همواره شرکتها و آژانسهای تبلیغاتی از جمله محیطهای جذاب برای مخاطبین بودهاند. محیطهایی زنده و پرتحرک، رنگی و پرطراوت. در یک آژانس تبلیغاتی موفق، ایستایی و سکون دیده نمیشود. همه به دنبال ایدهها و خروجیهای تازه هستند و شبیه این است که هر روز از یک منبع انرژی بزرگ تغذیه میشوند. این جذابیت و کنجکاوی، ما را بر این داشت که با مخاطبینمان ارتباط نزدیکتری برقرار کنیم.
به همین خاطر از حدود یک ماه قبل بادکوبه در حرکتی تازه تصمیم گرفت واحدهای مختلف آژانس را در استوری اینستاگرام خود معرفی کند. برای این کار روز یکشنبهها در نظر گرفته شد. هر یکشنبه صفحه اینستاگرام بادکوبه در اختیار یکی از واحدها قرار میگیرد تا خود را به هر نحو و مدلی که دوست دارند؛ معرفی کنند. گاهی به زبان طنز و گاهی جدی. هم خودشان را معرفی کنند، هم از نوع کار و تخصصشان بگویند و هم محیط کاری خود را به تصویر بکشند.
هفته اول ما مهمان قهرمانان واحد توسعه کسب و کار دیجیتال بودیم. هفته دوم واحد مالی و هفته سوم واحد فناوری اطلاعات. ارتباط رو در رو و بیواسطه با بچهها، نمایش گوشه و کنار محیط کاری بادکوبه و پرداختن به هیجانات موجود در کار هر واحد به چشم مخاطبان ما جذاب آمد. به طوری که تعداد بازدیدکنندگان استوریها در هر یکشنبه به عددی در حدود 15 هزار نفر رسید و همچنین بسیار از مخاطبان عزیزمان با ارسال پیغام خصوصی (دایرکت) در اینستاگرام درباره روند استخدام در بادکوبه پرس و جو کردند تا شاید بتوانند تجربه کار در چنین محیطی را به دست بیاورند.
ما از استقبال مخاطبین خود بسیار خوشحال شدیم. همین امر باعث شده با علاقهی بیشتری پیگیر انتشار عکسهای استوری اینستاگرام بادکوبه در روزهای یکشنبه هر هفته بشویم و سعی کنیم واحدهای باقیمانده بادکوبه را با جزئیات بیشتر و به روشهای جذابتری به شما معرفی کنیم.
هنوز واحدهای زیادی برای معرفی باقی ماندند –از تیمهای ایدهپرداز و تولیدمان گرفته تا واحد خدمات و منابع انسانی و باقی- و بعد از آن هم میخواهیم روند کاری هر پروژه را و ارتباطات میان واحدها را برای شما به نمایش بگذاریم. در تمام یکشنبههای پیش رو با ما همراه باشید و اگر نکتهای به ذهنتان میرسد که موجب ارائه بهتر این برنامه میشود، به ما بگویید. ما از پیشنهادات و نظرات شما استقبال میکنیم.
اینستاگرام با داشتن بیش از 30 میلیون کاربر فعال در ماه، تبدیل به یکی از محبوبترین شبکههای اجتماعی شده است. ویژگیهای جالب اینستاگرام و توانایی آن در جذب برندها و مردم عادی به عنوان مخاطبان برند، آن را تبدیل به یکی از ابزار قدرتمند در بازاریابی کرده است. بازاریابی اینستاگرامی نقش مهمی در ترویج برندها داشته و کاربران را تشویق میکند تا برای موفقیت بیشتر، هشتگهای مناسبی را تشخیص داده و به کار ببرند.
برندها متوجه اهمیت معرفی خود در این شبکه شده و به فکر افزایش تعداد فالوئرهای خود در این پلتفرم رایگان تبلیغات افتادهاند. با توجه به ماهیت تصویری اینستاگرام، یکی از اقداماتی که برای ترویج یک برند در آن صورت میگیرد، استفاده از عکس برای ترویج نماد و تصویر برند به جای تبلیغ صرف برای فروش محصولات (یا خدمات) است؛ این کار باعث میشود تا مخاطبان این برند را در سطوح احساسی بالاتری دنبال کنند و با نام و صفحهء اینستاگرام برند همراه بمانند. اما برای افزایش تاثیرگذاری پستهایتان، باید بتوانید کپی و کپشن جذاب تهیه کنید.
حتماً شنیدهاید که میگویند “یک تصویر میتواند اندازه 1000 کلمه صحبت کند”. پس بعد از انتخاب یک عکس خوب، فقط کافی است تا یک کپشن مناسب بنویسید تا پست اینستاگرامتان را به یک پست “همهفنحریف” برای تبلیغات خود تبدیل کنید. بعد از اینکه مخاطب جذب عکس پست شما شد، به سمت کپشن آن جذب میشود و اینجا است که اگر کپشن مناسبی نداشته باشید، تصویر شما مانند طعمهای است که شکار خود را گرفته و سپس رها میکند؛ یعنی میتواند توجه مخاطب را به سمت پست شما جلب کند، اما بدون تاثیرگذاری مناسب، او را از دست میدهد.
اما چرا استفاده از کپشن به پست شما کمک میکند؟
کپشن باعث میشود که پستها از هم متمایز شوند. تعداد بسیاری زیادی از عکس با محتوای مشابه در صفحات اینستاگرام وجود دارد؛ مثل یک فنجان قهوه یا یک گلدان در دفتر کار. حالا اگر بتوانید کپشن خوبی برای این عکس انتخاب کنید، باعث خواهید شد تا مخاطبانن شما به فکر بیفتند و نظرشان بیشتر جلب شود.
کپشن باعث افزایش تعامل میشود. استفاده از یک سوال جذاب یا دعوت از فالوئرها برای انجام کاری خاص، باعث میشود تا ارتباط شما با فالوئرها مستحکم شود. همین ارتباط است که وفاداری برند را شکل داده و بهمرور تاثیر مثبتی روی جایگاه برند شما خواهد گذاشت.
کپشنها شخصیت برند شما را میسازند. کسانی که شما را فالو کردهاند در واقع آماده هستند تا بدون هیچ زحمتی، هدف پستهای شما قرار بگیرند. پس حالا که توجه آنها را در اختیار دارید، از تمام فرصت خود برای ترویج تصویر برندتان استفاده کنید.
اما چگونه به یک کپشن خوب برای پست خود برسیم؟
تحقیق کنید:
نوشتن یک کپشن خوب تا وقتی که به اندازهء کافی درباره آن مطالعه نکرده باشید، ممکن نیست. پس بهتر است زمان کافی را برای شناخت برند، مشتری و رقبای خود صرف کنید. تحقیقات اولیه کلید تمام اقدامات تبلیغاتی و بازاریابی است. داشتن درک درست از مخاطب هدفتان به شما کمک میکند تا برای تبلیغاتتان بهتر تصمیم بگیرید. به محض آنکه اطلاعات مورد نیازتان را به دست آوردید، میتوانید وارد مرحلهء بعدی، یعنی نوشتن کپشن شوید.
بیان مناسب خود را پیدا کنید:
اینستاگرام یک پلتفرم خوب برای ایجاد تصویر از برندتان در ذهن مخاطب است. باید بهخوبی فیلترها و موضوعات عکسهایی را که میخواهید در صفحه اینستاگرام خود قرار دهید، بشناسید و درباره آن تصمیم بگیرید. بهعلاوه، باید بیان و کلمات مناسب خود را برای کپشن پستهایتان و جواب کامنتها پیدا کنید. برای این منظور، میتوانید از گامهای زیر استفاده کنید:
بیان: از خودتان بپرسید که آیا کلماتی که به کار میبرید، برای رساندن لحن بیان شما مناسب هستند؟ وقتی صحبت از بیان پیش میآید، یادتان باشد که کلمات مورد استفاده باید با عکس مورد نظرتان و آنچه میخواهید ترویج دهید، همخوانی و هماهنگی داشته باشند.
طول کپشن: کپشن شما قرار است کوتاه و گازانبری باشد یا این که طولانی و خیالانگیز از آب در بیاید؟ هر اندازهای را که برای کپشن خود انتخاب میکنید، یادتان باشد که همیشه از طول کپشن مشابه استفاده کنید تا باعث شوید که فالوئرها احساس آشنایی و نزدیکیی بیشتری با شما داشته باشند.
لحن: لحن شما قرار است جدی و رسمی باشد یا میخواهید با استفاده از ایموجی و جملات خودمانی با مخاطبتان ارتباط بگیرید؟ وقتی برند و مشتری هدف خود را بهخوبی بشناسید، میتوانید لحن درست را انتخاب کنید.
استفاده از ضمیر مناسب: برای کپشن از چه ضمیری استفاده میکنید؟ خودتان را “من” مینامید یا “ما”؟ قبل از اینکه کپشن را بنویسید، باید تصمیم بگیرید که از چه نوع ضمایری میخواهید استفاده کنید. استفاده از ضمیر “من” حس شخصی بودن بیشتری به جملهء شما میدهد، در حالیکه ضمیر “ما” رسمیتر است.
هشتگها را با دقت انتخاب کنید:
دقت کنید که هشتگ یک ابزار برای موفقیت شماست و نه یک وسیله تفریح و بازی. هشتگها ساخته شدهاند تا اعضای اینستاگرام را به هم ارتباط داده و کاربران را به محتوایی برسانند که با علایقشان ارتباط بیشتری دارد. هشتگها درصورتیکه بهدرستی به کار گرفته شوند، منابعی ارزشمند با پتانسیل بازاریابی نامحدود هستند. اما از آنجا که یک “روش درست” برای انتخاب هشتگ وجود ندارد، خودتان باید دستبهکار شده و مطمئن شوید که هشتگها با محتوای کپشن و عکس همخوانی داشته باشند. در زیر چند پیشنهاد آورده شده است که کمک میکند تا هشتگ مخاطب را از متن اصلی جدا نکند:
بهتر است هشتگ را در قسمت نظرات بنویسید.
بر روی هر پست، از تعداد هشتگهای یکسان استفاده کنید.
در نوشتن هشتگهای انگلیسی، برای جدا شدن کلمات از هم، از حروف بزرگ برای ابتدای کلمات استفاده کنید. مانند: BadkoobehBlogPages#
میتوانید از هشتگها درون محتوای کپشن استفاده کنید به این شرط که در متن طبیعی جلوه کنند و بهاصطلاح “بیرون نزنند”. مانند: استفاده درست از #هشتگ در نوشتن کپشن برای #اینستاگرام
به گرامر و هجی کلمات دقت کنید:
صمیمی و غیرجدی بودن فضای اینستاگرام به این معنی نیست که بتوانید همه قواعد و اصول نگارش را زیر پا بگذارید! پس باید حتی در این فضای صمیمی، حرفهای رفتار کنید.
از مردم بخواهید کاری انجام دهند:
تا الان شما عکس مناسبی تولید کردهاید و کپشن جذابی را نیز برای جلب نظر مخاطب نوشتهاید. حالا وقت آن است که از توجه مخاطبتان بیشترین استفاده را برای معرفی محصولاتتان ببرید. فراموش نکنید که از حضور در شبکههای اجتماعی باید به نفع معرفی برند و فروش محصولاتتان استفاده کنید. بهطورکلی، برای استفاده از بیشترین پتانسیل اینستاگرام می توانید اصول زیر را درنظر بگیرید:
حتما در قسمت “بیو” صفحه اینستاگرامتان، یک لینک به جایی که در آن محصولاتتان را میفروشید، قرار دهید.
فالوئرها را دعوت کنید تا برای دریافت اطلاعات بیشتر، به وبسایت یا وبلاگ شما سر بزنند.
بینندهها را تشویق کنید تا دوستانشان را زیر پست شما تگ کنند.
با طرح سوال در کپشن، باعث شوید تا مخاطبان زیر پست شما نظر بنویسند.
در نهایت، برای نوشتن کپشن چه بایدها و نبایدهایی وجود دارند؟
کارهایی که باید انجام دهید:
برای ایجاد ارتباط بهتر با مخاطب از جملات قصار استفاده کنید
کپشنتان را بهگونهای تنظیم کنید که امکان صحبت و مکالمه با مخاطب را ایجاد کند
اصل همخوانی را در تمام کپشنتان رعایت کنید
کارهایی که نباید انجام دهید:
از واضحات صحبت نکنید (مخاطبان شما میتوانند ببینند چه چیزهایی در عکس شما وجود دارد!)
هیچوقت از کپشن فقط برای فروش محصولاتتان استفاده نکنید
بیش از حد با کلمات بازی نکنید
اگر شما هم لیستی از بایدها و نبایدهای نوشتن کپشن برای اینستاگرام دارید، میتوانید با ما در میان بگذارید.
هر کسب و کاری برای موفقیت به چه میزان از جذب مخاطب، مشارکت و فعالیت در رسانههای اجتماعی و دیجیتال نیاز دارد؟
باید حتماً در نظر داشته باشیم که برای داشتن شبکههای اجتماعی با مخاطبان فعال و زیاد حتماً لازم نیست سوپراستار و معروف باشیم. تمرکز بر هدفهای قابل دسترس در شبکههای اجتماعی میتواند نتایج فوقالعادهای برای برند به همراه داشته باشد.
در ادامه چند توصیه و راهکار کاربردی را در این زمینه به شما معرفی میکنیم:
دیدتان را نسبت به شبکههای اجتماعی تغییر دهید
رسانههای اجتماعی دچار تحول و انقلاب عظیم درونی شدهاند. بگذارید به روزهای گذشتۀ شبکههای اجتماعی نگاهی کنیم، وقتی تنها عددی که اهمیت داشت تعداد دنبالکنندگان، لایکها و میزان به اشتراکگذاری پستها بود. این علاقمندی به اعداد امروز تا جایی ادامه پیدا کرده که دنیا به سمت وسواس فکری در مورد اعداد پیش میرود. حالا میبینیم که چطور مردم با دقت حتی الگوریتمهای اندازهگیری تأثیرگذاری هر پست را هم بررسی میکنند و مادامی که این اعداد به اندازۀ کافی بزرگ هستند اصلاً اهمیتی ندارد که از کجا آمدهاند.
اما ما باید برای موفقیت کسب و کارمان در شبکههای اجتماعی با کنار گذاشتن اعداد و ارقام، به یکی از مهمترین سوالات در مورد شبکههای اجتماعی پاسخ بگوییم: اصلاً چه چیزی در مورد شبکههای اجتماعی وجود دارد که آن را به بخشی از زندگی هر روزۀ ما تبدیل کرده است؟
شبکۀ اجتماعی مهم است چون به ما کمک میکند تا یاد بگیریم، ارتباط برقرار کنیم و با آدمهای دیگر مراوده داشته باشیم. ما از شبکههای اجتماعی استفاده میکنیم تا به «گفتگو» برسیم.
پس،
[box type=”success” ]اولین توصیه: زمانی را مشخص کنید که بتوانید با تمرکز فکر کنید اصلاً رسانههای اجتماعی را برای انجام چه هدفی انتخاب کردهاید و چرا به این شیوه از آن استفاده میکنید. آیا این رسانۀ جدید کمکی به ارتباط و گفتگوی شما با مشتریانتان میکند.[/box]
با مخاطبانتان طوری مراوده کنید که به هوادارن وفادارتان تبدیل شوند
یکی از اشتباهاتی که بیشتر کسبوکارها و صاحبان برند مرتکب میشوند این است که از شبکههای اجتماعی به عنوان کانال پخش اطلاعات استفاده میکنند، برای پیغام رساندن. چیزی شبیه به تلویزیون و کاری که فراموش میکنند انجام بدهند گوش دادن است.
به جای این میتوانید با به کارگیری این توصیهها ارتباط و مراودۀ بیشتر با مخاطبان شبکههای اجتماعی خود برقرار کنید:
کوچکتر شوید. به جای نمایش و پخش اطلاعات به طیف گستردهای از مخاطبان، تمرکز خود را بر تعامل با گروهی خاص و کوچک قرار دهید. ببینید چه گروهی دوست دارند با شما صحبت کنند پیغامتان را برای همانها بفرستید، صدای آنها را نیز بشنوید و به سمت و سوی مکالمه پیش بروید.
قصه بگویید. قصهها آدمها را از نظر احساسی درگیر میکنند. داستان چیزی شخصی، منحصربه فرد و درگیر کننده است. قصهها به ما کمک میکنند مردم و ایدهها و ارزشهایی که برایمان اهمیت دارند را ببینیم. از داستان برند و کسب و کار خود در شبکههای اجتماعیتان استفاده کنید.
تصویر خود را نشان دهید. تحقیقات زیادی ثابت کردهاند که پستهایی که همراه تصویر هستند بیشتر به اشتراک گذاشته خواهند شد و از این مهمتر اینکه به ما فرصت میدهند بتوانیم پشت صحنه را ببینیم. وقتی تصویری از خود شما به اشتراک گذاشته میشود مردم متوجه میشوند که با فرد طرف هستند و نه فقط یک برند. شما با به نمایش گذاشتن تصویری از خود این پیغام را منتقل میکنید که من را ببینید، به همان شکل واقعی و روزمره و ابن تصویر واقعی من است کسی که قصد دارد شما را به بهترین نتیجهای که در نظر دارید برساند.
مکالمه داشته باشید. با مردم صحبت کنید. از آنها سوال بپرسید و راهی پیدا کنید تا بتوانید با آنها مراوده کنید. نسبت به چیزی که دیگران میگویند بیتفاوت نباشید و فقط روی فروش محصول تمرکز نکنید.
پس به طور کلی به خاطر داشته باشید:
[box type=”success” align=”aligncenter” ]توصیۀ دوم: اطلاعات را به شکلی کورکورانه و بی جان پخش نکنید. مخاطبانتان را خاص کنید، به آنها گوش بدهید و حتماً مکالمه داشته باشید.[/box]
هوادار واقعی برای آدمهای واقعیست
ایجاد کسب و کار موفق و خلاق یعنی شناختن آدمهایی که شما را پیدا کردهاند، دیدهاند و پسندیدهاند، این افراد یا مشتری هدف شما هستند یا نیستند.
این طبیعی است که دلتان نخواهد خیلی به این موضوع فکر کنید چون کاری پرخطر است، ممکن است اشتباه تشخیص بدهید، روابط نادرستی را شکل بدهید یا خودتان را بیش از اندازه در معرض قضاوت قرار بدهید اما در همین حین مطمئناً افراد زیادی را پیدا میکنید که صمیمانه و صادقانه دوستتان داشته باشند.
تا زمانی که صادق هستید و اشتباهاتی را که مرتکب شدید میپذیرید هیچ خطری متوجه شما نخواهد بود.
برای موفق شدن در این راه باید حتماً در مورد ارزشهای خودتان شفاف باشید. بدانید چه چیزی برایتان اهمیت دارد، وقتی این را درست بشناسید میتوانید افرادی را پیدا کنید که ارزشهای مشترکی با شما دارند. البته حتماً باید در نظر داشته باشید که تمام مواردی که در مورد خود واقعیتان مینویسید حتی اگر در مورد شکستها و ناکامیهاست سازنده و مثبت باشد تا مردم را به دلیل داشتن شباهتهای با شما، به آینده امیدوار کند.
و به عنوان
[box type=”success” align=”aligncenter” ]توصیۀ نهایی: راهی پیدا کنید تا پستهایتان در شبکههای اجتماعی شخصی باشد. در مورد اتفاقی که در همسایگیتان رخ میدهد، چیزهایی که واقعاً دوست دارید و به آنها عشق میورزید و اتفاقاتی که در طول روز برایتان میافتد بنویسید با نگاهی مثبت و با هدف گفتگو و تعامل.[/box]
آژانس تبلیغاتی بادکوبه – واحد توسعۀ کسب و کار دیجیتال: در زندگی و کسب و کار، شهرت و اعتبار همه چیز است. با وجود این، اعتبار مفهومی بسیار شکننده است و حتی یک اشتباه هم میتواند آسیبی جبرانناپذیر به تصویر شرکت شما وارد کند. این موضوع بازتاب بیشتری در دنیای دیجیتال دارد، جایی که شفافیت ریشهدار و انتظارات بالاتر مشتریان حکمفرمایی میکند. نادیده گرفتن صدای رسا و قوی عموم افراد در دنیای دیجیتال دیگر ممکن نیست. شرکتها باید یاد بگیرند که در عصر رسانههای اجتماعی هم باید به شکلی موثر ارتباط برقرار کنند و هم با دقت تمام به مکالمات موجود در این فضا گوش کنند و به شکلی پاسخگو باشند که با انتظارات برند و مشتری سازگاری داشته باشد.
در جهان آنلاین، همه کسب و کارها با هر میزان گستردگی باید برای زمانی که مشکلی پیش میآید، برنامهای جامع برای رسیدگی به بحرانهای ایجاد شده در رسانههای اجتماعی داشته باشند؛ یا حتی بهتر، برنامهای برای پیشگیری از بحران. و واقعاً همینطور است؛ برای «زمانی» که مشکل ایجاد شد و نه «اگر» مشکلی پیش آمد.
بیایید نگاهی بیاندازیم به بعضی روشهای اجتناب از فاجعههای رسانههای اجتماعی، پیشگیری از شدت گرفتن آنها یا کنترل و مدیریت وقتی که اوضاع به هم میریزد.
1. شنیدن و حضور داشتن
در گذشته، شرکتهایی مثل Gap متهم شدهاند که به دغدغههای مشتریان خود در زمینه کالاهای معیوب یا موضوع استرداد پول پاسخ ندادهاند؛ فقط به این دلیل که از قبل آمادگی مدیریت مشکلات خدمات مشتریان در شبکههای اجتماعی را نداشتند. متاسفانه در عصر دیجیتال، گوش ندادن به مکالمات اجتماعی موجود یا حضور نداشتن در جوامع اجتماعی میتواند تاثیر بسیار بدی بر برند شما داشته باشد. حتی پاسخ دادن با یک لینک ساده به صفحه صحیح و مورد نظر در وب سایت واقعاً مفید خواهد بود و نشان میدهد که شما مشتریان خود را جدی میگیرید.
و توجه کنید! گاهی اوقات ممکن است ابزار نظارت بر شبکههای اجتماعی، مکالمات درباره موضوعی را رصد کنند که انتظارش را ندارید. بدین شکل شما فرصت خواهید داشت تا پیش از اوج گرفتن فاجعه در فضای رسانههای مجازی، به آن رسیدگی کنید. با رصد به موقع این موارد و آمادگی برای مواجهه با آنها پیش از اوجگیری میتوان از اکثر فاجعههای رخ داده در فضای مجازی جلوگیری کرد.
2. تعیین انتظارات درست و منطقی
اگر کسب و کار کوچکی هستید یا پهنای باند محدودی برای پاسخگویی به استعلام مشتریان به صورت real-time در اختیار دارید، در این صورت از قبل خیلی صریح و شفاف بیان کنید که مشتریان طی چه بازه زمانی باید انتظار دریافت پاسخ داشته باشند. 24 ساعت، 48 ساعت، 72 ساعت… دقیق باشید و انتظارات را به شکلی روشن ذکر کنید و مطمئن شوید که دیده شدهاند. در نهایت همیشه به قوانینی که تعیین کردهاید پایبند بمانید.
3. شفافیت داشته باشید
بعضی از شرکتها به خاطر حذف کردن پستهایی که با آن موافق نبودند، نادیده گرفتن آن پستها یا حتی طرح این ادعای واهی که حساب رسمیشان هک شده، محکوم شدهاند. تلاش برای پنهانکاری یا حذف نظرات دارای توجیه اما منفی باعث میشود اینطور به نظر برسد که مشکلی را نادیده میگیرید یا بدتر از آن، به مشتریان خود اهمیت نمیدهید. صداقت داشتن و بیان صریح مواضع درباره هر موضوعی که شما یا شرکتتان با آن مواجه میشوید حقیقتاً حیاتی است. اگر مرتکب اشتباهی شدهاید، آن را بپذیرید، عذرخواهی کنید و هر کاری در توان دارید برای اصلاح آن انجام دهید. ما همه انسان هستیم و انسانها همه اشتباه میکنند. مشتریان انتظار ندارند که شما و تیمتان عالی و بینقص باشید بلکه فقط شفافیت و صداقت میخواهند. از شما انتظار دارند که مثل اعضای خانواده با آنها برخورد کنید و بخشی از طایفه، و این یعنی نباید با پنهانکاری به اعتماد آنها خیانت شود.
Warren Buffet میگوید: «20 سال طول میکشد تا نام و شهرت خوبی برای خودتان بسازید و فقط 5 دقیقه زمان لازم است تا تمام آن از بین برود. اگر خوب به این موضوع فکر کنید، مطمئناً عملکرد متفاوتی خواهید داشت.»
4. متفکرانه پاسخ دهید
ارزشش را دارد که تلاش کنید پاسخی متفکرانه و دقیق به دغدغههای مشتریان خود بنویسید. بهترین راه برای جلب نظر مثبت منتقدان و تبدیل کردن آنها به طرفداران وفادار این است که نشان دهید به تجربه آنها اهمیت میدهید و قصد دارید به مشکلات رسیدگی کنید. بر اساس گزارشی که توسط RightNow تهیه شده و به صورت آنلاین توسط Harris Interactive در سال 2011 اجرا شد، 33 درصد از مشتریانی که از سوی برند پاسخی به نظر منفی خود دریافت کردند، در ادامه نظری مثبت ارسال کردند و 34 درصد از آنها نظر منفی اولیه خود را پاک کردند. 85 درصد از مشتریان گفتند که مایلند بین 5 تا 25 درصد بیش از نرخ استاندارد پرداخت کنند تا اطمینان حاصل کنند که تجربه بهتری به عنوان یک مشتری خواهند داشت.
اهمیت دادن واقعاً موثر است. این کار باعث ایجاد اعتماد میشود به شما اجازه میدهد تا رابطه بین خود و مشتریان فعلی خود را هر چه بیشتر تقویت کنید. توصیههای شفاهی از سوی مشتریان فعلی و راضی بیش از پیامهای شخصی برند شما تاثیرگذار خواهند بود و باعث جذب مشتریان جدید میشوند.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]در جهان آنلاین، همه کسب و کارها با هر میزان گستردگی باید برای زمانی که مشکلی پیش میآید، برنامهای جامع برای رسیدگی به بحرانهای ایجاد شده در رسانههای اجتماعی داشته باشند؛ یا حتی بهتر، برنامهای برای پیشگیری از بحران.[/box]
5. هرگز عصبی نشوید و کنترل خود را از دست ندهید
ممکن است به دفعات با نظر مشتریان مخالف روبرو شده باشید. اما رفتار بیادبانه یا حمله به آنها در فورومهای اجتماعی کاملاً غیرقابل قبول است. بهترین اطلاعاتی که میتوانید را ارائه دهید و تا جایی که میتوانید تلاش کنید تا مشتریان راضی باشند. اگر فایدهای نداشت و مشتری اصرار به رفتار بیادبانه و عدم همکاری داشت، بدون توجه به آن عبور کنید؛ در این شرایط که به ندرت پیش میآیند، هر کاری هم که انجام دهید، به اندازه کافی برای آن مشتری خوب نیست.
موضوع دیگر اینکه هیچ چیز را شخصی نکنید. مشتری از شما عصبانی نیست. او از محصول یا برند به صورت کلی ناراحت است. این تعاملات را شخصی تصور نکنید. فقط به برطرف شدن مشکل آنها کمک کنید.
6. یک تیم مدیریت بحران داشته باشید
دوباره به نکته (1) برمیگردیم. وقتی که یک مکالمه دیجیتال درباره موضوعی خاص را رصد کردید، فرصتی منحصربهفرد خواهید داشت تا پیش از اوج گرفتن، آن را حل و فصل کنید. اما مطمئن باشید که روش مناسب برای این کار را میشناسید. این روند باید بخشی از برنامه مدیریت بحران کلی شما باشد. پیشنهاد میشود که تیمی از اعضای بخش روابط عمومی، منابع انسانی، حقوقی، بازاریابی و سایر قسمتهای مرتبط تشکیل دهید. تیمی که اعضای آن بتوانند به سرعت دور هم جمع شوند و پاسخی بیابند که فضای متشنج را آرام و مشکل را به خوبی کنترل و برطرف کند.
7. دسترسی به حسابهای کاربری رسانههای اجتماعی خود را به دقت مدیریت کنید
بارها اتفاق افتاده که کارمندان پستهای شخصی خود را به اشتباه در صفحه رسمی برند پست کردهاند بدون اینکه متوجه شوند حساب کاربری درست را انتخاب نکردهاند. محدود کردن دسترسی به اعضا و مدیران مطلع که آموزشهای مناسب برای این کار را گذراندهاند به جلوگیری از بروز چنین اشتباهاتی کمک میکند.
بدین شکل وقتی کارمندی به بخش دیگر منتقل شود یا شرکت را ترک کند، برای مدیریت دسترسی به حسابهای کاربری روال مناسبی وجود دارد. وقتی فروشگاه موسیقی HMV تعداد زیادی از کارمندان خود را در ژانویه 2013 تعدیل کرد، مدیران متوجه نشدند که تیم بازاریابی آنها – که تعدیل شدند- هنوز به صفحات رسانههای اجتماعی شرکت دسترسی دارند. تیم شروع کرد به اعتراض آنلاین درباره نحوه رسیدگی مدیران به وضعیت به وجود آمده. به عنوان نمونه آنها پیش از قطع شدن دسترسی به حسابهای کاربری شرکت، چنین توییتی را منتشر کردند: «بیشتر از 60 نفر از ما به یک باره اخراج شدیم! اعدام دستهجمعی کارمندان وفاداری که عاشق برند هستند. #hmvXFactorFiring»
8. خط مشیهای نظارت و کنترل پست
اکثر سایتها بخش شرایط و مقررات مخصوص به خود را دارند، اما شما میتوانید خط مشیهای خاص و مد نظر خودتان را نیز در صفحه رسانه اجتماعی خود پست کنید تا به روشنی مشخص شود که چه رفتارهایی در شبکههای اجتماعی شما تحمل میشود و نمیشود. داشتن صراحت در زمینه «قوانین اختصاصی» باعث میشود برخورد با پستهای اهانتآمیز و حذف آنها از طریق ارجاع به قوانین و مشخص کردن رفتاری که با آن مغایریت دارد، سادهتر شود.
9. استخدام مدیران با تجربه برای نظارت بر جوامع آنلاین
هنوز هم سازمانهایی وجود دارند که رسانههای اجتماعی و این جوامع را به چشم مسیری فرعی و کماهمیت نگاه میکنند و کنترل آن را به کارآموزان میسپارند تا هر از گاهی یک توییت منتشر کنند. صفحات شبکههای اجتماعی شما بخشی جداییناپذیر از تصویر و شهرت برند شما محسوب میشوند. پس افراد حرفهای را استخدام کنید! مدیر چنین بخشی باید باتجربه باشد، برند شما را بشناسد، شخصیت و لحن برند شما را درک کند و مهمتر از همه، مشتریان شما را دوست داشته باشند. پست این مدیر بسیار مهم است. او در واقع صدای مشتری در سازمان شماست، پس آن را دست کم نگیرید. به علاوه، یک مدیر باتجربه روش درست برای برخورد با مشتری بدخلق را میداند، میتواند با تلاش افراد برای دسترسی غیرمجاز به این شبکههای اجتماعی مقابله کند و میداند که چه وقت مکالمه را از فضای آنلاین خارج کند.
10. و به یاد داشته باشید… هرگز نمیتوانید همه را راضی کنید
گاهی، به عنوان یک پیشرو و یک برند، باید انتظار داشته باشید که در مورد اقدامات شما سوء تفاهم ایجاد شود. اگر عمیقاً به کاری که انجام میدهید یا به دیدگاه خاص خود باور دارید اما بعضی از افراد با شما همعقیده نیستند، باید آمادگی داشته باشید که بر تصمیم خود پافشاری کنید. در این مورد، باید درباره آن شفافیت و صداقت داشته باشید، دلایل خود برای اتخاذ چنین تصمیمی را اعلام کنید و بگوید چرا اینقدر درباره آن مصمم هستید و آماده باشید که به آرامی به سوالات و انتقادها پاسخ دهید. اینجا همان جاییست که شبکههای اجتماعی شما مهمتر هم میشوند و این فرصتی برای طرفداران شماست (افرادی که با دیدگاه شما موافقند و همین باور را دارند) تا پیام/ دلیل شما را مورد حمایت قرار دهند. در چنین مواردی، علاقه و طرفداری از برند، متحدان قدرتمندی هستند که از شهرت برند شما دفاع و پیام آن را همهجا منتشر میکنند.
همه اشتباه میکنند. اما داشتن یک برنامه منسجم برای رسیدگی به نظرات منفی و شکایات در زمان مناسب و با شفافیت و صداقت، نه تنها به حفظ شهرت و اعتبار برندتان کمک میکند، بلکه بار دیگر ثابت میکند که کسب و کار شما به مشتریان خود اهمیت میدهد و میخواهد که گامی بیشتر برای خوشحال و راضی نگه داشتن شما بردارد.
واقعیت دنیای پیوند اعضا و افرادی که به پیوند عضو نیاز دارند، واقعیت بسیار تلخی است زیرا بسیاری از آنهایی که میتوانند اهداکننده عضو باشند، تصمیم میگیرند این کار را انجام ندهند. درست همین جاست که داستان بازار سیاه و قاچاق اعضا وارد کار میشود. روایت این که چطور انسانها بیدار میشوند و میبینند یکی از کلیههایشان به سرقت رفته است. با گذشت زمان، تبدیل شدن به اهداکننده عضو به رسم معمولتری تبدیل شده. شما میتوانید در داروخانهها هم فرم مخصوص اهدای اعضا را تکمیل کنید و عضو موسسات و نهادهای قابل اعتماد اهدا اعضا شوید.
اما کشورهای اروپای شرقی مشکلات خاص خودشان را دارند. در این کشورها همیشه گمانهزنیها و تردیدهایی در مورد اعضای اهدا شده وجود دارد، بنابراین باید به خوبی به افراد اطلاعرسانی کرد که اهدا اعضا به باند قاچاق ختم نمیشود و کلاهبرداری نیست و انسانهای واقعی از اعضای اهدایی واقعی استفاده خواهند کرد و در این میان فقط نفع فرد نیازمند به عضو در نظر گرفته شده است.
[aparat]http://www.aparat.com/v/txPUI[/aparat]
یک نیت خوب
در این ویدیو موضوع اهدای عضو در کشور لهستان مطرح شده و اهدای قلب در مرکز توجه قرار گرفته است؛ عضو ارزشمندی که فقط بعد از مرگ مغزی فرد و بعد از طی روندهای پیچیده و حساس قابل اهدا است. این کمپین به زبان لهستانی و برای مخاطبان لهستانی اجرا شده، بنابراین کسانی که به خوبی به این زبان مسلط نیستند، کاملاً متوجه کمپین نخواهند شد. ولی از آنجا که اطلاعرسانی برای اهدای عضو در لهستان و برای لهستانیها انجام میشود، مشکلی پیش نخواهد آمد.
چیزی که میبینیم در ابتدا شاید به نظر گیجکننده باشد اما با گذشت زمان، منظور ویدیو واضحتر میشود: #GiveAHeart (قلبی اهدا کنید). این کمپین شما را تشویق میکند تا اگر قصد دارید اهداکننده عضو باشید، از خودتان عکس بگیرید و آن را با این هشتگ در اینستاگرام منتشر کنید تا دیگران بدانند شما در آینده قلب خود را اهدا خواهید کرد. تنها مورد مبهمی که وجود دارد، نحوه سنجش میزان واکنش مخاطبان به این کمپین است. آیا افرادی که این عکسها را لایک میکنند، خودشان اهدا کننده عضو خواهند شد؟ به هر حال، اینستاگرام پلتفرم فوقالعادهای برای اطلاعرسانی و افزایش آگاهی است. ایده عکاسی در حالی که دست فردی غایب به سمت سوژه عکس دراز شده و منتظر دریافت قلب است، به خوبی نشاندهنده مفهوم اهدا و بخشش است و از آنجا که ما عکس گرفتن را دوست داریم، به خوبی درگیر این کمپین میشویم.
لایک کردن عکس
لایک کردن عکس در اینستاگرام (با نماد قلب)، روش بسیار جذابی است که نشان میدهد شما هم دوست دارید در آینده قلب خود را به فرد نیازمندی اهدا کنید. این کمپین بدون نظر گرفتن موانع زبانی، به شکلی مناسب اجرا شده و بر خلاف اکثر تبلیغات مربوط به اهدای عضو، دید و فضای مثبتی دارد چون در نهایت شما با اهدای قلبتان، زندگی یک نفر را نجات میدهید. افراد اهداکننده عضو به عنوان قهرمانان اصلی داستان در مرکز توجه هستند.
به تازگی کمپینهای تبلیغاتی زیادی در حوزۀ PSA یا به عبارتی اطلاعرسانیهای خدمات عمومی در رابطه با استفاده نکردن از تلفن همراه هنگام رانندگی اجرا میشود، اما تعداد کمی از آنها به خوبی کمپین جدید شرکت Ford Motor هستند.
پستهایی که آخر هفته گذشته در اکانت رسمی اینستاگرام جهانی فورد منتشر شد، تصاویری را از زاویه دید رانندگان نشان میدهد به طوری که قلب معروف اینستاگرام که همان نشانۀ لایک کردن تصویر است، در مرکز تصویر قرار گرفته و باعث شده عابرپیادهای که در معرض خطر است دیده نشود.
این کمپین فوقالعاده، مفهوم خیلی خوبی دارد و میتواند همه را طوری تحت تاثیر قرار دهد که خودشان را در آن لحظات حساس تصور کنند. با جنبۀ تصویری بهیادماندنی، استفاده درست از قابلیت بصری رسانه و با یک شعار قوی این کمپین تبلیغاتی در ذهن تعداد زیادی از مردم ثبت میشود.
Vico Benevides مدیر اجرایی خلاقیت شرکت Blue Hive که تبلیغات فورد را برعهده دارد، در گفتگو با سایت Adweek اینطور عنوان کرده است که «ما میخواهیم با یادآوری خطرات استفاده از تلفنهمراه در هنگام رانندگی، به میان گفتوگوهای اجتماعی برویم» . وی همچنین اشاره کرده است که « نشان قلب که افراد را درست وسط خیابان پشت خودش پنهان کرده، تصویر و نماد بسیار خوبی برای انتقال پیام موردنظر ما است. ساده و قدرتمند.»
بازاریابی محتوایی یک بخش کلیدی در هر استراتژی بازاریابی گسترده است که تلاش میکند با مصرفکنندگان ارتباط برقرار کند. اهداف اصلی بازاریابی محتوایی ایجاد روابط با مشتریان، حفظ اعتماد و وفاداری آنها و افزایش تعامل با آنهاست. در مقالهایکه Kimberlee Morrison همراه با اینفوگرافیک ارائه داده اطلاعات بیشتری را درباره این موضوع میخوانیم.
هفت راه برای افزایش اعتماد مصرفکنندگان و کاربران از این راه وجود دارد:
1- یک تصویر خوب از برند خود بسازید.
92 درصد مصرفکنندگان دوست دارند به انجام کسب و کار با شرکتهای بپزدازند که ارزشهایی مشابه با ارزشهای خودشان داشته باشد. پس اگر برند یا شرکت شما ارزشهای قویای دارد، آنها را در محتوایی که برایش تولید میکنید به خوبی نشان دهید و بگذارید برند شما بدرخشد.
2- محتوای الهامبخش و آموزشی تولید کنید.
مصرفکنندگان همیشه به دنبال محتواهای آموزشی آنلاین هستند و 74 درصد مصرفکنندگان به محتوای مقالههایی اعتماد میکنند که آموزشی باشد اما حالت تبلیغی نداشته باشد.
3- از محتوای اصل استفاده کنید.
گاهی حتی استفاده از یک تصویر کوچک که از جای دیگری برداشته شده و یا واترمارک دارد میتواند 30 درصد از خوانندگان شما را به این فکر بیاندازد که در حال خواندن محتوای فاقداعتباری هستند.
4- منابع خود را نشان دهید.
49 درصد از خوانندگان بعد از خواندن محتوای یک برند سعی میکنند اطلاعات آن را با منابع خارجی یا چیزهایی که خودشان دیدهاند تطابق دهند. و اگر آنها نتوانند آن اطلاعات را جایی پیدا کنند، ممکن است اعتبار شما خدشهدار شود.
5- توجه خوانندگان را جلب کنید.
69 درصد از خوانندگان محتوای ارگانیک به اشتراک گذاشته شده را قابل اعتمادتر از یک محتوای تبلیغی میدانند. کاربران میتوانند تبلیغات را در هرجایی پیدا کنند و بیشتر تمایل دارند تا محتوایی واقعی و تاثیرگذار بخوانند. 70 درصد از مصرفکنندگان ترجیح میدهند یک برند را از طریق بازاریابی محتوایی بشناسند نه فقط از طریق تبلیغات.
گزارشها اینطور نشان میدهد که از 94 درصد مردمی که اطلاعات آموزشی یک شرکت یا سازمان را در شبکههای اجتماعی خود بازنشر میکنند، 69 درصد این اطلاعات را موثق و قابلاعتماد میدانند.
6- به محتوای خود پر و بال دهید.
تهیه محتوا با داشتن مطالب مثبت یا خندهدار میتواند تا حد زیادی به اشتراک گذاری محتوای شما را افزایش دهد و مطمئنا شما هم میخواهید محتوایی که تولید میکنید تا جایی که میشود توسط دیگران به اشتراک گذاشته شود.
طبق تحقیق Jonah Berger بیشتر مردم دوست دارند انتشاردهنده اخبار خوب باشند نه اخبار منفی و ناامیدکننده. 61 درصد کاربران در شبکههای اجتماعی «اخبار و محتوای جالب» را بازنشر میکنند. 42 درصد کاربران «محتوای خندهدار» و 29 درصد «محتوای ناب و خاص» را بازنشر میکنند.
7- به محصول یا سرویس خود به طور مستقیم اشاره نکنید. اشاره مستقیم به یک محصول یا خدمات در متن، حتی به طور خلاصه میتواند باعث شود سه نفر از هر ده کاربر، اعتمادشان نسبت به متن شما کم شود. حتی در مورد متنهایی که در شبکههای اجتماعی منتشر میشود نیز این موضوع باید رعایت شود، نیازی نیست در تمام متنها به هشتگ اختصاصی برند اشاره شود.
سوال اساسی این است که این ستارهها چقدر دوام میآورند؟
با مطالعه مقالهای به قلم لورن جانسون که در نشریه Adweek منتشر شده، قصد داریم بیشتر به موضوع استفاده برندها از شهرت کاربران پرمخاطب شبکههای اجتماعی بپردازیم و ببینیم این روش تا چه وقت برای برندها مفید خواهد بود.
[divider]
سارا هاپکینز، کاربر معروف اینستاگرام یکی از کاپشنهای برند North Face را برای فروشگاه وسایل ورزشی Dick تبلیغ میکند. او 5600 لایک و کامنت برای این عکس دریافت کرد.
بازاریابان مدتهاست که به ستارههای شبکههای اجتماعی پول پرداخت میکنند تا برایشان عکسها، ویدیوها و توئیتهای مرتبط با برندشان منتشر کنند و حالا بعضی از این شخصیتها هم به خاطر وابستگیهای خود به برندهای مختلف، شهرت زیادی کسب کردهاند. اطلاعاتی که به تازگی منتشر شده نشان میدهد که افراد تاثیرگذار با موفقیت تمام باعث افزایش مشارکت مخاطبان میشوند و بعضی از این افراد که حالا خودشان کارشناسان ماهری هم شدهاند ممکن است تا مدتها در همین زمینه فعال باقی بمانند.
فروشگاه وسایل ورزشی Dick، برای برنامه تعطیلات ماه دسامبر خود با دهها کاربر معروف رسانههای اجتماعی همکاری کرد تا به صورت روزانه محتوای مرتبط با برند آنها را تولید و با این کار همۀ محصولات خود از کاپشن گرفته تا کایاک را تبلیغ کنند. افراد تاثیرگذار حتی عکسهایی را در حسابهای کاربری خودشان به اشتراک گذاشتند و طرفداران را تشویق کردند تا صفحه توییتر این فروشگاه را دنبال کنند. به طور مثال ویدیوی خندهدار و کوتاه «رابی آیالا» در صفحه Vine که او را در حال تمیز کردن استخر و تصویربرداری با دوربین GoPro نشان میداد، حدود 1.3 میلیون بار پخش شد.
[aparat]http://www.aparat.com/v/SZHm6[/aparat]
من جایی که میخواستم را برای اقامت امشب انتخاب کردهام! به صفحه @Dicks در توییتر سر بزنید تا ببینید چطور میتوانید وسایل و تجهیزات سفری مورد نیازتان را برنده شوید! #ChristmasCountdown #spon
این کمپین مخصوص تعطیلات باعث شد وب سایت Dick’s بیش از 130000 کلیک، 6.2 میلیون بار مشارکت، 27.5 میلیون ایمپرشن (تعداد دفعاتی که کمپین در وب سایت دیده شده) و 4000 دنبالکننده جدید در توییتر داشته باشد.
با در نظر گرفتن موفقیت این کمپین، Dick’s در حال حاضر به جای به خدمت گرفتن شخصیتهای جدید (که روش معمول اکثر برندها برای اجرای برنامه با کمک افراد تاثیرگذار متعدد است)، به تلاشی یک ساله برای استفاده از همان افراد آشنای قبلی جهت ترویج برند خود میاندیشد. آقای جی بسنایت، مدیر بخش دیجیتال Dick’s میگوید: «این همکاری فقط به یک بار محدود نمیشود- این نوعی رابطه است که ما با افراد تاثیرگذار در عرصۀ رسانههای اجتماعی ایجاد کردهایم.»
روند چنین کاری مشابه با استخدام کردن یک سخنگو در دنیای دیجیتال است اما با ریسک اضافی، چون محبوبیت شخصیتهای آنلاین اغلب فقط برای مدت کوتاهی دوام میآورد. آقای دن سوارتز، معاون ارشد بخش بازاریابی تعاملی و تحلیل دادهها در شرکت Upshot میگوید: «سرعت اوجگیری و افول این ستارهها واقعاً زیاد است.»
یکی از برندهایی که انتخاب کرده تا به جای استفاده از چهرههای تکرارشونده، از شخصیتهای جدید استفاده کند، Old Navy است. این فروشنده به تازگی و بعد از کمپین تابستانۀ خود، دومین برنامه با کمک افراد تاثیرگذار را برای فصل تعیطلات در شبکه Vine به پایان رسانده است.
این بار، فروشنده از 12 فرد تاثیرگذار در شبکه Vine کمک خواست تا کمپینشان با موضوع اهدای جایزه طی 12 روز را ترویج کنند. مشابه با روش «تبادل هدیه فیل سفید» که نوعی رسم اهدای هدیه به دوستان و اقوام در خانواده است، این برند هم هر 24 ساعت یک بار با انتشار ویدیویی، هدیه آن روز را مشخص میکرد. سپس کاربران Vine باید یک ویدیوپست میکردند با این مضمون که یا یک هدیه قبلی را از فرد تاثیرگذار دیگری میدزدند یا اینکه هدیه روز را برای خودشان نگه میدارند. در مجموع، این کمپین 6600 دنبالکننده در شبکه Vine و 84000 مشارکت ایجاد کرد.
[aparat]http://www.aparat.com/v/V3LCr[/aparat]
[aparat]http://www.aparat.com/v/90YES[/aparat]
تیلور باکس، مدیر بخش دیجیتال و رسانههای اجتماعی Old Navy گفت: «این برند به جای استفاده مجدد از ستارههای کمپین تابستانی، تصمیم گرفت کاربران جدیدی را به خدمت بگیرد تا کاری کنند که محتوای تولید شده هیچ تشابهی با آگهیهای پولی ها نداشته باشد. ما نمیخواهیم آشکارا رویکردی مختلکننده داشته باشیم، بنابراین در ابتدای کار محتوایی شبیه پیام بازرگانی و تجاری را انتقال نخواهیم داد.»
بدون در نظر گرفتن تصمیم برند برای نحوه همکاری با افراد تاثیرگذار، افراد منفیباف مطمئن نیستند که این ستارههای رسانههای اجتماعی در نهایت بتوانند تغییری در فروش ایجاد کنند- موضوعی با سابقه بحثهای طولانی که قدمتش به اندازه خود رسانههای اجتماعیست.
اما همان طور که رشد پلتفرمهای اجتماعی مانند Snapchat نشان میدهد، رشد جهشی در میزان مشارکت و آگاهی از برند، مهمترین معیارها برای سنجش عملکرد رسانههای اجتماعی هستند.
شان میلر، معاون ارشد بخش استراتژی در Rokkan میگوید: «بازاریابان جدی و پرتلاش متوجه هستند کارکرد رسانههای اجتماعی چیزی فراتر از سنجش تاثیر بر میزان فروش است.»
شرکتها تمایل دارند از هر فضایی بهرهبرداری تبلیغاتی کنند؛ غافل از اینکه بسیاری از رسانهها قابلیتهای دیگری نیز دارند که برندها از آن استفاده نمیکنند. شرکت تولیدکننده موادغذایی برتر، از آن دسته برندهای قدیمی بازار است که تا چندوقت گذشته حضور چندانی در تبلیغات نداشته است اما این برند نیز مانند مابقی رقبا وارد میدان شده و با استفاده از رسانههای مختلف شروع به تبلیغات کرده است. برتر علاوه بر رسانههای قدیمی سراغ شبکه اجتماعی اینستاگرام نیز رفته است.
این شرکت سعی کرده به اینستاگرام به عنوان یک رسانه تبلیغاتی نگاه نکند و شیوه بازاریابی محتوایی را در آن اجرا کند. محسن رهگذر مدیر توسعه کسب و کار دیجیتال شرکت مشاور و مجری برنامههای اخیر برند برتر در رسانههای اجتماعی نیز در ادامه به سوالات «فرصت امروز» پاسخ میدهد.
[divider]
نگاه «فرصت امروز» به کمپین دیجیتال شرکت برتردر گفتگو با محسن رهگذر
توجه به سبک زندگی مخاطبان برند برای ایجاد ارتباط معنادارتر
محسن رهگذر، مدیر واحد کسب و کار دیجیتال آژانس تبلیغاتی تمام خدمت بادکوبه، درباره فعالیتهای برند برتر در اینستاگرام میگوید: از اواخر سال گذشته مجموعه فعالیتهای 360 درجهای برای برند برتر در آژانس تبلیغاتی تمام خدمت بادکوبه طرحریزی و اجرا شد. پس از تحقیقات گسترده و برگزاری جلسات مختلف گروهی (Focus Group) و مطالعه اطلاعات دریافت شده، شناخت دقیقتری نسبت به گروه هدف این برند در بازار به دست آوردیم که این اطلاعات به طور عمده به برند برتر کمک میکند تا مصرفکنندگان و حوزه بازار خود را بهتر بشناسد. این مجموعه فعالیتها با هدف برنامهریزی برای برندسازی مجدد برتر (Rebranding) در زمینههای گسترده ادامه پیدا کرده است. در نهایت پیش از تدوین استراتژی حضور برند برتر در رسانههای اجتماعی، با مطالعه و بررسی اطلاعات به دست آمده از تحقیقات به شناخت دقیقی از دغدغهها و الگوی رفتار گروه مخاطب برند برتر، یعنی بانوان، دست پیدا کردیم و بعد از آن به طراحی استراتژی و نقشه راه برای حضور برتر در رسانههای اجتماعی پرداختیم. عنصر اصلی این استراتژی، توجه به سبک زندگی مخاطبان برتر و ایجاد ارتباط معنادار بین این سبک زندگی و ظرفیتها و فرصتهایی است که برند برتر و محصولات آن پیش روی مخاطبان قرار میدهند. در این سبک زندگی مشخص میشود که گروه هدف از انجام چه فعالیتهایی در زندگی خود لذت میبرند و چه موضوعاتی جزو اولویتها و دغدغههای آنها به شمار میآید.
محسن رهگذر با اشاره به شعار تازه برتر در دور جدید فعالیتهای ارتباطی این برند میگوید: «آسانتر، سالمتر با برتر» شعار جدید برند است که از این پس مورد استفاده قرار خواهد گرفت. واژههای آسانتر و سالمتر دقیقاً برگرفته از نکاتی هستند که در سبک زندگی گروه مخاطبان اولیه برتر از اهمیت زیادی برخوردار است. در نهایت به ایده مجلهای به نام «زندگی به سبک برتر» رسیدیم و بر همین اساس تقویم رسانهای و برنامه بازاریابی محتوایی برند برتر تهیه شد. در آغاز راه نیز اینستاگرام را به عنوان رسانه اجتماعی اصلی انتخاب کردیم. برنامه محتوایی این مجله حول سه موضوع تغذیه، اجتماعی و سرگرمی شکل گرفت و برای هر کدام از این موضوعات پستهای مختلف و متعددی طراحی و تولید شده است.
این متخصص بازاریابی دیجیتال درباره هدف اجرای این شیوه میگوید: رسانههای سنتی به تنهایی، مثل گذشته اثربخش نیستند. موضوع مهم دیگر این است که در رسانههای نوین، مخصوصاً رسانههای اجتماعی، نباید از همان شیوههای تبلیغات سنتی استفاده کرد. به طور مثال برندها باید سراغ راهکارهای نوینی بروند. برند برتر از روش بازاریابی محتوایی استفاده میکند. در این شیوه بازاریابی، برند به جای تکیه بر تبلیغ مستقیم و انتشار محتوایی مانند آگهیهای متداول تبلیغاتی، با خلق محتوای ارزشمند توجه مخاطبان را به خود جلب میکند.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]«آسانتر، سالمتر با برتر» شعار جدید برند است که از این پس مورد استفاده قرار خواهد گرفت. واژههای آسانتر و سالمتر دقیقاً برگرفته از نکاتی هستند که در سبک زندگی گروه مخاطبان اولیه برتر از اهمیت زیادی برخوردار است.[/box]
محسن رهگذر، در پاسخ به این سؤال که آیا محتوای تولیدی در جذب بانوانی که هر روز در معرض هزاران پیام مختلف در زمینه سلامتی و تغذیه قرار دارند، موفق بوده یا خیر؟ میگوید: در رسانههای اجتماعی به راحتی میتوان جذاب بودن یا نبودن محتوای تولیدی را اندازه گرفت. بررسیها نشان میدهد محتوای مجله زندگی به سبک برتر از طریق آموزش، سرگرم کردن و توانمندساختن مخاطبان و نیز معرفی روشهایی برای استفاده از محصولات متنوع برتر تا اینجا برای آنان جذاب بوده و نرخ تعامل قابلتوجهی داشته است؛ حتی شاید درصد کمی از محتوای تولیدی برای مخاطب آشنا و تکراری نیز باشد اما همین محتوا، با ارائه متفاوت و طراحی ساده و مینیمال و در عین حال متناسب با این رسانه اجتماعی به محتوایی جذاب تبدیل شده است تا جایی که مخاطبان آنها را در صفحات و نقاط دیگری از شبکههای اجتماعی بازنشر میکنند یا به صورت داوطلبانه در رسانههای اجتماعی دیگر مانند تلگرام و. . . به اشترک میگذارند. اگر محتوای تولیدی جذاب نبود، مطمئناً شاهد این قبیل واکنشها از طرف مخاطبان نبودیم و محتوای تولیدی در حال ویروسی شدن نبود.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]رسانههای سنتی به تنهایی، مثل گذشته اثربخش نیستند. موضوع مهم دیگر این است که در رسانههای نوین، مخصوصاً رسانههای اجتماعی، نباید از همان شیوههای تبلیغات سنتی استفاده کرد. [/box]
در نهایت پستهای قرار گرفته در صفحه اینستاگرام برتر را نباید با آگهیهای تبلیغاتی مقایسه کرد. اینستاگرام ماهیت متفاوتی نسبت به آگهیهای محیطی و رسانههای دیگر دارد، برخی از برندها به اشتباه، تنها معیار موفقیت در شبکههای اجتماعی را تعداد بالای دنبالکنندهها میدانند. همین موضوع باعث میشود که در دام دنبالکنندگان غیرواقعی و غیرفعال بیفتند که هیچ منفعتی برای برند آنها ندارند. برند برتر در اینستاگرام نزدیک به 6000 هزار دنبالکننده واقعی دارد ولی موضوع مهم نرخ تعامل و مشارکت مخاطبان است. تعداد زیادی از پستهای این صفحه کامنت و لایک قابل توجهی را از طرف مخاطبان دریافت کردهاند و در عین حال افراد زیادی هم در همان پستها دوستان خود را به دیدن محتوای جذاب دعوت کردند. یکی از نکات مهم اینجاست که حدود 60درصد دنبالکنندگان فعلی از طریق دعوت دنبالکنندگان اولیه جذب صفحه شدهاند، یعنی مجله «زندگی به سبک برتر» قبلا در جلب توجه آنها موفق عمل کرده است.
صفحۀ اختصاصی برند برتر در شبکۀ اینستاگرام
برقراری ارتباط دو طرفه؛ کلید اصلی موفقیت بازاریابی محتوایی
رهگذر میگوید: اگر شبکههای اجتماعی تبدیل به محلی برای انتشار محتوای کاتالوگ برند شود و برند با مخاطبانش تنها مونولوگ و ارتباط یک طرفه داشته باشد، قطعاً مسیر نادرستی را انتخاب کرده است. تمرکز در شبکههای اجتماعی باید روی تولید محتوای غنی و جذاب و مرتبط با برند، تعامل دو طرفه با مخاطب و قواعد اصول بازاریابی نوین باشد. نکته حائز اهمیت دیگر این است که تبلیغات یا رسانههای پولی باید مکمل بازاریابی محتوایی باشند. آگهیهای تبلیغاتی هرگز نباید به خود محتوای شبکههای اجتماعی تبدیل شوند. ارتباط برقرار کردن با مخاطب از طریق فعالیتهای بازاریابی و روابط عمومی به نسبت تبلیغات راحتتر است و تجربه نشان داده که مخاطبان بعد از چنین فعالیتهایی، برند را راحتتر به یادآوردهاند.
محسن رهگذر درباره راهکارهای بهبود محتوا برای مخاطبان برند برتر میگوید: تعداد زیادی از مخاطبان در مورد بسیاری از پستهای منتشر شده نظر دادهاند و تیم مدیریت شبکههای اجتماعی ما براساس این بازخوردها متوجه میشوند که چه پستهایی به تغییر نیاز دارند و تولید چه پستهایی باید ادامه یابند. تیم محتوای ما بر همین اساس محتواهای متنی، تصویری و ویدئویی را خلق میکند. وی یادآور شد بازاریابی محتوایی برتر تنها به اینستاگرام محدود نمیشود و به زودی مجله «زندگی به سبک برتر» نیز از طریق وب سایت برتر در دسترس مخاطبان قرار خواهد گرفت.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]برخی از برندها به اشتباه، تنها معیار موفقیت در شبکههای اجتماعی را تعداد بالای دنبالکنندهها میدانند. همین موضوع باعث میشود که در دام دنبالکنندگان غیرواقعی و غیرفعال بیفتند که هیچ منفعتی برای برند آنها ندارند. [/box]
افزایش فروش با تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطبان
محسن رهگذر در پاسخ به این سوال که آیا روند حرکتی برتر روی فروش این برند نیز تأثیرگذار خواهد بود یا نه، میگوید: هدف اصلی، افزایش آگاهی مخاطبان نسبت به برند و تعامل متقابل برند با مخاطبانش است، به دلیل ضریب نفوذ شبکههای اجتماعی در بین مخاطبان، این آگاهی در میانمدت روی فروش این برند نیز تأثیرگذار خواهد بود. این مشاور بازاریابی دیجیتال در پایان میگوید: برندهای ایرانی هنوز در مرحله آزمون و خطای حضور در شبکههای اجتماعی به سر میبرند. برندها با حضور در شبکههای اجتماعی فورا سراغ ابزارها و تبلیغات میروند و اکثرا برنامه یکپارچهای برای این حضور ندارند. در حالی که در این مسیر باید به عنصر مهم تولید محتوای غنی توجه داشته باشند. محتوای مفید برای مخاطب تعاملگرای امروزی از اهمیت بالایی برخوردار است. مخاطب امروزی هوشمند است و خودش مدیریت رسانه را بهدست میگیرد. در نتیجه اگر برندها محتوای غنی و درستی را برای جذب چنین مخاطبانی تولید کنند به راحتی میتوانند آنان را به سمت خود بکشانند.
مطلب کامل را در وب سایت روزنامۀ فرصت امروز مطالعه کنید.
بسیاری بر این باورند که بازاریابیفقط به معنی تبلیغات و فروش است. اما بازاریابی در واقع نوعی مکالمه و رابطه تعاملی محسوب میشود که شما به عنوان کارفرما با تامین نیازهای مشتریانتان آن را آغاز میکنید. امروز میخواهیم مقالهای به قلم مایکل برنر (Michael Brenner) رئیس بخش استراتژی NewsCred و معاون سابق مدیر بازاریابی در شرکت نرمافزاری SAP را با هم بخوانیم که در آن به نکاتی دربارۀ نحوۀ ایجاد فرهنگ محتوایی مشتری-محور اشاره شده است.
[divider]
یکی از بزرگترین چالشها در عرصۀ بازاریابی، مدیرانی هستند که در برابر مفهوم بالا مقاومت میکنند و در عوض میپرسند: «بله، اما این کار چطور باعث افزایش میزان فروش شرکت من میشود؟»
بسیاری از کسب و کارها درگیر فرهنگ و ساز و کاری هستند که تنها بر فروش یا خود محصول متمرکز است. آنها اغلب فراموش میکنند که فلسفه وجودیشان، حل مشکلات مشتریان است و فقط از طریق برقراری ارتباط با مشتریان بالقوه و احتمالی و آگاهی از دیدگاههای آنها میتوانند راه حل مناسبی برای این مشکلات پیدا کنند. همین فراموشکاری باعث میشود خدماترسانی به مشتریان کمرنگتر شده و بازاریابی بیشتر به سمت (فقط) فروش و تبلیغات سوق پیدا کند. این واقعاً خوب نیست.
در واقع، بازاریابی برای بسیاری از برندهای که با مدل B2B (تعامل بین یک کسب و کار با شرکت دیگر) سر و کار دارند، در درجۀ اول به واسطۀ نیاز تیم فروش به افزایش تعداد مشتریان راغب شکل گرفت. در فضای مخصوص مصرفکننده، بازاریابان کار خود را از جنبۀ سنتی تبلیغات آغاز کردند که در آن همهچیز به میزان نفود و تکرار معطوف میشد و مقصود نهایی، انتشار پیام برند و رسیدن آن به مخاطب هدف بود.
پیامدهای این نوع تفکر به بزرگترین اشتباه بازاریابان منجر میشود: آنها پیام را تماماً به خودشان اختصاص میدهند. در ابتدای مسیر بازاریابی محتوایی این جمله به دفعات تکرار میشود: «این کار چقدر به افزایش فروش ما کمک میکند؟» بدترین روش برای دسترسی به مخاطبین هدف در دنیای دیجیتال و مشتری-محور امروز، تلاش برای فروش به روش مستقیم است. کسب و کارهایی در امر رسیدن به مشتریان خود موفق میشوند که به تولید، انتشار و به اشتراکگذاری محتوای مورد علاقه مشتریان خود میپردازند.
به سوالات مشتریان خود پاسخ دهید و در انتها شاید استحقاق داشته باشید بیشتر از خودتان بگویید.
شرکتی که در کمک به افراد مصمم است یا شرکتی که به فکر افزایش فروش است؟ این همان سوال اساسی فرهنگسازی سازمانیست! فرهنگ سازمانی هم مستقیم از سوی رئیس مجموعه سرچشمه میگیرد. بنابراین اگر مدیر عامل هستید، وظیفه شما این است که فرهنگ محتوایی مشتری-محوری ایجاد کنید. این سه پرسش و پاسخ دقیقاً شما را در انجام همین کار کمک میکند.
ایجاد و تعریف فرهنگ محتوایی از مدیر عامل شروع میشود و با همکاری همۀ کارمندان ادامه پیدا میکند.
فرهنگ محتوایی چیست؟
بازاریابی موثر یعنی هنر ارائه بهترین پاسخها به سوالات خریداران- که این موضوع به حوزه محتوایی مربوط میشود و دامنۀ آن در نهایت تقریباً همه کارمندان را درگیر میکند.
هر کسی که در کسب و کار شما نقش دارد به نحوی در حال تولید محتواست. همه یک آدرس ایمیل دارند و چند تایی حساب کاربری در شبکههای اجتماعی. محتوا در مسیر دستیابی به مشتریان بالقوه باعث ایجاد ارزش برای کسب و کار میشود.
اواخر سال گذشته، Altimeter گزارشی درباره چگونگی پرورش فرهنگ محتوایی منتشر کرد. مطابق با نتایج حاصل از این پژوهش، عناصر آموزش، حمایتهای مدیر اجرایی و پشتیبانی کارمندان، اجزای اصلی فرهنگ محتوا را تشکیل میدهند.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]به سوالات مشتریان خود پاسخ دهید و در انتها شاید استحقاق داشته باشید بیشتر از خودتان بگویید.[/box]
چگونه باید از فرهنگ مبتنی بر فروش دور شوید؟
اکثر کسب و کارها معتقدند بهترین روش محرک برای فروشهای جدید، صحبت کردن دربارۀ خودشان است- با این تصور که اگر مستقیم درباره تعاملات تجاری جدید خود حرف نزنند، به آن دست پیدا نخواهند کرد.
با این حال، امروزه مشتریان به این پیامهای تبلیغاتی توجهی نمیکنند. آنها به خوبی میفهمند که کدام محتوا با قصد فروش تنظیم شده است. کسب و کارها باید مشتری را به قهرمان داستانشان تبدیل کنند و یکدلی خود را به شکلی واقعی نشان دهند.
بسیاری از کسب و کارها فراموش میکنند که یکی از موثرترین روشها برای استفاده از محتوا به منظور هدایت ترافیک، پاسخگویی به مقدماتیترین سوالات مشتریان است. اگر ویجت میفروشید، اولین سوالی که محتوای شما باید به آن پاسخ دهد این است: «ویجت چیست؟» و سپس باید بگویید که «ویجتها چگونه میتوانند به کسب و کاری مانند پروژۀ من کمک کند؟» وقتی با برنامهای منظم به این سوالات پاسخ دادید، میتوانید بگویید که ویجت ما به چه دلیل بهترین است.
هیچ قرص جادویی و شگفتانگیزی برای تولید محتوای موثر با هدف هدایت ترافیک وجود ندارد. بهترین کسب و کارها استراتژی مستندی برای انتشار محتوای مفید و باکیفیت دارند؛ آنها این استراتژی را با انتشار محتوا به شیوهای منسجم پیش میبرند.
ایجاد فرهنگ سازمانی موفق
برندها چگونه میتوانند فرهنگ محتوایی بسازند؟
بهترین روش برای ایجاد «فرهنگ محتوایی» کمک به کارمندانتان برای درک بهتر مشکل طرح شده است. ماموریت کلی شرکت باید بزرگتر از خدمات یا محصولی که ارائه میدهید تعیین شده باشد. برند بر چیزی بیش از محصولات قابل فروش دلالت میکند؛ برند درباره مردم و مشتریان است.
شرکتهایی که این روش را به خوبی اجرا میکنند، درک بهتری از دنیای بزرگتری که در آن مشغول فعالیت هستند به دست خواهند آورد و میدانند که چگونه باید جایگاه خود را در چنین دنیایی تثبیت کنند؛ آنها به کارمندان خود قدرت میدهند تا داستانهای معتبر و شخصی درباره نحوه ایفای نقش خود روایت کنند.
برای موفقیت در روند آموزش نحوۀ نوشتن، به اشتراکگذاری در رسانههای اجتماعی و ایجاد برند شخصی، به مدیرانی نیاز است که متضمن روحیه همکاری باشند و به این اصل اساسی اعتقاد داشته باشند که برند شما بزرگتر از آنچه میفروشید است.
[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]کسب و کارهایی در امر جذب مشتریان موفق میشوند که به تولید، انتشار و به اشتراکگذاری محتوای مورد علاقه آنها میپردازند.[/box]
بنابراین ایجاد و تعریف فرهنگ محتوا از مدیر عامل شروع میشود. با این حال سایر کارمندان نیز باید به صورت روزانه همین روند را در پیش بگیرند. امروز چه محتوایی تولید کردهاید که به مشتری بالقوه کمک میکند؟ آیا مدیران اجرایی را راهنمایی کردهاید که چطور برنامههای خود را با استفاده از Slideshare و پستهای وبلاگی ارائه دهند؟ آیا رهبران و مدیران ایدهپردازی خود را تشویق کردهاید که بیشتر از قبل به ایفای نقش بپردازند؟
وقت آن رسیده که این فرهنگ جدید را به کار بگیریم و جلب مشتری را تضمین کنیم.