بابک بادکوبه

همراه با شما در سال 1396

در سالی که گذشت؛ آژانس تبلیغاتی بادکوبه توانست با همراهی برندهای برتر داخلی و خارجی و به کمک تیم خود، همچنان اهداف شما را دنبال کند تا بتوانید با امیدواری و قدرت بیشتری به سال پیش رو نگاه کنید.

Badkoobeh-Final

در سالی که گذشت؛ ما با تولیدات علمی و خلاقانه و اثربخش و به کمک شما توانستیم راهی را هموار کنیم که نتیجه آن، خلق آینده‌ای فراتر از حد تصور صاحبین کسب و کارها و برندهای مختلف بود. ما توانستیم به کمک شما برای بالا بردن سطح کیفی زندگی افراد جامعه قدم برداریم و این مهم را پایه‌ریزی کنیم که در همه کارها اعم از تجارت، کسب و کار و تبلیغات نیز می‌توان و باید مسئولیت‌های اجتماعی، فرهنگ‌سازی و توجه به خوب و بدهای اخلاقی، انسانی، زیست‌محیطی، آموزشی  و غیره را لحاظ کرد.

به بیش از 40 برند مختلف در سال گذشته خدمت كرديم که نتیجه این همکاری علاوه بر تولیداتی باکیفیت، کسب جوایز مختلف در جشنواره‌های متعدد بود. در سال 1395  توانستیم در جشنواره‌هایی مانند جشنواره ملی تبلیغات و جشنواره ملی خلاقیت دانشکده مدیریت دانشگاه تهران موفق به کسب رتبه‌های برتر شویم.

ما –تیم یک‌پارچه آژانس تبلیغاتی بادكوبه- مطمئنیم روزهایی سرشار از ایده‌های ناب و تولیدات باکیفیت در انتظار شما است تا بتوانیم در قالب تیمی چابك، اثرگذار و خلاق و در سایه اعتمادی که به ما دارید؛ آینده‌ای را خلق کنیم بالاتر از تصور و انتظار.

مخاطبان تبلیغات نیز برای ما اهمیت بسیار زیادی دارند. ما به آگاهی، دانش، سلیقه و خواسته‌های آنها اعتماد داریم و به دنبال این هستیم که با تولیداتی چشم‌نواز، دست اول و باکیفیت، موجبات رضایت بصری آنها را فراهم کنیم.

در سال پیش‌رو نیز همراه ما باشید.

بابک بادکوبه

مدیر عامل آژانس تبلیغاتی بادکوبه

فرودین 1396

 

 

هر انسان یک قهرمان است

روز چهارشنبه 11 اسفند، در جریان رویداد تکانه، بابک بادکوبه مدیرعامل آژانس تبلیغاتی بادکوبه به سخنرانی می‌پردازد.

تکانه با هدف توسعه کاربردی ایده‌های نو، رویدادی ۶ روزه با حضور ۹۰ سخنران برجسته در حوزه‌های گوناگون و با تخصص‌های مختلف در تالار فردوسی دانشگاه تهران برگزار می‌کند.

 این سخنرانان طی ۲۰ دقیقه تجربیات و ایده‌های خود را برای مخاطبان در قالب یک داستان شنیدنی ارائه می‌کنند.

در روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه، 11 و 12 اسفند، بین ساعت‌های 8:30 تا 11:30، این رویداد به حوزه کارآفرینی و کسب‌وکار اختصاص دارد و در آن کارآفرینان برجسته، صاحبان کسب‌وکارهای موفق، مدیران کارخانه‌ها و شرکت‌هایي که توانسته‌اند ایده‌های خود را به مرحله اجرا برسانند؛ به ایراد سخنرانی می‌پردازند.

بابک بادکوبه مدیرعامل آژانس تبلیغاتی بادکوبه و یکی از چهره‌های فضای هنری کشور در روز چهارشنبه 11 اسفند در رویداد تکانه درباره این موضوع سخنرانی می‌کند كه جهان‌بینی هر فرد چگونه دنیای آن فرد را می‌سازد.

[aparat]http://www.aparat.com/v/iGIKp[/aparat]

مسئولیت اجتماعی با هدف فرهنگ‌سازی

بابك بادكوبه مديرعامل آژانس تبليغاتي بادكوبه در نشستي با حضور مديران ارشد برندها در محل اتاق بازرگاني ايران شرکت کرد و به تشريح فعاليت آژانس تبلیغاتی بادكوبه در حوزه مسئوليت اجتماعي پرداخت.

 

b.badkoobeh 2

روز چهارشنبه ششم بهمن نشست علمی و تخصصی دبیرخانه دائمی مسئولیت اجتماعی با موضوع ارائه تجارب موفق مسئولیت اجتماعی بنگاه‌های ایرانی با رویکرد برند در محل اتاق بازرگانی، صنایع و معادن ایران برگزار شد.

در این نشست که بیش از پنجاه نفر از مدیران عامل و مدیران ارشد شرکت‌ها حضور داشتند؛ بابک بادکوبه مديرعامل آژانس تبليغاتي بادكوبه نیز حضور داشت. همچنین مدیران برخی از بنگاه‌های دیگر مانند نفت لاوان، باشگاه کارآفرینی استیلا، نامی نو، بانک اقتصاد نوین، بانک شهر، بیمه دانا، بانک آینده و وزارت نیرو هم در این فرصت به ارائه تجارب موفق خود پرداخته و به سوالات حضار پاسخ دادند.

بابک بادکوبه در این نشست ضمن تاکید بر هدف‌گذاری این آژانس بر حمایت از ایده‌ها و فعالیت‌های حوزه مسئولیت اجتماعی با هدف فرهنگ‌سازی، به تشریح این فعالیت‌ها در آژانس تبلیغاتی بادکوبه پرداخت.

 

حضور نمایندگان آژانس تبلیغاتی بادکوبه در نخستین گردهمایی سازمان جهانی تبلیغات در ایران

نخستین گردهمایی متخصصین ایرانی عضو سازمان جهانی تبلیغات با حضور نمایندگان بزرگترین مجموعه‌های بازاریابی و تحقیقات و تبلیغات تجاری ایران از جمله آژانس تبلیغاتی تمام‌خدمت بادکوبه  برگزار شد.

سازمان جهانی تبلیغات، از سازمان‌های زیرمجموعۀ سازمان ملل، به عنوان بزرگترین سازمان بین‌المللی مارکتینگ و تبلیغات تجاری، همکاری خود با جمهوری اسلامی ایران را آغاز کرده است. رسالت این سازمان، استانداردسازی، سازمان‌دهی و ارتقای سطح کمی و کیفی تبلیغات و موضوعات مرتبط با آن در سطح جهان است. این سازمان با بیش از ٧٦ سابقه، اصلی‌ترین مرجع تنظیم استانداردهای بازاریابی و رفتار با جامعه مخاطب تجاری به شمار می‌رود.

در دهه‌های اخیر، IAA با استاندارسازی و تنظیم مقررات در حوزۀ تبلیغات و مارکتینگ به مرجعی مهم و تأثیرگذار در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه تبدیل شده است و هم‌اکنون بسیاری از مجموعه‌های اقتصادی عظیم جهان مانند گوگل، مایکروسافت و… از خدماتIAA  در توسعه بازار بهره می‌برند و با عضویت در آن از استانداردهای حمایتی آن استفاده می‌کنند.

635973583965700749

سازمان جهانی تبلیغات، با پایان مذاکرات هسته‌ای در ایران تحت نظارت هیات امنایی متشکل از مهرنوش شفیعی شهربابکی، سید محمدصادق خرازی، مهدی رحمانیان، رسول صدرعاملی، برنارد عزراییلیان و محمد ماجد فعالیت می‌کند و قصد دارد با آموزش متخصصان ایرانی و فراهم سازی امکان همکاری‌های متقابل بین‌المللی ایران را در مسیر باروری اقتصادی همراهی کند.

در نخستین گردهمایی متخصصین ایرانی عضو سازمان جهانی تبلیغات با اجماع آرای حاضرین، هیئت عالی اجرایی سازمان جهانی تبلیغات در ایران انتخاب شدند. در این جلسه که به هم‌اندیشی درباره فعالیت‌های آینده اختصاص داشت، کمیته‌هایی تخصصی برای اجرای برنامه‌ها و اهداف تشکیل شد و اعضای آن‌ها منسوب شدند.

در این جلسه، بابک بادکوبه، مدیرعامل آژانس تبلیغاتی تمام‌خدمت بادکوبه، با اجماع آرای حاضرین به عنوان سرپرست کمیتۀ برنامه‌ریزی و مدیریت، محسن رهگذر مدیر کسب‌وکارهای دیجیتال آژانس بادکوبه به عنوان سرپرست کمیتۀ اینترنت و رسانه‌های دیجیتال و علیرضا صفاری مدیر کلینیک برند آژانس بادکوبه به عنوان سرپرست کمیتۀ مدیریت پروژه انتخاب شدند.

سمینار بازاریابی و تبلیغات در دانشکده کارآفرینی با حضور بابک بادکوبه

روز سه شنبه سوم اسفند ماه 1394 دانشکده کارآفرینی میزبان  بابک بادکوبه، مدیر عامل آژانس تبلیغاتی تمام خدمت بادکوبه بود. این سمینار با حضور دانشجویان درس بازاریابی دکتر محمدکاظمی و سایر دانشجویان علاقه مند از ساعت 15 الی 17 در آمفی تئاتر دانشکده برگزار شد.

در این سمینار، بابک بادکوبه از فعالیت‌های هنری خود در برنامه‌های کودک تلوزیون در دهه 60 به همراه اکبر عبدی و سایر بازیگران مطرح صحبت کرد و گفت حضور در تلویزیون به عنوان یک رسانه ملی، حس اعتماد به نفس به انسان می‌دهد و من از کودکی حس برند بودن را داشتم. وی گفت با این که بخاطر حضور در سریال‌ها و برنامه‌های مختلف خیلی به درس و مشق نمی‌رسیدم اما سال آخر دبیرستان برای رو کم کنی و حضور در دانشگاه، یک ضرب درس خواندم و قبول شدم! وی همچنین به تاسیس شرکت تبلیغاتی با کمک پدر و تعدادی از دوستانشان در 20 سالگی اشاره کرد و گفت بخاطر صداقتی که در کار داشتیم، یکی دو جا سفارش کار برای ساختن تیزر تبلیغاتی گرفتیم و بعد از آن بخاطر کیفیت خوب، کارمان گرفت. برای بالا بردن کیفیت کار معتقدم در تمام زمینه ها آموزش ضرورت دارد. به همین خاطر به سراغ استادان و متخصصان فنون بازاریابی و تبلیغات و… در ایران و کشورهای مختلف رفتم و سطح دانسته ها و تجربیات خودم را از سطوح متعارف در این حوزه بالاتر بردم. جالب است بدانید چند سال پیش برای آشنایی با برخی مباحث کسب و کار به همین دانشکده شما هم آمدم و خاطرات خوبی از همین سالن دارم.
وی سپس به فرایندهای توسعه شرکت‌های ایجاد شده توسط گروهشان پرداخت و تاکید کرد خوشبختانه چند سال اخیر در تبلیغات و ساخت و طراحی تیزر در کشور مقام برتر داریم و اکثر برندهای ایرانی برای تبلیغاتشان با ما کار می‌کنند. بابک(حسن) بادکوبه در بخش دوم صحبت‌های خود موضوع کارآفرینی و کارآفرین شدن را از دیدگاه‌های مختلف بررسی و تاکید کرد با این که برای کارآفرین شدن ویژگی‌های مختلفی از قبیل خلاقیت، جسارت، پشتکار، عشق و علاقه به کار، ریسک پذیری و…را مطرح می‌کنند اما به نظر من تمام انسان ها قابلیت کارآفرین شدن را دارند و هر انسانی که بتواند از قید و بندهای خودساخته و ذهنی و عملی خود رها شود می‌تواند باوری بنام کارآفرین شدن را در خود بپروراند و کارآفرین شود. به عبارت دیگر هر کسی که باور کند که می‌تواند کارآفرین شود، کارآفرین میشود. کارآفرینان برای موفقیت در انجام کارهای درست سعی نمی‌کنند بلکه عمل می‌کنند. اصطلاح غلطی بین ما رایج است به نام سعی کردن. سعی خالی بدون عمل درست و به موقع، بازدارنده و فرصت سوز است. باید برای موفقیت در هر کاری و بویژه کارآفرین شدن از همین الان شروع کنید!

 

متن کامل گزارش تهیه شده از این سخنرانی بابک بادکوبه را در سایت دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران بخوانید.

زندگی‌ام با تلویزیون عجین شده، مصاحبه روزنامه جام جم با بابک بادکوبه

روزنامه جام جم اخیرا مصاحبه‌ای با بابک بادکوبه، مدیرعامل آژانس تبلیغاتی بادکوبه در ارتباط با بازیگری، سینما و تلویزیون انجام داده که در ادامه می‌توانید آن را بخوانید:

در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 دوران اوج ساخت فیلم‌ها و مجموعه‌های کودکانه در سینما و تلویزیون بود و برخی از بازیگران کودک همپای بازیگران ستاره محبوبیت داشتند و مردم برای دیدن برنامه‌هایشان در قاب کوچک لحظه شماری می‌کردند.
یکی از این کودکان یا به عبارتی نوجوانان بااستعداد بابک بادکوبه خردسال در آن سال‌ها بود که با ظاهر تپل مپل، بامزه و مهربانش در بین مخاطبان طرفداران زیادی داشت و با اغلب بزرگان بازیگری از قبیل اکبر عبدی در فیلم پرفروش سفرجادویی یا مجموعه جذاب خانه ما همبازی بود و به عبارتی نسخه کوچک شده عبدی با همان فیزیک بدنی بود.

با گذشت سال‌ها بادکوبه از بازیگری به جز نمونه‌های اندکی نظیر فیلم همخانه (1386) فاصله گرفته است و در سایر بخش هامثل تیزر و برنامه‌سازی فعالیت می‌کند و در آستانه 40 سالگی همچنان بامزه و پرانرژی است. با او درباره دوران کاریش گفت‌وگویی انجام داده‌ایم.

jamejam1

همچنان در این سال‌ها ارتباط خودتان را با تلویزیون حفظ کرده‌اید؟
بله، من بچه تلویزیونم و در کنار تلویزیون بزرگ شدم. در تلویزیون مهد‌کودک رفتم و در سالن‌های پذیرایی‌‌اش عروسی‌ام‌ برگزار شد. پدرم کارمند صدا و سیما بود و با نان رسانه ملی بزرگ شده‌ام و سال‌ها در عرصه بازیگری، اجرای برنامه و ساخت تیزر فعالیت می‌کنم.
در زمان مدیریت آقای پورمحمدی در گروه اجتماعی شبکه، برنامه‌هایی نظیر زمستانه، با جوانان و جنگ‌ها و مسابقات سرگرمی زیادی را اجرا کردم که برخی از این برنامه‌ها زنده بود. در سال‌های قبل در سینما هم فعالیت می‌کردم و در فیلم‌هایی نظیر سفر جادویی و همخانه بازی کردم و در هر دوی این کارها با اکبر عبدی همبازی بودم و یادم می‌آید سر صحنه همخانه اکبر عبدی می‌خندید و می‌گفت هم نقش پسرم را بازی کرده‌ای، هم نقش رفیقم و هم نقش دایی‌ام را و کم کم نقش خودم را هم بازی می‌کنی.

در برنامه‌سازی به‌عنوان تهیه‌کننده هم فعالیت داشتید؟
بله، تهیه‌کنندگی برنامه‌های زیادی را انجام دادم نظیر برنامه زنده اینجا آینده را برای شبکه یک و جنگ توت‌فرنگی را برای شبکه جام‌جم تولید و کارگردانی کردم و البته نویسنده این برنامه هم بودم.
سریال جستجوگران جوان را ساختم. در سریال بابا باران دستیار کارگردان بودم. برنامه 90 قسمتی کاوش را در شبکه یک و گروه اجتماعی تولید کردم.
«خانه ما» در دهه 60 سریال پر مخاطبی بود و شما نقش محسن، کودک شیرین و زبل را به‌شایستگی بازی کردید؟
بله، همان‌طور که اشاره کردم به‌دلیل کار پدرم که تهیه‌کننده بود با مقوله سریال و برنامه ناآشنا نبودم واز شش سالگی هم فعالیت هنری‌ام را آغاز کردم. در سال 64 زمانی که 9 ساله بودم، شرایط بازی در این سریال برایم فراهم شد.
کارگردان و تهیه‌کنندگان این سریال مرحوم مسعود رسام و بیژن بیرنگ بودند و اسماعیل پوررضا، اکبر عبدی، شهلا ریاحی، رویا افشار و دو بازیگر کودک مرتضی و آرش در سریال خانه ما بازی کردند.
در آن دوره من کلاس چهارم دبستان بودم و فیلمبرداری سریال هم از اواخر شهریور شروع شد و تا اواخر آذر ادامه داشت و چون مصادف بود با شروع سال تحصیلی، من نمی‌توانستم مدرسه بروم و چون کار در زمان پخشش مورد توجه قرار گرفت، دوبار دیگر هم روی آنتن پخش رفت.

کدام یک برنامه‌های شما بسیار مورد توجه قرار گرفته است؟
به‌طور مثال برنامه گنجشکی که ساخته بودم بسیار مورد توجه حاج‌آقا قرائتی قرار گرفت و چند بار در برنامه درس‌هایی از قرآن به این برنامه پرداختند و حضرت آقا هم به مهندس ضرغامی در جایی گفته بودند که این برنامه کلیپی بسیار خوب و سازنده است.

همچنین حاج‌آقا ابوترابی، سردار مومنی و دکتر جنتی هم در مناسبت‌های مختلف به من لطف داشته‌اند و در داخل دکور دفتر کارم پر از این جوایز است و الان هم در لابه‌لای برنامه‌های مختلف تیزرهای تبلیغاتی من پخش می‌شود و اغلب در باره مواردی نظیر صرفه‌جویی، احترام به والدین و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی است.

به نظر می‌رسد بچه خلفی برای تلویزیون هستید؟
تا الان خدا را شکر این‌گونه بود، بعد معلوم نیست! (باخنده)

مهم‌ترین جذابیت رسانه ملی برایتان چیست؟
همان‌طوری که امام(ره) فرمودند صدا و سیما دانشگاه است. کوچک‌ترین برنامه‌ای که در رسانه ملی پخش می‌شود در بین جامعه و در اقصی نقاط کشور تاثیرگذار است. به نظرم مدیوم انسان‌سازی است که می‌تواند فرهنگ و شیوه زندگی درست ایرانی ـ اسلامی را در جامعه اشاعه دهد. به همین دلیل قدرت فراگیر رسانه‌های دیداری است که دشمنان، جنگ نرم را برعلیه ما با ساخت برنامه‌های مبتذل ماهواره‌ای راه انداخته‌اند‌.

در چه دانشگاهی تحصیل کردید؟
در دانشگاه سوره و البته در دانشکده صدا و سیما دوره‌های مختلف آموزشی را گذرانده‌ام. من در اغلب رشته‌های هنری تخصص دارم‌.
اما در حال حاضر تخصص اصلی‌ام فرهنگ سازی در قالب تولید کلیپ‌های تصویری است. یادم می‌آید چند سال پیش سردار مومنی من را به دفترش دعوت کرد و خواست که با ساخت برنامه‌هایی، فرهنگ درست رانندگی در معابر و خیابان را ترویج دهم.

در چه سالی ازدواج کردید؟
حول و حوش سال 82 و یک دختر 12 ساله و یک پسر 8 ساله دارم.

فرزندان شما به کارهای هنری و بازیگری هم علاقه دارند؟
زیاد نه، اما یک‌بار به برنامه فیتیله عمو قناد رفتند و برایشان جذاب بود و تمایل دارم بیشتر روی درس و مشق‌شان تمرکز داشته باشند. البته همه به بازیگری و شهرتش علاقه دارند. چون خودم این تجربه را داشتم که در 9 سالگی مشهور شدم، ترجیح می‌دهم فرزندانم از تبعات درگیر شدن با چنین مساله‌ای فاصله بگیرند و در آینده فرصت دارند که در این حوزه فعالیت کنند.

بهترین برنامه و بازی که به آن علاقه دارید؟
سریال خانه ما. یادم می‌آید زمانی با امین تارخ و امین حیایی در مجامع هنری حاضر می‌شدیم و این دوستان از این‌که این‌قدر مردم من را می‌شناسند تعجب می‌کردند. فیلم سفر جادویی هم برایم عزیز است.

بچه‌های این دوره زمانه با بچه‌های دوران کودکی شما چه تفاوت‌هایی دارند؟
بچه‌های آن زمانه مجری مثل خانم خامنه را دوست داشتند و بچه‌های حالا عمو پورنگ و خاله‌های جورواجور را دوست دارند. اغلب این خاله‌ها در طول برنامه‌شان یک تیک در حال جیغ زدن هستند‌! (باخنده). بچه‌های این زمانه‌ هایپر، اکتیو و پر‌هیجان و شور، اهل سر و صدا و عاشق جنب و جوش هستند. بچه‌های زمانه ما آرامش بیشتری داشتند.

در دوران کودکی بیشتر چه برنامه‌هایی تماشا می‌کردید؟
موقع به دنیا آمدنم پدرم با دوربین سوپر 8 از من تصویر‌برداری کرد‌. هنوز هم فیلمش را می‌بینم و در روز تولد امام حسن مجتبی در سال 56 به دنیا آمدم و ازهمان چهار ـ پنج سالگی انواع و اقسام انیمیشن‌های خارجی را می‌دیدم.
اما جذاب‌ترین برنامه برایم محله بر و بیا بود که خیلی از بزرگان بازیگری از قبیل اکبر عبدی، آتیلا پسیانی و رضا ژیان در این کار بازی داشتند.

خاطره‌ای هم از بازی‌هایی که در دوران کودکی انجام دادید، بگویید؟
خاطرات زیاد است، یادم می‌آید در سریال خانه ما در سکانسی قرار بود من صابون اختراع کنم و بعد هم صابون اختراعی را گاز بزنم، برای همین اکبر عبدی پیشنهاد کرد من قبل از فیلمبرداری صابون واقعی را گاز بزنم تا بتوانم جلوی دوربین این سکانس را درست بازی کنم و کلی بابت این پیشنهاد اکبر آقا خندیدیم.

از دو کودکی که در این سریال با شما همبازی بودند خبری دارید ؟
بله، آرش محمود‌زاده، بازیگر نقش جواد به همراه خانواده‌اش ساکن کاناداست و مهندسی صنایع خوانده و محمد چراغعلی هم در بخش سیاسی صداوسیما مشغول به کار است و هنوز با هم در ارتباط هستیم و گذشته‌ها را با هم مرور می‌کنیم.

به چه دلیل در سال‌های اخیر کمتر به بازیگری می‌پردازید؟
بازیگری نیازمند وقت زیاد است و من بعد از اتمام تحصیلات متوسطه درگیر ادامه تحصیل، پژوهش، تحقیق و کار کردن بودم و از طرفی در آن دوران بازیگری به تنهایی من را اقناع نمی‌کرد و دوست داشتم با انجام کارهای فرهنگی سازنده اثرگذار باشم.
در همین راستا اولین فایل صوتی ترجمه آیات قرآن (معجزه) به فارسی را تهیه کردم و به همین دلیل لقب خادم قرآن را به دست آوردم و این فایل اثر برگزیده نمایشگاه قرآن در چند سال قبل شد.

 

درست و اصولی دیده شوید: گفتگوی نشریه «سرنخ» با بابک بادکوبه

بابک بادکوبه به عنوان کارشناس ویژه نامه کسب و کار سرنخ توصیه‌های تبلیغاتی را به قلم خودش قسمت به قسمت با زبانی ساده برای خوانندگان بیان می‌کند. با ما همراه باشید و از این مباحث استفاده کنید.

[divider]

sarenakh-header

تبليغات چيست؟

فردي كه وارد حوزه كسب و كار مي‌شود، قبل از هر چيزي بايد معناي تبليغات را بداند؛ «هرگونه ارسال پيام مستقيم به گيرنده پيام كه بابت آن هزينه پرداخت شود را تبليغات مي‌گويند.» تبليغات در دو رسانه منتشر مي‌شود يكي رسانه‌هايي كه مخاطب انبوه دارند و ديگري رسانه‌هايي كه مخاطب‌شان محدود است. براي اين كه به درك بهتري از رسانه‌ها برسيم، به شكل موردي مثال مي زنم. تلويزيون، راديو، روزنامه، مجله و تابلوهاي شهري جزو رســانه‌هايي با مخاطب انبوه هســتند، در حاليكه پخش كاتالــوگ، برگزاري همايــش و نمايش محصولات در دســته رســانه‌هايي با مخاطب محدود قرار مي‌گيرند. رسانه‌ها اين روزها خيلي بيشتر از گذشته گسترده شده‌اند و بايد به اين دو دسته‌بندي، رسانه‌هاي ديجيتال در كامپيوتر و موبايل را هم اضافه كرد.

تبليغات از كجا شروع شد؟

اولين رسانه تبليغاتي در دنيا و البته كشور ما «داغي زدن» يا «مهر زدن» بود. افراد با داغي كه روي محصولاتشان مي‌زدند آن را از محصولات ديگر متمايز مي‌كردنــد. بعد از مهر و داغي، نصب تابلوي اسامي و بعد تبليغات نوشتاري به وجود آمدند. مدتي گذشت كه اينها جاي خود را به ترتيب به تبليغات چاپي، راديويي، تلويزيوني، تلويزيون كابلي و تبليغات اينترنتي دادند، البته از تبليغات موبايلي هم نمي‌توان چشم‌پوشي كرد. با توجه به سبك زندگي بشر هر روز رسانه جديدي خلق مي‌شود و قدرت مي‌گيرد و رسانه‌هاي قديمي، ضعيف‌تر مي‌شوند اما به ندرت پيش مي‌آيد رسانه‌اي به شكل كامل از بين برود.

در حافظه بلندمدت مخاطب بنشينيد

ميزان قدرت هر رســانه به چند معيار بستگي دارد. اول «ميزان مخاطب» كــه گيرنده پيام اســت، دوم «ميــزان توجهي» كه مخاطب به رسانه معطوف مي‌كند، سوم «مدت زماني» است كه مخاطب براي رسانه صرف مي‌كند و در نهايت چهارمين معيار «ميزان درگيركردن» تعداد حس‌هاي شش گانه مخاطب توسط رسانه است. مثلاً وقتي پيام تبليغاتي به يك مجله ارسال شود، حس بينايي و لامسه مخاطب (گيرنده پيام) را درگير مي‌كند در حالي كه وقتي پيام تبليغاتي شما از تلويزيون به بيننده مي رسد، حس بينايي، شنوايي و حس ششم مخاطب تحريك مي‌شود. براي همين اســت كه اين روزها، شــركت‌ها براي تبليغ مواد خوراكي‌شان دكه‌هاي كوچكي را در سطح شهر مستقر مي‌كنند تا ويزيتورهايشــان با خوراكي‌هايي كه به افراد مي‌دهند، تمام شش حس او را تحريك كنند و اين فرصت را به مشتري بدهند كه محصول را لمس، بــو و مزه كند و حتــي بتواند محتويات خوراكي‌اي كه مي‌نوشد را حدس بزند. اين روش جزو عميق‌ترين روش‌هاي تبليغ است و دليلش هم همان درگير كردن تمام حواس گيرنده پيام است. بديهي است وقتي شما از اين روش براي ارسال پيام استفاده مي‌كنيد، بيشــتر از هر حالت ديگري، شانس نشستن پيام خود در حافظه بلندمدت مخاطب را داريد، اما اين كار، يك مشــكل مهم دارد؛ اين كه برند، شانس در معرض ديد مخاطب انبوه قرار گرفتن را از دست مي دهد.

رابطه بودجه با تبليغات

فرقي نمي‌كند كسب و كار شما انفرادي، كوچك، متوسط يا بزرگ باشد. مهم اين است كه براي آن تبليغ كنيد. بودجه تبليغات كسب و كار شما بر چهار مبنا مشخص مي شود:

بر مبناي اهداف كسب و كاري كه داريد

در اين روش، شــما به آژانس تبليغاتي خود اعلام مي‌كنيد اهداف فروش و بازار كسب و كارتان به چه ميزان است و بر مبناي اهداف شــما، آژانس تبليغاتي، بودجه لازم را اعلام مي كند. معمولاً اين روش تعيين بودجه تبليغاتي، براي وقتي مناسب است كه شما به تازگي استارت شــروع كار را زده‌ايد و هنوز مجموعه‌تان شناخته شده نيست.

بر مبناي ميزان بودجه تبليغات رقيب

در حالت دوم، آژانس تبليغاتي‌اي كه شما با آن كار مي‌كنيد، بودجــه رقيباني كه داريد را محاسبه كرده و برحسب كسب و كار شما، بودجه‌اي را اعلام مي‌كند. اين روش زماني مورد اســتفاده قرار مي‌گيرد كه كسب و كار شما رقباي جدي و نزديك داشته باشد.

بر مبنای 2 تا 5 درصد کل فروش

در حالت ســوم آژانــس تبليغاتي ميزان كل فروش و سود شما را بررسي مي كند و بر اساس آن ضريبي از مبلغ كل فروش سال را برای بودجه تبلیغاتی کسب و کار شما در نظر می‌گیرد.

بر مبنای 20 تا 40 درصد سود

در حالت چهارم آژانس تبليغاتــي كل ميزان فروش، گردش مالي و زمان برگشــت سرمايه در گردش شما را محاســبه كرده و با در نظر گرفتن ضريبي از كل فروش، بودجه تبليغات شــما را اعلام مي‌كند، البته علاوه بر اين چهار مبنا، شما يك مبناي ديگر هم داريد؛ اين كه به شكل كاملاً دلخواهي براي كارتان تبليغ كنيد و خيلي حواس‌تان به بودجه، روش و معيار و ميزان نباشد.

در اين روش كه اتفاقاً در كشــور ما هم خيلي مورد استفاده قرار مي‌گيرد اينطور است كه معمولاً مدير كسب و كار اعلام می‌کند دوست دارم X تومان برای من تبليغ كنيد و تبليغات بر اســاس نظر او و بودجه‌اي كه اعلام كرده اســت انجام مي شود.

كدام آژانس تبليغاتي را انتخاب كنيم؟

اگر شما بخواهيد از روش‌هاي ديگري هم براي تبليغات استفاده كنيد، ايرادي ندارد اما بايد به اين نكته توجه داشته باشید که اگر کسب و کار شما، بودجه تبلیغاتی داشته باشد در آينده شغلي شما بسيار موثر است، در اين زمينه بهتر است كه يك آژانس تبليغاتي را براي انجام تبليغات كسب و كار خودتان انتخاب کنید. در اين زمينه، تخصصي انتخاب كردن آژانس تبليغاتي، اهميت بسيار زيادي دارد، اگر كسب و كار شما رستوران است بهتر است به سراغ آژانس تبليغاتي‌اي برويد كه ابزار، تخصص، ايده و تجربه تبليغات رستوران را در مجموعه اش دارد. به خاطر داشته باشيد آژانس تبليغاتي‌اي كه شما براي كارتان انتخاب مي‌كنيد مسئول طراحي پيام تبليغاتي شماست. تيم تبليغاتي بايد پيام مورد نظرتان را بعداً از مطالعه روي كسب و كار، محصول يا خدمت شما، رقبايي كه داريد، پيامي كه رقباي‌تان مي خواهند بدهند و در نهايت مخاطب شما (كسي كه پيام را دريافت مي كند) طراحي كند.

هر چه طراحي پيام علمي‌تر، خلاقانه‌تر و هوشمندانه‌تر باشد و ميزان درگيري شش حس را بيشتر كند تاثيرگذارتر خواهد بود. «ميزان درگيري» روي تاثيرگذار بودن يا نبودن پيام، تاثير زيادي دارد، اگر بخواهم به صورتي ساده توضيح بدهم بايد بگويم كه شما حتماً در طول روز پيامك‌هاي تبليغاتي زيادي دريافت مي‌كنيد. بعد از دريافت پيامك‌ها ممكن است بعضي را نخوانده پاك كنيد، بعضي را تا نصفه بخوانيد و بعضي را چند بار تا انتها بخوانيد، يا اصلا از پيامك‌ها بگذريم و مثال ملموس‌تري بزنيم. بعضي از بيلبوردهايي كه در سراسر شهر نصب مي‌شوند بسيار تاثيرگذار هستند، تا حدي كه مخاطب را به فكر وا مي‌دارند و بعضي حتي نگاه عابران را هم به سمت خودش نمي‌كشد و اين فرق بين تبليغات خوب و تخصصي با تبليغات بد است.

به دنبال معجزه: گفتگوی بابک بادکوبه با روزنامه ابتکار

بابک بادکوبه در مصاحبه با روزنامۀ ابتکار در مورد برندسازی و تفاوت ایجاد یا خلق برند گفتگو کرده است. در این گفت‌وگو بابک بادکوبه برندسازی را به عنوان راهی برای گذر ایران از شرایط سخت اقتصادی و ایجاد رشد و توسعه اقتصادی به دولتمردان پیشنهاد می‌کند و در عین حال از تاثیر برندسازی بر جامعه سخن می‌گوید. وی همچنین به برخی نگاه‌های اشتباه و ابهام‌های برندسازی پاسخ داده است.

[divider]

ipad

بابک بادکوبه در گفت‌وگو با «ابتکار» در توضیح درباره نامه‌اش به رئیس‌جمهور حسن روحانی و پیشنهاد برندسازی به عنوان راه‌حل خروج از رکود و ایجاد رشد و توسعه اقتصادی اظهار کرد: ایران دارای پتانسیل‌های بسیار زیادی مثل منابع طبیعی، اقلیم‌های آب‌وهوایی و طبیعی است و ما تا کنون به اندازه کافی و شایسته از آن‌ها بهره‌مند نشده‌ایم. توریسم بین‌المللی نداشتیم. در فرهنگ‌مان هم آثار غنی‌ای داریم؛ مثل شیرینی‌هایی که در شهرهای مختلف طبخ می‌شود، صنایع دستی مختلف، غذاها و آداب و رسومی که هیچ کدام غنی‌سازی نشده‌اند. ما مثلا گز اصفهان و سوهان قم را داریم که در ایران معروف است، اما در عرصه بین‌المللی مطرح نیستند. وی افزود: این در حالی است که کشوری مثل آمریکا، شیرینی‌ای به نام دونات دارد. اگر مثلا فروشگاه حاج خلیفه رهبر در محل خود دارای فروش دائمی است، شما نمی‌توانید در تهران شعبه‌ای از آن را پیدا کنید و یا اگر هست، مثل همان فروشگاه محلی صندوقش مرتبا در حال فروش باشد. به همین ترتیب اثری از آن در دیگر شهرهای ایران و دیگر شهرهای دنیا هم نمی‌بینید. وقتی که چنین چیزی برند شود – تعریفی که من از برند دارم حس بودنی است که پس از شنیدن نام برند به هر فردی دست می‌دهد – شاهد خواهیم بود که چنین محصولی در فضای بین‌المللی به فروش رود. مدیر آژانس برندسازی بادکوبه یادآور شد: امروز شاهد هستیم که دونات درآمد سرشاری را نصیب آمریکا کرده است. به همین ترتیب اپل و دیگر برندهای معتبر این کشور چنین شرایطی دارند. در آسیای جنوب شرقی نیز غذایی به نام سوشی وجود دارد که در واقع نه تنها به ذائقه مردم آسیا که به ذائقه مردم اروپا و آمریکا هم نمی‌خورد. اما ژاپنی‌ها به خاطر برندسازی که در این زمینه کرده‌اند، در هر خیابانی از اروپا و آمریکا که رستوران‌ها و فست‌فودهایی وجود دارند، یک سوشی‌فروشی هم هست. این در حالی است که اگر جلوی هر آدم منصفی سوشی و چلوکباب را بگذاریم، قطعا چلوکباب توان بیشتری در انتخاب شدن دارد. با این حال چون ما ابزار برند شدن را در جامعه نداریم، نمی‌توانیم از این موضوع کسب درآمد کنیم. در نتیجه اگر ایران می‌خواهد اقتصادش را از اقتصاد نفتی یا حتی اقتصاد مالیاتی جدا کند، چاره‌ای جز برندسازی ندارد. این فعال عرصه تبلیغات و برندسازی در ادامه گفت: برج ایفل وقتی ساخته می‌شد، بسیار بدرنگ و بدقامت به نظر می‌رسید تا جایی که شهردار پاریس از سازندگانش می‌خواهد که به دلیل زشت کردن ظاهر شهر، آن را جمع کنند. اما فرانسوی‌ها به جای پذیرش هزینه‌های جمع‌کردن این برج، به برندسازی از آن روی می‌آورند. برایش قصه می‌سازند، تزیینش می‌کنند، چراغانی‌اش می‌کنند و همان سازه امروز تبدیل شده به نمادی که توریست‌ها را جذب خود می‌کند. در نتیجه راهکار برون رفت ایران از شرایط رکود این است که شیرینی، غذا، چای و هر کالای دیگری را برند کند.

برندسازی بهانه است، مسیر برند شدن مهم است

بادکوبه در پاسخ به این سوال که «چرا باید برندسازی کنیم؟» یادآور شد: خدا هم در قرآن اول می‌فرماید «ای کسانی که ایمان آوردید»، بعد از آن‌ها می‌خواهد نماز بخوانند، زکات بدهند و صدقه بدهند. یعنی پیش شرط خواستن این‌ها از کسی، ایمان آوردن است. از کسی که ایمان نیاورده که نمی‌توان چنین چیزهایی را خواست. قرآن تمثیل می‌آورد که گندم را روی سنگ بکاریم که سبز نمی‌شود. وی افزود: شما برای برند شدن یک عالمه مسیرهای توسعه را طی می‌کنید که برای جامعه مزایای زیادی دارد. برند شدن تنها بهانه طی کردن این مسیر است. امروز اگر شرکتی می‌خواهد برند شود، برندسازی باید از قلب مدیران و کارکنان آن آغاز شود. بعد از آن، برندسازی لوگو، شعار، از رنگ سازمانی، رفتار سازمانی، هویت بصری سازمانی، محصول، قیمت و بازار و سایر اجزای مارکتینگ را طی می‌کند. در واقع برای برندسازی، یک شرکت مسیر سرشاری از غنی‌سازی خود را طی می‌کند. برندینگ بهانه است و مهم این است که ما اقتصاد پویایی داشته باشیم و در بازارهای بین‌المللی حضور پیدا کنیم. مدیر آژانس بادکوبه در تبیین سخن خود مثال زد: 95 درصد زعفران دنیا در ایران تولید می‌شود. اما اصلا برند نیست. این زعفران تنی خرید می‌شود و در اسپانیا با بسته‌بندی و ارزش افزوده به بازارهای جهانی می‌رود و در نتیجه برند زعفران در اختیار اسپانیا است. وی اضافه کرد: در نتیجه اگر بخواهیم اقتصاد نفتی داشته باشیم مثل عربستان که بالاخره یک روز تمام می‌شود. اگر بخواهیم اقتصاد مالیاتی داشته باشیم مثل سوییس که زندگی و هزینه‌هایش برای مردم دشوار می‌شود آن هم در ایران که مردم درآمد بالایی ندارند و مهاجر هم نیستند. اگر بخواهیم اقتصاد مبتنی بر برند، تولید و صنعت داشته باشیم و نفت و مالیات را هم به آن اضافه کنیم، این می‌تواند اقتصای مفید و پویا و قدرتمندی را برای ایران ایجاد کند و در نهایت ایران به قدرت بزرگی در کشورهای منطقه تبدیل شود. داشتن این منابع و راهی که پیش روی ما وجود دارد، ما را به این نتیجه می‌رساند که برندسازی می‌تواند بسیار موثر باشد. مسیر طی شده برای این راه بسیار مهم است و از ما یک انسان دیگر می‌سازد.

طلب برندشدن نداریم

مدیر آژانس تبلیغاتی و برندسازی بادکوبه در ارزیابی از زیرساخت‌های موجود برای برندینگ و زیرساخت‌های لازم نیز گفت: کافی است شخص رئیس‌جمهوری و سایر تصمیم‌گیران از مجلس و وزیر صنایع و سایر دولتمردان به معنای عام، تصمیم بگیرند که برندسازی در ایران به طور جدی پیگیری شود. آن وقت قطعا طرح‌ها، لوایح و قوانین مربوط به آن را هم به جد پیگیری می‌کنند. در حال حاضر ما زیرساخت‌های برند شدن را از چند بعد نداریم. یکی این که ما ضعف قانونی داریم؛ یعنی قوانینی که برای برندینگ نیاز داریم، ضعف دارند. مثلا ما قانون کپی‌رایت برای برند شدن نداریم، ثبت‌های اصولی و پیگیری‌های قضایی خیلی جدی برای کسی که دارد تقلب می‌کند نداریم. وی ادامه داد: موضوع دیگر این است که ما متخصص این کار را هم نداریم. دانشگاه‌های ما فارغ‌التحصیل برند در عرصه‌های مختلف مثل حقوق کپی‌رایت، نوشتن متون برندسازی – علی‌رغم داشتن ادبیات غنی – تصویرسازان تبلیغاتی – علی‌رغم وجود اساتید بزرگی مثل استاد فرشچیان و زمینه‌هایی غنی مثل مینیاتور – و امثال آن نداریم. به طور کلی خروجی‌های دانشگاه‌هایمان برای این کار ساخته نشده‌اند. کسانی هم که به این کار علاقمند بوده‌اند، اغلب رشته‌های مشابه و نزدیکی مثل بازاریابی، تبلیغات و گرافیک خوانده‌اند. در نتیجه ما یک خلاء قانونی و یک خلاء نیروی انسانی داریم. بادکوبه افزود: در کنار این‌ها ما هنوز طلب این کار را هم نداریم. یعنی یک طلبی باشد که براساس آن نیازی ایجاد شود و این نیاز باعث شود آن زیرساخت‌ها ساخته شوند، وجود ندارد. مدیران برندها و صنایع ایرانی هنوز طلبه برند شدن، صادرات، جهانی شدن و اصولی کار کردن را به طور کلی ندارند. در ایران یک دورانی فقط تولید مهم بود و هر کس تولید می‌کرد، قابل تحسین بود. یک دورانی، فقط فروش اهمیت داشت و هر کس می‌توانست تولید خود را به بازار برساند موفق محسوب می‌شد. یک دورانی هم بازاریابی مهم شد، یعنی بتوان هم کالا را به بازار رساند و هم آن را فروخت. در این دوران باید برند باشید. الان مثلا تولید موبایل مهم نیست؛ موبایل را همه می‌توانند تولید کنند. چین این روزها هر چیزی را که بخواهید تولید می‌کند. شبکه فروش هم اعم از توزیع، مغازه و اینترنت فراهم است. موضوع خود فروش هم نیست. موضوع این است که مردم به شما وفادار شوند و وقتی نام شما هست، دچار یک احساس شوند.

فاصله میان به وجود آمدن برند و خلق برند

بادکوبه در ادامه سخنانش یادآور شد: ما در ایران برندهای خوبی داریم، اما این برندها اغلب قرار نبوده برند شوند و برند شده‌اند. یعنی به صورت اتفاقی یا با عملکرد یک شخص تبدیل به برند شده‌اند. ما برندهای مختلفی از مکان، شخصیت و محصول داریم. مثلا میدان آزادی یک برند مکانی است، اما در واقع کار خاصی برای برند شدن آن نکردیم و خودش برند شده است. برندهای شخصیتی مثل آقای ظریف یا دکتر حسابی هم خودشان برند شده‌اند. برندهای قدیمی هم مثل پاک، گرجی و شهرزاد وجود دارند یا اخیرا هم برندهایی مثل آپ، دیجی‌کالا و …. به وجود آمده‌اند. اما آیا این‌ها اتفاقی برند شده‌اند یا کار علمی روی آن‌ها انجام شده است؟! وی تاکید کرد: ما مجبوریم از حالت خود رو و کاشت دیمی، به حالت گلخانه‌ای رجوع کنیم؛ یعنی به جای این که از 10 هکتار، یک تن توت فرنگی بگیریم، در یک هکتار، 10 تن توت‌فرنگی برداشت کنیم. ما باید در سرفصل‌های مختلف اعم از خودرو، لوازم الکترونیکی و غیره چندین برند علمی خلق کنیم. خلق کردن برند تا به وجود آمدن برند دو چیز متفاوت است. اگر بتوانیم برندسازی را آزمایشگاهی کنیم و با تصمیم‌گیری قبلی آن را انجام دهیم، آن وقت برند خلق می‌شود. مدیر آژانس بادکوبه در تبیین این موضوع مثال زد: در آمریکا طوفانی آمد که همه ادیان اعتقاد دارند یک بلای آسمانی است. اما روی آن یک نام گذاشتند به اسم کاترینا و دیگر در اخبار به جای طوفان آمد، می‌گفتند کاترینا آمد، کاترینا خسارت زد و …. . بعد از آن مردم حتی طوفان را دوست داشتند! در کنار آن رفتند از چین، دستبندهای ارزانی به قیمت کمتر از یک سنت خریداری کرده و انبار کردند و بعد کسانی که پیش از آن برند کرده بودند – مثل مجریان تلویزیونی، خوانندگان، ورزشکاران، سیاستمداران و سایر سلبریتی‌ها – این دستبند را به عنوان و نشانه حمایت از آسیب‌دیدگان طوفان کاترینا به دست کردند. سپس این دستبند در بازارها توزیع شد و هر کدام را به مبلغ 10 دلار فروختند و در نهایت بعد از 6 ماه کل هزینه‌های خسارت کاترینا را در آوردند.

ارتباط برند با احترام و احساس مردم جهان

بادکوبه در ادامه یکی دیگر از فواید برند شدن را طی کردن مسیر آن و نتیجه‌اش دانست و افزود: مثلا قهرمانی المپیک چیز خوبی است، اما مسیری که برای آن طی می‌شود مهم است و ارزش دارد. در نهایت نیز قهرمان المپیک در شرایط بحرانی مثل بیماری‌ها قوی‌تر و مقاوم‌تر است. وقتی شما برند می‌شوید، در بحران‌های اقتصادی و شرایط سخت و سایر حوادث کشور قدرتمند است. وی ادامه داد: این روزها اگر خلبانی برود در جنگ با کره‌جنوبی آن را بمباران کند، هنگام دست گذاشتن روی دکمه آزادسازی بمب، یادش می‌افتد ماشین، تلویزیون، یخچال و حتی سریالی که از تلویزیونی می‌بیند کره‌ای است و خیلی دشوار آن را فشار می‌دهد. هر کشوری برای جنگ با کره‌جنوبی هزینه زیادی از نظر احساس عمومی مردم دارد. مدیر آژانس تبلیغاتی بادکوبه اضافه کرد: همین شرایط را در مقایسه کشته‌شدگان عراق، سوریه، فاجعه منا و …. با 130 کشته حوادث تروریستی پاریس می‌بینیم. هرچند جان همه انسان‌ها ارزش یکسانی دارد و محترم است، اما چرا پاریس این همه سر و صدا کردند و این‌ها نه؟! چون فرانسه کلی برند دارد. نتیجه این که گوگل و توییتر به فرانسه تسلیت می‌گویند و کشورها پرچمشان را نیمه‌افراشته می‌کنند. وقتی فرانسه برند دارد و مثلا عطر دنیا را تولید می‌کند، کافی است یک روبان مشکی به آن بزند تا مخاطبانش به این ماجرا با احترام و احساس برخورد کنند. وقتی برند نداشته باشیم، چنین مخاطبی هم نداریم.

آنچه دولتمردان می‌توانند برای برندسازی انجام دهند

این فعال عرصه تبلیغات و برندسازی درباره آن چه که دولت می‌تواند در زمینه برندسازی انجام دهد، اظهار کرد: من انتظار ندارم دولتمردان برای ما کاری کنند و چندان قائل به آن هم نیستم. دولتمردان فقط می‌توانند نگاه و مراقبت کنند. با این حال کارهایی در زمینه ایجاد زیرساخت‌ها می‌توان انجام داد. وی افزود: مثلا وقتی رئیس‌جمهوری آمریکا همتایان مهمان خود را به ضیافت ناهار یا شام می‌برد، به او می‌گوید بیا یک همبرگر آمریکایی بخور. در عین حال و در شرایطی که داشتن موبایل هوشمند برایش ممنوع است، یک اسمارت‌فون آمریکایی مثل اپل یا بلک‌بری در دست دارد و یکی هم به مهمانش هدیه می‌دهد و می‌گوید بیا فیسبوک مرا ببین و همدیگر را لایک کنیم! همچنین با دونات آمریکایی از مهمانش پذیرایی می‌کند. این‌ها پروتکل‌ها و رفتارهایی است که برای رئیس‌جمهوری آمریکا تعیین شده‌اند که حتما باید انجام دهد و آن را اعلام هم می‌کنند. اما در ایران برچسب آب معدنی که جلوی دولتمردان می‌گذارند را می‌کنند. بادکوبه تصریح کرد: رئیس‌جمهوری ایران هم می‌تواند پذیرایی با محصولات حاج خلیفه رهبر را از تریبون رسمی به مهمانش اعلام کند. چه اشکالی دارد اعلام شود رئیس‌جمهوری ایران قرار است از مهمانش با آش رشته، آبگوشت، چلو کباب، دنده کباب یا خورش خلال پذیرایی کند؟ مدیر آژانس بادکوبه یادآور شد: دولتمردان فقط باید یک سری قوانین وضع کنند و یک سری تابلو و علایم بگذارند که مردم درست حرکت کنند. مثلا کافی است شهرها را موظف کنند که وب سایت داشته باشند یا در تمامی شبکه‌های اجتماعی مورد تایید جمهوری اسلامی ایران، عضویت فعال داشته باشند. یا مثلا شهرها باید نشان و پرچم داشته باشند. در مورد صنایع هم قواعد و قوانین خاصی وضع شود و اگر صنایع آن را رعایت کنند، در برخی خدمات تخفیف بگیرند.

«با چه موافقیم؟» Vs. «با چه مخالفیم؟»

بادکوبه در بخش دیگری از سخنانش گفت: در حال حاضر خیلی از واحدهای ما روابط عمومی ندارند و اگر هم دارند در حد روابط عمومی داخلی و نصب پارچه تسلیت است. برندهای ما در دنیای مجازی مهجور است و وب سایت انگلیسی هم ندارند. این در حالی است که اگر مثلا فیسبوک مورد تایید ما نیست و با آن مخالفیم، می‌توان رفت و در آن صفحه‌ای زد که من با این جا مخالفم و شما می‌توانید به صفحه من در فلان شبکه که قبول دارم به این آدرس مراجعه کنید. یعنی حتی اگر قبولش نداریم، باشیم. این که سکوت کنیم، حرف نزنیم و در کنج بنشینیم خوب نیست. وی تاکید کرد: اگر با چیزی مخالفیم، مساله‌ای نیست؛ اما با چه چیزی موافقیم؟ باید آن را مطرح کنیم و از آن حمایت کنیم. ما باید بگوییم با چه چیز موافقیم. این فعال عرصه تبلیغات و برندسازی یادآور شد: این موضوع حتی در سخنرانی سران دنیا هم هست. ما می‌گوییم مبارزه با تروریسم، مبارزه با اعتیاد و مبارزه با خشونت، اما همه این‌ها هر روز دارند قوی‌تر می‌شوند. این چیزی نیست که ما بخواهیم. ما ترویج صلح، عشق و سلامتی را می‌خواهیم. با این حال آن چیزی را که می‌خواهیم نمی‌گوییم و فقط آن چیزی را که نمی‌خواهیم فریاد می‌زنیم. دولتمردان باید اصول اولیه برندسازی را آموزش دهند، قانون کنند و خودشان هم از برند فرار نکنند.

ایران و فضایی محیای برندسازی

مدیر آژانس تبلیغاتی بادکوبه در ادامه گفت: فضای اجتماعی ایران به شدت پذیرای برندسازی است. ایران کشور بکری است و فضای برندسازی در آن هست. اما مادامی که سرمایه یک چیز منفور، ناخلف و بد تحلیل و تفسیر شود، ما در این زمینه دچار مشکل هستیم. وی یادآور شد: آقای ضرغامی در 10 سال مدیریت خود، با همه حوزه‌های مرتبط با صداوسیما نشست برگزار کرد به جز تبلیغاتی‌ها. این در حالی است که تبلیغات سالیانه یک هزار میلیارد تومان از بودجه صداوسیما را تامین می‌کند. این اتفاق نمی‌افتد چون فکر می‌کنند تبلیغات کار زشتی است. در بحث صنفی نیز اهمیت دادن به انجمن صنفی تبلیغات مهم است. کافی است رئیس‌جمهوری، رئیس مجلس یا نمایندگان به آن اهمیت بدهند. ما علاوه بر کمبود زیرساخت‌ها و خلاءهای قانونی و اجرایی، خلاء در درک داریم و تصور صحیحی از برندسازی نداریم که اگر این موضوع برطرف شود، آن وقت می‌شود کارهایی کرد. با این حال می‌توان کیس‌ها و تجربه‌های خوبی را هم در میان شرکت‌های ایرانی دید.

ردپای اصول برندسازی در ادیان

بادکوبه درباره تفاوت ابزارهای برندسازی در ایران نسبت به دیگر کشورهای جهان اظهار کرد: در دنیای امروز میان ابزارهای برندسازی، روابط عمومی حرف اول را می‌زند. جهان سرمایه‌داری از تبلیغات اشباع شده و نمی‌توان حجم بالایی از آن را بپذیرد. اما در ایران هنوز تبلیغات و کمی قبل از آن مارکتینگ اثرگذار است. وی یادآور شد: برندها در ایران مشکل توزیع و دسترسی به مشتری را دارند و نمی‌توانند کالا را در همه جا به مخاطب عرضه کنند. کشور ما بزرگ است، شهرها بزرگ هستند، ترافیک هست و جمعیت زیاد است و در نتیجه نمی‌دانیم یک محصول را چطور به دست مشتری برسانیم. مثلا برای فروش یک یخچال در تهران که فقط خیابان جمهوری و امین حضور که کافی نیست. در این میان مشکل اصلی را هم در مارکتینگ مکانی داریم. مدیر آژانس تبلیغاتی بادکوبه در ادامه گفت: نخست‌وزیر ژاپن یا رئیس‌جمهوری آمریکا در کلیپ‌ها و کمپین‌های تبلیغی حاضر می‌شوند. حتی به فراتر از آن برویم، پیامبران ما به طور مستقیم مشغول کار بودند و در فیلم می‌بینیم که پیامبر اسلام شخصا خشت روی خشت می‌گذاشتند. ادیان که توسط خدا آمده‌اند، هرکدام نشانه‌هایی از برندسازی دارند. اسلام اذان و مسجد – با گنبد و گلدسته‌هایش – و مسیحیت کلیسا و زنگش را دارد. شخص پیامبر هم آمده که در درجه اول پیامی را برساند و مگر برندها جز این می‌خواهند که پیامشان به گوش همه برسد؟ خداوند در قرآن می‌فرماید که یهودیان ریش خود را بلند می‌گذارند و مسیحیان از ته می‌زنند؛ شما مسلمانان میانه نگه دارید. این یعنی دارد دسته‌بندی و فرم ایجاد می‌کند که از اصول برندسازی است. نمی‌گوید آن‌ها بد است، اما می‌خواهد برای اسلام و مسلمان فرق و تفاوت ایجاد کند. وی با بیان این که «بسیاری از اصول برندسازی در قرآن و اسلام استفاده می‌شود و مغایرتی بین برندسازی با اسلام و جمهوری اسلامی وجود ندارد»، تصریح کرد: رئیس‌جمهوری هم شخص فهمیده و پخته‌ای هستند که در جاهای کلیدی و حساسی پست و سمت داشته است. انتظار دارم ایشان از هوش سرشارشان استفاده کنند و از برندسازی بهره ببرند. این فعال عرصه تبلیغات و برندسازی تاکید کرد: فقط کافی است باور کنیم که ایران به عنوان کشوری اسلامی باید سربلند باشد؛ برای سربلندی باید اقتصادی پویا داشته باشد و برای اقتصاد پویا باید برندسازی داشته باشد. اگر ما ثروت بیشتری داشته باشیم، رفاه اجتماعی بیشتری داریم، می‌توانیم از کشورهای مورد حمایتمان بیشتر حمایت کنیم و تجهیزات دفاعی بیشتر و بهتری هم می‌سازیم که همه این‌ها قدرت و امنیت ما را تامین می‌کند. پس برای هر کاری باید برندسازی اتفاق بیفتد و باید از آن حمایت کنیم.

برندشدن لزوما به معنی افزایش قیمت محصول نیست

بادکوبه در ادامه در پاسخ به سوالی در مورد این ابهام که برند شدن یک محصول باعث افزایش قیمت آن می‌شود، توضیح داد: بالا رفتن قیمت محصول به دلیل برندسازی، بستگی به شرایط برندسازی دارد که تعیین می‌شود. مثلا والمارت فروشگاهی زنجیره‌ای در آمریکا است که برندش براساس ارزان‌فروشی ایجاد شده و مردم هم دوستش دارند. وی تاکید کرد: لزوما برندشدن به معنی افزایش قیمت محصول نیست. اگر هم فرض کنیم عنوان یک برند باعث افزایش قیمت یک محصول شود، درصد کمی از آن سود است و مابقی آن خرج و هزینه تحقیق و توسعه می‌شود. اگر هر روز آیفون یا آیپد جدیدی با امکانات توسعه‌یافته‌تر و به روزتری به بازار می‌آیند، حاصل همین مطالعات است. مدیر آژانس تبلیغاتی بادکوبه افزود: این مطالعات در واقع روی بهتر کردن زندگی مردم هزینه می‌شود. در نتیجه اگر چیزی گران شود به ذات خود ایرادی ندارد، به شرطی که این گرانی فواید و ارزش‌هایش را هم به دنبال داشته باشد. به هر حال برند هم می‌تواند آسیب‌هایی داشته باشد، اما آن قدر که برندسازی در توسعه و رشد اقتصادی، گسترش آگاهی و اطلاع‌رسانی فایده دارد، اگر یکی دو اشکال هم داشته باشد، قابل پوشش است. این فعال عرصه تبیلغات و برندسازی تصریح کرد: برند بین‌المللی زمانی برند بین‌المللی است که بتواند در بازارهای جهانی بفروشد و سود کند. این طور نیست که ما محصولی را نزدیک به مجانی یا با ضرر زیاد ببریم در بازار جهانی بفروشیم و بگوییم برند بین‌المللی داریم. برند بین‌المللی یعنی درصد مشخصی از کالایمان را در خارج از محدوده جغرافیایی بفروشیم، سود کنیم و مردم هم به آن وفادار شوند. در نتیجه برندسازی به جز در موارد بسیار نادر، هیچ ضرری برای کشور صاحب برند ندارد. وی اضافه کرد: ما برای بهتر کردن زندگی بشر آمده‌ایم و این وظیفه هر انسانی است؛ امروز می‌بینیم این وظیفه بیشتر از سوی کشورهایی انجام می‌شود که مسلمان هم نیستند و ابزارشان هم همین برندسازی است. اگر می‌بینید برخی می‌گویند برندسازی باعث افزایش قیمت می‌شود، به کشور لطمه می‌زند یا باعث زیان است، حاصل جهلشان نسبت به برند است. آن‌ها برند را نمی‌شناسند و آن را با چیز دیگری اشتباه گرفته‌اند؛ همان طور که داعش را به اسلام ربط می‌دهند!

هیچ چیز «زوری» خوب نیست

بادکوبه در پاسخ به سوالی درباره قوانین موجود درباره ممنوعیت استفاده از المان‌های غیرفارسی در برندها و تبلیغاتشان و نیز تفاوت جذابیت لوگوتایپ‌های فارسی و لاتین اظهار کرد: ما دو تعبیر داریم؛ یکی ممنوعیت استفاده از المان‌ها، لوگوتایپ و اسامی غیرفارسی و دیگری اجازه استفاده از المان‌ها، لوگوتایپ و اسامی فارسی. اجرای موفق این قانون بسیار ساده است. کافی است قانونی بگذارند که برندهای خارجی که لوگوتایپ فارسی دارند و از المان‌های فارسی و ایرانی استفاده می‌کنند، مثلا در هزینه بیلبوردها تخفیف بگیرند. آن وقت شرکت‌های خارجی بهترین گرافیست‌های دنیا را به کار می‌گیرند که زیباترین آثار لوگوتایپ و پوستر و …. را با فونت فارسی طراحی کنند. ما فقط می‌گوییم استفاده نکنید؛ خب، از چه چیز استفاده کنیم؟ بگوییم خارجی استفاده کند، ضریبش 4 است، اما اگر ایرانی استفاده کند، ضریبش 2 است. اگر طرحی فاخر بود و از اساتید امر امتیاز گرفت، ضریبش 1.5 باشد. وی افزود: در این حالت شرکت‌های خارجی می‌روند سفارش لوگوتایپ و طرح‌های فارسی می‌دهند که در هزینه‌هایشان صرفه‌جویی کنند و در عوض ما هم صاحب لوگو و طرح‌های فارسی می‌شویم و آن را در جهان گسترش هم می‌دهیم. کافی است مسئولان برای ترویج زبان فارسی قانون بگذارند و بگویند اگر این موضوع را رعایت کنید، ما هم این پیشنهادها و امتیازها را برایتان داریم. این فعال عرصه تبلیغات و برندسازی تصریح کرد: چرا باید زبان خارجی را دفع کنیم؟ ما باید بازی خودمان را بکنیم تا قهرمان شویم. به دلیل آن که استفاده از لوگوتایپ فارسی زوری است، طرح‌های حاصل هم چندان خوب نیست. هیچ چیزی زوری خوب کار نمی‌کند. خدا هم در قرآن می‌فرماید «لا اکراه فی الدین». الان در کشور ما نسبت استفاده فارسی به انگلیسی در طرح‌ها 70 به 30 است. این در حالی است که می‌توان برای نسبت‌های مختلف امتیازهایی را قائل شد.

برندسازی، کمکی به عبور دولت از شرایط سخت

بادکوبه با یادآوری نامه‌ای که چندی پیش به رئیس‌جمهوری دولت یازدهم نوشته بود و در آن برندسازی را به عنوان راه‌حلی برای عبور از رکود اقتصادی و کمک به رشد و توسعه کشور مطرح ساخت، اظهار کرد: دولت روحانی با خودش امید و اعتدال آورد. آن قدر در دولت قبل عصبیت وجود داشت که این دولت هر کاری کند، مردم راضی هستند. با این حال دولت یازدهم کار زیادی دارد و آن قدر درگیر سیاست خارجی، زیرساخت‌های نابسامان، بدهی‌ها و بی‌پولی‌هاست که هنوز نفسش بالا نیامده است. با این حال عملکرد این دولت، عملکرد مثبتی بوده و حتی اگر فشاری روی مردم وجود دارد، حال مردم خوب است. به زودی از این شرایط سخت می‌گذریم و پویایی اتفاق می‌افتد و برندسازی هم می‌تواند به این موضوع کمک کند.

بزرگترین سوال، معجزه من چه خواهد شد؟

بادکوبه در بخش پایانی سخنانش یادآور شد: ما در دنیا دو جایگاه بیشتر نداریم؛ تماشاچی و میدان بازی. انسان‌ها 90 درصد در جایگاه تماشاچی هستند و تنها کمتر از 10 درصد در زمین بازی حضور دارند. تماشاچی‌ها زیاد حرف می‌زنند، شعار می‌دهند، کم‌تحرک‌اند، غر می‌زنند و قضاوت‌های الکی می‌کنند. این در حالی است که حاضران در زمین بازی، حرکت می‌کنند، تلاش می‌کنند، عرق می‌ریزند، تغییر و هیجان ایجاد می‌کنند. تماشاچی‌ها چاق و خمود و تنبل می‌شوند و بازیگران، قوی و سالم و سرحالند. وی تصریح کرد: اصولا کشورهایی توسعه پیدا می‌کنند، شرکت‌هایی برند موفقی می‌شوند و انسان‌هایی تاثیرگذارند که در میدان بازی کنند. باید به خودمان نگاه کنیم که امروز در کدام یک از این دو جایگاه هستیم. باید بدانیم که اگر چیزی را می‌خواهیم، می‌توانیم خودمان آن را ایجاد کنیم. یک سوال اصلی وجود دارد که باید از خودمان بپرسیم و بسته به جوابش هر کسی می‌تواند بداند چقدر روی جامعه‌اش اثر می‌گذارد، آیا می‌تواند کسب‌وکار راه بیندازد و برند بسازد؛ سوالی که هر شخصی باید از خودش بپرسد این است: «معجزه من چه خواهد بود؟».

منبع: روزنامه ابتکار

داستان تولید ۱۰۰ آگهی فرهنگی، گفتگوی کافه بازاریابی با بابک بادکوبه ‎ ‎

سایت کافه‌ بازاریابی اخیرا گفتگویی با بابک بادکوبه مدیرعامل آژانس تبلیغاتی تمام خدمت بادکوبه انجام داده که قسمت اول آن منتشر شده است. در ادامه می‌توانید این گفتگوی خواندنی که در رابطه با تبلیغات، آگهی‌های فرهنگی بادکوبه و … است را بخوانید.

BADKOBEH-1

 کافه بازاریابی: اجازه بدید بحث رو با این سوال شروع کنم که حجم آگهی های فرهنگی تلویزیون این روزها خیلی زیاد شده، در ذهن خیلی ها این سوال پیش اومده که این آگهی ها برای کجاست؟ برای چی داره میسازه؟ با چه هدفی؟

بسم الله الرحمن الرحیم.  داستان فرهنگی ما، خب خیلی مهم که نطفه یک آژانس تبلیغاتی کجا بسته شده باشه. ما برگردیم به قدیم تر پدربزرگ من و مادر بزرگ من این ها همه دبیر بودند یا مدیر بودند، مثلا مادربزرگ من اولین مدیر دبیرستان زن کشور بوده و کلا کار فرهنگی می کردند. بعد خود پدر من استاد دانشگاه بوده، کارمند سازمان بوده، مدیر ورزش شبکه دو بوده، بنیانگذار اخبار ناشنوایان کشور بوده یا سریال هادی و هدی را ساخته اند و ذاتا خانواده ما کار فرهنگی می کنند. در نتیجه من هم توی همین خانواده بزرگ شدم و بعد سینما خواندم، برادرم تئاتر خواند. ما یک موسسه فرهنگی هنری داریم به نام روزگار طرفه که این یکی از کمپانی هایش آژانس تبلیغاتی بادکوبه ست. کلا کار فرهنگی می کنیم و دغدغه فرهنگی همیشه در خانواده ما بوده.

 از روز اولی هم که پانزده شانزده سال پیش تبلیغات را شروع کردیم، پفک، چیپس، سوسیس کالباس یا نوشابه رو هرگز تبلیغ نکردیم و سیگار و مشروب. حالا مشروب توی ایران کلا تبلیغ نمیشه ولی اگر هم دفتر آلمان مون یا کشورهای دیگه پیشنهاد بشه ما کار نمی کنیم. کلا برای چیزهایی که برای انسان ضرر داره وقت نمی ذاریم.

[box type=”shadow” ]ما در بادکوبه برای محصولاتی مثل پفک، چیپس، سوسیس، کالباس یا نوشابه و کـلا محصولاتی که برای انسان ضرر دارد هرگز تبلیغ نکردیم.[/box]

اما وقتی سوسیس کالباس خودش استاندارد داره، پفک استاندارده، چی میشه شما تبلیغ نمی کنید؟ استاندارد هستند دیگه؟ به نظرم شما زیاد از حد دارید سخت گیری می کنید؟ بالاخره سلامت مردم یه مسوولی داره دیگه؟!

 قطعا استاندارده و ما احترام می گذاریم. خودمون هم سوسیس کالباس میخوریم، پفک هم میخوریم. اصلا هم مشکلی نداریم. وزارت بهداشت مجوز داده. اما چیزیه که به درد سلامتی نمیخوره. یعنی ما ترویجش نمیکنیم که بیشتر خورده بشه. ببین ما دیدیم اثر تبلیغاتمون رو. وقتی ما یه کالا رو تبلیغ کردیم، ۹ برابر فروشش افزایش پیدا کرده. یا وقتی ما بسته بندی یه کالا رو عوض کردیم، ۵ برابر فروشش افزایش پیدا کرد. مثلا یه برندی بود به نام پاپسیلا، پاپ کورن میزد، ما بسته بندی این رو عوض کردیم، ۳۰% توی یک ماه اول فروشش افزایش پیدا کرد. یا مثلا چای شهرزاد. این ها اطلاعاتی هست که مشخص هست. ما بسته بندی چای شهرزاد رو عوض کردیم، ۴ تا پنج برابر فروشش افزایش پیدا کرد. یا پروموتش کردیم توی واحد BTLمون، ۹ برابر توی اون لوکیشنی که ما برند اکتیویتی کردیم فروشش افزایش پیدا کرد. خب وقتی مردم بیشتر مصرف میکنند، خب خیلی خوبه، من سوسیس رو نگم بیشتر مصرف کنند. چون در نهایت پزشک ها اعتقاد دارند مصرف زیاد سوسیس کالباس، نوشابه های گازدار و اسنک ها باعث آسیب رسانی به بدن میشه ما ترویج و مصرف بیشترش رو نمیکنیم. بعد هم ما وقت نداریم.

 فعلا بریم سر اگهی های فرهنگی بعد شاید دوباره به این موضوع پرداختیم. بذارید یه ذره بریم عقب، این داستان آگهی های فرهنگی به چه دوره ای بر می گرده، از کی تصمیم به این کار گرفتید؟

اتفاق برمیگرده به دوره آقای لاریجانی. آقای لاریجانی ریاست صدا و سیما رو داشتند که من اولین کار فرهنگی ای که شروع کردم به نام قرآن بود. دیدم مردم ما عربی بلد نیستند و نمی فهمند خدا چه گفته. من اولین کار فرهنگی که توی زندگیم به صورت جدی انجام دادم این بود که قرآن رو به زبان فارسی ترجمه و تولید کردم به نام معجزه و بعد هدیه کردم و گفتم قرآن رو فارسیش رو گوش کنید. به تیم آقای لاریجانی طرحی رو ارایه دادیم با این موضوع که بیاید قرآن هایی که تلویزیون پخش میکنید، زیرنویس فارسی بنویسید مردم بدونند. گفتند فارسی که قرآن نیست، ترجمه ست، من خیلی پیگیری کردم در دوره آقای لاریجانی وقتی قرآن نوشته میشه توی تلویزیون، قدیم اصلا اینجوری نبود که فارسیش هم بنویسند.

2015-12-07_02-03-28

آقای لاریجانی بالاخره جز مدیران روزهای دور صدا و سیما بودند. این نگاه شما در دوره های بعد چطوری پیگیری شد؟

 گام بعد دوره آقای ضرغامی شد. من سی ساله کاملا صدا و سیما زندگی میکنم. دوره آقای ضرغامی فشار آوردیم که فارسی ها رو خوندم که صدای معجزه رو هدیه کردم. یک بار به تیم آقای ضرغامی پیشنهاد کردم که مگر نباید صدا و سیما دانشگاه باشد؟ مگر امام نگفتند که صدا و سیما دانشگاه باشد؟دانشگاهش کجاست؟

 ما تبلیغ که پخش میکنیم یه اردکی است که معمولا دوتا آگهی بازرگانی اپراتور، یا بانک یا FMCG هم شکل مثلا چای کنار هم قرار می گیرد بینش یه اردک میذارند. یک فاصله ای گذاشته میشه، یک انیمیشینی که ذائقه مخاطب رو عوض شه و آگهی ها قاطی نشوند. گفتم آقا ما تیزر فرهنگی می سازیم، پیشنهاد من واضح به آقای ضرغامی و آقای تقدسی نژاد این بود که ما یک آگهی فرهنگی می سازیم، این بین جای اون اردک این رو پخش کنید. گفتند آخر باید مصوبه وزارتخانه باشند و دولت باشه، دولت آن موقع دولت آقای احمدی نژاد بود که خیلی درگیر و ماشاالله گرفتار بودند. گفتند آقا این دولت که گرفتاره و پول هم که نداره و اینها گفتند که باشه و آقای ضرغامی گفتند باشه. شما چندتا میخواید بسازید؟ گفتیم مثلا پنج تا بسازید با قیمت کف، حداقل قیمت ساخت آگهی اون دوران رو ما بستیم.

بعضی از این آگهی های فرهنگی، نمونه خارجی دارند. چون ما بودجه مان جوری نبود که اتاق ایده پردازی بذاریم و یه کاری شده بود و این باب هست که آگهی های فرهنگی رو اجازه نشر داریم. یعنی کپی رایتش رو برمیدارند. ما هم آگهی های فرهنگی ای که ساختیم کپی رایتش رو برداشتیم. یعنی اگر می خواهید، استفاده کنید. بعد تیزر سوم گنجشک بود که برگرفته از یک فیلم کوتاه خارجی است. حتی آقای خامنه ای در جلسه ای که آقای ضرغامی هم بودند تقدیر کردند که “آفرین این کلیپ[آقای خامنه ای از اصطلاح کلیپ استفاده کردند] خیلی کلیپ خوبیه”. همین شد که آقای ضرغامی دستور دادند که ۲۰ تیزر با ما قرارداد بستند که ما شروع کردیم به تولید.

 یعنی سازمان های مربوطه در سفارش این آگهی ها هیچ نقشی نداشتند؟ صدا و سیما مستقیما سفارش دادند؟

طبیعتا این کارها اینقدر موفق شد و توسط مردم دیده شد که فاز بعدش ارگان ها آمدند سراغ ما. مثل قوه قضاییه که آقایپورمحمدی آن موقع رئیس مرکز رسانه بودند، مثل وزارت ارشاد، مثل رسانه های دیجیتال، مثل راهنمایی رانندگی، وزارت بهداشت، وزارت بازرگانی آمدند، اما تصور صحیح کافی و مکفی از تیزرسازی نداشتند. آمدند گفتند که ما از اینها میخوایم و پولش رو هم نمیخواستند بدهند و خب دشوار دیگه. مع الذلک تو این کش و واکش، ما چیزی بالغ بر ۱۰۰ آگهی فرهنگی تا امروز موفق شدیم حدودا تولید کنیم. اتفاقی که افتاد این بود که یه جاهایی متوقف می شد این جریان. یعنی هیچ سازمان، نهاد حتی صدا و سیما حاضر نبود که آگهی فرهنگی تولید کنه. این موقع ها آژانس بادکوبه خودش وارد میشد. ما ۵% از سود آژانس مون رو اختصاص دادیم به کارهای فرهنگی و خیریه.

 در یک نگاه کلی، روی چه موضوعات فرهنگی کار کرده؟

ما روی خیلی از موضوعات کار کردیم. ما تا جایی پیش رفتیم که برای عابر بانک ها هم تیزر ساختیم. یکی از مشکلات جامعه ما این بود که شما وقتی میری پای دستگاه خودپرداز بانکی، طرف میاد با صورت توی ای تی ام شما ما اومدیم برای این تیزر ساختیم و گفتیم آقا باید حریم خصوصی افراد رو رعایت کنید. تقریبا میتونم به شما بگم ما برای سیگار نکشیدن، کمربند نبستن، خشونت علیه زنان و بچه های کار، حریم خصوصی افراد، درخت کاری، حفظ منابع طبیعی، حفظ دریاها، آلوده نکردن هوا، گرم نکردن کره زمین، صرفه جویی در مصرف آب، صرفه جویی در مصرف برق، دعوا نکردن، قتل نکردن، نزاع نکردن، احترام به والدین، احترام به بزرگ ترها، راهنمایی رانندگی صحیح، از روی خط عابر عبور کردن، تمام دغدغه های فرهنگی که توی جامعه هست، تیزر ساختیم. خیلی جاها ضرر کردیم، خیلی جاها هم سود کردیم، مجموعش رو اگر بخوام بگم سود کردیم، یعنی هرگز شما کار فرهنگی صحیح انجام نمیدید و ضرر کنید. هرگز!

[box type=”shadow” align=”aligncenter” ]ما چیزی بالغ بر ۱۰۰ آگهی فرهنگی تا امروز تولید کردیم و حدودا ۵% از سود آژانس بادکوبه را به کارهای فرهنگی و خیریه اختصاص دادیم. [/box]

تو فضای تبلیغاتی که شرکت ها شدیدا درگیر مباحث مالی هستند و تصمیمات عموما بر مبنای سود ریالی اتخاذ می شود یه ذره چارچوب مالی این پروژه سوال برانگیزه. یعنی فقط دغدغه فرهنگه؟ یعنی هیچ آورده مالی دیگه ای نداره؟

ببین یه جاهایی ما از جیب هم خرج می کنیم. مثلا تیزر گنجشک ماه رمضان بود فک کنم ۶-۷ سال پیش. دوازده میلیون خرده ای هزینه برداشت. ولی وقتی آقای قرائتی سه بار توی درس هایی از قرآن از این تیزر تقدیر کرد، آقای سرافراز که اون موقع معاونت بودند از این تیزر توی سخنشون تقدیر کردند، مقام معظم رهبری تقدیر کردند و خیلی ما فیدبک گرفتیم. اینقدر ما فیدبک گرفتیم فهمیدیم که همیشه سود تو پول نیست. یه چیز جالب بهتون بگم. تیزرهای تجاری ای هم که آژانس بادکوبه تولید میکنه فرهنگ توش رعایت میشه. یعنی شما نمی تونید تیزری پیدا کنید که یک بی فرهنگی، یک مصرف گرایی، یک اخلاق نادرست داشته باشه. مثلا من یک تیزری دیدم در مورد یک دارویی بود ضد پشه. بعد من دیدم روی میز یه کاسه بزرگ پر پفک هست طرف داره تلویزیون نگاه میکنه، پفک میخوره، پشه ها اذیتش میکنن بعد از اسپری پشه کش استفاده میکنه. بعد اما دلیل اینکه چرا باید کارگردان پفک روی میز بذاره را متوجه نمی شم. میتونه پاپ کورن بذاره. داری فرهنگ سازی میکنی دیگه. چه فرقی داره؟ میتونی میوه بذاری. چه سبک زندگیه که به مردم ایران یاد می دیم. وقتی در سریال ها همیشه یک نوشابه روی میز هست یعنی این که نوشابه خوبه.

 من بر خلاف شما، فکر نمی کنم مردم این چنین به تبلیغات توجه کنند. دیگه واقعا این قدر مردم روی جزییات حساس هستند؟ اونم توی تبلیغ که کلا از سوی مردم چندان جدی گرفته نمی شه؟

من توی تلویزیون بزرگ شدم. من فرش آبی تو پایان تیزر فرشم میذارم، فرش آّبی صاحب برند تموم میشه. روز اول اومد برندی، اسمش رو هم میگم، بافندگی خاطره کاشان، فرش فیروزه ای اش رو گذاشتم توی تیزر و آرتیست تیزر این فرش فیروزه ایه بود. مدیرعاملش آقای قهاری که خیلی هم مرد فهیم و خوب و درست حسابیه به من گفت بادکوبه این فرش فیروزه ایه چیه؟ اصلا فرش فیروزه ای نمیخرن مردم ایران. گفتم شما یه ذره تامل بفرمایید. بعد زنگ زد گفت ببین بیچاره شدم تمام دستگاه هام داره فرش فیروزه ای میزنه. یعنی مردم ما اینقدر تاثیر میگیرن از تبلیغات و سریال ها. حالا ما پفک میذاریم روی میز خب میره میخوره. خروجیش چیه؟ در صد سال گذشته، میانگین قد ایرانی ها کوتاه شده و قد ژاپنی ها بلند شده. من خودم رو متعهد میدونم به سلامت جامعه. یک چیز جالب بهتون بگم نه به جامعه ایران فقط. به بشر، به انسان. اصلا حالا شما ماموریت و چشم انداز آژانس بادکوبه رو بخونی، یا اگر دوست داشتید برای دوستان به اشتراک بگذارید، میبینید که ما وایسادیم برای تحول بشریت، ما وایسادیم که زندگی بشر رو بهتر کنیم. یه ذره. نه خیلی! نمیخواهیم خیلی کاری بکنیم. یه ذره بهتر کنیم.

 

تبلیغات آنلاین چطور ذهن شما را می‌خوانند؟

کسانی که مدام در صفحات اینترنتی در گشت و گذار هستند، اغلب دچار احساس آشناپنداری می‌شوند. آنها به وب‌سایتی سر می‌زنند که پیش از این هرگز ندیده بودند و ناگهان با تبلیغی مواجه می‌شوند که کالا یا خدماتی آشنا را به آنها معرفی می‌کند: مثلاً یک جفت کفش که قبلاً خریده‌اند یا هتلی که در جستجوهای خود به آن برخورده‌اند اما در آن اتاق رزرو نکرده بودند. آیا آگهی‌ها و تبلیغات دیوانه شده‌اند یا دارند جاسوسی ما را می‌کنند؟

تکنولوژی این امکان را ایجاد کرده که تبلیغات، هدف خود را با دقت بیشتری انتخاب کنند. وقتی افراد زمان بیشتری را در دنیای آنلاین سپری می‌کنند در نتیجه اطلاعات بیشتری را با وب سایتها، خدمات پست الکترونیک و شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارند. گوگل در ارائه تبلیغات مرتبط با موضوعات مورد جستجوی افراد به آنها و همچنین تسهیل روند نمایش تبلیغات هدف‌دار در وب سایتهای متعلق به افراد دیگر تخصص دارد. شبکه‌های اجتماعی مانند فیسبوک و توییتر فعالیت افراد در دنیای وب را رهگیری می‌کنند و به دست اندرکاران تبلیغات اجازه می‌دهند تا تبلیغات سازگار شده با علایق آنان را در معرض دید کاربران قرار دهند. هزاران موسسه و نهاد دیگر هم می‌توانند ببینند که افراد به صورت آنلاین از کجا خرید می‌کنند و چه چیزی می‌خرند و در همین حین اطلاعات دیگری نیز درباره آنها به دست می‌آورند مانند شغل و درآمدشان. یک راه برای انجام این کار استفاده از کوکی‌ها (Cookies) هستند: خرده اطلاعات نگهداری شده در مرورگر وب کاربران که به وب‌سایتها امکان می‌دهد این کاربران را شناسایی کنند (نه با نام، بلکه به وسیله یک شناساگر منحصر به فرد). موسسات در این شرایط می‌توانند نوع مقالاتی که کاربران می‌خوانند، جاهایی که از آنها خرید می‌کنند، موقعیت جغرافیایی و سایر جزئیات مربوط به آنها را رهگیری کرده و در نتیجه می‌توانند پرونده‌هایی از فعالیت مصرف‌کنندگان ایجاد کنند.

native-advertising_re

بدین شکل، دست اندرکاران تبلیغات به افرادی دسترسی پیدا می کنند که به نظرشان علاقه بیشتری به محصولات آنان دارند. این روند توجیه مناسبی برای حس آشناپنداری مداوم کاربران اینترنت است. برای مثال، تبلیغات‌چی‌ها می‌توانند انتخاب کنند تبلیغات خود را فقط به کسانی نشان دهند که قبلاً به وب‌سایت خاصی سر زده‌اند اما پیش از انتخاب گزینه «خرید» سایت را ترک کرده‌اند. این مفهوم در دنیای صنعت به عنوان «هدف‌گذاری مجدد» شناخته می‌شود. اصحاب تبلیغات، شناسه کوکی‌های کاربرانی که به وب سایتشان مراجعه کرده‌اند را می‌دانند یا می‌توانند این اطلاعات را از سایر موسسات خریداری کنند و سپس تبلیغات خود را فقط در معرض دید این گروه از کاربران قرار دهند. به همین منظور روز به روز بیشتر از یک سیستم خودکار به نام «پلتفرم رقابت لحظه‌ای» استفاده می‌شود. با این سیستم، قسمت در نظر گرفته شده برای تبلیغات در وب‌سایتها، اطلاعات مربوط به کاربران و علایق آنها و صفحاتی که تبلیغ در آن نمایش داده می‌شود را در اختیار تبلیغات‌چی‌ها قرار می‌دهند و سپس آنها تصمیم می‌گیرند که کدام قسمت وب سایت را برای نمایش تبلیغ خود انتخاب کنند. این روند فقط طی چند ثانیه انجام می‌شود.

تکنولوژی تبلیغات آنلاین روز به روز پیشرفته‌تر و پیچیده‌تر می‌شود. علاوه بر قدرت دسترسی به کاربران خاص، تبلیغات‌چی‌ها می‌توانند تبلیغات خود را به گونه‌ای تغییر دهند که ارتباط بیشتری با این کاربران داشته باشد. برای مثال، اگر کاربری به وب‌سایت یک سازنده خودرو مراجعه کند و صفحه مربوط به یک مدل خاص ماشین را ببیند، دست اندر کاران می‌توانند تصویر آن مدل را در تبلیغاتی که به این کاربر نشان می‌دهند، بگنجانند. یا مثلاً در فصل زمستان، یک فروشنده لباس و کفش می‌تواند تصاویر لباسهای گرم و زمستانی را به کاربران نیویورکی نشان دهد، در حالی که اهالی هاوایی تبلیغات مربوط به صندلهای تابستانی را می‌بینند. تبلیغات‌چی‌ها حالا کنترل بیشتری بر زمان عرضه آگهی‌های خود و دستگاهی که دوست دارند تبلیغات در آن نمایش داده شود دارند. آنها می‌توانند درآمد افراد را تخمین بزنند، مثلاً با توجه به نوع دستگاه یا سیستم عاملی که کاربر از آن استفاده می‌کند: افرادی که کامپیوترهای اپل دارند معمولاً ثروتمندتر هستند. تبلیغات روز به روز بیشتر به علمی مستقل تبدیل می‌شود. به دنیای تبلیغات خوش آمدید!

منبع: The Economist