اینفوگرافیک چهره و ابزار جدیدی برای تبلیغات است. در اینفوگرافیک دو عنصر مهم تبلیغات؛ یعنی طراحی گرافیک و کپیرایتینگ در کنار هم جمع میشوند. این کار باعث میشود پیامی که به شکل اینفوگرافیک انتقال پیدا میکند فرصت این را داشته باشد که علاوه بر پیامش با تصویر نیز توجه مخاطب را به خود جلب کند.
اینفوگرافیک راه خیلی خوبی برای بازریابی محتوایی است که به دلیل به کارگیری تصویر یا عناصر گرافیکی در کنار پیام تبلیغ، میتواند از بازاریابی محتوایی معمولی مؤثرتر عمل کند. اگر شما هم درگیر تولید محتوا برای تبلیغات یا بازاریابی هستنید بهتر است این شش دلیل برای استفاده از اینفوگرافیک را بخوانید:
طراحی و ساخت آنها نسبتاً آسان است
راههای مختلفی برای تولید اینفوگرافیک وجود دارد، از شیوههای قدیمی که نرمافزارهایی مثل فتوشاپ را به کار میگرفتند تا وبسایتهایی که به صورت آماده قالب اینفوگرافیک را به شما میدهند تا متن و تصویر خود را در آن جایگذاری کنید. این باعث میشود شما با استفاده از تولیدات اینفوگرافیک هر هفته به موعد تحویل مطلب یا انتشار در رسانههای اجتماعی خود برسید.
اینفوگرافیک برای تولید محتوا با بودجۀ محدود عالی است
هر گرافیست یا کپیرایتری که دقیق و به خوبی بداند میخواهد چه کار کند میتواند اینفوگرافیک تهیه کند. امروزه امکاناتی ایجاد شدهاند که به شما اجازه میدهند یادداشتهای خود را به اینفوگرافیکی حرفهای تبدیل کنید. اگر در مورد مطلب یا یادداشت خود مطمئن نیستید، میتوانید از یک موسسه یا شرکت یا حتی یک نویسندۀ مستقل بخواهید تا متنی خوب برای اینفوگرافیک مورد نظر شما بنویسد و این معمولاً جایگزین ارزانتری برای راهکارهای بلاگی است.
چشمگیر و جذاب است
یکی از نقاط فروش اینفوگرافیک، گرایش مردم به چیزهای خوشقیافه و و کنتراست رنگهاست و اینکه تصاویر توجه را به سمت موضوع جلب میکنند. به این ترتیب و با بر طرف کردن چالشی که اکثر محتواها با آن مواجه هستند، یعنی جلب توجه مخاطب، اینفوگرافیک خودبه خود شروع به صحبت با مخاطبش میکنند. اینفوگرافیکی که به خوبی طراحی شده باشد خوانش متن را برای مخاطب آسان و احتمال واکنش آنها به موضوع متن را بیشتر میکند.
اینفوگرافیک به راحتی به اشتراک گذاشته میشود
وقتی صحبت از تولید محتوای آنلاین با راههای ارتباطی زیاد و از طریق شبکههای اجتماعی مختلف میشود، قابلیت به اشتراک گذاشته شدن آسان و سریع اهمیت زیادی پیدا میکند. اینفوگرافیک برای به اشتراکگذاری عالی است چون در جابجایی از یک رسانه به رسانۀ دیگر هیچکدام از اطلاعاتش از بین نمیرود یا مخدوش نمیشود. همچنین، به دلیل سادگی ظاهری و اینکه به راحتی خوانده و درک میشود احتمال زیادی برای ویروسی شدن اینفوگرافیک در شبکههای اجتماعی وجود دارد.
نظرات تخصصی را به زبان ساده و روزمره برای همۀ مردم ارائه میدهد
کاری که یک اینفوگرافیک برای مخاطبانش انجام میدهد این است که با ساده ساختن اطلاعات تا جایی که برای همه قابل فهم باشد توجه افراد را به یک مبحث، فارغ از اصطلاحات سخت و پیچیده آن، جلب میکند. اگر میخواهید یک روش خیلی جذاب و از نظر دیداری مجابکننده برای ارائه اطلاعات پیدا کنید اینفوگرافیک میتواند اولین انتخاب شما باشد. مطمئن باشید مخاطب از بین خواندن اینفوگرافیک، جدول و نمودار حتماً اینفوگرافیک را انتخاب میکند.
اینفوگرافیک برای بازاریابی برند عالی است
اینفوگرافیک طراحی بسیار سادهای دارد به همین دلیل یک شرکت میتواند با به کارگیری مجموعهای ار اینفوگرافیکها که موضوع و طرح مشخصی را انتقال میدهند برند خود را معرفی کند. اینفوگرافیک سریعاً جلب توجه میکند و این به بیشتر دیده و شناخته شدن برند کمک میکند.
حرف آخر:
اینفوگرافیک، مؤثرترین راه در بازار آنلاین
اینفوگرافیک پلی است که فاصلۀ بین بازاریاب و موضوع فروش را پر میکند و به این ترتیب بازاریاب میتواند اطلاعات زیادی را از طریق اینفوگرافیک برای مشتریانش مهیا میکند. دن اتسنر، مؤسس شرکت Avila Web، در مورد اینفوگرافیک میگوید: «اینفوگرافیک تا مدتها و در دورههای مختلف به کار میآید و مرتباً به اشتراک گذاشته میشود در حالیکه بسیاری از مقالهها خیلی زود آرشیو میشوند.»
امروزه خیلی از کودکان چندان با جذابیتهای موسیقی کلاسیک آشنا نیستند و این موضوع به چالشی برای ارکستر سمفونیک برزیل تبدیل شده بود. طبق مشاهدات، اکثر مخاطبان ارکستر سمفونیک برزیل را افراد بالای 65 سال تشکیل میدهند. به همین خاطر بود که آنها تصمیم گرفتند توجه نسل جوانتر را هم به این نوع موسیقی جلب کنند.
عده زیادی از کودکان نمیدانند موسیقی کلاسیک تا چه اندازه میتواند قدرتمند و جالب باشد، به نظر خیلیهای دیگرشان هم این موسیقی اصلاً خستهکننده است. چه به علت کمبود آشناسازی کودکان با این موسیقی و چه به خاطر حالت غیرتجاری موسیقی کلاسیک (در مقایسه با سایر انواع موسیقی)، این موسیقی کودکان و نوجوانان را به سمت خود جذب نمیکند و این موضوع به یک چالش تبدیل شده است. ارکستر سمفونیک برزیل، با کمک آژانس تبلیغاتی Artplan، به دنبال راهی بود که بتواند کودکان را به موسیقی کلاسیک علاقهمند کند و با جذابترین و درگیرکنندهترین روش آنان را با این دنیای جدید آشنا سازد.
آنها به این نتیجه رسیدند که بهترین روش برای انجام این کار، ادغام کردن موسیقی کلاسیک با کارها و رویدادهای روزانه است. در این راه، کارتون «پاپای» یا همان «ملوان زبل» هم خیلی به آنها کمک کرد. آنها کلاسی درست کردند به اسم «کلاس کلاسیک» که در آن تکنولوژی و موسیقی در کنار هم قرار گرفتند تا به کودکان بیاموزند چطور احتمال دارد موسیقی کلاسیک بخشی از کارتون مورد علاقهشان باشد. در همین راستا آنان تصمیم گرفتند موسیقی متن همه قسمتهای کارتون «پاپای» را به کمک ارکستر سمفونیک برزیل ضبط کنند، حتی جلوههای صوتی این موسیقی را. آنها همچنین با بزرگترین شبکه مخصوص کودکان در برزیل همکاری کردند تا بتوانند اپلیکیشنی ایجاد کنند که تجربه کودکان از موسیقی کلاسیک را ارتقا ببخشد. بدین صورت، کودکان به تماشای کارتون دوستداشتنی خود مشغول میشدند در حالی که اپلیکیشن به راحتی تصویر و صدا را با هم هماهنگ میکرد و به آنان اجازه میداد حین تماشای کارتون، صدای ارکستر را هم از تبلت خود بشنوند و همه اعضای ارکستر را هم در حال نواختن ساز تماشا کنند.
جلب توجه کودکان به موسیقی کلاسیک با استفاده از یک اپلیکیشن
«کلاس کلاسیک» به روشی کاملاً موثر موسیقی کلاسیک را وارد زندگی کودکان میکند و باعث میشود با انواع سازها آشنا شوند و حتی از تاریخ و نزدیکترین محل برگزاری کنسرتهای موسیقی کلاسیک هم اطلاع پیدا کنند!
«موسیقی کلاسیک، از کودکی دوستش دارید، فقط متوجه آن نبودید»، شعار این کمپین است که قصد دارد به روشی کاملاً هوشمندانه نشان دهد تعامل درست و اثربخش میتواند چالشبرانگیزترین مخاطبان را هم به سمت خود جذب کند.
ترویج موسیقی کلاسیک بین کودکانی با این سن و سال کار دشواری بود، اما یکی از اصول اساسی موفقیت هر کمپین، «پیروی از قوانین» مخاطب هدف است. در این نمونه تلفیق تکنولوژی و موسیقی با بهرهگیری از یک کارتون مورد علاقه کودکان، بسیار موثر واقع شد.
برای کمپین بعدی خود به خاطر داشته باشید، اگر نتوانید مخاطب خود را درک کنید، چطور میخواهید کمپینی را برای آنان طراحی کنید و مخاطب قرارشان دهید؟
چه احساسی خواهید داشت اگر یک بیلبورد در خیابان شروع به صحبت کردن با شما کند؟ مسافران یک ایستگاه قطار در زوریخ در مدت زمان اجرای یک کمپین تبلیغاتی با بیلبوردی مواجه شدند که در آن یک مرد کوهستانی در حال گفت و گوی ویدیویی با افراد مختلف است. افرادی که با این مرد گفتو گو میکنند این شانس را خواهند داشت که یک بلیط رایگان قطار به یکی از دیدنیترین مکانهای جهان دریافت کنند.
گردشگری Graubünden در واقع با ایجاد این بیلبورد منحصربهفرد قصد داشته تا آگاهی مردم را نسبت به این شهر به عنوان «یکی از بهترین مقصدهای تعطیلات در سوئیس» افزایش دهد. این بیلبورد به صورت تصادفی برخی از مسافرین ایستگاه زوریخ را به لذت بردن از یک تعطیلات کوتاه در کوهستانهای Graubünden دعوت میکند. در واقع در این بیلبورد یک بلیط رایگان سفر کوتاه برای یک بعداز ظهر پیشنهاد میشود که با آن افراد میتوانند به شهر کوچک Vrin بروند و در آنجا مرد کوهستانی را ملاقات کنند. مرد کوهستانی که از یک مکان دیدنی از طریق ویدیو چت به بیلبورد متصل شده، خودش با مردم در ایستگاه صحبت میکند. مردم وقتی متوجه میشوند با یک فرد واقعی در بیلبورد مواجه هستند هیجانزده میشوند. مرد کوهستانی حتی گاهی با مدیران یا دبیران این مسافران تماس میگیرد تا مطمئن شود که آنها حتما میتوانند در این سفر کوتاه شرکت کنند.
بعد از ملحق شدن مسافرین دعوت شده به مرد کوهستانی، حالا آنها هم در بیلبورد ظاهر میشوند و برای مسافرین دیگر حاضر در ایستگاه زوریخ دست تکان میدهند.
اگر یک بیلبورد شما را به یک سفر کوتاه دعوت کند، این دعوت را میپذیرید؟
کیتکت همچنان با شعار «take a break» تبلیغات خود را ادامه میدهد و با کمپینهای تبلیغاتی خلاقانه و ویدیوهای ویروسی مردم را در همهحال به داشتن یک استراحت کوتاه همراه با خوردن کیتکیت تشویق میکند.
حالا اینبار به جای روشهای سنتی بازاریابی کیتکت تصمیم گرفته تا با کمک آژانس تبلیغاتی Nasta/Ogilvy به خیابانهای پاراگوئه برود و چالش صندلی منحصربهفرد را اجرا کند. این دو با همکاری هم صندلی را درست کردند که مدت زمانی که یک شخص روی آن برای یک استراحت کوتاه مینشیند را مانیتور میکند. اگر افراد بیشتر از یک دقیقه روی صندلی بنشینند، ماشین فروش اتوماتیک به آنها یک کیتکت رایگان میدهد.
این روزها همه ما پیوسته در تکاپو هستیم و برای انجام هرکاری عجله داریم. مردم در خیابانها به سرعت از کنار هم میگذرند تا به مقصد برسند.
در این پروژه آژانس اوگیلوی و شرکت نستا این صندلی و دستگاه کیتکت را در مکانهای پر تردد قرار دادند تا ببینند افراد در این تکاپوی رفت و آمدهایشان چه مدت حاضرند برای یک استراحت کوتاه روی صندلی بنشینند؟ این دستگاه در مکانهای مختلفی در پاراگوئه نصب شد و بیش از 20 هزار کیتکت را به کسانی که بیش از یک دقیقه روی صندلی مخصوص نشستند تحویل داد.
کیتکت با این کار توانست بیش از 200 هزار نفر را در شبکههای اجتماعی درگیر کند.
KFC تصمیم گرفت تا شصتمین سالگرد تاسیس خود در کانادا را به شکلی ویژه جشن بگیرد و تک تک خاطرات همۀ این سالها را گرامی بدارد. بنا به گفتۀ KFC کانادا، «بعضی از بهترین خاطرات ما درست وقتی دور هم نشستهایم و یک سطل مرغ سوخاری را با هم قسمت میکنیم شکل گرفتهاند»، به همین خاطر آنها «سطل خاطرات» را درست کردند تا مشتریان را دعوت به خاطرهسازی بیشتر کنند!
حالا بر اساس همین ایده، KFC با کمک آژانس تبلیغاتی Grip Limited سعی کرد شیوهای جالب و خاص برای بزرگداشت حضور 60 سالهاش در کانادا پیدا کند. این تلاشها به ایده یک سطل ابتکاری برای مرغهای سوخاری KFC منجر شد: یک چاپگر عکس در پوشش سطل مرغ سوخاری که عکسها و خاطرات جدید شما را فوراً چاپ میکند. یک سطل خلاقانه و چاپگر!
KFC سطل خاطرات را برای ثبت خاطراتتان به شما ارائه میکند!
[aparat]http://www.aparat.com/v/po7cr[/aparat]
به همین راحتی آنها یک چاپگر بلوتوث عکسهای پولاروید را زیر سطل واقعی مرغ سوخاری نصب کردند تا مشتریان بتواند عکسهایی که با دوربین گوشی تلفن همراه خود میگیرند را بلافاصله چاپ کنند. همان طور که در ویدیو هم نشان داده شده، یک گروه از دوستان که در حال لذت بردن از مرغهای سوخاری خود هستند، میتوانند به راحتی یک عکس جالب بگیرند و ظرف چند ثانیه چاپش کنند و روشی جدید برای خاطرهسازی داشته باشند. با این کار خاطرهها بیشتر دوام میآورند و سطل مرغ سوخاری KFC هم بیشتر در یادها باقی میماند.
این کمپین تبلیغاتی بر قدرت احساسات و اهمیت عاطفی خاطرات برای افراد تکیه میکند، خصوصاً وقتی پای خاطرات عالی در میان باشد که نمیخواهند فراموششان کنند. عکسهای چاپ شده شاید دیگر خیلی متداول نباشند اما هنوز هم یک نماد فیزیکی و قابل لمس از خاطرت به حساب میآیند که میتوانید واقعاً در دست بگیرید و تا همیشه برایتان عزیز باشد. KFC با این کار به مشتریانش یادآوری کرد که وقتی همراه دوستانشان از خوردن مرغ سوخاری لذت میبرند، اتفاقات زیادی ممکن است رخ بدهد که باعث شود احساس خیلی بهتری هم پیدا کنند. عشق، مثبتاندیشی و احساسات زیبا همه با هم در لحظات خوب جمع میشوند و میتوانید تا ابد پیش خودتان نگهشان دارید.
عکس بگیرید و با چاپگرهای KFC چاپشان کنید
این کمپین یک موفقیت برای KFC کانادا بود چون مشتریان زیادی دنبال خریدن «سطل خاطرات» بودند و در انتها متوجه میشدند که این سطل فروشی نیست اما KFC قصد دارد بیشتر از اینها طرفداران وفادارش را خوشحال کند.
هشتگ Happy60KFC# برای این کمپین در نظر گرفته شد و مشتریان بیشماری از سراسر دنیا پیامها و نظرات مثبت خود را ارسال کردند و دلشان میخواست آنها هم میتوانستند حین خوردن مرغ سوخاری، خاطره خوبشان را ثبت کنند. این ایدۀ خلاقانه پوشش رسانهای زیادی را هم به خود اختصاص داد و باعث شد برندهای رقیب به فکر ایدههای بیشتری برای کمپینهای بعدی خود باشند!
سطل خاطرات KFC
نظر شما دربارۀ «سطل خاطرات» و رابطهای که با برند برقرار کرده چیست؟
همه دوست دارند که با قیمت خوب خرید کنند و تخفیف بگیرند، مخصوصاً وقتی با یک دستگاه اتوماتیک فروش مواجه میشوند که تیشرتهای ارزان 2 یورویی میفروشد. اما هزینه واقعی که میپردازید چقدر است؟ ترزا لیتسا در مقالهایبه این موضوع میپردازد.
یک نهاد غیرانتفاعی به نام Fashion Revolution اقدام جالبی در برلین انجام داده و عموم افراد جامعه را به فکر واداشته است. این کمپین تبلیغاتی-اجتماعی امید دارد افراد را از هزینۀ واقعی خرید پوشاک بسیار کمقیمت آگاه کند. آنها یک دستگاه اتوماتیک فروش که تیشرتهایی فقط به قیمت 2 یورو میفروخت (تقریباً 2.27 دلار) را در یک مکان عمومی شهر قرار دادند و توجه عابران زیادی را به خود جلب کردند. وقتی عابران سکه را وارد دستگاه میکردند، ویدیویی از کودکان کم سن و سال در حال کار در کارخانههای نساجی روی صفحۀ نمایش ظاهر میشد. این کودکان 16 ساعت در روز کار میکنند و فقط 13 سنت در ساعت دستمزد میگیرند.
ناگهان با مشاهده این ویدیو، خریداران از قیمت مناسبی که به آنها پیشنهاد داده شده بود، دیگر چندان هم خوشحال نبودند. درست بعد از پایان ویدیو به آنها انتخابهایی داده میشد تا «بخرند یا اهدا کنند». نتیجه جالب و خیرهکننده این بود که از هر 10 نفر، 9 نفر تصمیم گرفتند 2 یورویی که به دستگاه دادهاند را برای حمایت از این کمپین اهدا کنند.
تاریخ انتشار ویدیو، روز 24 آوریل بود، یعنی روز Fashion Revolution، روز بزرگداشت خاطره درگذشتگان حادثه فروریختن ساختمان «رانا پلازا» در بنگلادش در سال 2013 که باعث شد بیش از 1000 کارگر کشته شوند. این کارگران برای برندهای آمریکایی پوشاک تهیه میکردند. برای این کارخانهها چیز عجیبی نیست که کارگران کم سن و سال را با حقوق بسیار پایین به خدمت بگیرند. همین موضوع باعث شد Fashion Revolution به فکر راهاندازی کمپین بیفتد: به منظور افزایش آگاهی در زمینه شرایط کاری کارگرانی که لباس ارزانقیمت را به فروشگاهها میفرستند.
وقتی عابران سکه را وارد دستگاه میکردند، ویدیویی از کودکان کم سن و سال در حال کار در کارخانههای نساجی روی صفحۀ نمایش ظاهر میشد. این کودکان 16 ساعت در روز کار میکنند و فقط 13 سنت در ساعت دستمزد میگیرند.
در واقع، آخرین کلمات ویدیو اینها بودند: «مردم وقتی آگاه میشوند، اهمیت میدهند. به ما کمک کنید تا به دنیا هم یادآوری کنیم. این دانستهها را منتقل کنید تا انقلاب صنعت مد آغاز شود.»
این پیام تاثیرگذاری بود که Fashion Revolution با همکاری آژانس تبلیغاتی BBDO برلین، موفق به انتشار آن شد. این حرکت توانست اکثر افرادی که با دستگاه اتوماتیک فروش کار کردند و ویدیو را دیدند تحت تاثیر قرار دهد. در همین حال از بازخورد افراد نیز فیلم تهیه شد و از طریق اینترنت در سراسر دنیا به نمایش درآمد. این فیلم تنها طی 5 روز به رقم قابل توجه 4 میلیون بازدید در شبکه یوتیوب دست پیدا کرد، حدود 40000 بار در فیسبوک به اشتراک گذاشته شد و بیش از 100 بار هم در مطبوعات به آن اشاره شد، شامل وب سایتهای رسانهای مهم و معروف دنیا.
از هر 10 نفر، 9 نفر تصمیم گرفتند 2 یورویی که به دستگاه دادهاند را برای حمایت از این کمپین اهدا کنند.
این موفقیت ثابت میکند که یک کمپین تاثیرگذار باید بتواند توجه مخاطبان را به خود جلب کند. برای این کار و به منظور جلب توجه بیشتر احتمالاً باید پیش از انتقال پیام مورد نظر، نوعی سیستم پاداش و جایزه در نظر گرفته شود. زمانی که بتوانید پیام خود را به شیوهای قدرتمند و تاثیرگذار انتقال دهید، نتیجه چشمگیر خواهد بود. میزان مبالغ اهدایی جمعآوری شده از طریق کمپین Fashion Revolution، تاییدکننده این موضوع است!
شرکتها تمایل دارند از هر فضایی بهرهبرداری تبلیغاتی کنند؛ غافل از اینکه بسیاری از رسانهها قابلیتهای دیگری نیز دارند که برندها از آن استفاده نمیکنند. شرکت تولیدکننده موادغذایی برتر، از آن دسته برندهای قدیمی بازار است که تا چندوقت گذشته حضور چندانی در تبلیغات نداشته است اما این برند نیز مانند مابقی رقبا وارد میدان شده و با استفاده از رسانههای مختلف شروع به تبلیغات کرده است. برتر علاوه بر رسانههای قدیمی سراغ شبکه اجتماعی اینستاگرام نیز رفته است.
این شرکت سعی کرده به اینستاگرام به عنوان یک رسانه تبلیغاتی نگاه نکند و شیوه بازاریابی محتوایی را در آن اجرا کند. محسن رهگذر مدیر توسعه کسب و کار دیجیتال شرکت مشاور و مجری برنامههای اخیر برند برتر در رسانههای اجتماعی نیز در ادامه به سوالات «فرصت امروز» پاسخ میدهد.
[divider]
نگاه «فرصت امروز» به کمپین دیجیتال شرکت برتردر گفتگو با محسن رهگذر
توجه به سبک زندگی مخاطبان برند برای ایجاد ارتباط معنادارتر
محسن رهگذر، مدیر واحد کسب و کار دیجیتال آژانس تبلیغاتی تمام خدمت بادکوبه، درباره فعالیتهای برند برتر در اینستاگرام میگوید: از اواخر سال گذشته مجموعه فعالیتهای 360 درجهای برای برند برتر در آژانس تبلیغاتی تمام خدمت بادکوبه طرحریزی و اجرا شد. پس از تحقیقات گسترده و برگزاری جلسات مختلف گروهی (Focus Group) و مطالعه اطلاعات دریافت شده، شناخت دقیقتری نسبت به گروه هدف این برند در بازار به دست آوردیم که این اطلاعات به طور عمده به برند برتر کمک میکند تا مصرفکنندگان و حوزه بازار خود را بهتر بشناسد. این مجموعه فعالیتها با هدف برنامهریزی برای برندسازی مجدد برتر (Rebranding) در زمینههای گسترده ادامه پیدا کرده است. در نهایت پیش از تدوین استراتژی حضور برند برتر در رسانههای اجتماعی، با مطالعه و بررسی اطلاعات به دست آمده از تحقیقات به شناخت دقیقی از دغدغهها و الگوی رفتار گروه مخاطب برند برتر، یعنی بانوان، دست پیدا کردیم و بعد از آن به طراحی استراتژی و نقشه راه برای حضور برتر در رسانههای اجتماعی پرداختیم. عنصر اصلی این استراتژی، توجه به سبک زندگی مخاطبان برتر و ایجاد ارتباط معنادار بین این سبک زندگی و ظرفیتها و فرصتهایی است که برند برتر و محصولات آن پیش روی مخاطبان قرار میدهند. در این سبک زندگی مشخص میشود که گروه هدف از انجام چه فعالیتهایی در زندگی خود لذت میبرند و چه موضوعاتی جزو اولویتها و دغدغههای آنها به شمار میآید.
محسن رهگذر با اشاره به شعار تازه برتر در دور جدید فعالیتهای ارتباطی این برند میگوید: «آسانتر، سالمتر با برتر» شعار جدید برند است که از این پس مورد استفاده قرار خواهد گرفت. واژههای آسانتر و سالمتر دقیقاً برگرفته از نکاتی هستند که در سبک زندگی گروه مخاطبان اولیه برتر از اهمیت زیادی برخوردار است. در نهایت به ایده مجلهای به نام «زندگی به سبک برتر» رسیدیم و بر همین اساس تقویم رسانهای و برنامه بازاریابی محتوایی برند برتر تهیه شد. در آغاز راه نیز اینستاگرام را به عنوان رسانه اجتماعی اصلی انتخاب کردیم. برنامه محتوایی این مجله حول سه موضوع تغذیه، اجتماعی و سرگرمی شکل گرفت و برای هر کدام از این موضوعات پستهای مختلف و متعددی طراحی و تولید شده است.
این متخصص بازاریابی دیجیتال درباره هدف اجرای این شیوه میگوید: رسانههای سنتی به تنهایی، مثل گذشته اثربخش نیستند. موضوع مهم دیگر این است که در رسانههای نوین، مخصوصاً رسانههای اجتماعی، نباید از همان شیوههای تبلیغات سنتی استفاده کرد. به طور مثال برندها باید سراغ راهکارهای نوینی بروند. برند برتر از روش بازاریابی محتوایی استفاده میکند. در این شیوه بازاریابی، برند به جای تکیه بر تبلیغ مستقیم و انتشار محتوایی مانند آگهیهای متداول تبلیغاتی، با خلق محتوای ارزشمند توجه مخاطبان را به خود جلب میکند.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]«آسانتر، سالمتر با برتر» شعار جدید برند است که از این پس مورد استفاده قرار خواهد گرفت. واژههای آسانتر و سالمتر دقیقاً برگرفته از نکاتی هستند که در سبک زندگی گروه مخاطبان اولیه برتر از اهمیت زیادی برخوردار است.[/box]
محسن رهگذر، در پاسخ به این سؤال که آیا محتوای تولیدی در جذب بانوانی که هر روز در معرض هزاران پیام مختلف در زمینه سلامتی و تغذیه قرار دارند، موفق بوده یا خیر؟ میگوید: در رسانههای اجتماعی به راحتی میتوان جذاب بودن یا نبودن محتوای تولیدی را اندازه گرفت. بررسیها نشان میدهد محتوای مجله زندگی به سبک برتر از طریق آموزش، سرگرم کردن و توانمندساختن مخاطبان و نیز معرفی روشهایی برای استفاده از محصولات متنوع برتر تا اینجا برای آنان جذاب بوده و نرخ تعامل قابلتوجهی داشته است؛ حتی شاید درصد کمی از محتوای تولیدی برای مخاطب آشنا و تکراری نیز باشد اما همین محتوا، با ارائه متفاوت و طراحی ساده و مینیمال و در عین حال متناسب با این رسانه اجتماعی به محتوایی جذاب تبدیل شده است تا جایی که مخاطبان آنها را در صفحات و نقاط دیگری از شبکههای اجتماعی بازنشر میکنند یا به صورت داوطلبانه در رسانههای اجتماعی دیگر مانند تلگرام و. . . به اشترک میگذارند. اگر محتوای تولیدی جذاب نبود، مطمئناً شاهد این قبیل واکنشها از طرف مخاطبان نبودیم و محتوای تولیدی در حال ویروسی شدن نبود.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]رسانههای سنتی به تنهایی، مثل گذشته اثربخش نیستند. موضوع مهم دیگر این است که در رسانههای نوین، مخصوصاً رسانههای اجتماعی، نباید از همان شیوههای تبلیغات سنتی استفاده کرد. [/box]
در نهایت پستهای قرار گرفته در صفحه اینستاگرام برتر را نباید با آگهیهای تبلیغاتی مقایسه کرد. اینستاگرام ماهیت متفاوتی نسبت به آگهیهای محیطی و رسانههای دیگر دارد، برخی از برندها به اشتباه، تنها معیار موفقیت در شبکههای اجتماعی را تعداد بالای دنبالکنندهها میدانند. همین موضوع باعث میشود که در دام دنبالکنندگان غیرواقعی و غیرفعال بیفتند که هیچ منفعتی برای برند آنها ندارند. برند برتر در اینستاگرام نزدیک به 6000 هزار دنبالکننده واقعی دارد ولی موضوع مهم نرخ تعامل و مشارکت مخاطبان است. تعداد زیادی از پستهای این صفحه کامنت و لایک قابل توجهی را از طرف مخاطبان دریافت کردهاند و در عین حال افراد زیادی هم در همان پستها دوستان خود را به دیدن محتوای جذاب دعوت کردند. یکی از نکات مهم اینجاست که حدود 60درصد دنبالکنندگان فعلی از طریق دعوت دنبالکنندگان اولیه جذب صفحه شدهاند، یعنی مجله «زندگی به سبک برتر» قبلا در جلب توجه آنها موفق عمل کرده است.
صفحۀ اختصاصی برند برتر در شبکۀ اینستاگرام
برقراری ارتباط دو طرفه؛ کلید اصلی موفقیت بازاریابی محتوایی
رهگذر میگوید: اگر شبکههای اجتماعی تبدیل به محلی برای انتشار محتوای کاتالوگ برند شود و برند با مخاطبانش تنها مونولوگ و ارتباط یک طرفه داشته باشد، قطعاً مسیر نادرستی را انتخاب کرده است. تمرکز در شبکههای اجتماعی باید روی تولید محتوای غنی و جذاب و مرتبط با برند، تعامل دو طرفه با مخاطب و قواعد اصول بازاریابی نوین باشد. نکته حائز اهمیت دیگر این است که تبلیغات یا رسانههای پولی باید مکمل بازاریابی محتوایی باشند. آگهیهای تبلیغاتی هرگز نباید به خود محتوای شبکههای اجتماعی تبدیل شوند. ارتباط برقرار کردن با مخاطب از طریق فعالیتهای بازاریابی و روابط عمومی به نسبت تبلیغات راحتتر است و تجربه نشان داده که مخاطبان بعد از چنین فعالیتهایی، برند را راحتتر به یادآوردهاند.
محسن رهگذر درباره راهکارهای بهبود محتوا برای مخاطبان برند برتر میگوید: تعداد زیادی از مخاطبان در مورد بسیاری از پستهای منتشر شده نظر دادهاند و تیم مدیریت شبکههای اجتماعی ما براساس این بازخوردها متوجه میشوند که چه پستهایی به تغییر نیاز دارند و تولید چه پستهایی باید ادامه یابند. تیم محتوای ما بر همین اساس محتواهای متنی، تصویری و ویدئویی را خلق میکند. وی یادآور شد بازاریابی محتوایی برتر تنها به اینستاگرام محدود نمیشود و به زودی مجله «زندگی به سبک برتر» نیز از طریق وب سایت برتر در دسترس مخاطبان قرار خواهد گرفت.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]برخی از برندها به اشتباه، تنها معیار موفقیت در شبکههای اجتماعی را تعداد بالای دنبالکنندهها میدانند. همین موضوع باعث میشود که در دام دنبالکنندگان غیرواقعی و غیرفعال بیفتند که هیچ منفعتی برای برند آنها ندارند. [/box]
افزایش فروش با تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطبان
محسن رهگذر در پاسخ به این سوال که آیا روند حرکتی برتر روی فروش این برند نیز تأثیرگذار خواهد بود یا نه، میگوید: هدف اصلی، افزایش آگاهی مخاطبان نسبت به برند و تعامل متقابل برند با مخاطبانش است، به دلیل ضریب نفوذ شبکههای اجتماعی در بین مخاطبان، این آگاهی در میانمدت روی فروش این برند نیز تأثیرگذار خواهد بود. این مشاور بازاریابی دیجیتال در پایان میگوید: برندهای ایرانی هنوز در مرحله آزمون و خطای حضور در شبکههای اجتماعی به سر میبرند. برندها با حضور در شبکههای اجتماعی فورا سراغ ابزارها و تبلیغات میروند و اکثرا برنامه یکپارچهای برای این حضور ندارند. در حالی که در این مسیر باید به عنصر مهم تولید محتوای غنی توجه داشته باشند. محتوای مفید برای مخاطب تعاملگرای امروزی از اهمیت بالایی برخوردار است. مخاطب امروزی هوشمند است و خودش مدیریت رسانه را بهدست میگیرد. در نتیجه اگر برندها محتوای غنی و درستی را برای جذب چنین مخاطبانی تولید کنند به راحتی میتوانند آنان را به سمت خود بکشانند.
مطلب کامل را در وب سایت روزنامۀ فرصت امروز مطالعه کنید.
آژانس امروزی McCann نتیجه ادغام دو آژانس پیشگام در سال 1930 در نیویورک است: آژانس H. K. McCann که در سال 1912 و شرکت Erickson که در سال 1902 تاسیس شد. دو اصل اساسی که این شرکتها بر آن تکیه میکردند، کار با افراد با تدبیر در این صنعت و پایبندی به اصول اخلاقی در صنعت تبلیغات بود.
شرکت H. K. McCann از همان ابتدا خودش را به عنوان یک شبکه جهانی با همکاری و هماهنگی مشترک که منابع طراحی را به منظور پیشرفت مشتریان در این شبکه با یکدیگر به اشتراک میگذارند، معرفی کرد. بعد از تاسیس در نیویورک این آژانس به سرعت در سراسر امریکا گسترش یافت و خطی مشی جهانی مشترک خود را آغاز کرد. ابتدا در سال 1915 دفتری در کانادا تاسیس شد، و این گسترش جهانی به این صورت ادامه یافت که در سال 1927 در اروپا، سال 1935 در امریکای لاتین، 1959 در استرالیا و در سال 1960 در آسیا دفاتری تاسیس شد.
دفتر مک کین در شهر نیویورک
در طول این راه مککین در سال 1950 و اوایل 1960 ارتباطات بازاریابی هماهنگ را معرفی و زمینههایی مثل روابط عمومی و ارتقاء فروش را باهم ترکیب کرد و به اینترتیب اولین شرکتی بود که یک آژانس هلدینگ را با تاسیس The Interpublic Group of Companies به عنوان شرکت مادر خود ایجاد کرد.
McCann Erickson بسیاری از کمپینهای مشهور و نمادین قرن اخیر را برگزار کرده است. امروزه این آژانس به عنوان یک حرکت نوآورانه در میان تمام مرزها چه از نظر جغرافیایی، قوانین و چه از نظر چگونگی روابط مشتریان، به هدایت صنعت تبلیغات به عنوان یک موجودیت واحد ادامه میدهد.
خانواده مککین اریکسون حالا به یکی از بزرگترین و یکپارچهترین و هماهنگترین شبکههای جهانی بازاریابی نبدیل شده است.
دفتر مککین در شهر لندن
مککین اریکسون 180 دفتر در بیش از 120 کشور جهان و فهرستی از مشتریان جهانی برجسته و برندهای مشهور دنیا دارد.
این آژانس ماموریت خود را به این شکل تعریف میکند: «مککین برندها را برای تغییر مثبت به پیش میراند»
از مشتریان معروف این آژانس میتوان به American Airline ، Chevrolet، Master Card، مایکروسافت و کوکاکولا را نام برد.
شرکت کوکاکولا همیشه به تبلیغات اعتقاد داشته و همین باور باعث شده که امروز این شرکت برفراز قله موفقیت قرار گیرد. فوقالعاده، خلاقانه، رنگارنگ، جذاب و ماندگار در ذهن تنها بخشی از کلمات یا عباراتی هستند که میتوان برای تبلیغات کوکاکولا نام برد.
در اینجا 20 تبلیغ خلاق کوکاکولا را در گذر زمان و از سال 1889 تاکنون میبینیم:
1889:
1900:
1918:
1920:
1924:
1935:
1942:
1948:
1952:
1966:
1974:
1974:
1984:
1993:
1994:
2000:
2008:
2014:
2015:
در مسیری 126 ساله کوکاکولا موفق شده با استفاده از تبلیغات نام تجاری خود را از همان ابتدا و به شکلی پیوسته بر سر زبانها بیندازد و در ذهنها ماندگار کند. امروزه تقریبا کسی نیست که نام این برند را نشنیده باشد و یا یک بار محصول کوکاکولا را امتحان نکرده باشد. آیا تبلیغات خوب برگ برنده این نام تجاری در طی این سالها است؟
یک شرکت تولید قهوه برزیلی با نام Café Pelé در یک ایستگاه مترو شلوغ در سائو پائلوی برزیل، بیلبوردهای دیجیتالی که مجهز به سنسور حرکتی هستند را راهاندازی کرده است. زمانیکه در ساعتهای ابتدایی صبح عابران نزدیک این بیلبورد قرار میگیرند، چهرهای که صفحه نمایش نشان میدهد به شکل خودکار شروع به خمیازه کشیدن میکند. بسیاری از رهگذران بعد از دیدن این صحنه شروع به خمیازه کشیدن میکنند. این لحظه در واقع لحظه جالب ماجراست که همه تلاش میکنند تا جلوی خمیازه کشیدنشان را بگیرند اما موفق نمیشوند.
با توجه به تحقیقات دانشگاه ایالتی نیویورک، 70 درصد مردم با دیدن خمیازه کشیدن شخص دیگر ناخودآگاه شروع به خمیازه کشیدن میکنند. آژانس اجرای کننده این تبلیغ، آژانس Lew’Lara\TBWA در برزیل بود و خالق این پروژه در مورد این بیلبوردهای متحرک اینطور عنوان میکند که: بعد از اجرای این پروژه لحظات شاد و جالبی برای رهگذران ایجاد شد، کنترل خنده مردم پس از دیدن تعداد زیادی از افراد که در حال خمیازه کشیدن هستند مشکل بود، برخی از آنها حتی شروع به نرمش کردند تا احساس خوابآلودگی را از خود دور کنند. این بیلبوردها از این جهت منحصربه فرد بودند که هرچه تعداد افراد نزدیک به بیلبورد بیشتر میشد، تعداد خمیازه کشیدنهای صفحهنمایش هم بیشتر میشد.
خالق این پروژه ادامه میدهد که: در این مواقع چه نوشیدنیای میتواند بهتر از قهوه حس شادابی و انرژی به شما بدهد؟ ارتباط بین قهوه و کارایی افراد بر هیچکس پوشیده نیست. تنها یک فنجان قهوه در ابتدای صبح میتواند تا حد زیادی انرژی شما را تامین کند. پس از مدت کوتاهی Café Pelé تعدادی فنجان قهوه را به جای صورت خوابآلوده روی بیلبورد به نمایش میگذارد. همچنین جمله «شما هم خمیازه میکشید؟ حالا زمان نوشیدن قهوه است» روی صفحهنمایش نشان داده میشود و چند نفر با فنجانهای کوچک قهوه از عابران نزدیک بیلبوردها پذیرایی میکنند. تقریبا همه افراد با دیدن قهوهها احساس خوبی داشتند و پس از نوشیدن آن شادابتر میشدند.
در کشوری مانند برزیل که به تنهایی 30 درصد نیاز قهوه جهان را برآورده میکند و به دلیل موقعیت جغرافیایی خود کیفیتهای مختلفی از قهوه را ارائه میدهد، تبلیغات اثرگذار نقش مهمی را در معرفی یک برند و ماندگاری آن در ذهن مردم ایفا میکند.