر را بررسی کردهاید و تشخیص دادهاید که ارزش ریسک کردن دارد، باید بتوانید بر این مانع ذهنی غلبه کنید. اگر اینکار برایتان دشوار است، طرحریزی کنید. هرچه آمادگیتان بیشتر باشد، موقعیت هم برایتان کمخطرتر خواهد بود.
5-سماجت و پیگیری
رهبران بدون جنگ و جدال تسلیم نمیشوند. همیشه همه چیز آسان به دست نمیآید و رهبران باید آنقدر تلاش کنند تا بالاخره موفق شوند. البته در عین حال باید هوشیار باشند که برای جنگی که معلوم است عاقبت آن شکست است تلاش نکنند، در این مورد باید به سراغ تقشه و برنامهی دوم استفاده کنند.
6-قطعیت و یقین
شما به عنوان یک رهبر باید بتوانید تصمیمات دشواری را که دیگران از گرفتن آن ترس دارند با قطعیت بگیرید. رهبرانی که خیلی نرم و ملایم باشند معمولاً قادر به اتمام کارها نخواهند بود و اغلب مورد سوءاستفاده قرار میگیرند. باید بتوانید در مواقعی که کارتان ایجاب میکند حتی بیرحم هم بوده و همچنان بر تصمیماتتان استوار باشید.
7-چند بعدی بودن
رهبران معمولاً با همهی جنبههای کارشان آشنا هستند و میدانند هر کاری چطور انجام میگیرد. این دیدگاه وسیع، اگر با باریکبینی و توجه به جزئیات همراه شود، آنان را قادر میسازد تا مسائل را بهتر و سریعتر از دیگران تشخیص دهند.