بازاریابی دیجیتال

تبلیغات آنلاین چطور ذهن شما را می‌خوانند؟

کسانی که مدام در صفحات اینترنتی در گشت و گذار هستند، اغلب دچار احساس آشناپنداری می‌شوند. آنها به وب‌سایتی سر می‌زنند که پیش از این هرگز ندیده بودند و ناگهان با تبلیغی مواجه می‌شوند که کالا یا خدماتی آشنا را به آنها معرفی می‌کند: مثلاً یک جفت کفش که قبلاً خریده‌اند یا هتلی که در جستجوهای خود به آن برخورده‌اند اما در آن اتاق رزرو نکرده بودند. آیا آگهی‌ها و تبلیغات دیوانه شده‌اند یا دارند جاسوسی ما را می‌کنند؟

تکنولوژی این امکان را ایجاد کرده که تبلیغات، هدف خود را با دقت بیشتری انتخاب کنند. وقتی افراد زمان بیشتری را در دنیای آنلاین سپری می‌کنند در نتیجه اطلاعات بیشتری را با وب سایتها، خدمات پست الکترونیک و شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارند. گوگل در ارائه تبلیغات مرتبط با موضوعات مورد جستجوی افراد به آنها و همچنین تسهیل روند نمایش تبلیغات هدف‌دار در وب سایتهای متعلق به افراد دیگر تخصص دارد. شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک و توییتر فعالیت افراد در دنیای وب را رهگیری می‌کنند و به دست اندرکاران تبلیغات اجازه می‌دهند تا تبلیغات سازگار شده با علایق آنان را در معرض دید کاربران قرار دهند. هزاران موسسه و نهاد دیگر هم می‌توانند ببینند که افراد به صورت آنلاین از کجا خرید می‌کنند و چه چیزی می‌خرند و در همین حین اطلاعات دیگری نیز درباره آنها به دست می‌آورند مانند شغل و درآمدشان. یک راه برای انجام این کار استفاده از کوکی‌ها (Cookies) هستند: خرده اطلاعات نگهداری شده در مرورگر وب کاربران که به وب‌سایتها امکان می‌دهد این کاربران را شناسایی کنند (نه با نام، بلکه به وسیله یک شناساگر منحصر به فرد). موسسات در این شرایط می‌توانند نوع مقالاتی که کاربران می‌خوانند، جاهایی که از آنها خرید می‌کنند، موقعیت جغرافیایی و سایر جزئیات مربوط به آنها را رهگیری کرده و در نتیجه می‌توانند پرونده‌هایی از فعالیت مصرف‌کنندگان ایجاد کنند.

native-advertising_re

بدین شکل، دست اندرکاران تبلیغات به افرادی دسترسی پیدا می کنند که به نظرشان علاقه بیشتری به محصولات آنان دارند. این روند توجیه مناسبی برای حس آشناپنداری مداوم کاربران اینترنت است. برای مثال، تبلیغات‌چی‌ها می‌توانند انتخاب کنند تبلیغات خود را فقط به کسانی نشان دهند که قبلاً به وب‌سایت خاصی سر زده‌اند اما پیش از انتخاب گزینه «خرید» سایت را ترک کرده‌اند. این مفهوم در دنیای صنعت به عنوان «هدف‌گذاری مجدد» شناخته می‌شود. اصحاب تبلیغات، شناسه کوکی‌های کاربرانی که به وب سایتشان مراجعه کرده‌اند را می‌دانند یا می‌توانند این اطلاعات را از سایر موسسات خریداری کنند و سپس تبلیغات خود را فقط در معرض دید این گروه از کاربران قرار دهند. به همین منظور روز به روز بیشتر از یک سیستم خودکار به نام «پلتفرم رقابت لحظه‌ای» استفاده می‌شود. با این سیستم، قسمت در نظر گرفته شده برای تبلیغات در وب‌سایتها، اطلاعات مربوط به کاربران و علایق آنها و صفحاتی که تبلیغ در آن نمایش داده می‌شود را در اختیار تبلیغات‌چی‌ها قرار می‌دهند و سپس آنها تصمیم می‌گیرند که کدام قسمت وب سایت را برای نمایش تبلیغ خود انتخاب کنند. این روند فقط طی چند ثانیه انجام می‌شود.

تکنولوژی تبلیغات آنلاین روز به روز پیشرفته‌تر و پیچیده‌تر می‌شود. علاوه بر قدرت دسترسی به کاربران خاص، تبلیغات‌چی‌ها می‌توانند تبلیغات خود را به گونه‌ای تغییر دهند که ارتباط بیشتری با این کاربران داشته باشد. برای مثال، اگر کاربری به وب‌سایت یک سازنده خودرو مراجعه کند و صفحه مربوط به یک مدل خاص ماشین را ببیند، دست اندر کاران می‌توانند تصویر آن مدل را در تبلیغاتی که به این کاربر نشان می‌دهند، بگنجانند. یا مثلاً در فصل زمستان، یک فروشنده لباس و کفش می‌تواند تصاویر لباسهای گرم و زمستانی را به کاربران نیویورکی نشان دهد، در حالی که اهالی هاوایی تبلیغات مربوط به صندلهای تابستانی را می‌بینند. تبلیغات‌چی‌ها حالا کنترل بیشتری بر زمان عرضه آگهی‌های خود و دستگاهی که دوست دارند تبلیغات در آن نمایش داده شود دارند. آنها می‌توانند درآمد افراد را تخمین بزنند، مثلاً با توجه به نوع دستگاه یا سیستم عاملی که کاربر از آن استفاده می‌کند: افرادی که کامپیوترهای اپل دارند معمولاً ثروتمندتر هستند. تبلیغات روز به روز بیشتر به علمی مستقل تبدیل می‌شود. به دنیای تبلیغات خوش آمدید!

منبع: The Economist

آیا می‌توان با استفاده از وبلاگ، ترافیک را هدایت کرد؟

body-generate-traffic-seo

داشتن محتوای باکیفیت در وب سایت، پیش‌نیازی حیاتی برای بالا بردن رتبه در موتور جستجوی گوگل، هدایت ترافیک، ایجاد مشتری‌های بالقوه و افزایش فروش به حساب می‌آید. الگوهای اخیر نشان داده‌اند که داشتن یک وبلاگ با محتوای اصیل و اختصاصی، بهترین روش برای شناخته شدن نام کسب و کار شما و ایجاد اعتبار برای برندتان است.

اما مطالب وبلاگ باید درباره چه موضوعی باشند؟ مدیران وب‌سایتها و بلاگرها می‌خواهند بدانند که چگونه باید ترافیک را هدایت کنند و از این طریق آمار فروش را بالا ببرند. چند نکته جامع و عمومی برای این کار وجود دارد که توصیه می‌کنم با هم بخوانیم.

[divider]

اخبار
اخبار مربوط به صنعت شما اهمیت دارند زیرا نه تنها باعث می‌شوند افراد علاقه‌مند به صورت عام به سمت وبلاگ شما کشیده شوند، بلکه توجه «خودی‌های صنعت» هم به شما و فعالیت‌هایتان جلب خواهد شد. افراد مرتبط با صنعت شما دوست دارند که مطالبی در زمینه رویدادهای تازه بخوانند و درباره‌اش با شما بحث کنند. برای اینکه رنگ و بوی خاصی به وبلاگ خود ببخشید و مطالبتان را اختصاصی کنید، باید چیزی بیشتر از فقط گزارشهای عادی در آن منتشر کنید. مثلاً گرایش‌های آینده بازار را پیش‌بینی کنید، نظرتان را درباره موضوعات مربوط به صنعت اعلام نمایید، بازدیدکنندگان را به سایر صفحات و منابع مفید در وب ارجاع دهید تا بتوانند اطلاعات بیشتری کسب کنند. این کار به شما کمک می‌کند تا آغازگر بحث‌های جالب و دنباله‌دار باشید و اسم و برند خود را سر زبان‌ها بیاندازید. یکی از مهمترین نکاتی که متخصصان آن را توصیه می‌کنند این است که برای برند خود تمایز ایجاد کنید و جایگاهی متفاوت نسبت به سایر رقبا برای خودتان بسازید.

چگونه‌ها
یکی از مهمترین ویژگی‌های لازم برای هر وبلاگ این است که باید چیزی به افراد بیاموزد که بتوانند به صورت کاربردی از آن استفاده کنند. در این حالت، افراد به وب سایت و وبلاگ شما مراجعه می‌کنند تا مطالب جدیدی یاد بگیرند. اگر سرآشپز هستید، به بازدیدکنندگان وبلاگتان بگویید که چطور پای سیب درست کنند. به یک متخصص در صنعت مربوط به خود تبدیل شوید و مردم شما را خواهند شناخت و در گوگل شما را جستجو خواهند کرد. مقاله‌های «چگونه» روش مناسبی برای جلب توجه مخاطبانی‌ست که می‌خواهند مطالب جدید بیاموزند.

چراها
با اینکه خیلی‌ها تصور می‌کنند این مورد چیزی شبیه به همان «چگونه‌ها» است و حتی می‌تواند دقیقاً جایگزین آنها شود، باید بدانید که «چراها» بسیار متفاوت هستند. همه این تفاوت از چیزی که افراد در موتورهای جستجو وارد می‌کنند سرچشمه می‌گیرد. نوشتن سوال به عنوان عبارت مورد جستجو، یکی از رایج‌ترین شیوه‌ها برای استفاده از موتورهای جستجوگر است. مخاطبانی که از این طریق به دست می‌آورید، به صورت خاص مشتاق هستند ببینند مطلب شما چه چیزی برای ارائه به آنها دارد. به نسل جوان‌تری فکر کنید که به خوبی به اینترنت و خدمات آن تسلط دارند و آن را درک می‌کنند، این نسل کم‌کم به دوران بزرگسالی می‌رسد و فکر کنید که آنها چطور در آینده برای یافتن پاسخ همه سوالات خود به اینترنت روی خواهند آورد. البته ممکن است کمی ترسناک باشد، اما قطعاً برای وبلاگ شما خبر خوبی خواهد بود.

body-content-blog

نکته آخر
گوگل دوست شماست. توصیه می‌کنم پیش از ایجاد وبلاگ، به خوبی از کلید واژه‌های رایج در صنعت خود مطلع شوید و آنها را به دقت و با برنامه انتخاب کنید. مطمئن شوید مخاطبانتان واقعاً دوست دارند چیزی که درباره‌اش می‌نویسید را بخوانند. در آخر، اکثر کسب و کارها به این دلیل به وبلاگ‌نویسی روی می‌آورند که می‌خواهند نام و شهرت خوبی برای خودشان بسازند، به افراد کمک کنند، محتوای تازه و اختصاصی منتشر کنند و خودشان را به رده‌های نخست در صفحات نمایش نتایج جستجو (SERPS) برسانند. استفاده از این سه اصل پیشنهادی باعث می‌شود وبلاگ شما به جایی تبدیل شود که مردم می‌خواهند مدام به آن سر بزنند، و همچنین جایی که به راحتی در موتورهای جستجو پیدایش می‌کنند.

منبع: A Nerd’s World

یک کمپین تبلیغاتی برای کشف شهر با دوچرخه

Body_blog_Brompton_ad_campaign

Brompton برند سازنده دوچرخه‌های تاشو کمپین تبلیغاتی جدید خود را با هشتگ #MyUnseenCity در شبکه‌های اجتماعی آغاز کرده و تلاش می‌کند ویدیوهایی را برای کشف بخش‌های ناشناخته شهر منتشر کند. Bromton این کمپین خلاقانه را برای تبلیغ مدل ویژه و محدود دوچرخه‌های Brompton Black خود که فقط 5000 دستگاه از آن ساخته می‌شود، در نظر گرفته است. کمپین نقاط ناشناخته شهر من، قدرت خود را از لحظاتی می‌گیرد که فقط می‌توانید سوار بر یک دوچرخه در شهر تجربه کنید.

آژانس تبلیغاتی Corke Wallis برای معرفی این کمپین یک ویدیو ساخته تا کاربران را تحت تاثیر قرار دهد. در این ویدیو می‌بینیم که دوچرخه‌سواران چطور دوچرخه‌های Brompton خود را باز می‌کنند و دور شهر می‌چرخند و زیر نور ماه در شهر می‌درخشد. آنها با هم از ایستگاه‌های مترو، زمین‌های باز، ساختمان‌های رها شده و کانال‌های باریک می‌گذرند (چون دوچرخه‌های آنها وقتی تا شوند، به راحتی در قایق‌های کوچک هم جا می‌گیرند).

ویدیوهای ارسالی باید 15 ثانیه‌ای باشند و با هشتگ #MyUnseenCity در شبکه اینستاگرام به اشتراک گذاشته شوند. 10 ویدیو با بیشترین تعداد لایک برای رای‌گیری نهایی در اختیار گروهی از داوران سرشناس قرار می‌گیرند. این داوران عبارتند از گای ریچی (فیلمنامه‌نویس، کارگردان و تهیه‌کنندۀ انگلیسی)، لیونل ویگرام (تهیه‌کننده فیلم‌هایی مانند هری پاتر و شرلوک هولمز)، جاش برگر رئیس شعبه انگلیس شرکت وارنر برادرز و ویل باتلر آدامز، مدیر عامل شرکت Brompton.

brompton-bicycle

برگزیده این کمپین برنده یک هفته تعطیلات در لندن می‌شود و مجوز ورود به مسابقات جهانی Brompton که در جولای 2016 برگزار می‌شود را دریافت می‌کند. به همراه همه اینها، یک دستگاه دوچرخه Black Edition هم به نفر اول جایزه داده می‌شود. نفر دوم و سوم هم این دوچرخه را دریافت می‌کنند تا انگیزه‌ها برای شرکت در کمپین بالا برود.

یکی از بهترین ویژگی‌های زندگی در شهر تغییر سریع آن است و اینکه چه مقدار از شهر فقط برای کسانی قابل دسترسی است که بخواهند کوچه‌ها و مسیرهای باریک و دورافتاده آن را کشف کنند. این انگیزه بسیار خوبی برای ماجراجویان شهریست. در صورت موفقیت کمپین، ویدیوهایی خواهیم داشت در حد و اندازه‌های ویدیوهای بازاریابی GoPro.

[aparat]http://www.aparat.com/v/iECpU[/aparat]

منبع: Adweek

کمپین تبلیغاتی خودروهای Smart، داستانی دو نفره‌ در اینستاگرام

smart-instagram-hed-final-2015

در چند سال گذشته، شاهد چند کمپین هوشمندانه بازاریابی بوده‌ایم که برای فعال شدن به دو نفر احتیاج داشته‌اند. کوکاکولا به دفعات از این روش تبلیغات اثربخش استفاده کرده و به این شکل قصد داشته مفهوم «با هم بودن» را که بسیار بر آن تکیه دارد، بیشتر نمایش دهد. برای این کار از کمپین خلاقانه یک دستگاه مجازی خودکار فروش استفاده کردند که فقط برای دو نفر همراه نمایان می‌شد و یا از بطری‌های نوشابه‌ای که فقط با کمک یک بطری نوشابه دیگر باز می‌شدند.

coke-vday-vending-hed-2014_0

کوکاکولا و دستگاه مجازی خودکار فروش که فقط برای دو نفر همراه نمایان می‌شود

coca-cola-friendly-twist-hed-2014

بطری‌های نوشابه‌ کوکاکولا که فقط با کمک یک بطری نوشابه دیگر باز می‌شوند

حالا خودروی اسمارت یک تجربه جالب اینستاگرامی برای دو نفر طراحی کرده و از این طریق مدل 2016 Smart Fortwo را تبلیغ کرده است- خودرویی که از نامش هم متوجه می‌شویم برای دو نفر مناسب است.

اسمارت و آژانس تبلیغاتی Razorfish دو حساب کاربری جداگانه در اینستاگرام ساختند با نام‌های fortwo_jake@ و fortwo_jill@ که هر کدام فقط نیمی از داستان را تعریف می‌کنند. پس از قرار دادن دو دستگاه موبایل در کنار هم، شما و همراه مورد علاقه‌تان می‌توانید داستان «ارتباط گم‌شده بین دو شخصیت» را به همراه تعدادی عکس که جزئیات بیشتری از خودرو را در اختیارتان قرار می‌دهند، دنبال کنید. هشتگ در نظر گرفته شده برای این کمپین، journeyfortwo# است.

تیزر ویدیویی این پروژه را با هم ببینیم:

[aparat]http://www.aparat.com/v/NCwsc[/aparat]

اندازه Smart Fortwo برای دو نفر عالی است، درست مثل این تجربه اینستاگرامی دو نفره. با استفاده از داستان‌گویی تعاملی، کاربران اینستاگرام باید کنار هم قرار بگیرند و از یک پلتفرم آشنا به شیوه‌ای غیرمنتظره استفاده کنند تا تا داستان برایشان روشن شود.

منبع: Adweek

چرا یک شرکت برای تبلیغات مؤثر به اینفوگرافیک نیاز دارد

اینفوگرافیک‌ چهره و ابزار جدیدی برای تبلیغات است. در اینفوگرافیک‌ دو عنصر مهم تبلیغات؛ یعنی طراحی گرافیک و کپی‌رایتینگ در کنار هم جمع می‌شوند. این کار باعث می‌شود پیامی که به شکل اینفوگرافیک انتقال پیدا می‌کند فرصت این را داشته باشد که علاوه بر پیامش با تصویر نیز توجه مخاطب را به خود جلب کند.

infografic-blog

اینفوگرافیک راه خیلی خوبی برای بازریابی محتوایی است که به دلیل به کارگیری تصویر یا عناصر گرافیکی در کنار پیام تبلیغ، می‌تواند از بازاریابی محتوایی معمولی مؤثرتر عمل کند. اگر شما هم درگیر تولید محتوا برای تبلیغات یا بازاریابی هستنید بهتر است این شش دلیل برای استفاده از اینفوگرافیک‌  را بخوانید:

طراحی و ساخت آن‌ها نسبتاً آسان است

راه‌های مختلفی برای تولید اینفوگرافیک وجود دارد، از شیوه‌های قدیمی که نرم‌افزارهایی مثل فتوشاپ را به کار می‌گرفتند تا وبسایت‌هایی که به صورت آماده قالب اینفوگرافیک‌ را به شما می‌دهند تا متن و تصویر خود را در آن جایگذاری کنید. این باعث می‌شود شما با استفاده از تولیدات اینفوگرافیک هر هفته به موعد تحویل مطلب یا انتشار در رسانه‌های اجتماعی خود برسید.

اینفوگرافیک برای تولید محتوا با بودجۀ محدود عالی است

هر گرافیست یا کپی‌رایتری که دقیق و به خوبی بداند می‌خواهد چه کار کند می‌تواند اینفوگرافیک‌ تهیه کند. امروزه امکاناتی ایجاد شده‌اند که به شما اجازه می‌دهند یادداشت‌های خود را به اینفوگرافیکی حرفه‌ای تبدیل کنید. اگر در مورد مطلب یا یادداشت خود مطمئن نیستید، می‌توانید از یک موسسه یا شرکت یا حتی یک نویسندۀ مستقل بخواهید تا متنی خوب برای اینفوگرافیک مورد نظر شما بنویسد و این معمولاً جایگزین ارزان‌تری برای راهکارهای بلاگی است.

چشمگیر و جذاب است

یکی از نقاط فروش اینفوگرافیک‌، گرایش مردم به چیزهای خوش‌قیافه و و کنتراست رنگ‌هاست و اینکه تصاویر توجه را به سمت موضوع جلب می‌کنند. به این ترتیب و با بر طرف کردن چالشی که اکثر محتواها با آن مواجه هستند، یعنی جلب توجه مخاطب، اینفوگرافیک‌ خودبه خود شروع به صحبت با مخاطبش می‌کنند. اینفوگرافیکی که به خوبی طراحی شده باشد خوانش متن را برای مخاطب آسان و احتمال واکنش آن‌ها به موضوع متن را بیشتر می‌کند.

اینفوگرافیک به راحتی به اشتراک گذاشته می‌شود

وقتی صحبت از تولید محتوای آنلاین با راه‌های ارتباطی زیاد و از طریق شبکه‌های اجتماعی مختلف می‌شود، قابلیت به اشتراک گذاشته شدن آسان و سریع اهمیت زیادی پیدا می‌کند. اینفوگرافیک برای به اشتراک‌گذاری عالی است چون در جابجایی از یک رسانه به رسانۀ دیگر هیچ‌کدام از اطلاعاتش از بین نمی‌رود یا مخدوش نمی‌شود. همچنین، به دلیل سادگی ظاهری و اینکه به راحتی خوانده و درک می‌شود احتمال زیادی برای ویروسی شدن‌ اینفوگرافیک در شبکه‌های اجتماعی وجود دارد.

نظرات تخصصی را به زبان ساده و روزمره برای همۀ مردم ارائه می‌دهد

کاری که یک اینفوگرافیک برای مخاطبانش انجام می‌دهد این است که با ساده ساختن اطلاعات تا جایی که برای همه قابل فهم باشد توجه افراد را به یک مبحث، فارغ از اصطلاحات سخت و پیچیده آن، جلب می‌کند. اگر می‌خواهید یک روش خیلی جذاب و از نظر دیداری مجاب‌کننده برای ارائه اطلاعات پیدا کنید اینفوگرافیک می‌تواند اولین انتخاب شما باشد. مطمئن باشید مخاطب از بین خواندن اینفوگرافیک، جدول و نمودار حتماً اینفوگرافیک را انتخاب می‌کند.

اینفوگرافیک برای بازاریابی برند عالی است

اینفوگرافیک طراحی بسیار ساده‌ای دارد به همین دلیل یک شرکت می‌تواند با به کارگیری مجموعه‌ای ار اینفوگرافیک‌ها که موضوع و طرح مشخصی را انتقال می‌دهند برند خود را معرفی کند. اینفوگرافیک سریعاً جلب توجه می‌کند و این به بیشتر دیده و شناخته شدن برند کمک می‌کند.

حرف آخر:

اینفوگرافیک، مؤثرترین راه در بازار آنلاین

اینفوگرافیک پلی است که فاصلۀ بین بازاریاب و موضوع فروش را پر می‌کند و به این ترتیب بازاریاب می‌تواند اطلاعات زیادی را از طریق اینفوگرافیک برای مشتریانش مهیا می‌کند. دن اتسنر، مؤسس شرکت Avila Web، در مورد اینفوگرافیک می‌گوید: «اینفوگرافیک تا مدت‌ها و در دوره‌های مختلف به کار می‌آید و مرتباً به اشتراک گذاشته می‌شود در حالی‌که بسیاری از مقاله‌ها خیلی زود آرشیو می‌شوند.»

منبع :  All business

 

جلب توجه کودکان به موسیقی کلاسیک با استفاده از یک اپلیکیشن

امروزه خیلی از کودکان چندان با جذابیت‌های موسیقی کلاسیک آشنا نیستند و این موضوع به چالشی برای ارکستر سمفونیک برزیل تبدیل شده بود. طبق مشاهدات، اکثر مخاطبان ارکستر سمفونیک برزیل را افراد بالای 65 سال تشکیل می‌دهند. به همین خاطر بود که آنها تصمیم گرفتند توجه نسل جوان‌تر را هم به این نوع موسیقی جلب کنند.

عده زیادی از کودکان نمی‌دانند موسیقی کلاسیک تا چه اندازه می‌تواند قدرتمند و جالب باشد، به نظر خیلی‌های دیگرشان هم این موسیقی اصلاً خسته‌کننده است. چه به علت کمبود آشناسازی کودکان با این موسیقی و چه به خاطر حالت غیرتجاری موسیقی کلاسیک (در مقایسه با سایر انواع موسیقی)، این موسیقی کودکان و نوجوانان را به سمت خود جذب نمی‌کند و این موضوع به یک چالش تبدیل شده است. ارکستر سمفونیک برزیل، با کمک آژانس تبلیغاتی Artplan، به دنبال راهی بود که بتواند کودکان را به موسیقی کلاسیک علاقه‌مند کند و با جذاب‌ترین و درگیرکننده‌ترین روش آنان را با این دنیای جدید آشنا سازد.

آنها به این نتیجه رسیدند که بهترین روش برای انجام این کار، ادغام کردن موسیقی کلاسیک با کارها و رویدادهای روزانه است. در این راه، کارتون «پاپای» یا همان «ملوان زبل» هم خیلی به آنها کمک کرد. آنها کلاسی درست کردند به اسم «کلاس کلاسیک» که در آن تکنولوژی و موسیقی در کنار هم قرار گرفتند تا به کودکان بیاموزند چطور احتمال دارد موسیقی کلاسیک بخشی از کارتون مورد علاقه‌شان باشد. در همین راستا آنان تصمیم گرفتند موسیقی متن همه قسمت‌های کارتون «پاپای» را به کمک ارکستر سمفونیک برزیل ضبط کنند، حتی جلوه‌های صوتی این موسیقی را. آنها همچنین با بزرگترین شبکه مخصوص کودکان در برزیل همکاری کردند تا بتوانند اپلیکیشنی ایجاد کنند که تجربه کودکان از موسیقی کلاسیک را ارتقا ببخشد. بدین صورت، کودکان به تماشای کارتون دوست‎داشتنی خود مشغول می‌شدند در حالی که اپلیکیشن به راحتی تصویر و صدا را با هم هماهنگ می‌کرد و به آنان اجازه می‌داد حین تماشای کارتون، صدای ارکستر را هم از تبلت خود بشنوند و همه اعضای ارکستر را هم در حال نواختن ساز تماشا کنند.

special_interative-iPad-App

جلب توجه کودکان به موسیقی کلاسیک با استفاده از یک اپلیکیشن

«کلاس کلاسیک» به روشی کاملاً موثر موسیقی کلاسیک را وارد زندگی کودکان می‌کند و باعث می‌شود با انواع سازها آشنا شوند و حتی از تاریخ و نزدیک‌ترین محل برگزاری کنسرت‌های موسیقی کلاسیک هم اطلاع پیدا کنند!

«موسیقی کلاسیک، از کودکی دوستش دارید، فقط متوجه آن نبودید»، شعار این کمپین است که قصد دارد به روشی کاملاً هوشمندانه نشان دهد تعامل درست و اثربخش می‌تواند چالش‌برانگیزترین مخاطبان را هم به سمت خود جذب کند.

ترویج موسیقی کلاسیک بین کودکانی با این سن و سال کار دشواری بود، اما یکی از اصول اساسی موفقیت هر کمپین، «پیروی از قوانین» مخاطب هدف است. در این نمونه تلفیق تکنولوژی و موسیقی با بهره‌گیری از یک کارتون مورد علاقه کودکان، بسیار موثر واقع شد.

برای کمپین بعدی خود به خاطر داشته باشید، اگر نتوانید مخاطب خود را درک کنید، چطور می‌خواهید کمپینی را برای آنان طراحی کنید و مخاطب قرارشان دهید؟

[aparat]http://www.aparat.com/v/vZ5OB[/aparat]

منبع: Creative Guerrilla Marketing

5 اشتباه در زمینه وبلاگ‌نویسی تجاری که باید از آنها اجتناب کنید

body-business-blogs

برای بسیاری از کسب و کارها، داشتن وبلاگ و بازاریابی محتوایی به یکی از عناصر حیاتی در استراتژی کلی بازاریابی آنها تبدیل شده است. یک وبلاگ تجاری می‌تواند به جذب ترافیک بیشتر برای وب سایت شما کمک کند و در نتیجه وب سایت شما در گوگل بیشتر دیده خواهد شد. به علاوه، وبلاگ‌نویسی به شما فرصت می‌دهد تا تخصص خود را به اشتراک بگذارید و بدین صورت جایگاه خود را در صنعت مربوطه تثبیت نمایید. وبلاگ محیط مناسبی برای ارتباط با دنبال‌کنندگان، سایر متخصصان در زمینه تجاری مربوطه و وبلاگ‌نویسان دیگر هم برای شما فراهم می‌کند که همه این‌ها در نهایت باعث می‌شود در بازاریابی محتوایی موفق عمل کنید.

با وجود این، برای موفقیت یک وبلاگ تجاری باید از اشتباهات زیر اجتناب کنید:

1- نداشتن یک وبلاگ تجاری

بزرگترین اشتباهی که می‎توانید مرتکب شوید، نداشتن یک وبلاگ برای کسب و کارتان است. اشتباه بد دیگری هم وجود دارد: اینکه شروع کنید به وبلاگ‌نویسی برای کسب و کار خود و بعد در میانه راه متوقفش کنید. ایجاد وبلاگ و نوشتن مداوم کار سختی است و برای این کار به خلاقیت، پشتکار و اشتیاق زیادی نیاز دارید. برای نوشتن یک پست وبلاگی بی‌نقص باید زمان زیادی را به مطالعه درباره کسب و کار و صنعت مربوط به خود اختصاص دهید تا بتوانید محتوای مفید و معناداری تولید کنید. بعد از تهیه پست وبلاگی هم باید به اندازه کافی برای ترویج مطلب خود زمان صرف کنید. با وجود این، ممکن است تلاش‌های شما نتیجه فوری نداشته باشد، اما نباید ناامید شوید. اگر به اندازه کافی برای این کار زمان صرف کنید، تلاشهای شما در نهایت به بار خواهد نشست.

2- داشتن لحن خیلی رسمی

هر کاری می‌کنید، مراقب باشید که لحن وبلاگ کسب و کارتان خیلی خشک و رسمی نباشد. اگر محتوای تولیدی شما حاوی عبارات فنی زیاد باشد، به احتمال زیاد توجه و علاقه مخاطبان خود را از دست خواهید داد. کمی روح و شخصیت به نوشته‌هایتان ببخشید. از وبلاگ طوری استفاده کنید که نشان دهد کسب و کار شما فقط یک موجودیت بی‌روح نیست و اجازه دهید مخاطبان بدانند شما گروهی هستید که دوست دارید به دیگران کمک کنید. مطالب و عکس‌هایی درباره کارمندانتان به اشتراک بگذارید. به خاطر داشته باشید که کمی هم شوخ طبعی را چاشنی محتوای تولیدی کنید. وقتی مشتریان و مشتریان بالقوه‌تان با شرکت شما رابطه برقرار کردند، تصمیم‌گیری درباره خرید خدمات و محصولات برایشان آسان‌تر خواهد شد.

3- فروش پی‌در‌پی

فقط به این خاطر که یک وبلاگ تجاری دارید، نباید همیشه بازدیدکنندگان خود را در معرض پیشنهادات فروش قرار دهید. مخاطبان خود را با اطلاعات مربوط به محصولات یا خدمات خود بمباران نکنید. در عوض، چالش‌ها و مشکلات پیش روی مشتریان و مشتریان بالقوه را شناسایی کنید و در این زمینه‌ها به آنان مشاره و راهنمایی ارائه دهید، در واقع به نوعی با این‌کار بازاریابی  محتوایی غیرمستقیم انجام می‌دهید. وبلاگ‌های دیگر در زمینه‌های مشابه را مطالعه کنید و ببینید کدام یک از موضوعات تجاری، بیشترین مخاطب و واکنش را جذب می‌کنند. بعد می‌توانید از آنها الهام بگیرید و مطالبی با موضوعات مرتبط برای وبلاگ خود بنویسید. هر از گاهی هم می‌توانید به مشتریان و مشتریان بالقوه خود یادآوری کنید که چطور می‌توانند از محصولات و خدمات شما استفاده کنند.

4- استفاده نکردن از تصویر

وقتی موضوع وبلاگ‌نویسی موثر مطرح می‌شود، نمی‌توان از اهمیت تصاویر چشم پوشید. تصاویر کمک می‌کنند تا خوانندگان ایده‌های مطرح شده در متن شما را راحت‌تر درک کنند و به خاطر بسپارند. علاوه بر این، تصاویر باعث جلب توجه مخاطبان وبلاگ شما شده و احتمال خوانده شدن مطلب توسط آنان را افزایش می‌دهند. می‌توانید تصویری را منتشر کنید که نشان می‌دهد محصولات شما چطور تولید می‌شوند یا چگونه کار می‌کنند. اگر می‌خواهید دستورالعملی ارائه دهید، انتشار یک اینفوگرافی می‌تواند بسیار مفید باشد. همچنین شاید خوب باشد که از کارتون یا میم‌های مختلف برای ایجاد کمی سرگرمی و تفریح در پست‌هایتان استفاده کنید.

5- نسنجیدن نتایج

افراد با دلایل و نیازهای مختلفی تصمیم می‌گیرند یک وبلاگ تجاری ایجاد کنند. برای مثال، بعضی می‌خواهند آگاهی از برند خود را افزایش دهند در حالیکه سایرین قصد دارند مشترکان ایمیلی خودشان را بیشتر کنند. هر دلیلی که دارید، باید نتایج تلاشهای خود در زمینه وبلاگ‌نویسی را به صورت مداوم پیگیری کنید و بسنجید. اگر این کار را انجام ندهید، هرگز نخواهید فهمید که عملکردتان چگونه است. بنابراین، زمانی را صرف مطالعه گزارش‌های تحلیلی وبلاگ خود کنید تا بدانید چه مواردی برای شما مفید است و چه چیزهایی باید بهبود یابند.

منبع: Creative Guerrilla Marketing

ستاره‌های جدیدی که به کمک برندها می‌آیند: ستاره‌های شبکه‌های اجتماعی

سوال اساسی این است که این ستاره‌ها چقدر دوام می‌آورند؟

با مطالعه مقاله‌ای به قلم لورن جانسون که در نشریه Adweek منتشر شده، قصد داریم بیشتر به موضوع استفاده برندها از شهرت کاربران پرمخاطب شبکه‌های اجتماعی بپردازیم و ببینیم این روش تا چه وقت برای برندها مفید خواهد بود.

[divider]

tt-sara-hopkings-01-2015

سارا هاپکینز، کاربر معروف اینستاگرام یکی از کاپشن‌های برند North Face را برای فروشگاه وسایل ورزشی Dick تبلیغ می‌کند. او 5600 لایک و کامنت برای این عکس دریافت کرد.

بازاریابان مدت‌هاست که به ستاره‌های شبکه‌های اجتماعی پول پرداخت می‌کنند تا برایشان عکس‌ها، ویدیوها و توئیت‌های مرتبط با برندشان منتشر کنند و حالا بعضی از این شخصیت‌ها هم به خاطر وابستگی‌های خود به برندهای مختلف، شهرت زیادی کسب کرده‌اند. اطلاعاتی که به تازگی منتشر شده نشان می‌دهد که افراد تاثیرگذار با موفقیت تمام باعث افزایش مشارکت مخاطبان می‌شوند و بعضی از این افراد که حالا خودشان کارشناسان ماهری هم شده‌اند ممکن است تا مدت‌ها در همین زمینه فعال باقی بمانند.

فروشگاه وسایل ورزشی Dick، برای برنامه تعطیلات ماه دسامبر خود با ده‌ها کاربر معروف رسانه‌های اجتماعی همکاری کرد تا به صورت روزانه محتوای مرتبط با برند آنها را تولید و با این کار همۀ محصولات خود از کاپشن گرفته تا کایاک را تبلیغ کنند. افراد تاثیرگذار حتی عکس‌هایی را در حساب‌های کاربری خودشان به اشتراک گذاشتند و طرفداران را تشویق کردند تا صفحه توییتر این فروشگاه را دنبال کنند. به طور مثال ویدیوی خنده‌دار و کوتاه «رابی آیالا» در صفحه Vine که او را در حال تمیز کردن استخر و تصویربرداری با دوربین GoPro نشان می‌داد، حدود 1.3 میلیون بار پخش شد.

[aparat]http://www.aparat.com/v/SZHm6[/aparat]

Untitled

من جایی که می‌خواستم را برای اقامت امشب انتخاب کرده‌ام! به صفحه @Dicks در توییتر سر بزنید تا ببینید چطور می‌توانید وسایل و تجهیزات سفری مورد نیازتان را برنده شوید! #ChristmasCountdown #spon

این کمپین مخصوص تعطیلات باعث شد وب سایت Dick’s بیش از 130000 کلیک، 6.2 میلیون بار مشارکت، 27.5 میلیون ایمپرشن (تعداد دفعاتی که کمپین در وب سایت دیده شده) و 4000 دنبال‌کننده جدید در توییتر داشته باشد.

با در نظر گرفتن موفقیت این کمپین، Dick’s در حال حاضر به جای به خدمت گرفتن شخصیت‌های جدید (که روش معمول اکثر برندها برای اجرای برنامه با کمک افراد تاثیرگذار متعدد است)، به تلاشی یک ساله برای استفاده از همان افراد آشنای قبلی جهت ترویج برند خود می‌اندیشد. آقای جی بسنایت، مدیر بخش دیجیتال Dick’s می‌گوید: «این همکاری فقط به یک بار محدود نمی‌شود- این نوعی رابطه است که ما با افراد تاثیرگذار در عرصۀ رسانه‎های اجتماعی ایجاد کرده‌ایم.»

روند چنین کاری مشابه با استخدام کردن یک سخنگو در دنیای دیجیتال است اما با ریسک اضافی، چون محبوبیت شخصیت‌های آنلاین اغلب فقط برای مدت کوتاهی دوام می‌آورد. آقای دن سوارتز، معاون ارشد بخش بازاریابی تعاملی و تحلیل داده‌ها در شرکت Upshot می‌گوید: «سرعت اوج‌گیری و افول این ستاره‎ها واقعاً زیاد است.»

یکی از برندهایی که انتخاب کرده تا به جای استفاده از چهره‌های تکرارشونده، از شخصیت‌های جدید استفاده کند، Old Navy است. این فروشنده به تازگی و بعد از کمپین تابستانۀ خود، دومین برنامه با کمک افراد تاثیرگذار را برای فصل تعیطلات در شبکه Vine به پایان رسانده است.

این بار، فروشنده از 12 فرد تاثیرگذار در شبکه Vine کمک خواست تا کمپین‌شان با موضوع اهدای جایزه طی 12 روز را ترویج کنند. مشابه با روش «تبادل هدیه فیل سفید» که نوعی رسم اهدای هدیه به دوستان و اقوام در خانواده است، این برند هم هر 24 ساعت یک بار با انتشار ویدیویی، هدیه آن روز را مشخص می‎کرد. سپس کاربران Vine باید یک ویدیو پست می‌کردند با این مضمون که یا یک هدیه قبلی را از فرد تاثیرگذار دیگری می‌دزدند یا اینکه هدیه روز را برای خودشان نگه می‌دارند. در مجموع، این کمپین 6600 دنبال‌کننده در شبکه Vine و 84000 مشارکت ایجاد کرد.

[aparat]http://www.aparat.com/v/V3LCr[/aparat]

[aparat]http://www.aparat.com/v/90YES[/aparat]

تیلور باکس، مدیر بخش دیجیتال و رسانه‌های اجتماعی Old Navy گفت: «این برند به جای استفاده مجدد از ستاره‌های کمپین تابستانی، تصمیم گرفت کاربران جدیدی را به خدمت بگیرد تا کاری کنند که محتوای تولید شده هیچ تشابهی با آگهی‌های پولی ها نداشته باشد. ما نمی‌خواهیم آشکارا رویکردی مختل‌کننده داشته باشیم، بنابراین در ابتدای کار محتوایی شبیه پیام بازرگانی و تجاری را انتقال نخواهیم داد.»

بدون در نظر گرفتن تصمیم برند برای نحوه همکاری با افراد تاثیرگذار، افراد منفی‌باف مطمئن نیستند که این ستاره‌های رسانه‌های اجتماعی در نهایت بتوانند تغییری در فروش ایجاد کنند- موضوعی با سابقه بحث‌های طولانی که قدمتش به اندازه خود رسانه‌های اجتماعی‌ست.

اما همان طور که رشد پلتفرم‌های اجتماعی مانند Snapchat نشان می‌دهد، رشد جهشی در میزان مشارکت و آگاهی از برند، مهمترین معیارها برای سنجش عملکرد رسانه‌های اجتماعی هستند.

شان میلر، معاون ارشد بخش استراتژی در Rokkan می‌گوید: «بازاریابان جدی و پرتلاش متوجه هستند کارکرد رسانه‌های اجتماعی چیزی فراتر از سنجش تاثیر بر میزان فروش است.»

 

منبع Adweek

نگاهی به کمپین دیجیتال شرکت برتر در گفتگوی «فرصت امروز» با «محسن رهگذر»

شرکت‌ها تمایل دارند از هر فضایی بهره‌برداری تبلیغاتی کنند؛ غافل از اینکه بسیاری از رسانه‌ها قابلیت‌های دیگری نیز دارند که برندها از آن استفاده نمی‌کنند. شرکت تولید‌کننده موادغذایی برتر، از آن دسته برندهای قدیمی بازار است که تا چندوقت گذشته حضور چندانی در تبلیغات نداشته است اما این برند نیز مانند مابقی رقبا وارد میدان شده و با استفاده از رسانه‌های مختلف شروع به تبلیغات کرده‌ است. برتر علاوه بر رسانه‌های قدیمی سراغ شبکه اجتماعی اینستاگرام نیز رفته‌ است.

این شرکت سعی کرده به اینستاگرام به عنوان یک رسانه‌ تبلیغاتی نگاه نکند و شیوه بازاریابی محتوایی را در آن‌ اجرا کند. محسن رهگذر مدیر توسعه کسب و کار دیجیتال شرکت مشاور و مجری برنامه‌های اخیر برند برتر در رسانه‌های اجتماعی نیز در ادامه به سوالات «فرصت امروز» پاسخ می‌دهد.

[divider]

نگاه «فرصت امروز» به کمپین دیجیتال شرکت برتردر گفتگو با محسن رهگذر

نگاه «فرصت امروز» به کمپین دیجیتال شرکت برتردر گفتگو با محسن رهگذر

توجه به سبک زندگی مخاطبان برند برای ایجاد ارتباط معنادارتر

محسن رهگذر، مدیر واحد کسب و کار دیجیتال آژانس تبلیغاتی تمام خدمت بادکوبه، درباره‌ فعالیت‌های برند برتر در اینستاگرام می‌گوید: از اواخر سال گذشته مجموعه‌ فعالیت‌های 360 درجه‌ای برای برند برتر در آژانس تبلیغاتی تمام خدمت بادکوبه طرح‌ریزی و اجرا شد. پس از تحقیقات گسترده و برگزاری جلسات مختلف گروهی (Focus Group) و مطالعه اطلاعات دریافت شده، شناخت دقیق‌تری نسبت به گروه هدف این برند در بازار به دست آوردیم که این اطلاعات به طور عمده به برند برتر کمک می‌کند تا مصرف‌کنندگان و حوزه بازار خود را بهتر بشناسد. این مجموعه فعالیت‌ها با هدف برنامه‌ریزی برای برندسازی مجدد برتر (Rebranding) در زمینه‌های گسترده ادامه پیدا کرده است. در نهایت پیش از تدوین استراتژی حضور برند برتر در رسانه‌های اجتماعی، با مطالعه و بررسی اطلاعات به دست آمده از تحقیقات به شناخت دقیقی از دغدغه‌ها و الگوی رفتار گروه مخاطب برند برتر، یعنی بانوان، دست پیدا کردیم و بعد از آن به طراحی استراتژی و نقشه راه برای حضور برتر در رسانه‌های اجتماعی پرداختیم. عنصر اصلی این استراتژی، توجه به سبک زندگی مخاطبان برتر و ایجاد ارتباط معنادار بین این سبک زندگی و ظرفیت‌ها و فرصت‌هایی است که برند برتر و محصولات آن پیش روی مخاطبان قرار می‌دهند. در این سبک زندگی مشخص می‌شود که گروه هدف از انجام چه فعالیت‌هایی در زندگی خود لذت می‌برند و چه موضوعاتی جزو اولویت‌ها و دغدغه‌های آنها به شمار می‌آید.

محسن رهگذر با اشاره به شعار تازه برتر در دور جدید فعالیت‌های ارتباطی این برند می‌گوید: «آسان‌تر، سالم‌تر با برتر» شعار جدید برند است که از این پس مورد استفاده قرار خواهد گرفت. واژه‌های آسان‌تر و سالم‌تر دقیقاً برگرفته از نکاتی هستند که در سبک‌ زندگی گروه مخاطبان اولیه برتر از اهمیت زیادی برخوردار است. در نهایت به ایده مجله‌ای به نام «زندگی به سبک برتر» رسیدیم و بر همین اساس تقویم رسانه‌ای و برنامه بازاریابی محتوایی برند برتر تهیه شد. در آغاز راه نیز اینستاگرام را به عنوان رسانه اجتماعی اصلی انتخاب کردیم. برنامه محتوایی این مجله حول سه موضوع تغذیه، اجتماعی و سرگرمی شکل گرفت و برای هر کدام از این موضوعات پست‌های مختلف و متعددی طراحی و تولید شده است.

این متخصص بازاریابی دیجیتال درباره هدف اجرای این شیوه می‌گوید: رسانه‌های سنتی به تنهایی، مثل گذشته اثربخش نیستند. موضوع مهم دیگر این است که در رسانه‌های نوین، مخصوصاً رسانه‌های اجتماعی، نباید از همان شیوه‌های تبلیغات سنتی استفاده کرد. به طور مثال برندها باید سراغ راهکارهای نوینی بروند. برند برتر از روش بازاریابی محتوایی استفاده می‌کند. در این شیوه بازاریابی، برند به جای تکیه بر تبلیغ مستقیم و انتشار محتوایی مانند آگهی‌های متداول تبلیغاتی، با خلق محتوای ارزشمند توجه مخاطبان را به‌ خود جلب می‌کند.

[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]«آسان‌تر، سالم‌تر با برتر» شعار جدید برند است که از این پس مورد استفاده قرار خواهد گرفت. واژه‌های آسان‌تر و سالم‌تر دقیقاً برگرفته از نکاتی هستند که در سبک‌ زندگی گروه مخاطبان اولیه برتر از اهمیت زیادی برخوردار است.[/box]

محسن رهگذر، در پاسخ به این سؤال که آیا محتوای تولیدی در جذب بانوانی که هر روز در معرض هزاران پیام مختلف در زمینه سلامتی و تغذیه قرار دارند، موفق بوده یا خیر؟ می‌گوید: در رسانه‌های اجتماعی به راحتی می‌توان جذاب بودن یا نبودن محتوای تولیدی را اندازه گرفت. بررسی‌ها نشان می‌دهد محتوای مجله زندگی به سبک برتر از طریق آموزش، سرگرم کردن و توانمندساختن مخاطبان و نیز معرفی روش‌هایی برای استفاده از محصولات متنوع برتر تا اینجا برای آنان جذاب بوده و نرخ تعامل قابل‌توجهی داشته است؛ حتی شاید درصد کمی از محتوای تولیدی برای مخاطب آشنا و تکراری نیز باشد اما همین محتوا، با ارائه متفاوت و طراحی ساده و مینیمال و در عین حال متناسب با این رسانه اجتماعی به محتوایی جذاب تبدیل شده است تا جایی که مخاطبان آنها را در صفحات و نقاط دیگری از شبکه‌های اجتماعی بازنشر می‌کنند یا به صورت داوطلبانه در رسانه‌های اجتماعی دیگر مانند تلگرام و. . . به اشترک می‌گذارند. اگر محتوای تولیدی جذاب نبود، مطمئناً شاهد این قبیل واکنش‌ها از طرف مخاطبان نبودیم و محتوای تولیدی در حال ویروسی شدن نبود.

[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]رسانه‌های سنتی به تنهایی، مثل گذشته اثربخش نیستند. موضوع مهم دیگر این است که در رسانه‌های نوین، مخصوصاً رسانه‌های اجتماعی، نباید از همان شیوه‌های تبلیغات سنتی استفاده کرد. [/box]

در نهایت پست‌های قرار گرفته در صفحه اینستاگرام برتر را نباید با آگهی‌های تبلیغاتی مقایسه کرد. اینستاگرام ماهیت متفاوتی نسبت به آگهی‌های محیطی و رسانه‌های دیگر دارد، برخی از برندها به اشتباه، تنها معیار موفقیت در شبکه‌های اجتماعی را تعداد بالای دنبال‌کننده‌ها می‌دانند. همین موضوع باعث می‌شود که در دام دنبال‌کنندگان غیرواقعی و غیرفعال بیفتند که هیچ منفعتی برای برند آنها ندارند. برند برتر در اینستاگرام نزدیک به 6000 هزار دنبال‌کننده واقعی دارد ولی موضوع مهم نرخ تعامل و مشارکت مخاطبان است. تعداد زیادی از پست‌های این صفحه کامنت و لایک قابل توجهی را از طرف مخاطبان دریافت کرده‌اند و در عین حال افراد زیادی هم در همان پست‌ها دوستان خود را به دیدن محتوای جذاب دعوت کردند. یکی از نکات مهم اینجاست که حدود 60درصد دنبال‌کنندگان فعلی از طریق دعوت دنبال‌کنندگان اولیه جذب صفحه شده‌اند، یعنی مجله «زندگی به سبک برتر» قبلا در جلب توجه آنها موفق عمل کرده است.

صفحۀ اختصاصی برند برتر در شبکۀ اینستاگرام

صفحۀ اختصاصی برند برتر در شبکۀ اینستاگرام

برقراری ارتباط دو طرفه؛ کلید اصلی موفقیت بازاریابی محتوایی

رهگذر می‌گوید: اگر شبکه‌های اجتماعی تبدیل به محلی برای انتشار محتوای کاتالوگ برند شود و برند با مخاطبانش تنها مونولوگ و ارتباط یک طرفه داشته باشد، قطعاً مسیر نادرستی را انتخاب کرده‌ است. تمرکز در شبکه‌های اجتماعی باید روی تولید محتوای غنی و جذاب و مرتبط با برند، تعامل دو طرفه با مخاطب و قواعد اصول بازاریابی نوین باشد. نکته حائز اهمیت دیگر این است که تبلیغات یا رسانه‌های پولی باید مکمل‌ بازاریابی محتوایی باشند. آگهی‌های تبلیغاتی هرگز نباید به خود محتوای شبکه‌های اجتماعی تبدیل شوند. ارتباط برقرار کردن با مخاطب از طریق فعالیت‌های بازاریابی و روابط عمومی به نسبت تبلیغات راحت‌تر است و تجربه نشان داده که مخاطبان بعد از چنین فعالیت‌هایی، برند را راحت‌تر به یادآورده‌اند.

محسن رهگذر درباره راهکارهای بهبود محتوا برای مخاطبان برند برتر می‌گوید: تعداد زیادی از مخاطبان در مورد بسیاری از پست‌های منتشر شده نظر داده‌اند و تیم مدیریت شبکه‌های اجتماعی ما براساس این بازخوردها متوجه می‌شوند که چه پست‌هایی به تغییر نیاز دارند و تولید چه پست‌هایی باید ادامه یابند. تیم محتوای ما بر همین اساس محتواهای متنی، تصویری و ویدئویی را خلق می‌کند. وی یادآور شد بازاریابی محتوایی برتر تنها به اینستاگرام محدود نمی‌شود و به زودی مجله «زندگی به سبک برتر» نیز از طریق وب سایت برتر در دسترس مخاطبان قرار خواهد گرفت.

[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]برخی از برندها به اشتباه، تنها معیار موفقیت در شبکه‌های اجتماعی را تعداد بالای دنبال‌کننده‌ها می‌دانند. همین موضوع باعث می‌شود که در دام دنبال‌کنندگان غیرواقعی و غیرفعال بیفتند که هیچ منفعتی برای برند آنها ندارند. [/box]

افزایش فروش با تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطبان

محسن رهگذر در پاسخ به این سوال که آیا روند حرکتی برتر روی فروش این برند نیز تأثیرگذار خواهد بود یا نه، می‌گوید: هدف اصلی، افزایش آگاهی مخاطبان نسبت به برند و تعامل متقابل برند با مخاطبانش است، به دلیل ضریب نفوذ شبکه‌های اجتماعی در بین مخاطبان، این آگاهی در میان‌مدت روی فروش این برند نیز تأثیرگذار خواهد بود. این مشاور بازاریابی دیجیتال در پایان می‌گوید: برندهای ایرانی هنوز در مرحله آزمون و خطای حضور در شبکه‌های اجتماعی به سر می‌برند. برندها با حضور در شبکه‌های اجتماعی فورا سراغ ابزار‌ها و تبلیغات می‌روند و اکثرا برنامه یکپارچه‌ای برای این حضور ندارند. در حالی که در این مسیر باید به عنصر مهم تولید محتوای غنی توجه داشته باشند. محتوای مفید برای مخاطب تعامل‌گرای امروزی از اهمیت بالایی برخوردار است. مخاطب امروزی هوشمند است و خودش مدیریت رسانه را به‌دست می‌گیرد. در نتیجه اگر برندها محتوای غنی و درستی را برای جذب چنین مخاطبانی تولید کنند به راحتی می‌توانند آنان را به سمت خود بکشانند.

مطلب کامل را در وب سایت روزنامۀ فرصت امروز مطالعه کنید.

فرهنگ سازمانی نقطۀ آغاز نبرد برای جلب توجه مشتری

بسیاری بر این باورند که بازاریابی فقط به معنی تبلیغات و فروش است. اما بازاریابی در واقع نوعی مکالمه و رابطه تعاملی محسوب می‌شود که شما به عنوان کارفرما با تامین نیازهای مشتریان‌تان آن را آغاز می‌کنید. امروز می‌خواهیم مقاله‌ای به قلم مایکل برنر (Michael Brenner) رئیس بخش استراتژی NewsCred و معاون سابق مدیر بازاریابی در شرکت نرم‌افزاری SAP را با هم بخوانیم که در آن به نکاتی دربارۀ نحوۀ ایجاد فرهنگ محتوایی مشتری-محور اشاره شده است.

[divider]

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها در عرصۀ بازاریابی، مدیرانی هستند که در برابر مفهوم بالا مقاومت می‌کنند و در عوض می‌پرسند: «بله، اما این کار چطور باعث افزایش میزان فروش شرکت من می‌شود؟»

بسیاری از کسب و کارها درگیر فرهنگ و ساز و کاری هستند که تنها بر فروش یا خود محصول متمرکز است. آنها اغلب فراموش می‌‌کنند که فلسفه وجودی‌شان، حل مشکلات مشتریان است و فقط از طریق برقراری ارتباط با مشتریان بالقوه و احتمالی و آگاهی از دیدگاه‌های آنها می‌توانند راه حل مناسبی برای این مشکلات پیدا کنند. همین فراموش‌کاری باعث می‌شود خدمات‌رسانی به مشتریان کمرنگ‌تر شده و بازاریابی بیشتر به سمت (فقط) فروش و تبلیغات سوق پیدا کند. این واقعاً خوب نیست.

در واقع، بازاریابی برای بسیاری از برندهای که با مدل B2B (تعامل بین یک کسب و کار با شرکت دیگر) سر و کار دارند، در درجۀ اول به واسطۀ نیاز تیم فروش به افزایش تعداد مشتریان راغب شکل گرفت. در فضای مخصوص مصرف‌کننده، بازاریابان کار خود را از جنبۀ سنتی تبلیغات آغاز کردند که در آن همه‌چیز به میزان نفود و تکرار معطوف می‌شد و مقصود نهایی، انتشار پیام برند و رسیدن آن به مخاطب هدف بود.

پیامدهای این نوع تفکر به بزرگترین اشتباه بازاریابان منجر می‌شود: آنها پیام را تماماً به خودشان اختصاص می‌دهند. در ابتدای مسیر بازاریابی محتوایی‌ این جمله به دفعات تکرار می‌شود: «این کار چقدر به افزایش فروش ما کمک می‌کند؟» بدترین روش برای دسترسی به مخاطبین هدف در دنیای دیجیتال و مشتری-محور امروز، تلاش برای فروش به روش مستقیم است. کسب و کارهایی در امر رسیدن به مشتریان خود موفق می‌شوند که به تولید، انتشار و به اشتراک‌گذاری محتوای مورد علاقه مشتریان خود می‌پردازند.

به سوالات مشتریان خود پاسخ دهید و در انتها شاید استحقاق داشته باشید بیشتر از خودتان بگویید.

شرکتی که در کمک به افراد مصمم است یا شرکتی که به فکر افزایش فروش است؟ این همان سوال اساسی فرهنگ‌سازی سازمانی‌ست! فرهنگ سازمانی هم مستقیم از سوی رئیس مجموعه سرچشمه می‌گیرد. بنابراین اگر مدیر عامل هستید، وظیفه شما این است که فرهنگ محتوایی مشتری-محوری ایجاد کنید. این سه پرسش و پاسخ دقیقاً شما را در انجام همین کار کمک می‌کند.

ایجاد فرهنگ سازمانی موفق

ایجاد و تعریف فرهنگ محتوایی از مدیر عامل شروع می‌شود و با همکاری همۀ کارمندان ادامه پیدا می‌کند.

فرهنگ محتوایی چیست؟

بازاریابی موثر یعنی هنر ارائه بهترین پاسخ‌ها به سوالات خریداران- که این موضوع به حوزه محتوایی مربوط می‌شود و دامنۀ آن در نهایت تقریباً همه کارمندان را درگیر می‌کند.

هر کسی که در کسب و کار شما نقش دارد به نحوی در حال تولید محتواست. همه یک آدرس ایمیل دارند و چند تایی حساب کاربری در شبکه‌های اجتماعی. محتوا در مسیر دستیابی به مشتریان بالقوه باعث ایجاد ارزش برای کسب و کار می‌شود.

اواخر سال گذشته، Altimeter گزارشی درباره چگونگی پرورش فرهنگ محتوایی منتشر کرد. مطابق با نتایج حاصل از این پژوهش، عناصر آموزش، حمایت‌های مدیر اجرایی و پشتیبانی کارمندان، اجزای اصلی فرهنگ محتوا را تشکیل می‌دهند.

[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]به سوالات مشتریان خود پاسخ دهید و در انتها شاید استحقاق داشته باشید بیشتر از خودتان بگویید.[/box]

چگونه باید از فرهنگ مبتنی بر فروش دور شوید؟

اکثر کسب و کارها معتقدند بهترین روش محرک برای فروش‌های جدید، صحبت کردن دربارۀ خودشان است- با این تصور که اگر مستقیم درباره تعاملات تجاری جدید خود حرف نزنند، به آن دست پیدا نخواهند کرد.

با این حال، امروزه مشتریان به این پیام‌های تبلیغاتی توجهی نمی‌کنند. آنها به خوبی می‌فهمند که کدام محتوا با قصد فروش تنظیم شده است. کسب و کارها باید مشتری را به قهرمان داستان‌شان تبدیل کنند و یک‌دلی خود را به شکلی واقعی نشان دهند.

بسیاری از کسب و کارها فراموش می‌کنند که یکی از موثرترین روش‌ها برای استفاده از محتوا به منظور هدایت ترافیک، پاسخ‌گویی به مقدماتی‌ترین سوالات مشتریان است. اگر ویجت می‌فروشید، اولین سوالی که محتوای شما باید به آن پاسخ دهد این است: «ویجت چیست؟» و سپس باید بگویید که «ویجت‌ها چگونه می‌توانند به کسب و کاری مانند پروژۀ من کمک کند؟» وقتی با برنامه‌ای منظم به این سوالات پاسخ دادید، می‌توانید بگویید که ویجت ما به چه دلیل بهترین است.

هیچ قرص جادویی و شگفت‌انگیزی برای تولید محتوای موثر با هدف هدایت ترافیک وجود ندارد. بهترین کسب و کارها استراتژی مستندی برای انتشار محتوای مفید و باکیفیت دارند؛ آنها این استراتژی را با انتشار محتوا به شیوه‌ای منسجم پیش می‌برند.

Company-Culture_header

ایجاد فرهنگ سازمانی موفق

برندها چگونه می‌توانند فرهنگ محتوایی بسازند؟

بهترین روش برای ایجاد «فرهنگ محتوایی» کمک به کارمندان‌تان برای درک بهتر مشکل طرح شده است. ماموریت کلی شرکت باید بزرگتر از خدمات یا محصولی که ارائه می‌دهید تعیین شده باشد. برند بر چیزی بیش از محصولات قابل فروش دلالت می‌کند؛ برند درباره مردم و مشتریان است.

شرکت‌هایی که این روش را به خوبی اجرا می‌کنند، درک بهتری از دنیای بزرگتری که در آن مشغول فعالیت هستند به دست خواهند آورد و می‌دانند که چگونه باید جایگاه خود را در چنین دنیایی تثبیت کنند؛ آنها به کارمندان خود قدرت می‌دهند تا داستان‌های معتبر و شخصی درباره نحوه ایفای نقش خود روایت کنند.

برای موفقیت در روند آموزش نحوۀ نوشتن، به اشتراک‌گذاری در رسانه‌های اجتماعی و ایجاد برند شخصی، به مدیرانی نیاز است که متضمن روحیه همکاری باشند و به این اصل اساسی اعتقاد داشته باشند که برند شما بزرگتر از آنچه می‌فروشید است.

[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]کسب و کارهایی در امر جذب مشتریان موفق می‌شوند که به تولید، انتشار و به اشتراک‌گذاری محتوای مورد علاقه آنها می‌پردازند.[/box]

بنابراین ایجاد و تعریف فرهنگ محتوا از مدیر عامل شروع می‌شود. با این حال سایر کارمندان نیز باید به صورت روزانه همین روند را در پیش بگیرند. امروز چه محتوایی تولید کرده‌اید که به مشتری بالقوه کمک می‌کند؟ آیا مدیران اجرایی را راهنمایی کرده‌اید که چطور برنامه‌های خود را با استفاده از Slideshare و پستهای وبلاگی ارائه دهند؟ آیا رهبران و مدیران ایده‌پردازی خود را تشویق کرده‌اید که بیشتر از قبل به ایفای نقش بپردازند؟

وقت آن رسیده که این فرهنگ جدید را به کار بگیریم و جلب مشتری را تضمین کنیم.